پست مدرنیته و معماری

حدود سال ۱۱۴۴ میلادی،” آبوت سوژه” معمار قرون وسطا، با ساخت یک هشتی و سپس باز سازی جایگاه هم سُرایان کلیسای “سن دنی پاریس”، جایگاه خود را به عنوان معمار گوتیک تثبیت کرد.

او اثر خود را « اُپوس مدرنوم » یا « اثر مدرن » نامید . (پورنز، ۱۹۸۳: ۸۹ – ۹۰)

به گمان بعضی از پژوهشگران قرن شانزدهم میلادی، رویارویی مسائل نوین با سنت‌های کهن، تبدیل به مهمترین دلالت ضمنی واژه ی “مدرن” شد.

مدرنیته با رنسانس پا به عرصه ی وجود می گذارد و در ارتباط با عهد باستان تعریف می‌شود. از سویی مدرنیته یعنی ” مدرن بودن” و به همین  دلیل  واژه‌های ” مدرنیت و نو طرازی ” به عنوان معادل های آن در زبان فارسی، پیشنهاد  شده است. می‌توان مدر نیته را حاصل مصدر در نظر  گرفت و آن را ” امروزگی ” خواند.

«مدرنیته» نیمه‌ی فانی، فرار و تصادفی هنری است که نیمه‌ی دیگرش جاودانی و تغییر ناپذیر است. (بودلر، ۱۳۸۱: ۱۴۵)

«مدرنیته» را می‌توان تلاش برای محوریت بخشیدن به انسان و به خصوص عقل انسانی در همه‌ی شئونات، از مذهب و طبیعت گرفته تا امور اقتصادی و علمی، دانست (هابرماس، ۱۳۷۹: ۹۵-۱۲۰)

شاید بتوان این ادعا را داشت که کتاب «به سوی معماری» لوکوربوزیه، مهم‌ترین کتاب قرن بیستم میلادی، در زمینه معماری است. او وظیفه ی بنیادی نسل خویش را، تفکر مجدد درباره معنای معماری برای عصر جدید تکنولوژی و از نظراجتماعی مساوات طلب، می‌داند. شعارهای لوکوربوزیه، نظیر«صندلی، ماشینی برای نشستن» و «خانه، ماشینی برای زندگی کردن» جنبه های مشخص چیزی بودند که وی آن را کاملا « زیباشناسی مهندسان » می‌نامید. وی در فصل « زیباشناسی مهندس  ومعمار» می‌نویسد: « زیباشناسی مهندس و معماری دو چیزاند که همراه یکدیگر گام بر می‌دارند و یکی از دیگری ناشی می شود : یکی از آنها اکنون در اوج کمال خویش است، و دیگری در وضعیت قهقرایی ناخوشایندی به سر می برد. مهندس، با الهام از قانون اقتصاد و تحت هدایت محاسبه ریاضی، ما را با قانون کلی هماهنگ می‌کند. او به هماهنگی دست می‌یابد. معمار با آراستن صورت‌ها [فرم ها] نظمی را تحقق می‌بخشد که آفریده محض ذهن اوست. او با صور و اشکال، حواس ما را به شدت متاثر وعواطف تجسمی [ پلاستیک] را بیدار می‌کند. با روابطی که می‌آفریند پژواک‌های عمیقی را در ما بر می‌انگیزد و معیار نظمی را به ما می‌دهد. که احساس می‌کنیم با نظم جهان ما هماهنگ است، او جنبش‌های گوناگون قلب و فهم ما را تعیین می کند؛ آنگاه است که ما حس زیبایی را تجربه می کنیم ». این نگرش که در آن ماشین محوریت داشت، به نوعی، کارکردگرایی مینی‌مالیسم بود. صرف نظر از آنکه نیازهای ابتدایی یک پروژه معماری تا چه حد پیچیده باشد، مینی‌مالیسم جلوه ی صوری معماری پست مدرنیته و معماری شد.

جنبش فوتوریسم

انقلابی ترین نگرش نسبت به جهان مدرن و مقتضیات و خصوصیات آن در جنبش فوتوریسم در ایتالیا در پیش از جنگ جهانی اول ظهور کرد. بانیان و پدید آورندگان این مکتب فکری و هنری خواستار جهانی بودند که یکسره خود را با شرایط جدید به وجود آمده در اثر انقلاب صنعتی و ظهور تکنولوژی جدید تطبیق دهد و آنچه را که مربوط به گذشته و جهان قبل از صنعت مدرن است، به بوته فراموشی و یا به عبارتی به زباله دان تاریخ بسپرد.

بنیانگذار این سبک ، نویسنده و نقاش ایتالیایی، فیلیپور توماسو مارینتی تحصیل کرده دانشگاه سورین فرانسه بود. وی در سال ۱۹۰۹ در روزنامه معروف فیگارو در پاریس منشور فوتوریسم را منتشر کرد. او در بخشی از این منشور می نویسد: «ما تأکید می کنیم که زیبایی جهان توسط زیبایی جدیدی به نام سرعت، غنای فزون تری یافته است». این جمله را می توان به عنوان موضوع اصلی این سبک تلقی کرد.

این جنبش به سرعت حوزه فکری و هنری پیشرو در ایتالیا را تحت تأثیر قرارداد. در طی مدت کوتاهی، نویسندگان، نقاشان، مجسمه سازان، معماران، طراحان صحنه، موسیقیدانان و فیلمسازان معروف ایتالیا به این جنبش گرویدند.

سوپرماتیسم (Supermatism)

جنبش هنری روسی که کازیمیر ماله ویچ (۱۸۷۸-۱۹۳۵) در سال ۱۹۱۵ تاسیس کرد. وی نقاشی هایی را ترسیم کرد که محدود به اشکال پایۀ هندسی با بکارگیری دامنۀ یکنواختی از رنگ ها بود . نقاشی وی تحت عنوان « مربع سفید بر زمینۀ سفید » (۱۹۱۸) سرمشقی برای این جنبش بود و تاثیر بسزایی بر غرب گذاشت . از جمله تاثیرات آن می توان به تاثیر بر جنبش مدرن بین المللی و داستیل اشاره کرد.فرهنگ معماری آکسفورد (۶۵۱-۶۵۲)

نهضت هنر نو

نهضت هنر نو (Art Nouveau) نام سبکی در اروپا بود که ابتدا در هنرهای تزئینی مانند طراحی پارچه، تولید کتاب و مبلمان از دهه ۱۸۸۰ آغاز گردید. سپس این سبک در زمینه های دیگر هنرهای تزئینی همچون گرافیک ، نقاشی، طراحی داخلی، پیکر تراشی و حتی عکاسی ظهور نمود. در معماری این سبک از اوایل دهه ۱۸۹۰ آغاز و عمدتاً تا سال ۱۹۱۰ ادامه داشت.

زمینه های فکری این سبک را می توان در سبک هنرها و صنایع دستی در نیمه قرن نوزدهم در انگلستان یافت.

این سبک در انگلستان به نام سبک مدرن، در فرانسه به نام هنرنو و یا سبک گیومارد، در آلمان به نام سبک جوان (Jungedstil) به لحاظ مجله ای به نام نشریه جوان که مبلغ این سبک در آلمان بود، در ایتالیا به نام سبک آزاد (Stile Liberty)، در اسپانیا مدرنیسم (Modemismo) و در اتریش سبک جدایی (Sezessionstil)- به دلیل جدایی معماران این سبک از معماران تاریخ گرا در اتریش – خوانده می شد.

در ایران بهترین نمونه طرح های هنرنو را می توان در ساختمان های طراحی شده توسط وارطان آوانسیان، معمار ارمنی تبار دوره پهلوی اول و دوم، در تهران مشاهده نمود.


 ساختارگرایی                                                       Constructivism

لوکوربوزیه یک بار قاطعانه اعلام داشت: ساختارگرایی روندی است که مفاهیم ضمنی آن نامفهوم است، به همین لحاظ به جنبش ناب گرایی یا راسیونالیسم ایتالیائی شباهت ندارد و مرزهایش کاملاً تعریف شده نیست. هر چند که میتوان ساختارگرایی را سیمای شناخته شده‌ای تلقی کرد، در دورهای که سعی داشت ویژگیهای سنت‌گرائی را به مثابه هنری جدا از زندگی نادیده انگارد، یا به نوعی به تولید گرایانی نسبت داد که در اوایل ۱۹۲۰ به بعد در شعارهایشان مرگ بر هنر، و زنده باد تکنولوژی! … زنده باد تکنیک ساختارگرایی سر می دادند!

در روسیه ساختارگرایی دو مرحله متفاوت را طی کرد، دورۀ اول به نام اژیت پروپ agitprop با ساختن تیرهای چوبی که در نمایشگاه‌ها و یا در فرم‌های انقلابی هنر خیابانی به کار گرفته می شد. دورۀ دوم دورۀ حرفه ای بود به طوری که ساختمانها حالت تصنعتی و کاذبی داشتند که چیزی شبیه به فرم های ماشینی و ساختارهای بیولوژیک بود. بخشی از ایدئولوژی علمی این مرحله مربوط به نوآوری های در زمینۀ مجموعه سازی واحدهای مسکونی و همچنین نشان دادن روش های دسترسی مانند رامپ و آسانسور بود. این جریان همچنین پیش زمینۀ طراحی وسائلی در مورد معماری مانند نورافکن، گیرنده‌های هوائی، آنتن‌های رادیوئی و تجهیزات سینماتوگرافی را فراهم ساخت.

روشهای ماشینی که اساساً بسیاری از هنرمندان فرمالیست از آن بیزار بودند. بنیان گرایان بزرگی چون ال. لیزیتزکی، و پیشگام جنبش هلند نئوپلاستیسیسم هلند، تئو وان دسبورگ یا طرفداران بخش روسیه که به حرکت‌های افراط گرایانه گرایش نزدیکتری داشتند. همچون معمار نیکلای لادووسکی وابسته به محفل وک هوت ماس VKHUTEMAS که گروه فرمالیست اسنووا ASNOVA (انجمن جدید معماران) را در ۹۲۳ بنا نهاد.

اصیل‌ترین کار ساختارگرایی طرح بنای یادبود بزرگ اینترناسیونال سوم اثر ولادیمیر تاتلین بود که برای اولین بار در ۱۹۲۰ به نمایش در آمد. این اثر به شکل مخروطی ناقص مورب طراحی شده بود (حرکت منحنی لگاریتمی به حالت حلزونی رو به به بالا نقصان می پذیرفت) و کاملاً روحیۀ پیروزنمدانۀ ساختارگرایی تکنولوژی معاصر را نشان می‌داد. هر چند که پیش از این ساختمان برج ایفل در ۱۸۹۹ ساخته شده بود، اما اختراع درخشان علمی این فرم ناشی از ساختمان اپرای فوتوریستی معروف به پیروزی بر آفتاب اثر الکسی کروچنیک بود. نائوم گابو منتقد اجتماعی در مورد طرح پیشنهادی تالین گفت: نه در ساختمان خانه‌ها و پل‌ها عمل کرد دارد و نه اثری ناب است، بلکه هر دو است. هیچ اغتشاشی میان این دو به وجود نمی آورد، (در محفل وک‌هوت ماس مسکو ساخته شد) – عده زیادی از هنرمندان را بر آن داشت تا کارهای هنری را رها کرده و به طراحی صنعتی روی آورند.

هنرمندانی چون آلکسی گان، لیوبوف پوپووا، الکساندر رودچنکو، واروارا استپانوا و ولادیمیر تاتلین مدعی بود که آنان به جای اینکه ساختارگرا باشند تولیدگرا هستند.

در ارتباط بسیار دور با معماری، ساختارگرایی روسیه چندان به صورت تولیدی در نیامد – در ابتدا فقط در طراحی سازه‌های تیر چوبی، درخشید که توسط کنستانتین ملنیکف طراحی شده که در طراحی غرفۀ ماهورکای او در نمایشگاه سراسری محصولات کشاورزی و صنایع دستی در ۱۹۲۳ نوعی برداشت غیر فولکوریک از ساختار سنتی روستائی روسیه بود. این شیوۀ شورانگیز ساختمانی توسط ملنیکف در پروژۀ بازار سوخاروف که در ۱۹۲۳ در مسکو ساخته شد ادامه یافت، و نیز در غرفۀ روسیه در نمایشگاه جهانی هنرهای تزئینی و صنعتی مدرن که در ۱۹۲۵ در پاریس برگزار شد.

قطعات بریدۀ مفصلی پیش ساخته، قطعات چوبی استنسیل، سقف‌های یک طرف شیبدار راه پله‌های تصنعی از مشخصه‌های چشم گیری کارهای اولیه مالینکف است. هر چند که در روش کاری او تغییراتی به وجود آمد، او نهایت مهارت تکنیکی خود را در ساختمان چند باشگاه کارگری به کار برد، مانند کلوپ روساکف در مسکو (۸-۱۹۲۷) با سقف معلق سالن‌های سخنرانی که از مهمترین نمونۀ مشخصۀ معماری اوست. تلاش انقلابی بعد از جنگ در جهت شکل دهی به نوعی معماری نوین اجتماعی به نشانۀ نوعی مکاشفه صادقانۀ ساختار و فن‌آوری در درون محفل وک هوت ماس توسط جناح چپ شکل گرفت.

مشهورترین آنها، ساختارگرایی درخشان گروه SOA (انجمن معماران معاصر) بود که در ۱۹۲۵ توسط آلکساندر وسنین پایه گذاری شد. وسنین که از ۱۹۲۱ به بعد در وک هوت ماس درس می داد، یکی از اولین کسانی بود که با طرح ساختمان لنین گراد اسکایا پراودا که در ۱۹۲۳ در مسکو ساخته شد، سنتز معماری ساختارگرایی را مدون کرد، به طوری که لیزیتزکی در ۱۹۲۹ در مورد آن نوشت: همۀ متعلقات … چون علامات اعلانات، ساعتهای دیواری، بلندگوها و حتی آسانسورهای داخلی، به مثابۀ عناصر ارتباطی در ترکیب بندی از وحدتی یک پارچه برخوردارند. این است اصول زیبائی شناسی ساختارگرایی !

هر چند که بر سر روش های اندازه گیری فرم در بین جناح‌ها اختلاف نظر وجود داشت تباین بسیار وسیعی مابین ایدئولوژی ساختارگرایی گروه OSA و سنین نظریه پردازیهای بسیار صوری پیشرفتۀ گشتالت آسنوا ASNOVA وجود داشت، به طوری که جنبه‌های واقعی روان شناختی از آن استخراج می شد.

معماران ساختارگرای روسیه، با روندهای برنامه ریزی شده‌ای در دو زمینه متمرکز شدند. در مرحلۀ اول آنان در پی ابداع نوعی شهر ایده‌آل سوسیالیستی بودند – تلاشی که به صورت اغراق آمیز به طراحی الگوی شهر خطی شش باندی ان-اَ میلیتون منجر شد. در مرحلۀ بعدی آنان تلاش کردند ظرفیت‌های جدید اجتماعی را هم در زمینۀ معماری و هم در سطح آموزشی امری مهم به شمار آورند. این گونه اقدامات از ۱۹۲۰ به بعد به رواج ساختمان باشگاه های کارگری انجامید و در اتحاد جماهیر شوروی زمینۀ تحقیق در بارۀ خانه سازی اشتراکی را فراهم ساخت که زیر نظر و مدیریت معمار موئی سی گینزبرگ انجام گرفت که عضو انجمن معماران معاصر OSA بود. گینزبرگ یک نمونۀ الگویی از خانه‌های مشابه اشتراکی موسوم به دوم کوموند Dom Kommund را در پروژۀ بلوک آپارتمان‌های مسکونی نارکوم فین به سال ۱۹۲۹ در مسکو به اجرا در آورد. شیوۀ کاربردی این گونه واحدهای مسکونی بلوک آپارتمانی ناشی از مسابقۀ مسکن سال ۱۹۲۷ بود که انجمن معماران معاصر OSA برگزار کرد و همچنین پژوهش‌هایی که مجلۀ OSA در زمینه مسکن انجام داده بود.

سردمداران اتحاد شوروی، ساختارگرایی روسیه را گرد هم آیی ها از ضرورت های ساختاری زیربنای اجتماعی می دانستند. عمدتاً بیشتر کارهائی که به اجرا در می آمد شامل ساختمانهای دفتری، ساختمان فروشگاه‌ها، آسایشگاه‌ها، موسسه‌های چاپ، سازمان‌های تحقیقات، کارخانه‌ها، ساختمان باشگاه‌های کارگری و آخرین و نه امام کوچکترین آنها، تأسیسات هیدروالکتریک بود در زمرۀ این آخرین گروه مهمترین کار مهندسی سازه‌ای در دورۀ جنگ، ساختمان مشهور دنی پیر ستو روی دام بود که در ۱۹۳۲ به اتمام رسید و کار طراحی آن را ویکتور و سنین انجام داده بود.

در دهه ۱۹۲۰ جنبش ساختارگرایی خارج از مرزهای اتحاد شوروی در کشورهای مختلف مانند فرانسه، سوئد، سوئیس، چکسلواکی، انگلستان و حتی در ایالات متحده (فیلادلفیا – ساختمان تأمین اجتماعی فیلادلفیا اثر هاو و لسکاز) تأثیرگذار شد.

معتبرترین شکل ساختارگرایی به صورت بسیار کنترل شده در هلند و آلمان به وجود آمد، با معمارانی چون مارت استامپ و یوهانس دوی کر و یا در آلمان به وسیله هانس مایر و والتر گروپیوس، که در کارهای اجرایی آنان پوشش شفاف تری یافته و در قالب اسکلت‌های نمایان و یا در روش دسترسی و عملکردها بسط یافت. شفاف ترین اثر ساختارگرایی کارخانۀ وان نل بود که در فاصلۀ ۱۹۲۶ تا ۱۹۳۰ در روتردام ساخته شد، اثر یوهانس آندرئاس برینکمن و لیندرت کورنلیو و اندر ولوگت که استام نیز در آن همکاری داشت. روحیۀ صمیمانه هانس مایر و شیوۀ ساختارگرایی هانس ویت ور در طرح مسابقه‌ای ساختمان گرد هم آیی اتحادۀ ملل که از ۱۹۲۶ تا ۱۹۲۷ ساخته شد به منصۀ ظهور رسید و نیز در ساختمان کارخانۀ وان نل که نماسازی سراسر شیشه‌ای ستونهای قارچی شکل ، اسکلت بندی بتنی آن هم اکنون نیز از شاهکارهای معماری، به شمار می رود. هرچند آنچه در نهایت به عنوان کار ساختارگرایی مسجل شد، کاربری مداوم تسمه نقاله‌ها بود که بین تونل‌های ارتباطی هوائی و قطعات بتنی کارخانه و آبراه‌های کنار انبارها رفت و آمد می کردند. هر چند که با کارهای دوی کر و همکارش برنارد بی وت، با نوعی ساختارگرایی رو در روئیم که عمدتاً اهدافی فرمالیستی دارند.

این موضوع را در آثار دوی‌کر در نقشۀ متقارن آسایشگاه محلی هیلور سوم (۸-۱۹۲۶) و مدرسه‌‌های در هوای آزادی که به شکل متقارن بین سالهای ۱۹۲۸ تا ۱۹۳۰ در آمستردام به اجرا در آورد می توان مشاهده کرد. سنتز ارزشمند دیگری بین این دو دیدگاه جهانی ساختارگرایی – از یک سو ساختارگرایی نامتقارن و عمل کرد گرایی استامپ، و ساختارگرایی متقارن دوی کر از سوی دیگر – امکانات طراحی مزون دو ور (خانۀ شیشه ای) اثر پیر شارو را فراهم ساخت (که طراحی آن با همکاری بی وت انجام گرفت) و در فاصلۀ ۱۹۲۸ تا ۱۹۳۲ در پاریس ساخته شد. به عنوان تداوم سنت ساختارگرایی ریچارد راجرز حرف‌هائی برای گفتن داشت – که با همکاری رنز و پیانو ساختمان مرکز فرهنگی پمپیدو در پاریس را در بین سالهای ۱۹۷۲ تا ۱۹۷۷ طراحی کرد – زمینۀ مطالعاتی این خانه ماشینی را از اوایل سال ۱۹۶۰ به بعد آغاز کرده بو د.

دانشنامه معماری قرن ۲۰ – ضیاء الدین جاوید

تاریخ گرائی                                historicim

اندیشۀ تاریخ‌گرائی، به ویژه در نحوۀ تفکر فلسفی به شیوۀ سنتی آلمانی آن، از نظر کاربردی اشاره به نوعی ایدئولوژی تاریخی دارد، نه تنها در رابطه با جنبه‌های مادی گرائی بلکه خاستگاه تاریخی آن در قلمرو روشنفکری قرار گرفته است. این چشم انداز بر خواسته از واکنشی نسبت به فرم های گذشته بود که بنا به نوعی ضرورت تاریخی پدید آمده بود.

(ویلهلم دیلتی)، تاریخ گرائی را از نقطه نظر تحلیلی مورد نقد قرار داد و به توالی پیشرفت‌ها بر اساس روابط علت و معلولی معتقد بود. همچنین فردریش مینیکه از نظر وابستگی به سنت نسبی گرایی آن را با نوعی شک فلسفی به گذشته را نشانۀ سرسپردگی می دانست. اولین محققی که این دیدگاه منفی نسبت به گذشته گرایی را تغییر داد و سبک اکلتیزیسم (شیوۀ التقاطی) را به مثابۀ ارزش عام معماری قرن نوزدهم به ویژه در ترکیب روش های معماری دهه های اواخر قرن نوزدهم مورد ارزیابی قرار داد، هرمان بینکن تاریخ نگار آلمانی بود. او در ۱۹۲۸ از نظر تاریخ شناسی به طور کلی به نحوی بی آلایش روند سبک تاریخ گرائی را به مفهوم نوعی ارزش یابی مجدد در معماری دورۀ رمانتیک آلمان در تاریخ معماری معرفی کرد. کارهای او در آن دوره مفهوم نامشخصی از روند تاریخی به دست داد، اما مفاهیم ضمنی بنیادینش با کیفیت و شیوه‌ای «حد واسط»، هر چند با اقتباس از سبک های رایج قرن نوزدهم ادامه یافت، اما پدیده‌ای که قابل مقایسه و شبیه به سبک رنسانس بود، بنکن این روند را به مثابه الگوئی به تاریخ هنرنویسان آلمان معرفی کرد.

هرچند تا به امروز نیز کاربرد عملی آن صرفاً در حوزۀ مطالعات تاریخ هنر انگلو – آمریکایی و فرانسه محدود بوده اما به مثابه روندی بود که به دست آوردهای شاخص تاریخی نوعی وحدت ساختاری داد که به طور کلی در نماسازی ها و تصویرپردازیهای گوناگون وترکیب بندیهای معماری قرن نوزدهم به کار برده می شد. اخیراً طرفداران شیوۀ انگلو – آمریکایی به نقطه نظرات ماندل باؤم ، در تشخیص وجه تمایز آشکار مابین الکلکتیزیسم به مفهوم استراتژی خاص در معماری و تاریخ گرائی به مثابه نوعی معماری مردم گرا که حاوی خودآگاهی بود و عجولانه به شکل توالی زنجیره ای در آمد، گرایش دارند، ساختاری که از نظر تاریخی مورد تحلیل و ارزیابی قرار گرفته است. بنابراین تاریخ گرائی به طور کلی توضیح طیف گستردۀ مفاهیم مبانی نظری معماری و روشهای قرن نوزدهم بود. چنان که گوته آن را نوعی برنامه‌ریزی وابسته به تاریخ می دانست.

علاوه بر این رواج ایدئولوژی آرمان شهرهای اجتماعی و نظریه پردازی‌های لابروست و وائودوئر و هم عصرانش در بارۀ معماری، تحلیل‌های ساختاری و نظریه‌های دموکراتیک ویوله – لو– دوک ودست آوردهای گوتفرید سمپر مبتنی بر اصول ماتریالیستی و همچنین دیدگاههای شفاف تاریخ گرائی هستند که به ویژه توسط معماران جنبش معروف به های ویکتوریای انگلیس English High Victorian شکل گرفت.

نحوۀ تفکر تاریخ گرائی اخیراً از طریق تاریخ هنر وارد مقولۀ نقد معماری معاصر گردید، به نحوی که معمولاً به مثابه ارزشی مبهم و نامشخص در انواع پدیده‌های معماری قرن بیستم مورد استفاده قرار می‌گیرد. مخالفت تحلیل گران تاریخی عمدتاً بر این قضیه استوار است که دست آوردهای ماندگار فرهنگ اخیر در زمینۀ معماری را از قید و بندهای تاریخ و سنت رها سازند، به اعتبار اینکه معماری مدرن هماهنگی کاملی در فرم و محتوای عمل کرد، چه در زمینۀ تئوری و چه در عرصۀ اجرا به وجود آورده است، که در واقع نه به شکل قیاس های صوری بلکه بنابر اصول عام و مشترک پیوندی با تاریخ دارد.

از لحاظ مفهومی، سبک شناسی با آهنگی خاص و فحوایی آرمان گرایانه دست آوردی بود که آلمان به تاریخ هنر عرضه داشت، که به مثابۀ الگوی روشن فکری و وحدت فرهنگی در یک دوره کاملاً عمل کرد داشت و همچنین انگیزۀ شکل گیری نظریه پردازی‌های نوینی شد که با فرم های تجریدی راه گشای اصول زیبائی شناسی نابگرایی گردید. به همین نحو نیز در مورد معماری گذشته راه دست یابی به سبک جدید را به خوبی نشان داد و در واقع شیوۀ معماری قرن بیستم سرانجام شکل گرفت. هر چند این فرهنگ روشن فکرانه و الگوی هنرمندانه همواره در پی انکار تاریخ گرائی بود، اما با دیدگاهی متفاوت شیوۀ تاریخ گرائی به صورت بصیرتی هنرمدانه و شورانگیز در معماری قرن بیستم ماندگار شد. اکنون که سیمای سبک جهانی ناشی از تحولات معماری مدرن در ارتباط با روش تاریخ گرائی سال های قبل از ۱۹۱۰ ، کاملاً شناخته شده، تاریخ گرائی هنوز نیز در تاریخ معماری به شکل اسطوره پا بر جای مانده است.

به طور کلی در سراسر قرن بیستم جنبش تاریخ گرائی نقش مهمی در تداوم معماری داشت که به سادگی نمی توان از آن نوعی آنتی‌تز مرتبط با جنبش نویس باون یا راسیونالیسم و حتی در رابطه با معماری سنتی مشخصه‌هائی استنتاج کرد. این گونه تحلیل های متفاوت نسبت به تعاریف فرهنگی، محتوای ایدئولوژیک و کاربری فرم های تاریخی عمدتاً امری اجتناب ناپذیر بود. نفی شیوۀ التقاطی اواخر قرن نوزدهم اساساً به نحوی افراطی مرتبط با انکار تمام وابستگی‌های تاریخی به شمار نمی رفت.

کمی بعد از رواج روش آرایشهای آزاد و ساده تر تزئینی، شیوۀ معروف آرت نووُ پدید آمد که به نحوی بسیار بنیادین ارجاع به روشهای تاریخی داشت، که بر اساس ریخت شناسی و الگوهای ناب و نمادین و سنت گرائی بومی شکل گرفته بود.

نوعی سبک نئوکلاسیک ساده و بی آلایش بر مبنای الگوهای سبک پروس (در آثار آرتور مولر وان دن بروک) به شیوۀ معماری سالهای حدود ۱۸۰۰ جلوه نمود. همچنین در کارهای پیتر بهرنز، هاینریش تسنو، ویلهلم کرایس، در شاهکار نمادین ساختمان ایستگاه مرکزی اشتوتگارت اثر پل بوناتز) یا در فرم های ساده شدۀ شیوۀ باروک اواخر قرون وسطا یا شبیه به الگوهای بیدرمایر (که در کارهای تئودور فیشر، پل اشمیتز، جرمن بنل میر تجلی یافت). همچنین مشخصۀ محافظه کارانه نوعی معماری بورژوایی سنتی، که در معماری سالهای ۱۹۲۰ به بعد در آلمان از نظر کمیت از اهمیت خاصی برخوردار شد. شیوۀ نوی زاخ – لیشکایت بود. حتی معماران مکتب اکسپرسیونیسم گرایشهای شدیداً تاریخ گرایانه داشتند. به ویژه به روش انتزاعی گوتیک که بنابر اصول روان شناسی گشتالتی و الگوشناسی فرهنگی ویلهلم ورینگر پدید آمد؛ و به شکل وسیعی نه فقط در معماری کلیساها در زمینه های دیگر (توسط دومینیکوس بوهم و پیتر ویلهلم جنسن کلینت) رایج شد.

همچنین معماری اصیل آجری با مشخصۀ کاربری مصالح سنتی توسط فریتز شوماخر و فریتز هوگر به سبک مدرسۀ آمستردام به شکلی بسیار مردمی به شکل طبیعی (توسط برنهارد هوتگر، به شیوه ای مردم وار) رایج شد. ایدئولوژی فرهنگ راسیونالیسم سنتی (پل شولتز ناؤمبرگ) از یک سو و اتوپیای اجتماعی و حساسیت‌های فوتوریستی (برونو نائوت) از سوی دیگر، نمونه‌های زیادی از این گونه دیدگاه های تاریخی ارائه دادند.

تضاد مابین معماری سنتی و مدرن – به ویژه از اواخر دهه ۱۹۲۰ در آلمان به شکل دو قطبی درآمد (با بحث های مجادله آمیزی که در وایزن هوفسیدلونگ در اشتوتگارت در گرفت) که پیامد آن جریان های هنری بود که به شکل بسیار مردمی از درون تضادهای اجتماعی فراگیر شد (گرایش به شهرسازی کوچک، پروژه‌های روستایی، ساختارهای اجتماعی آرمانگرایانه، صنایع دستی، فرهنگ صنعتی، استانداردگرایی به روش خاص و مردمی شکل گرفت.) و نیز بدین ترتیب برنامه ریزی ساختمانهای عظیم نمادین و شهرک های مسکونی ناسیونال سوسیالیستی معروف به Blut und Boden (اصالت زمین) بدون قطع وابستگی به معماری مدرن همراه با نوعی تقدس گرایی و گرایش به روش های سنتی برنامه ریزی شد، اگرچه این بار اصالت تاریخ و مهمتر از همه محتوای ایدئولوژیک معماری مورد توجه قرار گرفت. در تضاد با این دو چشم انداز، معماری ادای تشریفاتی فاشیسم چندان قدرتمند نبود. طرح مسابقه‌ای کاخ اتحادیۀ ملل ژنو (۸-۱۹۲۷) و ساختمانهای فرهنگی و دولتی به سال ۱۹۴۰ در واشنگتن به هر صورت نشان دهنده این دیدگاه بود که حتی در کشورهای دموکراتیک نیز معماری به آرامی با الگوهای تاریخ به نحوی بسیار نیرومند همبستگی دارد. به همین روش، تاریخ گرائی به شکل شدیداً التقاطی به کشور روسیه راه یافت، از زمانی که مسابقۀ طرح کاخ شوراها در ۱۹۳۱ برگزار شد و همچنین دهه ۱۹۵۰ به ویژه در پروژه شهرک های اقماری شوراها از سال ۱۹۴۵ بسیار تأثیرگذار شد و ایدئولوژی معماری ملی، عمدتاً به منظور تبلیغات فرهنگی به شکل وسیعی گسترش یافت.

به طور کلی برچسب تاریخ گرائی؛ به طرزی بسیار هوشمندانه، کم وبیش بعد از جنگ دوم جهانی در بازسازی مراکز شهرهای تاریخ ویران شده به کار می رفت و نه به شکل بازسازی تقلیدی بلکه به مفهوم نیازی مبرم به تداوم تاریخی شکل گرفت، مانند کشور لهستان (با گرایش‌های نسبت به هویت ناسیونالیسم تاریخی) همچنین در بازسازی شهرهای آلمان غربی، ضرورتی که تقریباً در همه جا به شکل نوعی همدلی سلامت بخش و به نحوی بنیادین در تجدید بنای شهرها مورد توجه قرار گرفت.

گرایش‌های گوناگون به پست مدرنیسم نسبتاً در تناقض با این زمینه‌ها شکل گرفت. به ویژه نوعی تاریخ‌گرائی پر زرق و برق در معماری آمریکا (توسط فیلیپ جانسون، مینور و یاماساکی) پدید آمد که تلویحاً تداوم اعتراضی بود بر علیه نظریه پردازی‌های زیبائی شناسانه و انتزاعی راسیونالیسم که اولین بار مبانی نظری آن را روبرت و نتوری در ۱۹۶۶ تدوین کرد. همچنین در بیشتر معماری های اخیر – در این دوره روشنفکری – المان های تاریخی به شکل طنز آمیز نقش عمده ای دارند، یا صرفاً به مثابۀ نوعی زیبائی شناسی شمایل پردازی از کتاب نقل قول ها (چارلز دبلیو. مور) عنوان کرده است. و سرانجام نوعی معماری با شاکلۀ ساختاری کلاسیک به طرز زیبا توسط گروه نیویورک فایو از درون دوره‌های تاریخی دوباره شکل گرفت.

در اروپا شیوۀ معماری راسیونالیسم از درون تاریخ گرائی تجلی یافت که به تئوریهای معماری کلاسیک بر می گشت و شخصیت آزاد خودمختار هنری (آلدو روسی) همچنین شیوۀ التقاطی بسیار نیرومند (جیمز استرلینگ) و حتی تا حدودی در نحوۀ تفکر سنتی و دست آوردهای معماری تاریخی (الکساندر فن برانکا) را به وجود آورد.

به رغم پاره‌ای از ارزیابی ها، روند تاریخی معماری معاصر را نه در مفهوم و نه در شاکلۀ ساختاری به هیچ وجه نمی توان با تاریخ گرائی قرن نوزدهم مقایسه کرد. در واقع معماری آن دوره نیز روند خاص مترفیافه‌ای بود که به هیچ روی نمی توان آنرا به نوعی بدبینی فرهنگی و واقعیت گریزی نسبت داد، اما در جهت دست یابی به نوعی اتوپیای فرهنگی، این افتخاری بود که صرفاً جنبش مدرنیسم در طول تاریخ، در عمل و اندیشه به آن هویت یافت.

دانشنامه معماری قرن ۲۰ ضیاء الدین جاوید

رنسانس

رنسانس نهضتی هنری، ادبی و فلسفی بود که نقطه عطفی در تمدن غرب محسوب می شود، زیرا با وقوع آن باورهای ذهنی قرون وسطا و جهان سنت مورد شک و تردید قرار گرفت.

جنبش رنسانس در فلورانس آغاز گردید و از آنجا به شمال ایتالیا و رم و سپس فرانسه، اسپانیا، آلمان و سایر مناطق اروپایی غربی گسترش یافت. رنسانس تا سال ۱۵۳۰ در ایتالیا ادامه پیدا کرد.

خصوصیات اصلی عصر رنسانس را می توان در انسان گرایی، واقع گرایی و خردگرایی خلاصه کرد. رنسانس آغاز انسان گرایی و اعتقاد به انسان و توانایی های او است. فرد و فرد گرایی در عصر رنسانس اهمیت پیدا می کند و هنرمند و اثر هنری به نام هنرمند دارای ارزش می شود.

خردگرایی دیگر خصیصه عصر رنسانس است. در این دوره با گسترش مدارس غیر مذهبی، فلسفه، ادبیات، هنرهای آزاد، فنون جنگی، ورزش، تاریخ و خصوصاً تاریخ عصر کلاسیک تدریس می شود. در هنر و معماری، احجام اولیه مانند مکعب، استوانه، کره و هرم اهمیت پیدا می کند زیرا این اشکال قبال ادراک و استنباط توسط ذهن انسان هستند و هیچ گونه ابهامی در مورد آنها وجود ندارد.

تناسبات ریاضی، همگونی و تقارن که در هنر کلاسیک یونان و روم باستان اهمیت داشت مجدداً در دوره رنسانس واجد ارزش بسیار زیاد می شود.

۳ تقسیم‌بندی دوره رنسانس

در تاریخ هنر معمولاً دوران رنسانس را به سه مرحله تقسیم می‌کنند:

دورۀ آغازین (حدود ۱۳۰۰ – حدود ۱۴۲۰)؛

دورۀ پیشین (حدود ۱۴۲۰- حدود ۱۵۰۰)؛

دورۀ پسین یا اوج (حدود ۱۵۰۰ – حدود ۱۵۲۷).

هنررنسانس آغازین

سبک معماری عصر رنسانس آغازین ویژگی‌های خاصی دارد که در ادامه به مواردی اشاره خواهد شد.

– احیای معماری روم و یونان و احیای معماری پانتئون و پارتنون؛ معماران از ساخت بنای کلیسا به سمت ساخت ساختمان‌های شهری و غیرمذهبی، کاخ‌ها و استفاده از نماسازی و رده‌گیری تزئینی در دیوارهای ساختمان‌ها و ساختن خانه‌های ییلاقی به پیروی از روم باستان تغییر موضع دادند.

– الگوبرداری از مجسمه‌سازی روم و یونان؛ ساختن مجسمه‌ها به صورت بزرگ و تنومند، واقع‌نمایی به جای آرمان‌گرایی و اسطوره‌نمایی، تصویر زمینی از چهره قدیسان و پیامبران، جدا شدن هنر از تبلیغ دینی و به خدمت در آمدن هنر برای هنر از جمله تغییرهای مجسمه‌سازی این دوره است.

– استفاده از پرسپکتیو یا ژرفانگری برای نخستین‌بار؛ یکی از خلاقانه‌ترین و بدیع‌ترین ویژگی‌های رنسانس آغازین در نقاشی این دوره است. جوتو[۱] برای نخستین بار پرسپکتیو را وارد آثار خود کرد. پس از او، مازاتچو نیز در تصویرگری خود تصاویر را با حجم سه بعدی نشان می‌داد و یا از ژرفانمایی خطی استفاده می‌کرد و با ایجاد خطای دید، عمق را القا می‌نمود، به گونه‌ای که صورت نقاشی‌ها چهره‌ای واقع‌نمایانه به خود گرفتند. به‌علاوه در این دوره بود که هنرمندان از رنگ‌های گرم و سرد نیز برای نشان دادن پرسپکتیو در نقاشی‌ها استفاده کردند. افزون بر جوتو و مازاتچو، نقاشان دیگری مانند هوبرت ون آیک ویان وین آیک نیز به استفاده از پرسپکتیو در آثار خود پرداختند و با دیگر نقاشان رنسانس آغازین هم‌سو و هم‌داستان شدند.

ویژگی‌های نقاشی رنسانس آغازین را در می‌توان چنین خلاصه کرد: بازگشت به سنت کلاسیک روم و یونان؛ وارد شدن پرسپکتیو خطی به نقاشی؛ کشیدن چهره‌ها به صورت غیرالهی و زمینی؛ ترسیم صحنه‌های غیردینی، عرفی و تصویر نمودن تعداد زیاد انسان‌ها در نقاشی‌ها – که ریشه در انسان‌گرایی عصر رنسانس دارد؛ ترسیم صحنه‌های معمولی و طبیعت‌گرایانه و تصاویر غیر آرمان‌گرایانه و غیرمنسوب به قدیسان- که نسبت به سابق و یا حتی دوره رنسانس مترقی کم‌رنگ‌تر می‌شود.

۲-۳-۳-۲ هنر رنسانس پیشرفته

فلورانس، پیش از پایان سده پانزدهم، مقام رهبری هنری را از دست داد زیرا نوآوری‌های هنرمندانش به خصیصۀ مشترک هنرمندان سراسر ایتالیا بدل شده بود و مرزها ‌سیاس محلی نمی‌توانستند مانعی فرا راه گسترش آن پدید آورند. لئوناردو داوینچی[۱] و میکلانژ[۲] (نقاش، پیکرتراش، معمار و شاعر ایتالیایی) با آنکه بخش بزرگی از عمرشان را در بیرون از این شهر سپری کردند خود را فلورانسی می‌نامیدند و نقطۀ عطف تربیت هنری رافائل در پی آشنائیش با هنر فلورانسی فرارسید.

گذشته از این پس از آفریده شدن نخستین کارهای لئوناردو داوینچی در فلورانس، او سرچشمۀ سبک هنری سدۀ شانزدهم شد و بعدها در فراهم آوردن مقدمات و رشد شیوه گزینی- سبکی که در بخش بزرگی از سده شانزدهم بر اروپای غربی مسلط بود- سهیم شد (گاردنر، ص ۴۱۶).

جایگاه شهر روم در هنر رنسانس پیشرفته

شهر روم ازحدود ۱۴۵۹میلادی تا تاریخ یورش بیگانگان و غارت آن شهر در ۱۵۲۷ میلادی جانشین فلورانس شد و مدعی برتری هنری بر آن گردید. تعدادی از پاپ‌های قدرتمند و جاه‌طلب مانند آلکساندر پنجم (بورژیا) یولیوس دوم (دلاروورو) لئوی پنجم (مدیچی) و کلمنس هفتم (مدیچی) قدرتی تازه به نام ایالت پاپی آفریدند و روم را پایتخت آن قرار دادند. روم در همان زمان پایتخت هنری اروپا شد. پاپ‌ها که در کاخ‌های مجلل و پرشکوه حاکمان این جهانی زندگی می‌کردند، شهر را با آثار بزرگ هنری آراستند. هنرمندان را از سراسر ایتالیا به آنجا فراخواندند و ماموریت‌های جاه‌طلبانه و رقابت‌آمیز بدیشان دادند. رنسانس پیشرفته در مدت زمان کوتاه حیاتش شاهد آفریده شدن آثار چنان معتبری بود که هنرمندان نسل‌های بعد نیز از آن‌ها آموزش می‌گرفتند. هنرمندانی چون لئوناردو، رافائل، میکل‌آنژ و تیسین[۱] به هیچ مکتب خاصی تعلق ندارند، بلکه هر یک ویژگی خاص خود را داراست. این استادان البته علوم تصویری سدۀ پانزدهم را به ارث برده بودند و از یکدیگر تجربه می‌آموختند. با این حال پیوندشان را با گذشته آشکارا گسسته و شالوده‌ای تازه و چنان رفیع پی افکنده بودند که جانشینان جسارت رقابت با آن را به خود نمی‌دادند.

اکسپرسیونیسم                                        Expressionism

معماران اکسپرسیونیست، مانند نقاشان این مکتب، گروه فرهنگی برنامه‌ریزی شده فعال و متحدی نداشتند و معمارانی که به این مکتب روی آوردند دورۀ فعالیتشان برهۀ کوتاهی بود، اما با وجود این همین دوره، نقطه اوج فعالیت هنری آنان بود. در بین کارهای بهترین آنان انواع مختلف دیدگاه ها و تأثیرات هنری را می توان شناسایی کرد. این جنبش اصولاً پدیده‌ای آلمانی به شمار می رود.

در آلمان در سالهای قبل از ۱۹۱۴، معماری پیشگام شامل کارهای کسانی بود که از طرفداران جنبش آرت نووُ بودند، با آن میراث گرانقدری که آرت نووُ از سبک‌های تاریخی در خود داشت و با آن تصویرپردازی های کلی و تجربه‌ای که در کشف فرمهای ارگانیک به دست آورده بود. بنابراین برخی حلقه‌های پیوند با جنبش اکسپرسیونیستی دای بروک Die Brucke (پل) و در بلاو ریتر Der Blaue Reiter (دورۀ آبی) را به سهولت می توان ردیابی کرد. در این زمینه کارهای اندیشمندانه اتو اکمان، برنارد پانکوک، هرمان ابریست، آگوست اندل و ژوزف ماریا البریخ – که در آن دوره ، با کارهایش در دار مشتاد نقش کلیدی داشت- و مهمتر از همه ریچارد رایمرشمید با ساختمان کارخانۀ هله رائو (۱۹۱۰) و هانری وان دو ولد ، عمدتاً بر معماری اکسپرسیونیستی تأثیرگذار بودند.

پیتر بهرنز با ساختمان‌هایی که برای شرکت AEG در برلین طراحی کرد (۱۳-۱۹۰۸) به نوعی سنت‌گرائی در گذر از مکتب اکسپرسیونیسم دست یافت. این مختصر در پی آن نیست که المان‌های ارتباطی را که به وضوح در پیشبرد سبک راسیونالیسم تأثیرگذار ظاهر شدند نشان بدهد.

کارهای بهرنز در ارتباط با سنت عملکردگرایی جنبه های کاربردی نداشت، اما نسبتاً نمایانگر توان نوینی بود و هویت نمایشی داشت، بطوری که از عملکردگرایی واقعی فاصله می‌گرفت.

علاوه بر بهرنز، قبل از جنگ اول جهانی فقط دو معمار اکسپرسیونیست را می توان به وضوح شناسایی کرد: هانس پوئلزیک وماکس برگ. نماسازی سنتی ماکس برگ با استفاده از بتن آرمه در ساختمان تالار جشن سده بر سلاو (۱۳-۱۹۱۲) با گنبد عظیمش به طول دهانۀ ۶۵ متر از داخل به شکل هیجان انیگزی رفتار سه بعدی ندارد. پیش از این هیچ ساختمان بتن آرمه‌ای به اجرا در نیامده بود که تا اندازه ای طرح کلی آن شبیه به رفتارهای فضایی غنایی این تالار باشد. هر چند که از این سه معمار بیش از همه پوئلزیگ بود که به نحوی آگاهانه به مکتب اکسپرسیونیسم وابسته بود. ساختمان بسیار بزرگ مجموعۀ صنعتی لوبان (۱۲-۱۹۱۱) در این دوره از لحاظ طرح کلی منطقی تر از کارهای بهرنز است. احجام معماری او از قطعاتی تشکیل می شود که به صورت نامتقارن روی هم انباشته شده‌اند و همچون انداموارۀ متحدی به نظر می آیند و از نظر المان های طراحی شخصیت مستقلی دارند. سه سال قبل از این ، پوئلزیگ خانه بزرگی در نزدیکی برسلاو ساخته بود، که از نظر همبستگی تجسمی المان های آن در جهت ایجاد تداوم حجم یادآور بعضی از کارهای ویلائی هانری وان دو ولد در آن عصر بود.

به علت کمبود پیش زمینۀ الگویی در طراحی این مهندسانمعمار طراح پروژه‌های صنعتی بودند که در این راه در هر شرایطی مقاومت کرده و تجربیات مترقیانه‌ای در آن عصر عرضه داشتند. این موضوع را در ساختمان بزرگی که پوئلزیگ در ۱۹۱۱ به اجرا در آورد به خوبی میتوان مشاهده کرد، ساختمان بزرگ برج آب که طبقۀ همکف آن سالن نمایشگاه است؛ در این بنا برای پوشش اسکلت فلزی از نماسازی آجری استفاده شده است. احجام جسورانۀ این بنا تا به امروز یکی از مهمترین و جسورانه ترین ساختمانهای آلمان به شمار می رود. در مجموع همراه با نوعی تقدم و تأخر ایدۀ شخصی یکی از کارهای کی یر چنر باعث شد که به عنوان یک اصل هنری پذیرفته شود. یک سری طرح‌های اولیۀ مربوط به این دوره که بسیار تأثیرگذار بودند در واقع طراحی‌های اسکار کوکوشکا بود. او به نوعی معماری جسورانه گرایش داشت، که هیچ بخشی از بدنۀ نماها را به صورت آزاد رها نمی کرد.

فرهنگ آلمان در سالهای بعد از جنگ رفته رفته جنبه‌های سیاسی به خود گرفت. انقلاب سوسیالیستی نهضت اکسپرسیونیسم را حداقل به مدت ده سال از نظر ایدئولوژی به مثابه یک جبهه مخالف در رابطه با هویت فرهنگی و سیاستهای مترقیانه همراهی کرد، نمونه این گونه جهت گیری ها را در گروه آربیتسرات فور کنست و گروه نوامبر می توان مشاهده کرد. گروه دوم مشهورترین هنرمندان پر شور آلمان مانند گروپیوس، مندلسون و برونو تائوت را در بین سالهای ۲۰-۱۹۱۸ جذب کرد. این برنامه ریزی اعتبار زیادی به معماری بخشید و به معیارهای اجتماعی توجه داشت. این گروه بعد از سرکوبی خونین تجزیه طلبان منحل شد، و با ناامیدی دوباره در جمهوری وایمار و با ظهور جنبش نوی زاخ لیشکایت که به ایده‌های اکسپرسیونیسم گرایش داشت قاطعانه جان تازه‌ای گرفت.

از سویی باوهاوس، به ویژه در دورۀ وایمار بسیاری از دیدگاه های اکسپرسیونیسم را به خود جذب کرد: پراگماتیسم خشن، صراحت عریان ساده‌گرائی، برداشت قوی از واقعیتی که با احساس ساده‌گرائی، برداشت قوی از واقعیتی که با احساس شورانگیز انسانی ترکیب بود، به طور کلی با روش های برنامه ریزی آموزشی مدرسه به خوبی هماهنگ شد و همچنین طراحی که در واقع نوعی تکرار پیامد حاصل از مبانی نظری مکتب اکسپرسیونیسم بود. در پرتو این روش بعضی از کارهای پیشگامان راسیونالیسم در این دوره به اکسپرسیونیسم طراحی شده اند. مانند کارهای میس واندر روهه در پروژه ساختمان اداری فردریش استرازه، برلین (۱۹۱۹) و ساختمان خاطره انگیز روزا لوگزامبورگ و کار لیب کنخت در برلین (در ۱۹۲۶ خراب شد) همچنین کارهای والتر گرویپوس، ساختمان یادبود جنگ در وایمار (۱۹۲۲) و ساختمان تئاتر جنا (۱۹۲۳) .

در زمره مهمترین ساختمانهای که در اولین سالهای بعد از جنگ به شیوۀ اکسپرسیونیسم ساخته شدند میتوان از نمونه‌های زیر یاد کرد: ساختمان چیل هاوس در هامبورگ کار فریتز هوگر (۴-۱۹۲۳)، بالین هاوس کار برادران هانس و اسکار گرسون (۲۴-۱۹۲۲) و ساختمان اسپرینکن هوف (۸-۱۹۲۶) به طور کلی تحت تأثیر فریتز شوماخر بود. در پتسدام، برج انیشتین کار اریک مندلسون (۲۱-۱۹۱۷) و در فرانکفورت ساختمان اداری هوخست دی ورکز کار پیتر بهرنز (۵-۱۹۲۰) در قسمت ورودی تالار ساختمانی که بهرنز طراحی کرده بود در بدنۀ دیوارها از انواع مختلف مواد فلزی استفاده می شد که تأکید بر نوعی احساس ناآرامی و بی ثباتی داشت که به صورت پنهان کل فضای معماری را برش می داد.

آجرکاری تیره رنگ در کنار رنگ های آبی و نارنجی و زرد به صورت پالت نقاشی (یادآور نقاشی‌های آبرنگ نُلده یا کی رچنر بود. از سوی دیگر اریک مندلسون تحت تأثیر در بلو ریتر (جنبش آبی) بود. او با فرانتس مارک و واسیلی کاندینسکی در ۱۹۱۱، هنگامی که در مونیخ تحصیل می کرد آشنا شد. سبک خاطره انگیز یوگند استیل از این سرچشمه ناشی می شد. اسکیس‌های سریع او که در بین سالهای ۱۹۱۴ تا ۱۹۲۰ کشید، به همین شیوه‌اند و آن حالت ملکوتی و شیوۀ کاوش گر و غنائی نورانی او به مثابۀ رهائی و در عین حال حاوی نوعی ارتباط عارفانه با جهان است و مانند نمونه کارهای دوره آبی معروف به در بلو ریتر نگرشی روحانی دارند. وی با استفاده از اسکیس های ساده و سریع، بدون توجه به ایستایی به تجربه‌ای دست یافت که در سبک اکسپرسیونیسم استثنایی بود.

دو معمار دیگر با دیدگاه‌های متفاوت هوگو هارینگ و اتو بارتنینگ بودند. رویکرد هارینگ به اصول زیبائی شناسی اکسپرسیونیسم شبیه به یک گوتیک آلمانی بود و وضوح گرائی را به عنوان نوعی ضد فرهنگ می دانست و از کاربری قواعد هندسی اجتناب می‌ورزید (ساختمانهای کشاورزی، گاراکائو، ۵-۱۹۲۴) اما بارتنینگ، به هر صورت در در معماری‌اش از نیروهای طبیعیت الهام می گرفت (ساختمان کلیسای ستاره (۲-۱۹۲۱) . پوئلزیک در فاصله ۱۹۱۹ تا ۱۹۳۰ در فاصلۀ این دو جریان فکری رشد کرد. ساختمان گروبز شاو پیل هاوس (تماشاخانۀ بزرگ) او در برلین (۱۹-۱۹۱۸) و نیز طراحی ساختمان تئاتر فستیوال در سالزبورگ (۲۲-۱۹۲۰) نه فقط بر اساس قواعد کلاسیک، فرآیند ترکیب بندی جدیدی به وجود آورد بلکه عمدتاً عناصر ساختاری خود را در ابعاد شگفت انگیزی در آن به کار بست. چشم انداز بعدی تأکید دوباره بر ارزش احجام بود به صورت بسیار ساده تر عمدتاً شبیه شیوۀ یادواره‌ای و یکی از مهمترین نمونه‌های اینگونه طراحی ها ساختمان اداری آی. جی. فارین در فرانکفورت (۳۱-۱۹۲۸) و ساختمان استودیوی پخش در برلین است و دیگری ساختمان بنیاد گوته در دورناخ (۱۹۲۴) به طرزی زیبا به شیوۀ اکسپرسیونیسم توسط رودلف شتاینر ساخته شد، با ویژگیهای متفاوت که بنابر اصول انتروپوسوفی طراحی شد.

به علت فشارهای تهدیدآمیز اوضاع سیاسی در اوائل دهۀ ۱۹۳۰، هنرمندان آن عصر به گروههای متمایل به دو جبهۀ دموکراتیک یا به حزب نازی گرایش پیدا کردند. لبۀ تیز این بحران سرانجام اکسپرسیونیسم را نشانه رفته بود که با آن سرشت ذاتی‌اش ایدئولوژی‌های تحمیلی را تحمل نمی‌کرد، هر چند که به تبلیغ و آموزش آنان در ظاهر تمایل نشان می‌داد. معماری سپید راسیونالیسم سمبل جبهۀ دموکراتیک بود در حالی که اکسپرسیونیسم خصلت‌های پان آلمانیسم و ملی گرائی به خود گرفت و در این ایدئولوژی بی ثبات به جناحی که از نظر فرهنگی کم اهمیت بود وابسته شد.

شیوۀ معماری مدرسۀ آمستردام که سخنگویش مجلۀ وندینگن بود، شبیه به اکسپرسیونیسم آلمان بود، اما عمدتاً در ارتباط با توسعۀ مجموعه‌های مسکونی ارزان قیمت در جنوب آمستردام فعالیت داشت. هویت اکسپرسیونیستی این ساختمانها ناشی از مهارتهائی خاص بود که از انواع مختلف و عمدتاً فرمهای منحنی شکل می گرفتند و نوعی رفتارهای سه بعدی و بازتاب های رویائی داشتند.

دانشنامه معماری قرن ۲۰ ضیاء الدین جاوید

وارطان هوانسیان

وارطان هوانسیان در سال ۱۲۷۴ در خانواده ایی ارمنی در تبریز به دنیا امد. پس از اتمام تحصیلات متوسطه خود، در کارگاهی به طراحی نقش قالی مشغول شد.اما تصمیم گرفت تا برای ادامه تحصیل به مدرسه مخصوص معماری در کشور فرانسه برود و تحصیلات خود را در سال ۱۳۰۱به پایان رساند.

مدتی در شهرپاریس در دفترخصوصی خود مشغول به کارشد اما سالها بعدتصمیم گرفت تا به ایران بازگردد و استخدام دولت شود.اودر اداره ی ساختمان شهربانی مشغول به خدمت شد و در مسابقه ی طراحی هنرستان دختران در تهران به سال ۱۳۱۴،مقام اول را کسب نمود.

سبک کارهای وارطان را باید در معماری مدرن قبل ازجنگ جهانی دوم، در حال وهوای سبک آرت نوی فرانسه و مدرسه باهاوس آلمان وکارهای معمارانی نظیرآگوست پره،آدولف لوس و لوکوربوزیه جست وجوکرد.

ازکارهای مهم وارطان می توان به هتل دربند،مهمانخانه ی راه آهن تهران، مجتمع های آپارتمانی شاه رضا،بانک سپه تهران و اصفهان اشاره کرد.

  • میراث سبک وارطان را می توان در عدم استفاده ار تقارن، رعایت اصول عقلانی و عملی ،خالص گرایی فرم هاو کنش متقابل و جسورانه ی حجم و فضای فرم ها،پنجره های افقی به سبک معماری لوکوربوزیه،ایجاد خم در نبش ساختمان های دونبش، نماوپیش امدگی و روکارسازی های سیمانی آمیخته با رنگ های مختلف ، پلکان های معلق ، لبه های سیمانی بالای پنجره ها،دور ساده سقف یا به اصطلاح«چفته ی وارطان» یافت.

 

بهارجعفری نژاد-راندو _معمارانه آرتور

.بازتاب بنا در راندوی محیط نشان داده شده است.

.از راندو با رنگ های سرد و خنثی استفاده شده که با هم هماهنگی دارد.

.خطوط متفاوت در راندوی کار باعث گرافیکی شدن کار شده است.

.از سایه برای نشان دادن جهت تابش خورشید استفاده شده است.

.در راندو از فیگور برای نشان دادن حس فضا و تناسب با بنا استفاده شده است.

بهارجعفرنژاد_کلاس راندو_آرتور امید آذری
بهارجعفرنژاد_کلاس راندو_آرتور امید آذری

 

بهارجعفری نژاد_کلاس راندو_معمارانه آرتور

.بازتاب بنا در راندوی محیط نشان داده شده است.

.از راندو با رنگ های سرد و خنثی استفاده شده که با هم هماهنگی دارد.

.خطوط متفاوت در راندوی کار باعث گرافیکی شدن کار شده است.

.از سایه برای نشان دادن جهت تابش خورشید استفاده شده است.

.در راندو از فیگور برای نشان دادن حس فضا و تناسب با بنا استفاده شده است.

بهارجعفرنژاد_کلاس راندو_آرتور امید آذری
بهارجعفرنژاد_کلاس راندو_آرتور امید آذری

 

 

بهار جعفری نژاد-اسکیس وراندو

.استفاده از سایت پلان در شیت بندی برای درک بهتر طرح.

.از راندوی تک رنگ استفاده شده است.

.در راندوی درخت جزئیات آن نیز کشیده شده است و سایه های روی آن جهت تابش نور خورشید را نشان می دهد، که با هاشور مشخص شده است.

.مسیرعبوربا خطوط منظم مشخص شده است.

از فیگورها برای نشان دادن مقیاس و حس بصری بهتر در راندو به کار رفته است.

.هاشورها و خطوط نامنظم روی کار به گرافیکی شدن کار کمک کرده است.

تابستان ۹۳

بهار جعفر نژاد-کلاس اسکیس و راندو
بهار جعفر نژاد-کلاس اسکیس و راندو

سارا صمدی – اسکیس و راندو معمارانه آرتور

.از خطوط افقی در بنا استفاده شده است که حس تعادل را منتقل میکند.

.راندوی آسمان با خطوط نامنظم صورت گرفته است.

سارا صمدی_کلاس اسکیس وراندو_آرتور امید آذری
سارا صمدی_کلاس اسکیس وراندو_آرتور امید آذری

.استفاده از رنگ های شاخص در راندوی اطراف بنا باعث تاکید بیشتر بر آن شده است.

.استفاده از خطوط نامنظم و نقطه در کار باعث گرافیکی شدن کار شده است.

سارا صمدی-اسکیس وراندو

.استفاده از دیاگرام در شیت بندی.

.در راندوی آسمان از دو رنگ آبی استفاده شده است برای برجسته کردن بنا.

.خطوط مشکی روی بنا برای ایجاد سایه و نشان دادن جهت تابش خورشید است.

.خطوط تیره زیر بنا برای برجسته کردن بنا در نما است.

.نوشتن توضیحات روی پلان برای درک بهتر راندو است.

.روند طراحی پلان بنا در شیت بندی به کار رفته است.

تابستان ۹۳

سارا صمدی- اسکیس وراندو
سارا صمدی- اسکیس و راندو

sketch٬ آموزش ۳Dmax٬ آموزش اسکیس٬ آموزش کروکی٬ آموزشگاه معماری٬ اصول سایه زدن٬ انواع ماژیک راندو٬ پرزانته و راندو٬ پرسپکتیو داخلى٬ پرسپکتیو دید پرنده٬ پرسپکتیو دید ناظر٬ پرسپکتیوو راندو٬ ترسیم فیگور٬ تکنیک های راندو٬ دانلود پلان معماری٬ دانلود پلان ویلا٬ دیاگرام نما و مقطع راندو با آب مرکب٬ راندو با آبرنگ٬ راندو با مداد رنگی٬ راندو با وایتکس٬ راندو چیست٬ راندو در معماری٬ راندو و اسکیس٬ رواشناسی رنگ٬ روش حل مسئله اسکیس٬ ساخت ماکت اتود حجمی٬ سازه در معماری٬ شیت بندی٬ طراحى اقلیمى مقطع٬ طراحی با دست آزاد٬ طراحی منظر٬ فرم معمارانه٬ کاربرد خط در اسکیس٬ کلاسهای اسکیس٬ مدل سازی سه بعدی٬ مقالات آموزشی اسکیس٬ مقالات معماری٬ نکات کلیدی برای اسکیس ارشد٬ هندسه پلان

لئوناردو داوینچی به الگو و عصاره هنرمند، نابغه و «انسان کامل» جهان معاصر تبدیل شده است و همچون پیامبر و فرزانِ روزگار در نقطه آغاز عصر نوین تاریخی ایستاده و نقشه راه‌هایی را که هنر و علم در پیش خواهد گرفت ترسیم می‌کند.

دامنه و ژرفای علائق او بی‌سابقه و چنان گسترده و بزرگ بودند که او را نسبت به تحقق تمامی آنچه نیروی تخیل جوشانش می‌توانست به تصور آورد ناامید می‌کرد. حتی امروزه ما با شگفتی به‌ دستاوردها و نقشه‌های غیرقابل اجرایش می‌نگریم.

ذهن و شخصیت داوینچی در نظر ما پدیده‌ای فوق‌انسانی و خود او انسانی اسرارآمیز و دست‌نایافتنی می‌نماید. همچنان که یاکوب بورکهارت می‌نویسد: «ما هیچگاه نمی‌توانیم خطوط غول‌آسای طبیعت لئورناردو را بجز به صورتی گنگ و دور از دسترس به تصور درآوریم»

مطالعه آناتومی بدن انسان، اسکلت ارگان‌های داخلی و رگ‌ها، آناتومی بدن حیوانات همچون اسب‌ها سگ‌ها و خرس‌ها، شناخت حالات چهرۀ انسان، چگونگی پرواز پرندگان، آب‌و‌هوا و پدیده‌های آن، چگونگی جاری شدن آب، مطالعه گیاهان و ساختار آن‌ها، نور و سایه و آیینه‌ها و عدسی‌ها، پرسپکتیو، هندسه و اجسام جامد همه مواردی بودند که در این دوره مورد توجه هنرمندان و دانشمندان قرار گرفتند. او تمام اکتشافات و ابداعات خود را به وسیله اسکیس در دفترچه ای خود بیان نموده است.اسکیس های  لئوناردو داوینچی آنچه در اسناد تاریخی باقی مانده است گویای اهمیت اسکیس و تفکر در تمامی رشته ها می باشد. در اسکیس های  لئوناردو داوینچی آناتومی بدن، روابط دینامیکی و به طور کلی در دفترچه های اسکیس لئوناردو داوینچی موارد زیر قابل مشاهده است:

  • ایده های زیادی در یک صفحه وجود دارد، به طور مداوم توجه بیننده از یک موضوع به موضوع دیگر منتقل می شود.
  • هم شیوه ی نگاه کردن داوینچی به مسائل و هم مقیاس ترسیم آنها متفاوت است.
  • اسکیس های لئوناردو داوینچی آزاد و پراکنده اند در حالی که گویا و خوانا است.
  • دراسکیس های لئوناردو داوینچی تفکر و اکتشاف بی نهایت است.

تکنیک تفکر گرافیکی در اسکیس واژه ایست که آن را برای توصیف نحوه فکر کردن  و بیان کردن ایده به کمک ترسیم تعریف می گردد. ذر معماری معمولا تفکر گرافیکی در اسکیس، همراه با طراحی کردن یک پروژه است.که درآن تفکر گرافیکی در اسکیس برای تجلی ایده ها با یکدیگر همکاری دارند. با مطالعه تاریخ طراحی معماری تاثیر ارتباط بصری در جامعه و مفاهیم جدید، نقش طرح و طراحان، علاقه به این نوع تفکر نیز افزایش یافته است. در معماری پیشینه ی محکمی برای تفکر گرافیکی در اسکیس معماری وجود دارد. با نگاه کردن به مندرجات دفترچه های لئوناردو داوینچی، متوجه نوعی تفکر دینامیکی در آنها می شویم. با نگاهی دقیقتر به اسکیس های او ، جنبه های مشخصی آشکار می گردد که برای هر فرد علاقمند به تفکر گرافیکی مفید و سازنده است.

اگرچه به سختی می توان در اسناد تاریخی سابقه ایی از اسکیس های پیشرفته یافت اما شواهد زیادی وجود دارد که نشان می دهد در طول تاریخ استفاده از اسکیس برای فکر کردن توسط معماران امری بدیهی و متداول بوده است.مکتب هنرهای زیبا در پاریس، از اسکیس پلان به عنوان شیوه ی آموزش، استفاده می کرد. تکنیک تفکر گرافیکی در اسکیس برای فهم قدم به قدم فرایندهای طراحی لازمند. مانند اسکیس هایی که در اسناد آثار لوکوربوزیه وجود دارند.معماران دیگری هم هستند که می توانیم به آثارشان رجوع کنیم. در آمریکا تجدید حیات اسکیس را می بینیم. در اسکیس باید به دنبال یافتن مطالب نو، دیدن ایده های جدید، اکتشاف کردن، تقسیم کردن ایده ها به ایده های کوچکتر و مکاشفات کوچکتر است.همواره به یاد داشته باشیم روشی که طراحان به وسیله آن ایده های خود را بیان می کنند ، بازتاب نحوه تفکر آنها است.تکنیک تفکر گرافیکی در اسکیس را می توان با ترسیمات پایه ایی و تکنیک های ترسیمی و تمرینات زیاد به آسانی کسب کرد.طراحی دست آزاد از عناصر محیطی همانند درختان ، بناهای تاریخی می تواند بسیار مفید باشد.

مبتکر خانه های سرامیکی نادر خلیلی

نادر خلیلی نویسنده ، مهندس ، معمار پس از پنج سال سفر و پژوهش آثاری ارزشمند در زمینه معماری ایرانی بر جای گذاشته است .

نادر خلیلی مبتکر خانه های سرامیکی (گلتافتن) ، متولد سال ۱۳۱۵ تهران است که تحصیلات و تجربیات خود را در ایران و  آمریکا کسب کرده است . کتاب های تنها دویدن و خانه های سرامیکی او در سطح جهانی و تجدید چاپ شده است .

مهندس خلیلی برنده جوائز “تکنولوژی ممتاز ” از انیستیتوی معماران آمریکا و در ” طرح معماری ” از سازمان ملل متحد جهت اسکان برای محرومین جهان شده است .

طرح های پیش تاز ملل متحد جهت اسکان بر روی کره ی ماه بر اساس فلسفه یکتایی ارکان (آب ، باد ، خاک و آتش )  و معماری و شهرسازی سنتی کویری ایران چندین بار در کنفرانس های بین المللی فضایی ارائه و منتشر شده است .

از آثار ارزشمند نادر خلیلی می توان به به کتاب تنها دویدن اشاره داشت او می گوید :

( این کتاب را در بیایان ها و روستاهای ایران …نوشتم . قهرمانان این کتاب در حقیقت ، مردم ساده و زنده دل ایران هستند  . کسانی که در گنجینه سنت و فرهنگ غنی ما در دلشان نهفته است )

خلیلی همچون حسن فتحی در پی احیای سازه های سنتی بوده است . اندیشه او بیش از هر چیزی متوجه انسان ها است .

کتاب تنها دویدن/نادر خلیلی
کتاب تنها دویدن/نادر خلیلی
خانه های سرامیکی -نادر خلیلی
خانه های سرامیکی -نادر خلیلی

 

تابش آفتاب، رطوبت هوا، باد

  • در بخش دپارتمان اسکیس ارشد و دکتری، برای افزایش اطلاعات فنی داوطلبین،تا بتوانند در آزمون نظری در بخش فن ساختمان که دارای ضریب بالایی در میان منابع ارشد است،و همچنین اعمال این مطالب به صورت دیاگرام و مبانی طراحی اسکیس ارشد، ان جزوات آماده گردید تا با توجه به حجم بالای منابع معرفی شده از سوی سازمان سنجش کشور، منابع مهم خلاصه و نکات کلیدی آنها ارائه شده است.این جزوات در ۴ بخش گردآوری گردیده است.

  • فصل اول
  • داوطلبین گرامی مباحث ارائه شده در این جزوه ارشد به مباحث مربوط به تنظیم شرایط محیطی و اقلیم و معماری  می پردازد با توجه به حجم زیاد منابع معرفی شده از سوی سازمان سنجش، به تلفیق و خلاصه مطالب این کتب پرداخته شده است.

تابش آفتاب

“تابش آفتاب” پرتویی الکترومغناطیسی است . طول موج پرتوی فرابنفش ۲۸/۰ تا ۴/۰ میکرون ، پرتوی قابل رویت ۴/۰ تا ۷/۰ میکرون و طول موج پرتوی فرو قرمز ، بلندتر از ۷۶/۰ میکرون است . با این که حداکثر شدت تابش آفتاب در قسمت پرتو قابل رویت آن است ، ولی بیش از نیمی از انرژی حرارتی خورشید مربوط به پرتوی فرو قرمز می شود .

دمای هوا به طور مستقیم افزایش نمی یابد ولی لایه های هوا ، گرمای خود را از طریق تماس با سطح زمین که در اثر پرتو های خورشید گرم شده است به دست می آورند و لایه های گرم هوا ، گرمای خود را از طریق همرفت به لایه های دیگر منتقل می کنند . جریان هوا و باد نیز باعث تماس بیشتر توده های عظیم هوا با سطح زمین و در نتیجه گرم شدن هوا می شود . بنابراین میزان تغییرات روزانه و سالانه درجه هوا ، به تغییر درجه حرارت سطح مورد تماس آن بستگی دارد .

سطح دریاها بسیار کندتر از سطح زمین در اثر تابش آفتاب گرم می شود و به همین دلیل ، اختلاف زیادی بین درجه حرارت سطح خشکی و سطح دریا وجود دارد . در نتیجه ، در یک عرض جغرافیایی ثابت ، همیشه سطح زمین در تابستان گرم تر و در زمستان سردتر از سطح دریاست ارتفاع از سطح دریا نیز ، درجه حرارت هوا را تعیین می کند و در یک عرض جغرافیایی مشخص ، مناطقی که در ارتفاع بیشتری قرار دارند ، سردتر از مناطق پایین تر هستند .

رطوبت هوا

منظور از رطوبت هوا ، مقدار آبی است که به صورت بخار در هوا وجود دارد . بخار آب از طریق تبخیر آب سطح اقیانوس ها و دریاها ریال هم چنین سطوح مرطوبی چون گیاهان وارد هوا می شود . این بخار آب به وسیله جریان هوا و باد به بقیه قسمت های سطوح زمین منتقل می شود . هر چه هوا گرم تر باشد ، بخار آب بیشتری را در خود نگه می دارد .

حداکثر میزان رطوبت هوا در نواحی خط استواست که با حرکتبه طرف قطبین کاهش می یابد .

رطوبت مطلق

رطوبت مطلق عبارت است از وزن بخار آب موجود در هر متر مکعب از هوا و واحد آن گرم در متر مکعب است .

رطوبت مخصوص

رطوبت مخصوص عبارت است از وزن بخار آب موجود در هر کیلو از هوا که به صورت گرم در کیلوگرم نشان داده می شود .

فشار بخار

فشار بخار عبارت است فشاری که در اثر بخار آب موجود در هوا به وجود می آید و بر حسب میلی متر جیوه اندازه گیری می شود . فشار بخار در مناطق سرد و بیابان ها به میزان چند میلیمتر جیوه در مناطق گرم و مرطوب تا حدود ۳۰ میلیمتر جیوه تغییر می کند . فشار بخار اغلب در تابستان ها بیش از زمستان ها متغیر است ولی تغییرات روزانه آن اندک است . در ارتفاع های زیاد فشار بخار سریعتر از فشار هوا کاهش می یابد. در صورت عدم جریان هوا در سطح زمین فشار بخار نزدیک ظهر به حداکثر مقدار خود می رسد . بیشترین تغییرات سالانه فشار بخار در قسمت هایی است که تحت تاثیر بادهای سمی قرار دارند .

رطوبت نسبی

عبارت است از نسبت بخار آب موجود در حجم مشخصی از هوا در یک درجه حرارت به حداکثر بخار آبی که آن را حجم از هوا در همان درجه حرارت می تواند در خود نگه دارد . زمانی که هوا حداکثر رطوبی را که می تواند در خود نگه دارد جزب کند ، آن را هوای اشباع شده می نامند که رطوبت نسبی ۱۰۰% است . حتی در صورت ثابت بودن فشار بخار رطوبت نسبی هوا به تغیید درجه حرارت تغییر می کند .

باد :

مناطق قطبی از مناطق ثابت و پرفشار است ولی فشار این مناطق از فشار مناطق نیمه استوایی کمتر است . مناطق کم فشار در قسمت هایی با عرض جغرافیایی بالا وجود دارند .

علت اصلی وجود نقاط و کمربندهای فشار هوا تقسیم نا متعادل پرتوهای خورشید بر روی زمین است که باعث ایجاد اختلاف دما در نقاط مناطق سطح زمین می شود .

مناطق پرفشار عبارتند از :

۱)      مناطق قطبی در تمام طول سال

۲)      مناطق سرد آسیا ، شمال آفریقا ، استرالیا و آمریکای شمالی در زمستان

۳)      کمربندهای پرفشار در مناطق نیمه استوایی ، به ویژه در سطح اقیانوس در تابستان . توده های عظیم هوا ، همیشه از مناطق پرفشار به سمت مناطق کم فشار حرکت می کنند . البته این حرکت در یک جهت مستقیم منطقی پرفشار به سمت منطقهی کم فشار نیست و تحت تاثیر نیروی ” کوریولیس” که در اثر حرکت دورانی زمین به وجود می آید قرار می گیرد و از مسیر خود منحرف می شود . انحرافی که در اثر این نیرو در جهت حرکت توده های هوا به وجود می آید ، در نیمکره ی شمالی در جهت حرکت عقربه های ساعت و در نیم کره جنوبی در جهت عکس عقربه های ساعت است . نیروی کوریولیس ، در منطقه استوا صفر و در جهت حرکت به طرف قطبین افزایش می یابد .

بادهای تجاری

مرکز این باد ها در مناطق استوایی دو نیم کره ای است که دارای هوای پر فشار هستند . جهت حرکت این دو جریان هوا در نیم کره شمالی به سمت جنوب غربی و در نیم کره جنوبی به سمت شمال غربی است . جهت حرکت این دو باد معمولا ثابت است و دما و رطوبت آن ها به مناطقی که از روی آن عبور می کنند ، بستگی دارد .

بادهای غربی

مرکز این بادها در مناطق نیمه استوایی ، ولی حرکت آن ها در جهت مناطق کم فشار اقیانوس منجمد شمالی است . در طول منطقه قطبی ، این بادها و بادهای قطبی به هم نزدیک می شوند و به دلیل اختلاف زیاد درجه حرارت زیاد این دوو توده هوا جبه های جلویی این دو سیستم همیشه طوفانی است و در زمستان ، در نیم کره شمالی تغییرات زیادی در جهت و سرعت این سیستم باد به وجود می آید ولی در تابستان ، جهتحرکت و سرعت آن تقریبا ثابت است .

بادهای قطبی

این بادها در اثر پراکنده شدن توده های هوایی سرد از مناطق پر فشار قطبی و اقیانوس منجمد شمالی به وجود می آیند . جهت اصلی این بادها در نیمکره شمالی ، به سمت جنوب غربی و در نیم کره جنوبی به سمت شمال غربی است .

بادهای موسمی

اختلاف میانگین درجه حرارت سالانه هوای سطح زمین و دریا باعث ایجاد بادهای زمستانی بر روی خشکی و بادهای تابستانی بر روی دریا می شود که به باد موسمی معروف هستند . اثر این بادها در منطقه ای از اقیانوس هند که به استرالیا ، آسیای جنوبی و شمال آفریقا محدود می شود بیشتر است . جهت وزش این باد در آسیای جنوبی ، جنوب غربی است که در منطقه خط استوا به تدریج تغییر می یابد تا این که در شمال غربی استرالیا به جهت جنوب شرقی تبدیل می شود .

نسیم های دریا و خشکی

در مناطق ساحلی هنگام روز هوای روی خشکی گرم تر از هوای روی دریاست . این اختلاف دما باعث می شود هوای روی خشکی که گرم تر است بالا رود و هوای روی دریا به سمت خشکی آمده ، جای آن را بگیرد . این عمل باعث ایجاد نسیم در سواحل می شود . جریان این هوا هنگام شب که هوای روی دریا گرم تر از هوای روی خشکی است برعکس انجام می شود و هوا از سطح خشکی به سمت دریا در جریان است .

بادهای محلی

در مناطق کوهستانی اختلاف درجه حرارت موجب وزش بادهای محلی می شود . هنگام روز هوای مجاور سطح کوه ها گرم تر از هوای آزاد در جو می شود و به سمت بالا حرکت می کند ولی هنگام شب عکس این عمل اتفاق می افتد .

بارندگی

اگر هوا سرد شود و دمای آن به پایین قطه شبنم برسد نمی تواند تمام رطوبت موجود در خود را نگه دارد از این رو مقدار بخار آب به صورت قطرات آب بر روی سطوحی که دمای آن ها از نقطه شبنم کمتر تشکیل می شود . این پدیده علت اصلی ایجاد بارندگی است .


تابش آفتاب و انرژی آن در جهت های مختلف جغرافیایی

فصل ۳

مقدار حرارتی که خورشید در سطحی عمود بر پرتوی آن تولید می کند ، برای ۹۴/۱ کالری در سانتی متر مربع در دقیقه است که ” رقم ثابت خورشید “نامیده می شود . البته زمین مقدار حرارت کمتری جذب می کند، مقداری از پرتوهای خورشیدی در اثر برخورد با سطح ابر ها دوباره به سمت بالا منعکس می شود ، بنابراین ، شدت تابش آفتاب و حرارت حاصل از آن در یک نقطه از سطح زمین ، به فاصله ای که پرتوی خورشید باید طی کند ، ضخامت ابر و وضعیت آلودگی هوا بستگی دارد به همین دلیل شدت تابش آفتاب در یک محل با ارتفاع آن محل از سطح دریا متناسب است .

موقعیت خورشید

موقعیت خورشید را در هر منطقه و در هرزمان می توان به وسیله دو زاویه یکی ” زاویه تابش ” و دیگری ” جهت تابش” مشخص کرد . امتداد پرتو خورشید بر صفحه افق و شمال واقعی پدید می آید ، تغییرات روزانه و سالانه این دو زاویه به عرض جغرافیایی محل بستگی دارد . اولین عامل موثر در محاسبه ی زوایای موقعیت خورشید ، زاویه چرخش زمین است . این زاویه ی ساعت است بین صفحه ای که از خط استوا می گذرد و خطی که مرکز زمین و خورشید را به متصل می کند ف ایجاد می شود . دیگر عوامل موثر در تعیین زاویه تابش و جهت تابش ، عرض جغرافیایی و زمان مورد نظر است .

تابش آفتاب

به طورکلی تابش آفتاب با ساطع شدن پنج نوع پرتو یک ساختمان را تحت تاثیر قرار می دهد ، به ترتیب اهمیت عبارتند از :

  • پرتوی مستقیم با طول موج کوتاه
  • پرتوی پراکنده از آسمان با طول موج کوتاه
  • پرتوی باید تابیده از سطوح اطراف با طول موج کوتاه
  • پرتوی ساطع شده از زمین و اجسام گرم شده با طول موج بلند ( بازتاب حرارتی )
  • پرتوی ساطع شده از ساختمان به آسمان با طول موج بلند ( بازتاب حرارتی )

پرتوی مستقیم و پراکنده :

نتایج بررسی مقدار حرارتی حاصل از تابش آفتاب در وضعیت هوای ابری و هوای کاملا صاف نشان داده است که در روزهای آفتابی فصل زمستان یک دیورا جنوبی حدود ۷۵ درصد کل انرژی حرارتی خورشید را دریافت می کند ، ولی این مقدار در روزهای ابری ۷ درصد و در روزهای نیمه ابری ۱۸ درصد گزارش شده است .

پرتوی باز تابیده از سطوح

این بررسی نشان می دهد که بیشترین قسمت انرژی حرارتی خورشید در روزهایی که در هوای صاف است به زمین می رسد . در روزهای گرم تابستان ، مقدار انرژی خورشیدی تابیده شده به سطوح افقی تقریبا دو برابر انرژی خورشیدی تابیده به سطوح عمودی است . این مقدار ، به قابلیت انعکاس سطوح مورد نظر بستگی دارد برای کاهش میزان این نوع تابش بر ساختمان باید سطوح ساختمان را با سطوحی که در صد انعکاس کمی دارند بپوشانیم .

پرتوی ساطع شده از زمین و اجسام گرم شده

زمین و اجسام نزدیک به ساختمان در معرض تابش آفتاب قرار دارند ف ممکن است حرارت بسیار زیادی جذب کنند ، بدیهی است ساختمانی که در مجاورت چنین سطوحی قرار گرفته ، مقدار زیادی از حرارت این سطوح را دریافت می کند .

پرتوی ساطع شده از ساختمان به آسمان

ایجاد تعادل حرارت جهانی نشان می دهد که میانگین سالانه ی کل پرتوهای خارج شده از زمین و اتمسفر ، برابر کل پرتوهای خورشیدی تابیده به زمین است . مقدار این پرتوها به عرض جغرافیایی بستگی دارد و در اطراف قطبین ۱۰ تا ۲۰ درصد از میزان آن کاهش می یابد . بنابریان ساطع شدن این نوع پرتو به سمت آسمان ، یکی از روش های دفع حرارت ذخیره شده در بنای ساختمان ها – بویژه در مناطق گرم و خشک است .

تابش آفتاب و انرژی آن در جهت های مختلف جغرافیایی

مقدار انرژی خورشیدی تابیده یه یک سطح به زاویه برخورد پرتوی خورشید به سطح مورد نظر بستگی دارد .

سطوح دیوار قائم

دیوارهای جنوبی

دیوارهای جنوبی ، بیشترین مقدار پرتوی آفتاب را در آذرماه و کمترین مقدار آن را در خرداد ماه دریافت می کند ، این دیوارها از شهریور تا اسفند ، پرتوی آفتاب را از طلوع تا غروب دریافت می کنند . دیوارهای جنوبی در اواسط تابستان از ساعت ۹ صبح تا ۳ بعداظهر مورد تابش آفتبا قرار می گیرند هنگام ظهر ، حداکثر پرتوی آفتاب بر روی این دیوار ها می تابد .

دیوارهای جنوب شرقی و جنوب غربی

این دویار ها در زمستان بیشتر از تابستان در معرض تابش آفتاب قرار می گیرند . در تابستان حداکث پرتوی آفتاب به دیوارهای جنوب شرقی بین ساعت ۸ و ۹ صبح و به دیوارهای جنوب غربی بین ساعت ۳ تا ۴ بعداظهر می تابد . در زمستان ، این ساعت ها بع ترتیب ۹ تا۱۰ صبح و ۲ تا ۳ بعدظهر است .

دیوارهای شرقی ، غربی و شمالی

در زمستان پرتوی آفتاب کمتر از تابستان به این دیوارها می تابد ، دیوار شمالی فقط بین فروردین تا شهریور ماه ، صبح زود و اخرین ساعت های بعداظهر در معرض تابش آفتاب قرار می گیرند .

سطوح افقی

سطوح افقی و بام های مسطح ، در تابستان بیشترین و در زمستان کمترین مقدار پرتوی مستقیم آفتاب را دریافت می کنند . این مقدار ، در زمستان حتی کمتر از مقدار تابشی است که دیوارهای جنوب شرقی و جنوب غربی در این فصل دریافت می کنند .

سطوح شیب دار

سطوح شیب داری که جهت آن ها که جهت آن ها شرقی غربی است . در تابستان مقدار پرتو بیشتری دریافت می کند تا در زمستان سطوحی که شیب آن ها به طرف جنوب است ، در زمستان بیشترین مقدار پرتوی آفتاب را نسبت به سطوح دیگر دریافت می کنند . در بهار و پاییز ، سطوح شیب داری که شیب آن ها به طرف شمال است در تمام فصل های سال کمترین مقدار پرتوی آفتاب را دریافت می کنند .

روش نموداری

نقاله محاسبه انرژی خورشیدی ، به اندازه موقعیت خورشید است و یا منطبق کردن آن بر نمودار موقیعت خورشید می توان انرژی خورشیدی تابیده یه سطوح مختلف افقی و عمودی را در تمام عرض های جغرافیایی به دست آورد . نمودار می تواند بررسی و تعیین مناسب ترین جهت استقرار ساختمان مورد استفاده قرار گیرد .

کیفیت سطوح مورد تابش

مقدار حرارتی که در اثر تابش آفتاب بر سطح یک جسم ایجاد می شود . هم به جهت و هم به رنگ و بافت ( در صد صیقلی بودن ) آن سطح ، هم چنین سرعت جریان هوایی که در اطراف آن سطح در جریان است بستگی دارد . میزان حرارت ایجاد شده در اثر تابش آفتاب در سطحی مفروض ، با میزان روشنی رنگ و سرعت جریان هوا در آن سطح نسبت عکس دارد . در ضمن هر چه سطح مفروض زبرتر و ناصاف تر باشد ، مقدار انرژی حرارتی بیشتری را می تواند جذب کند . تاثیر سرعت باد بر حرارت ایجاد شده در یک سطح ، ارتباط چندانی با جهت آن سطح ندارد و نسبت سرعت باد تغییر می کند .

تاثیر رنگ در مقدار انرژی خورشیدی جذب شده در یک سطح با توجه به ثابت بودن بافت و سرعت جریان هوا

به طور مثال اگر رنگ دیوار خاکستری باشد ، بین دمای سطح دیوارهایی که در جهت های مختلف قرار دارند ، اختلافی تا حدود ۲۳ درجه سانتی گراد وجود دارد . ولی اگر سطح دیوارها به رنگ سفید باشد ، این اختلاف کمتر از ۳ درجه سانتی گراد خواهد بود . نتیجه این دو آزمایش نشان می دهد که بحث درباره جهت قرار گیری ساختمان بدون در نظر گرفتن رنگ سطوح خارجی بی مفهوم است رنگ های روشن ممکن است تا ۹۰ درصد انرژی خورشیدی را منعکس کنند . در خالی که ویژگی انعکاس رنگ های تیره فقط ۱۵ در صد ۱۵ در صد یا کمتر است .

به طور کلی ، انتقال حرارت ممکن است به چهار صورت رسانش ( هدایت )

همرفت ، ( جا به جایی ) ، تابش و تبخیر صورت می گیرد .

رسانش

حرارت با گذشتن از یک مولکول همجوار می تواند از داخل اجسام یا از جسمی به جسم دیگر که با آن تماس دارد ، عبور کند . این نوع انتقال حرارت ” رسانش ” نامیده می شود . در یک اتاق بدون عایق حرارتی معمولا هر چه مصالح یک اتاق متراکم تر باشد ، حرارت سریع تر به به صورت رسانش از ان عبور می کند .

همرفت

جریان هوا می تواند حرارت را از سطوح گرم به سطوح سرد منتقل کند . این نوع انتقال حرارت ” همرفت” نامیده می شود . هوا در اثر گرم شدن منبسط و سبک می شود و به همین دلیل بالا می رود . این هوای گرم ، پس از مدتی حرارت خود را به اجسا و سطوح اطراف خود انتقال می دهد و دوباره سرد ، منقبض و سنگین شده و به طرف پایین حرکت می کند . در یک فضای بسته مانند اتاق ، حرارت باعث به جریان افتادن هوای گرم از پایین به بالا و هوای سرد از بالا به پایین می شود . هوا فقط زمانی می تواند باعث انتقال حرارت شود که فضای کافی برای عمل همرفت داشته باشد و در صورتی که در حفره های کوچک یا لایه های بسیار نازک محدود می شود ( مانند هوای داخل یونولیت ) قادر به انتقال حرارت نست و عایق حرارتی بسیار مناسبی به شمار می رود .

تابش

حرارت نیز مانند نور ، به شکل امواج الکترومغناطیسی منتقل می شود از طریق حرارت از یک جسم به جسم سرد منتقل می شود ، بدون آن که تاثیری بر دمای بین دو سطح بگذارد .

تبخیر

تبخیر ” عبارت است از تغییر دما و انتقال حرارت در اثر تغییر مایع به بخار ف این تغییر شک باعث دفع حرارت می شود.

در تبادل حرارتی ، انتقال حرارت ممکن است به اشکال گوناگون صورت گیرد . برای مثال انتقال حرارت از خارج به داخل ساختمان به این صورت انجام شود ابتدا پرتوهای رارت زای خورشید به سطح دیوار های خارجی می تابد و در ان ها جذب می شود . جذب حرارت در سطوح خارجی باعث گرم شدن این سطوح شده ، حرارت اضافی به صورت رسانش به سطوح داخلی دیوارها منتقل می شود . در دیوارهای دو جداره حرارت به صورت همرفت و تابش از یک طرف دیوار به طرف دیگر آن ، سپس به صورت رسانش به سطح داخلی دیوار انتقال می یابد و باعث گرم شدن آن می شود . سطوح داخلی پس از گرم شدن ، حرارت خود را شکل همرفت و تابش به هوای داخلی و سطوح دیگر منتقل می کنند .

تابش آفتاب بر انواع دیوار

قبل از طلوع آفتاب ، هوای آزاد و سطوح خارجی ساختمان ها در سردترین موقیعت خود قرار دارند ولی پس از طلوع آفتاب ، هوا شروع به گرم شدن می کند و هنگام بعداظهر یعنی حدود ساعت ۲ تا ۴ – دمای آن به حداکثر میزان ممکن می رسد . میزان این افزایش دما تا حد زیادی به فاصله مورد نظر با دریا بستگی دارد . در مناطق ساحلی – بویژه در نقاطی که باد در هنگام روز از دریا به سمت خشکی می وزد – میزان افزایش دمای هوا کم است و نوسان آن در روز به حدود ۴ تا ۷ درجه سانتی گراد می رسد . ولی در نواحی ساحلی ، نوسان دمای هوا در روز ممکن است به ۱۵ تا ۲۰ درجه سانتی گراد یا بیشتر نیز برسد .

افزایش دمای هوای خارج باعث گرم شدن سطح خارجی دیوارهای جانبی ساختمان می شود . این تاثیر در تمام عواقب جوانب ساختمان یکسان است و جهت دیوارها ف تاثیری در مقدار حرارت دریافت شده در این حالت ندارد . همزمان با این افزایش دمای دیوار ، افتاب نیز به صورت مستقیم ، پراکنده و منعکس شده از سطوح اطراف به ساختمان می تابد . قسمتی از پرتوی تابیده به دیوار در اثر برخورد به سطح آن منعکس می شود و بقیه در دیوارهای جذب شده باعث گرم تر شدن آن می شود . در این حالت ، جهت دیوارها در مقدار تابش دریافت شده و در نتیجه ، مقدار حرارت ایجاد شده در آن ها کاملا موثر است . به همین دلیل ، در دیوارها و بام ساختمان ، تحت تاثیر تابش آفتاب ، دمای متفاوتی ایجاد می شود .

نوسان دما در سطوح داخلی همیشه کمتر از سطوح خارجی است و سطوح داخلی نیز ، مدتی پس از سطوح خارجی به حداکثر و حداقل دمای خود می رسند .

هر چه ظرفیت و مقاومت حرارتی یک دیوار بیشتر باشد ، نوسان دمای سطح داخلی کاهش می یابد و زمان به حداقل و حداکثر رسیدن دمای سطوح داخلی نسبت به هوای خارجی بیشتر به تاخیر می افتد . کاهش نوسان درجه حرارت سطوح داخلی یک ساختمان نسبت به سطوح خارجی آن با مقاومت حرارتی مصالح دیوارهای آن متاناسب است ولی تاخیر در به حداکثر و حداقل رساندن سطوح داخلی نسبت به سطوخ خارجی به ظرفیت حرارتی مصالح دیوار بستگی دارد .

ظرفیت حرارتی

ظرفیت حرارتی مصالح ، به زوزت مخصوص و گرمای ویژه ی آن ها بستگی دارد هر چه وزن مخصوص یک جسم بیشتر باشد ف ظرقیت حرارتی آن بیشتر است . برای مثال ، مدت زمانی که حرارت ناشی از تابش آفتاب و گرمی هوا از سطح خارجی به سطح داخلی انتقال می یابد ، برای یک ورق آهنی حدود چند دقیقه و برای یک دیوار سنگی ضخیم چندین ساعت است .

هر چه ظرفیت حرارتی دیوار بیشتر باشد ، حرارت با سرعت کمتری از خارج به طرف داخل انتقال می یابد . این زمان تاخیر باعث می شود در ساعاتی که هوا در حداکثر درجه حرارت است ، حرارت نفوذ کرده در دیوارهای خارجی در همان جا ذخیره شود و در هنگا م عصر که هوا نسبتا خنک است از آن خارج گردد .

در فصل زمستان و به ویژه در مناطق سرد که به طور کلی دمای هوای خارج کمتر از دمای هوای گرم شده ی دلخلی است ، ظرفیت حرارتی مصالح یک ساختمان فقط دامنه نوسان دمای هوای داخلی آن را کاهش می دهد و تاثیری در جهت حرکت حرارت و میانگین دمای هوا ندارد . ولی در تابستان و در مناطق گرم که سطوح خارجی ساختمان هنگام روز گرم تر و هنگام شب سرد تر از هوای داخلی است ، ظرفیت حرارتی علاوه بر آن که در کاهش تبادل حرارت هوای داخلی و خارجی موثر است ، در جهت حرکت حرارت نیز تاثیر می گذارد ظرفیت حرارتی زیاد در مناطقی که مشکل گرمای هوای داخلی معمولا در شب ها نیز وجود دارد ( مانند مناطق مرطوب ساحلی ) مناسب نیست .

رابطه ضخامت دیوار ، ظرفیت حرارتی و وضعیت حرارتی هوای داخلی

ظرفیت حرارتی یک دیوار نتیجه وزن مخصوص ، ضخامت و گرمای ویژه ی مصالح آن است . ولی هر گونه افزایش حرارتی از طریق افزایش وزن مخصوص – یعنی با متراکم کردن مصالح – با افزایش ضریب رسانش حرارتی همراه است و در نتیجه باعث کاهش مقاومت حرارتی می شود . از سوی دیگر ، جایگزینی مصالح سنگین با مصالح سبک و مقاومت حرارتی زیاد ، بدون تغییر ضخامت دیوار باعث کاهش ظرفیت حرارتی می شود . ولی هنگامی که به منظرو افزایش ظرفیت حرارتی دیوار ضخامت آن افزوده می شود ، مقاومت حرارتی کلی دیوار نیز به نسبت افزایش می یابد .

تاثیر ضخامت دیوارها در کنترل دمای سطوح و درجه حرارت دمای هوای داخلی ساختمان به شرایط تهویه ی طبیعی در آن ساختمان و رنگ سطح خارجی دیوارها بستگی دارد .

اگر رنگ سطح خارجی دیوارها تیره باشد ، با افزایش ضخامت دیوارها ، حداکثر درجه حرارت هوای دلخلی ساختمان کاهش می یابد . ولی در صورت سفید بودن سطح خارجی ، ضخات دیوار تاثیر چندانی در کنترل درجه حرارت هوای داخلی ندارد . ولی هر دو حالت ، با افزایش ضخامت دیوارها حداقل درجه حرارت هوای داخلی ساختمان افزایش می یابد و رنگ سطح خارجی دیوارها تاثیری در این افزایش دما ندارد .

هم چنین وضعیت گرایی داخلی ساختمانی که هوای خارج در ان جریان دارد ، به دو عامل انتقال حرارت از دیوار و شرایط تهویه طبیعی بستگی دارد . اگر رنگ سطح خارجی این دیوارها روشن باشد ، ضخامت دیوار تحت تاثیر تهویه طبیعی قرار می گیرد . ولی اگر سطح خارجی آن ها تیره رنگ باشد ، امکان انتقال حرارت از دیوار ها به هوای داخلی ساختمان تا حد زیادی افزایش می یباد و در نتیجه ، ضخامت دیوار در کنترل شرایط حرارتی هوای داخلی اهمیت فراوانی خواهد یافت .

تعیین ظرفیت حرارتی دیوارهای مختلف

استفاده از مصالح سنگین هوا زیاد باشد ، ظرفیت حرارتی مصالح اهمیت دارد . اگر میانگین دمای هوا در ۲۹ درجه سانتی گراد یا بیشتر باشد ، استفاده از مصالح سنگین به تنهایی کافی نیست . با استفاده از این خصوصیات مقاومت و ظرفیت حرارتی مصالح هر دو می توان منطقه آسایش را در داخل ساختمان ایجاد کرد . در مناطق که تغییرات فصلی و روزانه دمای هوا بسیار زیاد است ، استفاده از ظرفیت و مقاومت حرارتی – هر دو – لازم است . در مناطقی که تغییرات فصلی دمای هوا بسیار شدید است ، مقاومت حرارتی مصالح اهمیت بیشتری دارد و استفاده از سیستم های تاسیساتی برای ایجاد منطقه آسایش در داخل ساختمان لازم است . در این حالت ، تغییرات روزانه دمای هوا نادیده گرفته می شود . ولی اگر دامنه این تغییرات زیاد باشد ، استفاده از مصالح دارای ظرفیت حرارتی زیاد در سطوح داخلی دیوارها موثر است و باعث حفظ دمای هوای داخلی در طول روز در حد متعادل می شود .

ساختمان ساخته شده از مصالح سبک هنگام عصر خنک می شود و از این نظر ، نسبت به ساختمان ساخته شده از مصالح سنگین شرایط داخلی بهتری فراهم می سازد . ولی باید توجه داشت که هنگام عصر که هوای خارج خنک است ، با ایجاد تهویه موثر در ساختمان ساخته شده از مصالح سنگین می توان هوای داخلی این ساختمان را خنک کرد . دیوارهای اتاق نشیمن آن که روزه ها مورد استفاده قرار می گیرد ، از مصالح سنگین و دیوارهای اتاق خواب و سایر قسمت هایی که شب ها از آن استفاده می شود ، از مصالح سبک ساخته شده باشد .

مقاومت حرارتی :

مقاومت حرارتی دیوار عبارت است از مقاومتی که آن دیوار در برابر انتقال حرارت از یک طرف به طرف دیگرش ایجاد می کند .

هرچه ضریب رسانش حرارتی ( بر عکس مقاومت حرارتی ) مصالح یک دیوار کمتر باشد ، مقاومت حرارتی آن دیوار بیشتر است و هوای ساکن بهتری عایق حرارتی است و به طور کلی ، مصالح ساختمانی سبک که شامل حفره ها و لایه های بسیار نازک هوا هستند ، مقاومت حرارتی زیادی دارند .

تاثیر مقاومت حرارتی دیوارها در ساختمان های مجهز به تاسیسات مکانیکی :

انتقال حرارت از داخل به خارج در ساختمان هایی که به طور دائم گرم می شوند ، به حد ثابتی می رسد . در این حالت ، مقاومت حرارتی مصالح ( اگرچه تنها عامل نیست ) از عوامل اصلی تعیین کننده ی شرایط هوای داخلی ساختمان است ولی اگر ساختمان به طور متناوب گرم شود ، ظرفیت حرارتی مصالح بیشتری می یابد . در ساختمان هایی که هوای داخل آن ها در فصل تابستان به وسیله دستگاه تهویه کنترل می شود . نسبت اهمیت مقاومت حرارتی مصالح در تعیین شرایط هوای داخلی کمتر است و ظرفیت حرارتی مصالح اهمیت بیشتری می یابد . در مورد مقاومت حرارتی مصالح دیوارها باید به مساله ایجاد تعریق بر روی سطوح داخلی نیز توجه داشت . وقتی دمای هوای داخل به پایین تر از نقطه شبنم هوای آن می رسد بر روی این سطوح تعریق صورت می گیرد . بنابراین با افزایش مقاومت حرارتی مصالح دیوار ها ، احتمال ایجاد تعریق بر روی سطح ان ها کاهش می یابد . در مناطقی که رطوبت هوا در فصل زمستان زیاداست ، جلوگیری از تعریق بر روی سطوح داخلی ممکن است مهم ترین عامل در تعیین مقاومت حرارتی مصالح دیوارها باشد .

تاثیر مقاومتی حرارتی دیوارها در ساختمان های فاقد تاسیسات مکانیکی

در فصل تابستان ، در ساختمان های فاقد تاسیسات مکانیکی خنک کننده ، افزایش مقاومت حرارتی مصالح دیوارهای خارجی و سقف باعث کاهش عبور حرارت از سطوح خارجی به داخل در روز و از سطوح داخل به خارج در شب می شود . البته تاثیر افزایش مقاومت حرارتی مصالح دیوارها از طریق افزودن لایه ای عایق ، در وضعیت حرارتی هوای داخلی ، به محل قرار گرفتن لایه ای عایق حرارتی در دیوار بستگی دارد .

در مواردی که برای جلوگیری از عبور حرارت از داخل یک دیوار لایه های عایق حرارتی مورد استفاده قرار می گیرد ، اگر این لایه ها در سطوح خارجی دیوار به کار روند ، تاثیرشان بیشتر از مواردی است که در سطوح داخل دیوار نصب شوند .

رنگ سطح خارجی دیوارهای یک ساختمان ، در یک مقدار حرارت جذب شده در دیوار و در نتیجه ، وضعیت حرارتی هوای داخلی تاثیر دارد . اگر رنگ سطح خارجی دیواری تیره باشد ، در این حالت ، افزایش مقاومت حرارتی دیوار باعث کاهش عبور حرارت به داخل می شود به طور کلی ،در جه حرارت هوای داخلی ساختمان را پایین نگه می دارد . ولی اگر سطح خارجی دیوارهای یک ساختمان سفید باشد – به ویژه در مناطقی که دامنه نوسان درجه حرارت هوا کم است – مقاومت حرارتی دیوارها تاثیر کاملا متفاوتی نسبت به قبل دارد . در این شرایط ، حرارت به میزان بسیار کمی از میان جداره های خارجی ساختمان عبور می کند . در نتیجه مقاومت حرارتی دیوارها و سقف ساختمان تاثیر چندانی در وضعیت حرارتی هوای داخلی آن ندارد . در این حالت حرارتی ، بیشتر باعث بالا بردن حداقل دمای روزنه ی هوای داخلی می شود تا پایین آوردن حداکثر دمای آن .

تابش آفتاب بر انواع بام

بام ، تاثیر پذیرترین ساختمان در برابر عوامل اقلیمی است .

در فصل زمستان ، هنگام شب بام با ساطع کردن پرتوهایی با طول موج بلند از خود ، سریع تر و بیشتر از دیوارها حرارت خود را از دست می دهند .

در هوای گرم نیز ، هوای داخل ساختمان تحت تاثیر گرمای بام قرار می گیرد .

به طور کلی بام ها را می توان به دو دسته زیر تقسیم کرد :

۱) بام های یکپارچه با ترکیبی سنگین

۲) بام های یک لایه یا دو لایه سبک ( بام و سقف ) که به سویله هوا از هم جدا شده اند .

بام های یکپارچه یا ترکیبی سنگین

بیشتر این نوع بام ها مسطح است ، ولی آن ها به صورت شیب دار نیز می توان ساخت . مصالح این بام ها بیشتر از بتون با آجر است که ظرفیت حرارتی نسبتا زیادی دارند . در این بام ها انتقال حرارت جذب شده در سطح خارجی بام به سقف ، فقط به صورت رسانش انجام می شود ؛ مگر آن که در ساختمان سقف کاذب وجود داشته باشد . بنابراین ، عمده ترین عامل تعیین کننده ی خصوصیت حرارتی بام های یکپارچه توپر ، رنگ سطح خارجی ، مقاومت حرارتی و ظرفیت حرارتی مصالح آن هاست .

تاثیر رنگ سطح خارجی

باید توجه داشت که تاثیر رنگ سطح خارجی بام در دمای سقف ، به مقاومت و ظرفیت حرارتی مصالح بام نیز بستگی دارد .

سطح داخلی بام خاکستری ، از هوای روی بام گرم تر می شود در این وضعیت ، حرارت از بام به هوای داخل انتقال می یابد . دمای سطح داخلی بام خاکستری ، از هوای روی بام گرم تر می شود در این وضعیت ، حرارت از بام به هوای داخل ساختمان انتقال می یابد . دمای سقف ساختمانی که رنگ سطح خارجی بام آن سفید براق است ، در بیشتر ساعات روز پایین تر از دمای هوای خارج ساختمان است . این مسئله ناشی از پایین تر بودن دمای سطح خارجی یک بام سفید رنگ به هوای خارج است .

ضخامت بام و ارتباط آن با مقاومت حرارتی

۱)      تاثیر افزودن عایق های حرارتی گوناگون دمای سقف ، برای انواع مختلف این نوع عایق ها یکسان است و باعث کاهش حداکثر دمای سقف به میزان حدود ۵ درجه سانتی گراد می شود .

۲)      در مورد حداقل دما، رنگ سفید برای موثرتر است و باعث می شود سقف در حد بام های عایق نشده خنک شود . در حالیکه افزودن عایق حرارتی به بام باعث کاهش میزان خنک شدن بام هنگام شب و در نتیجه ، افزایش حداقل دمای سقف می شود .

هر چه مقاومت حرارتی مصالح بام افزایش یابد ، رنگ سفید تاثیر کمتری در کاهش حداکثر دمای سقف خواهد داشت .

البته تاثیر لایه های عایق با افزایش ضخامت ان ها رابطه مستقیم ندارد .

در مناطقی که درجه حرارت نوسان کمتری دارد با وجود این که حداکثر دمای سقف یک بام سفید رنگ با افزایش ضخامت و مقاومت حرارتی آن تقریبا تغییر نمی کند ، ولی افزودن عایق حرارتی باعث افزایش حداقل دمای سقف می شود و به طور نسبی ، میانگین دمای آن را افزایش می دهد . بنابراین اگر در مناطق گرم دمای روزانه ی هوا کمتر از ۳۲ درجه ی سانتی گراد باشد ، استفاده از ضخامت زیاد و مقاومت حرارتی در فصل تابستان موثر نیست . ولی در فصل زمستان برای بالا نگه داشتن حداقل دمای هوای داخلی و تامین آسایش ساکنین ، مقدار کمی مقاومت حرارتی لازم است . اگر رنگ سطح خارجی بام تیره باشد ، تاثیر ضخامت و عایق حرارتی مصالح بام در شرایط هوای داخلی ساختمان بسیار متفاوت است . از آن جا که سطوح خارجی تیره تر در روز بسیار بیشتر از هوای خارجی و داخل ساختمان گرم می شوند ، در این حالت ، مقاومت حرارتی مصالح بام عامل تعیین کننده دمای روزانه سقف و مقدار انتقال حرارت از بام به داخل ساختمان است .

در مناطقی که نوسان روزانه ی درجه حرارت هوا زیاد و دمای آن از ۳۳ درجه سانتی گراد بیشتر است . حتی زمانی که رنگ سطح خارجی بام سفید باشد ، برای جلوگیری از انتقال بیش از حد حرارت از خارج به داخل که در اثر اختلاف دمای هوای داخل و خارج ساختمان ایجاد می شود ، بهتر است مقاومت حرارتی مصالح بام افزایش یابد . بنابراین ، مقدار حرارتی مورد نیاز برای بام به رنگ سطح خارجی آن بستگی دارد .

محل عایق حرارتی بام

هنگامی که عایق حرارتی روی بتون قرار داده شود ، به دلیل روشن بودن سطح خارجی و خصوصیت جنس این عایق تا حد زیادی از نفوذ حرارت در طول روز به داخل بتون جلوگیری شده ، مقداری از حرارت عبور کرده از لایه ی عایق در بتون جذب می شود و دمای آن را کمی افزایش می دهد . ولی اگر عایق حرارتی زیر بتون بام قرار داده شود لایه های بتونی حرارت زیادی را جذب می کند ، حرارت به اندازه ی کافی از آن عبور می کند تا دمای سطح داخلی را افزایش دهد . بنابر این حالت ، دمای سقف و مقدار حرارت انتقال یافته به داخل ساختمان از طریق بام ، بیشتر زمانی است که لایه ی عایق در سطح خارجی بام قرار داده شود . سطح خارجی بام در منطقه گرم – حتی وقتی بام به طور کامل عایق شده باشد – حتما باید به رنگ روشن باشد . در مناطق سریعتر است تمام اتاق هایی که با وسایل مکانیکی گرم می شود ، دارای رطوبتی و حرارتی باید تدابیر لازم اندیشیده شود .

بام های سبک

بام های سبک ممکن است تنها از یک لایه یا دو لایه ی ترکیبی بام و سقف که به وسیله یک لایه هوا جدا شده اند ساخته شود .

بام های سبک دو لایه

عوامل موثر در ویژگی های حرارتی بام های دو لایه عبارتند از : مصالح و رنگ سطح خارجی لایه بیرونی ، وضعیت تهویه هوای بین دو لایه و مقاومت حرارتی مصالح هر دو لایه .

تاثیر رنگ سطح خارجی

چنین لایه ی بیرونی این نوع بام ها بسیار نازک است ، دمای سطح زیرین آن به دمای خارجی بسیار نزدیک است البته میزان آن به رنگ سطح خارجی بام بستگی دارد . ولی این جا ، هوای بین بام و سقف مانند عایق حرارتی عمل نموده ، باعث کاهش تاثیر رنگ سطح خارجی در تعیین دمای هوای داخلی ساختمان می شود . مقدار این کاهش به شرایط تهویه ی هوای بین دو لایه بستگی دارد .

تهویه فضای بین بام و سقف

میزان تاثیر تعویض هوای بین سقف بام در وضعیت حرارتی هوای داخل یک ساختمان ، به نوع مصالح و رنگ سطح خارجی بام نیز بستگی دارد . هر چه رنگ سطح خارجی بام تیره تر ، ضخامت آن بیشتر و ضریب رسانش حرارتی مصالح آن بالتر باشد و ورقه های آن به گونه ای نصب شود که امکان نفوذ هوا از بین درزهای آن وجود نداشته باشد ، نقش تهویه ی بین بام و سقف در جلوگیری از افزایش دمای سقف مهم تر خواهد بود در غیر این صورت ، تهویه تاثیر چندانی در خنک سازی سقف ندارد .

تاثیر عایق حرارتی

اگرچه اضافه کردن عایق باعث افزایش حداقل دمای هوای داخلی می شود ، ولی تاثیر آن در پایین آوردن حداکثر دما بسیار بیشتر است .

بام های سبک یک لایه

اثرات عدم وجود لایه زیرین در این بام ها ، هوای زیر بام به طور مستقیم تحت تاثیر نوسان دمای سطح زیرین بام قرار دارد به همین دلیل ، اثرات حرارت این بام هنگام روز ، کاملا به رنگ سطح خارجی آن دارد .

اگر رنگ سطح خارجی بام یک لایه ای سفید باشد ، در این صورت هوای داخلی هنگام روز به ندرت گرم تر از هوای خارجی می شود و حتی ممکن است خنک تر از ان نیز بشود ؛ در حالیکه هنگام شب حداقل دمای هوای داخل به حداقل دمای هوای خارج نزدیک می شود و ممکن است به سطحی پایین تر از آن نیز برسد . در مناطق گرم بهتر است سطح خارجی آن بام به رنگ سفید باقی بماند .

تاثیر ارتفاع سقف در دمای داخلی ساختمان

تهویه طبیعی ، شکل و سرعت جریان هوای داخل یک اتاق ، به وضعیت و ابعاد پنجره های آن بستگی دارد و هیچ ارتباطی با ارتفاع سقف ندارد . بنابراین ، کوتاه کردن ارتفاع سقف تاثیری در شرایط تهویه طبیعی داخل ساختمان نخواهد داشت .

در کنرگه ای در ایالت متحده امریکا نیز ، مناسب ترین ارتفاع برای سقف ساختمان های مسکونی ۴۰/۲ تا ۵۰/۲ متر درنظر گرفته شده است .

در مناطق گرم ، شرایط حرارتی هوای داخلی اتاق هایی با سقف کوتاه (حدود ۵/۲ متر ) تفاوت چندای با اتاق هایی با سقف بلند ( تا ۳۰/۳ متر ) نداشته است .

تابش آفتاب بر پنجره

تابش آفتاب بر پنجره های ساختمان تاثیر زیادی در تغییر دمای هوای داخل آن دارد ، به ویژه زمانی که آفتاب به طور مستقیم به داخل آن بتابد تاثیر حرارتی پنجره ها بیشتر از دیوارها است .

از نظر انتقال نور و حرارت ،اختلاف بین انواع مختلف شیشه ناشی از نسبت بین پرتو تابیده به شیشه و پرتو عبور یافته از آن است .

مقدار پرتویی که به طور مستقیم از شیشه عبور می کند ، به زاویه ی برخورد پرتو به سطح شیشه بستگی دارد . هر چه این زاویه از ۴۵ درجه بیشتر شود ، مقدار پرتو کمتری از شیشه عبور می کند . وقتی زاویه ی برخورد ۶۰ درجه بیشتر شود ، مقدار پرتو عبور یافته از شیشه به شدت کاهش یافته و مقدار پرتوهای منعکس شده از سطح شیشه افزایش می یابد . مقدار انرژی جذب شده در جسم شیشه ، با زاویه ی برخورد پرتو به سطح شیشه ارتباطی ندارد .

تاثیر جهت پنجره

تاثیر سایه بان پنجره ها و تهویه طبیعی در تعیین دمای هوای داخلی یک ساختمان بسیار بیشتر از تاثیر پنجره هاست . در اتاقی که پنجره های آن دارای سایه بان موثر است و هوا نیز در آن جریان دارد . جهت قرار گیری پنجره ها تاثیری در دمای هوای داخلی آن ندارد . در حالیکه اگر پنجره ها بدون سایه بان باشد یا سایه بان آن ها به طور موثری بر روی شیشه سایه نندازد، ولی هوا در اتاق جریان داشته باشد ، تغییرات دمای هوای داخلی تا حد کمی به جهت پنجره ها بستگی دارد . حال اگر پنجره های اتاقی بدون سایه بان باشد و هوا نیز در دال آن جریان نداشته باشد ، تغییرات دمای هوای داخلی تا حد بسیار زیادی به جهت پنجره ها بستگی دارد در این حالت ، میزان حرارت ایجاد شده در اثر تابش آفتاب و دامنه ی نوسان دمای هوای داخلی بسیار زیاد است .

مقدار تاثیر تابش آفتاب در فضای داخلی به ویژگی مصالح ساختمانی ، به ویژه لایه های داخلی بستگی دارد . در دیوارهای ساخته شده از مصالح سبک ، افزایش دمای هوای داخلی بیشتر از زمانی است که ظرفیت حرارتی مصالح دیوارها زیاد باشد . به همین دلیل ، مصالح ساختمانی سبک حساسیت بیشتری در برابر جهت پنجره ها دارند تا مصالح سنگین .

تاثیر سایه بان

سایه بان های خارجی می توانند تا ۹۰در صد و سایه بان های داخلی ( پرده و کرکره ) تنها تا ۲۰ تا ۲۵ در صد را در داخل یک اتاق کاهش دهند .

انواع سایه بان

سایه بان های متحرک و قابل کنترل ، بنا به ضرورت می توانند انتقال نور و گرمای خورشید را به طور دل خواه کنترل کنند . ولی سایه بان های ثابت عملکرد مشخصی دارند که به جهت و شکل هندسی ساختمان و تغییر موقعیت خورشید در فصل های مختلف بستگی دارد ..

سایه بان های متحرک

۱)      سایه بان های خارجی بسیار کاراتر از سایه بان های داخلی هستند .

۲)      هرچه رنگ سایه بان های خارجی تیره تر باشد ، اختلاف بین کارایی انواع داخلی و خارجی این سایه بان ها بیشتر می شود .

۳)      هر چه رنگ سایه بان های خارجی تیره تر باشد ، کارایی آن ها بیشتر می شود .

۴)      هر چه رنگ سایه بان های داخلی روشن تر باشد ، کارایی آن ها بیشتر می شود .

۵)      با استفاده از سایه بان های کارآمدی چون پنجره پنجره های کرکره ای چوبی خارجی می تواند از نفوذ بیش از ۹۰ در صد انرژی حرارتی خورشیدی ناشی از تابش آفتاب بر پنجره ها به داخل جلوگیری کرد .

۶)      سایه بان های متحرک داخلی تیره رنگ ( پرده های کرکره ای ) ۷۰ تا ۸۰ در صد انرژی خورشیدی تابیده به پنجره را به داخل منتقل می کنند .

با تیره کردنن رنگ سایه بان ها و بستن پنجره ها می توان کارایی آن ها را افزایش داد ولی اگر پنجره ها باز باشد ، تاثیر نگ سایه بان ها تا حد زیادی به موقعیت آن ها نسبت به جهت وزش یاد بستگی دارد . به طور مثال ، وقتی در بعد از ظهر باد از جهت غرب بوزد و پنجره ها باز باشد ، سایه بان ها تیره رنگ پنجره های غربی باعث می شود هوایی که در اثر تماس با ان ها گرم شده و به داخل اتاق راه یابد و فضای آن را گرم کند . در این مورد خاص ، اگر ظرفیت حرارتی مصالح سایه بان زیاد باشد ، اثر حرارتی آن ها تا مدت ها پس از غروب آفتاب نیز باقی می ماند . هنگام باز بودن پنجره ها ، اگر سایه بان های تیره رنگ سطح خارجی پست به باد باشند ، تاثیر کمتری در گرم شدن هوای داخلی دارند زیرا هوای تماس یافته با آن ها از ساختمان دور می شود .

سایه بان های ثابت

در دو جهت شرق و غرب ، با استفاده از سایه بان های قابی شکل می توان سایه مناسبی بر روی پنجره ها ایجاد کرد ، به ویژه اگر قسمت های عمودی این قاب ها با زاویه ۴۵ درجه به طرف جنوب قرار گیرد ، در ایجاد سایه ی مفید بسیار مناسب اند . برای این دو جهت ، سایه بان های افقی مناسب تر از سایه بان های عمودی هستند . در حقیقت ، سایه بان های عمودی – حتی با ارتفاع بسیار زیاد – نه تنها در تابستان سایه بسیار کمی بر روی پنجره ایجاد می کند بلکه در زمستان نیز مانع تابش مستقیم آفتاب به داخل می شوند . نتیجه ی این بررسی نشان داده است که در این دو جهت ، پنجره های افقی کارآمد ترند از پنجره های عمودی هستند . موثرترین نوع سایه بان برای ایجاد سایه بان برای ایجاد سایه مناسب بر روی پنجره های سمت جنوب ، جنوب شرقی و جنوب غربی ، سایه بان قابی شکل است .

سایه بان طبیعی

درختان می توانند عامل موثری در ایجاد فضاهای خصوصی باشند و در عین حال ، تا حد زیادی از شدت نور آزار دهنده ی آفتاب بکاهند و آن را تمیز نگه می دارد . اگر درختان به طور انبوه و فشرده کاشته شوند ، تاثیر زیادی در کنترل و کاهش صدا نیز خواهند داشت . از این ها گذشته ، مهم ترین و سودمندترین ویژگی درختان در معماری ، تاثیر آن ها در وضعیت حرارتی ساختمان داشت . درختان همیشه سبزی چون سرو و کاج ، میزان فشار باد بر ساختمان را کاهش می دهند و بدین وسیله از اتلاف حرارت ساختمان در فصل زس=مستان جلوگیری می کنند . در فصل تابستان ، سطح گیاهان و برگ درختان پرتوهای خورشید را جذب می کند و تبخیری که در این سطوح صورت می گیرد ، باعث خنک شدن هوا می شود . ولی مهم تر از همه این که درختان سایه ای متناسب با فصل و اقلیم محلشان ایجاد می کنند . این ویژگی از نظر ایجاد سایه بر روی ساختمان – به ویژه هنگامی که درختان در نزدیکی ساختمان کاشته می شود ارزش بسیاری دارد . زیرا که در این صورت ، با ریزش برگ درختان در فصل زمستان مشکلی از نظر تابش مستقیم آفتاب به داخل وجود ندارد و با ریش مجدد برگ ها ، در فصل تابستان نیز درخت چون سایه بانی موثر از تابش مستقیم آفتاب به داخل جلوگیری می کند و این ، عمده ترین اصل در طراحی سایه بان هاست ، درخت مو و پیچک برای پوشش دیوارهای رو به آفتاب در مناطق گرم بسیار مفید و با ارزش هستند .

محل دقیق نشاندن درخت باید با توجه به نوع و شکا سایه ای که درخت در تابستان ایجاد می کند تعیین می کند .

به دلیل کم بودن زاویه ی تابش آفتاب هنگام صبح و عصر ، درختان بهتری نوع سایه بان برای پنجره ها و دیوارهای شرقی ، غربی ، جنوب شرقی و جنوب غربی ساختمان های کوتاه هستند . در این ساعت ها پرتوهای افقی نور خورشید سایه های کشیده و بلند تری از درختان ایجاد می کند که می توانند به طور موثری این دیوار ها بسیار دشوار است . هنگام نیمروز ، اویه تابش آفتاب زیاد است و درختان نمی توانند سایه ای قابل استفاده ای بر روی ساختمان بیندازد . تابش آفتاب زیاد است و درختان نمی توانند سایه ی قابل استفاده ای بر روی ساختمان بیندازد ، زیرا فقط می توان بر روی پنجره ی دیوارهای جنوبی سایه انداخت.

تاثیر رطوبت بر ساختمان

رطوبت ، عامل بالقوه ای در ساختمان است که می تواند سلامتی و آسایش آن را به مخاطره اندازد و به زیبایی و مصالح ساختمان لطمه وارد کند .

راه های نفوذ رطوبت به ساختمان

رطوبت ایجاد شده در ساختمان ممکن است نتیجه ی عوامل چون نفوذ باران در دیوار ها و سقف ، هم چنین نفوذ باران در سطوح داخلی از درز پنچره ها ، ایجاد تعریق ناشی از وسایل رطوبت زا ی داخلی بر روی سطوح داخلی و نفوذ آب های زیر زمینی از کف و دیوارها باشد .

نفوذ آب باران

آب بارام می تواند از راه های مختلفی به سطح داخلی ساختمان نفوذ کند که مهم ترین آن ها ، در اثر فشار اسمزی و فشار باد است .

نفوذ رطوبت از دیوارهای بدون ترک در اثر انفجار اسموزی

هنگامی که آب باران به سطح خارجی دیواری منفذداربرخورد می کند در اثر نیروی حاصل از انفجار اسموزی به داخل دیوار جذب می شود.اگر مقدار آب باران تماس یافته با سطح خارجی دیوار کمتر از قابلیت جذب کنندگی دیوار باشد میزان واقعی نفوذ آب باران فقط به شدت باران بستگی دارد و تمام آب باران جذب دیوار می شود. ولی اگر میزان نفوذ آب در دیوار کمتر از میزان بارانتماس یافته با سطح دیوار باشد، لایه ی نازکی از آب در سطح دیوار ایجاد شده باران اضافی بدون آنکه در دیوار نفوذ کند به طرف پایین حرکت می کند بنابراین باران های خفیف و به اصطلاح نم نم و طولانی نسبت به باران های تند و کوتاه مدت ممکن است باعث نفوذ آب بیشتری در دیوار شوند و در نتیجه رطوبت زیاد تری به سطح داخلی دیوارهای ساختمان برسد.

قطع موقت بارندگی، تاثیری در میزان جذب باران در دیوار ندارد. هنگامی که بارندگی تا مدتی طولانی ادامه       می یابد،آب باران در داخل دیوار جمع می شود. در این حالت پس از اشباع شدن مصالح دیوار از آب، ادامه ی بارندگی یا فشارناشی از وزش باد ممکن است باعث خیس و مرطوب شدن سطح داخلی شود.

                                                                                                          

تاثیر فشارناشی از وزش باد در نفوذ باران از ترک های دیوار

فشار موثرباد که باعث نفوذ آب باران از میان ترک های دیوار می شود.به عرض این ترک ها بستگی دارد.

فشار ناشی از وزش باد در نفوذ آب باران به داخل دیوار،بویژه از طریق ترک های موجود در آن هنگامی موثر است که یک لایه آب باران بر روی دیوار ایجاد شود و از روی ترک ها و درزهای آن حرکت کند.در این حالت،فشار هوا در سطح خارجی لایه ی آب بر روی دیوار بیشتر از فشار هوای داخل ترک های دیوار است و به همین دلیل، باد باعث رانده شدن و نفوذ آب به داخل درزها می شود.پس از آن، دوباره لایه ای از آب در سطح درزها به جریان می افتد و نفوذ آن به داخل درزها آغاز می شود. با ادامه ی زندگی و وزش باد، این عمل نیز ادامه می یابد و بدین طریق مقدارزیادی از آب باران به داخل دیوار نفوذ می کند.

ترکیبی از نیروی جاذبه و فشارناشی از وزش باد به دیوار باعث می شود که آب باران در طول درزها و ترک ها مایل موجود در سطح دیوار به داخل نفوذ کند. در ترک های افقی نیز ممکن است اب تا ارتفاع چندین سانتی متر،به همین صورت به دیوارنفوذ کند.

نسبت اهمیت عوامل مختلف

در دیوارهای آجری یا بلوک سیمانی و بدون اندود،نفوذ آب باران به داخل دیوار، به ترکیب منافذ مصالح بستگی دارد.اگر مصالح دیوار دارای منافذ و تارهای متعددباشد(مانند آجرهای ماسه آهکی یا خشتی)، نیروهای مکش از تارهای مویی عمده خواهد بود،ولی در دیوارهای بلوک بتنی که درزهای بزرگتری دارند،بیشتر از طریق فشار ناشی از وزش باد به دیوار آب به داخل ان نفوذ می کند.

در هرحال،درزهای بین بلوک ها قابل نفوذ است. گرچه این درزها ممکن است به عرض های مختلفی باشند، ولی معمولا بیشتر از حدی است که از طریق نیروی مکش،آب از تارهای مویی به داخل انها نفوذ می کند.در نتیجه ،عامل عمده ی نفوذ آب باران به داخل آنها فشار ناشی ازوزش باد به دیواراست.در دیوارهای ساخته شده از صفحات پیش ساخته ی بتنی،آب باران فقط از طریق درزبین صفحات به داخل نفوذ می کند.

اگر سطح خارجی دیوارها اندون یا رنگ شده باشد، جذب آب در دیوار تا حد زیادی به نفوذ پذیری این لایه ی خارجی بستگی دارد. در بسیاری ازموارد، آب از طریق ترک های موجود در این لایه ی خارجی نفوذ می کند. ولی پیشروی آن به سطح دیوار به مصالح خود دیوار بستگی دارد.در این حالت ممکن است نفوذ آب باران به دیوار به صورت ترکیبی از عوامل مختلف روی دهد.بدین طریق که از تارهای مویی داخل دیوار عبور می کند.

زمانی که باد و باران با هم توام شود،بیشترین مقدار آب باران به داخل مصالح ساختمان ها نفوذ می کند در این حالت، شدت نفوذ آب باران به داخل دیوارهای رو به باد بسیار بیشتر از بقیه دیوارهاست.

تعریق

هوا در هر دمایی فقط ظرفیت جذب مقدار محدودی از بخار آب را دارد.این ظرفیت بادمای هوا متناسب است، یعنی هرچه هوا گرمترشود،بخار آب بیشتری را می توانددر خود نگه دارد.هوای اشباع شده هوایی است که ظرفیت بخار آب کامل باشد.رطوبت نسبی چنین هوایی ۱۰۰درصد است.هنگامی که توده ای از هواخنک شود،رطوبت نسبی آن به تدریج افزایش می یابد و سرانجام به حدی می رسد که در آن دما،بخارآب موجود در هوا به حداشباع می رسد.به دمایی که هوا در ان اشباع می شود، نقطه شبنم می گویند.اگر دمای توده ی هوای مزبور کمتر از نقطه ی شبنم شود،چون دیگر قادر به نگهداری تمام بخار آب موجوددر خود نیست،بخار آب اضافی به شکل قطرات آب بر سطوحی که دمای کمتراز نقطه شبنم است تشکیل می شود.

تعریق در سطح دیوارها

هنگامی که هوای اشباع نشده ای به سطحی خنک تر از نقطه ی شبنم خود برخورد کند،لایه ی هوای نزدیک به سطح به سرعت اشباع شده،رطوبت اضافی آن باعث تعریق در این سطح می شود.عمل تعریق فقط در اتاقهایی که بخار آب در ان تولید می شود صورت نمی گیرد بلکه اغلب در فضاهایی ایجاد می شود که سطح سردتری دارند.

تعریق در داخل دیوارها

در زمستان که معمولا پنجره ها بسته و هوای بیرون سردتراست کاهش مداومی در دمای دیوار از سطح داخلی به سطح خارجی وجود دارد که باعث می شود در عمق مشخصی در داخل دیوار فشار بخار از مقدار که برای اشباع هوادر ان نقطه و دران دمالازم است بیشترشود.در این شرایط در داخل دیوارتعریق صورت می گیردو باعث مرطوب شدن دیوار از داخل می شود.در دماهای بالاتراز نقطه شبنم بخار آب نیزمی تواند در اثرپدیده ای به نام تعریق در تارهای مویی به داخل دیوارنفوذکند.

عوامل موثردر تعریق

عمده ترین عوامل موثر در ایجادتعریق و تداوم آن درساختمان عبارتند از فشار بخارهوای داخلی، دما، نفوذپذیری سطوح داخلی وقابلیت انتقال بخاردر دیوارها.

                                                                                                                                                                                                        طبقه بندی دیوارها

دیوارها ازنظر عملکردشان دربرابر رطوبت می توان به چنددسته تقسیم کرد. دیوارهای سنگین نفوذپذیر،دیوارهای نفوذناپذیر.

دیوارهای سنگین نفوذپذیر

مصالح این نوع دیوارهاشامل آجر،بتن معمولی یا بتن سبک و بلوک سیمانی است.این مصالح دربرابرآب وبخارنفوذپذیرهستندو هنگامی که درمعرض باران قرار می گیرندمقدارزیادی آب جذب می کنند.تبخیرآب نفوذیافته در دیوارها معمولا درسطح خارجی صورت می گیرد.به منظورتبخیرآب موجود در دیوار در سطح خارجی آن لازم است مصالح دیوارها در سطح خارجی نفوذپذیرترباشد ولی این نفوذپذیری سطوح خارجی ،ازنظر جلوگیری ازنفوذ رطوبت به داخل دیوارمناسب نیست،به همین دلیل در مناطق یردی که باران های شدیدی می بارد،ایجاد شرایط مناسب در برابر مشکلات ناشی از جذب رطوبت در این نوع دیوارها بسیار دشواراست.یکی از راه حل های این مساله پوشاندن سطح خارجی دیوارها بااندودهای دافع آب یا ورق هایی همچون آزبست و سیمان یا پلاستیک است که مانع نفوذ آب به داخل دیوارمی باشد.

دیوارهای توخالی با مصالح بنایی

این دیوارهاشامل یک لایه خارجی و یک لایه داخلی است که فضایی رابین خوداحاطه کرده است.اگرهیچ اتصالی بین این دولایه وجودنداشته باشد، هوای داخلی دیوارجریان عبور رطوبت راقطع می کند وبدین طریق، مانع نفوذآب باران ازسطح خارجی دیواربه سطح داخلی آن می شود. ولی چنانچه ردیف هایی ازمصالح بنایی،دوجداره ی این نوع دیوارهارا به هم متصل کند،این اتصال پلی برای عبورآب محسوب می شود و بدین صورت باعث نفوذ رطوبت از جداره ی خارجی به جداره داخلی شده،مقاومت فضای داخلی دیوار را در برابرنفوذ رطوبت کاهش می دهد.

بهترین و کاملتریت دیواری که می تواند مانع نفوذ رطوبت درساختمان شود،دیواردوجداره ای شامل یک جداره ی ضخیم ،سنگین و نفوذپذیرداخلی است که مقاومت حرارتی مناسبی دارد و پوشش مقاوم و نفوذناپذیر خارجی نیزباشد. در فضای خالی بین این دو جداره باید امکان تهویه ی کامل هوا،همچنین تخلیه ی آب حاصل از تعریق وجود داشته باشد.در این صورت تعریق فقط درسطح داخلی لایه ی خارجی ایجاد می شود و هیچ آسیبی به دیواره اصلی یعنی لایه ی داخلی نمی رساند.

دیواره های نفوذناپذیر

این دیواره ها شامل بک لایه نفوذناپذیر در برابر آب یا بخار هستند.اگر این لایه در قسمت خارجی در دیوار قرار داشته باشد، جلوگیری از ایجاد تعریق در سطح داخلی دیوارممکن نیست و اگر در سطح خارجی این دیوار ترک یا سوراخی ایجاد شود،آب باران در این منافذ به داخل دیوار نفوذ می کند ولی امکان خشک شدن این رطوبت در سطح خارجی وجود ندارد.درنتیجه به طور دائم در داخل دیوارآب جمع می شود.در مواقع خاصی که به دلیل تجمع افراد، فشار بخار هوای داخلی اتاق بسیار زیاد باشد،ممکن است تمام دیوار اشباع شود.

اگر لایه ی نفوذ ناپذیر در قسمت داخلی دیوار قرار داشته باشد،تعریق بر روی سطح داخلی صورت می گیرد. ولی اگر این لایه با اندود نفوذپذیری پوشانده شود هنگامی که میزان تولید بخار در داخل زیاد است و مقداری از عروق ایجادشده- بدون آنکه دیده شود و اثری از خود برجای بگذارد- به داخل این لایه نفوذ می کند.

                                                                                                                                                                                                  پوشش های نفوذناپذیر

اگر میزان نفوذناپذیری اندود خارجی یا مصالح دیوار زیاد باشد سطح خارجی دیوار را می توان با مواد ضدرطوبتی پوشاند. به طور کلی می توان گفت پوشش های سیلیکانی موثر از پارافین یا رنگ های سیمانی هستند.

پوشش های مانع عبور و خروج بخار از سطح خارجی می شونداگر دیوارقبل ازپوشش تر باشد یا در اثر تعریق مرطوب شود،پوشش فوق مانع خشک شدن دیوارمی شود از این روپوشش های پلاستیکی تنها باید برای پوشاندن دیوارهای ترک داری که درمعرض فشارهای ناشی ازانقباض و انبساط هستندودر صورتی که امکان استفاده ازروش های دیگروجودنداردمورد استفاده قرارگیرد.

تاثیر بادبر تهویه طبیعی ساختمان

                                                                                                                                                                      عملکرد تهویه ونیاز به آن درساختمان

وضعیت تهویه ی طبیعی یا میزان تعویض هوای داخل ساختمان ازجمله عوامل اولیه ی تعیین کننده ی سلامت و آسایش است.تهویه ی طبیعی به دوصورت مستقیم و غیرمستتقیم برانسان تاثیرمی گذارد.ازیک سوپاکی وسرعت جریان هوادر داخل ساختمان به طورمستقیم بر انسان می گذارد وازسوی دیگر وضعیت تهویه ازطریق تاثیربردما ورطوبت هواوسطوح داخلی ساختمان به طورغیرمستقیم انسان راتحت تاثیر قرار می دهد.

به طورکلی تهویه ی طبیعی در داخل ساختمان دارای سه عملکرد مختلف است که به ترتیب عبارتنداز:

۱ – تامین هوای قابل تنفس در داخل ساختمان ازطریق جانشین ساختن هوای تازه ی خارجی باهوای آلوده و مصرف شده ی داخلی اکسیژن موردنیاز برای تنفس ساکنین وسوخت وسایل داخل ساختمان راتامین کند و انباشته شدن در اکسیدکربن همچنین ایجاد بو در داخل جلوگیری نماید. وقتی وسایل گرم کنننده یا وسایل پخت و پز داخل ساختمان فاقد دودکش باشد،میزان تعویض هوا باشد درحدی نگه داشته شود که مقداراکسید کربن و سایرگازهای حاصل ازسوخت این وسایل به میزانی نرسد که سلامت ساکنین آن را به مخاطره بیندازد.

۲ – ایجاد اسایش فیزیکی ازطریق بالا بردن میزان کاهش دمای اضافی بدن با تبخیرایجادشده برروی پوست

سرعت مطلوب جریان هوابرای ایجاد آسایش در داخل ساختمان به دمای آن بستگی دارد.هرچه هوا گرم ترباشد این سرعت بایدبیشتر باشد..وقتی از۳۵ درجه ی سانتی گراد گرم تر باشد افزایش سرعت هوا باعث افزایش حرارت جذب شده ی بدن ازطریق جابه جایی می شود.ولی اثر نهایی سرعت بادبر بدن به رطوبت هوای در حال جریان نوع پوشش و قدرت متابولیکی بدن بستگی دارد.

۳ – ایجاد اسایش فیزیکی در داخل ساختمان ازطریق خنک سازی توده ی مصالح ساختمان هنگامی که هوا ی داخل گرم تر از هوای خارج است. ظرفیت حرارتی هوا بسیارکم است.ازاین رو اگر اتاقی تهویه نشودهوای داخل آن به اندازه سطوح داخلی اطرافش گرم می شود و دمای هوای داخلی اتاق درحدی نزدیک به میانگین دمای سطوح خارجی دیوار های اتاق نوسان می یابد.به طورکلی نسبت بین میانگین دمای هوای داخل و خارج اتاق به رنگ سطوح خارجی دیوارهای اتاق بستگی دارد.هرچه رنگ سطح خارجی دیوارهاتیره تر باشد هوای اتاق گرم تر می شود.ولی میزان نوسان دمای های داخلی به ظرفیت و مقاومت حرارتی مصالح نوسان دمای سطوح خارجی دیواربستگی دارد.

وقتی ساختمانی تهویه شودبین هوای واردشده به اتاق و هوای داخل اتاق تبادل حرارتی صورت می گیرد.در تنیجه دمای هوای داخل به اندازه ی اختلاف بین دو دما تغییر می یابد.

اگر رنگ سطح خارجی خاکستری باشد،تهویه باعث کاهش میزان حداقل و حداکثر دمای هواو سطح دیوارهای غربی می شود.ولی هنگامی که سطح خارجی دیوار سفید باشد حداکثر دمای هواوسطح داخلی بسته به نوع مصالح دیوارافزایش یا کاهش می یابد.درهرصورت تهویه باعث کاهش حداقل دمای داخلی می شود.البته اگر رنگ سطح خارجی تیره باشداین کاهش بسیار بیشتر اززمانی است که رنگ آن روشن است.اگرسطح خارجی سفید باشد،تهویه ی شبانه بیشتری در خنک سازی هوای داخلی دارد تا تهویه ی روزانه. حتی وقتی نمونه های سفید رنگ هنگام روزتهویه شود دمای هوای داخلی آنها افزایش می یابد.

نوع مصالح و ضخامت دیوارهای آن نیز درشرایط کمی تهویه تاثیرگذاراست بویژه اگر رنگ سطوح خارجی آن خاکستری باشد. برای دیوارهایی با مصالح یکسان مقدار کاهشیکه ازطریق تهویه ی دائم در حداکثردمای هوای داخلی ایجاد می شود با ضخامت دیوارنسبت معکوس دارد و برای دیوارهایی باضخامت یکسان، تاثیر خنک سازی تهویه با ظرفیت و مقاومت حرارتی مصالح آن ها نسبت عکس دارد بنابراین می توان گفت دیوارهای بتنی خاکستری بیشتری تحت تاثیر تهویه قرار می گیرند تا دیوارهایی از جنس بتن سبک و با همان ضخامت .ساختمان هایی که رنگ رنگ سطح خارجی آن ها سفید دارای مصالح ساختمانی باظرفیت و مقاومت حرارتی متوسط پنجره ها نسبتاکوچیک و مجهزبه سایه بان های موثرمی باشند دمای هوای دداخلی آنها هنگام روزپایین ترازدمای هوای خارج است.ولی ساختمان هایی که رنگ سطح خارجی دیوارهایشان تیره است یا دارای پنجره های بزرگ بدون سابه بان موثرهستند هنگام روز هوای داخخای آنهانسبت به هوای خارج گرم ترمی شود. میزان اهمیت تاثیر تهویه در تغییر دمای هوای داخلی ساختمان به رنگ سطح خارجی دیوارها،اندازه پنجره هاو کیفیت سایه بان آنها بستگی دارد.

نیاز تهویه در ساختمان باتوجه به نوع اقلیم

در مناطق سردسیر یا در ماه هایی که هوابسیارسرد و رطوبت آن بسیارکم است ورود هوای خارج به داخل ساختمانوگیری کند در را باید به حداقل میزان ممکن رساند.وظیفه ی تهویه در این شرایط کنترل تعویض هوای داخلی در حدی است که ازآلوده شدن آن جلوگیری کند در این مناطق افزودن رطوبت به هوای داخلی ساختمان خا در ماه های سرد ضروری است.در مناطق گرم یا در ماه هایی که هوا گرم است وظیفه ی اصلی تهویه این است که با به جریان انداختن هوا در اطراف بدن،عرق جمع شده بر روی پوست به سرعت تبخیر می شودو بدین طریق بویژه در مناطق گرم و مرطوب ازطریق تبخیرعرق باعث کاهش دمای موثر شده شرایط آسایش را فراهم سازد.در این شرایط مقدارهوا در منطقه هوای تعویض شده اهمیتی ندارد. ولی سرعت جریان هوا در منطقه ای که افرادفعالیت می کنند حائزاهمیت است.در مناطق گرم و مرطوب تهویه باید به صورتی انجام شود که سرعت هوای داخل به حدود۲متردر ثانیه برسد.در مناطق گرم وخشک باید میزان تهویه در روز را به حداقل ممکن رساند تاحدی که بتوان از آلودگی هوای داخل جلوگیری کرد.از آنجایی که در این مناطق هنگام عصروشب می توان پنجره ها را کاملابازکرد و بدین طریق میزان آلودگی هوای داخل را کاهش داد.میزان تهویه موردنیاز در روز حتی ممکن است ازمیزان تهویه در مناطق سردسیر نیز کمترباشد.در این مناطق هنگام عصروشب که هوای خارج معمولا خنک تر از هوای داخل ساختمان است با ایجاد کوران در داخل ساختمان می توان از تاثیر گرمای سطوح داخلی دیوارها در هوای داخلی نتیجه گرم شدن هوای داخل ساختمان جلوگیری کرد.

معیار ارزیابی شرایط تهویه در داخل ساختمان

سرعت مطلوب جریان هوا در اتاق به نوع فعالیت،خصوصیت اقلیمی، دما،رطوبت هوا و فعالیت فیزیکی افراد بستگی دارد . به طور مثال در اتاق نشیمن یک ساختمان مسکونی که معمولا افراد همیشه در حالت نشسته هستند بهترین شرایط در صورت جریان اصلی هوا در ارتفاع سر وشانه افراد (ارتفاع حدود۷۰تا ۱۲۰) می باشد. در اتاق خواب بویژه در مناطق گرم و مرطوب جریان اصلی هوا باید کمی بالاتر ازسطح تخت خواب (۵۰ تا ۸۰) می باشد در اتاق های اداری و کلاس ها حتی در مناطق گرم ومرطوب سرعت زیاد جریان هوا در ارتفاع میزهاباعث اختلال در کار می شود در صورتی که جریان اصلی هوا باید درارتفاع ۱۲۰ تا ۱۵۰ می باشد.

    عواملی از طرح ساختمان که در تهویه ی آن تاثیر دارد

شکل و الگوی حرکت هوادر داخل یک اتاق تحت تاثیر دوعامل چگونگی فشارهوا در اطراف ساختمان و اینرسی هوای در حال حرکت در داخل ساختمان قرار دارد. وقتی در دیوار رو به باد اتاق پنجره تعبیه شده باشد فشار هوای داخل در این قسمت تا حدی افزایش می یابد که به فشار هوای سطح خارجی پنجره برسد.اگر در دیوار پشت به باد نیز پنجره ای تعبیه شده باشد فشار هوای داخلی در این قسمت نیز تا حدی که برابر فشار هوای سطح خارجی پنجره شود کاهش می یابد. در هردو حالت میانگین فشار هوای داخل و خارج متعادل می شود.اگر این پنجره ها بازشوند هوا از منطقه ی فشار به منطقه ی مکش جریان می یابد.وقتی جهت وزش باد وخطی که مرکز این دو پنجره را به هم متصل می کند بر هم منطبق شودهوای واردشده به اتاق بدون آنکه تغییر جهت دهد از پنجره پشت به باد خارج می شود.ولی وقتی جهت وزش باد وخط مزبور به هم منطبق نباشد هوا پس از ورود به اتاق در جهت اصلی خود حرکت می کند تا به یک دیوار برخوردکند یا سرعت آن کاهش یابد سپس به سمت پنجره ی پشت به باد حرکت می کند.

موقعیت پنجره و تاثیر آن در وضعیت تهویه ی طبیعی

اگر اتاقی دارای پنجره هایی در قسمت های رو به باد و پشت به باد باشد هنگامی که باد به طور عمودی به پنجره ی رو به باد بوزد هوا از پنجره ی پشت به باد خارج می گردد. در نتیجه در این حالت نقاطی از اتاق که در مسیر جریان هوا قرار ندارد بطور موثر تحت تاثیر جریان هوا قرارندارد به طور موثر تحت تاثیر جریان هوا قرار نمی گیرد. ولی هنگامی که جهت وزش باد نسبت به هوای رو به مایل باشد تقریبا تمام نقاط اتاق تحت تاثیر جریان هوا قرار می گیرد و باد با یک حرکت دایره ای شکل در طول دیوارها و گوشه های اتاق به جریان می افتد اگر پنجره های اتاقی در دیوارهای مجاورهوا تعبیه شده باشند وضعیت تهویه ی طبیعی زمانی مطلوب است که جهت وزش باد عمود بر سطح پنجره ی رو به باد باشد.

با فرض آنکه تهویه مطلوب نتیجه ی وزش عمودی باد برسطح پنجره است برای استفاده از نیروی باد در ایجاد تهویه ی طبیعی باید ساختمان را رو به شرق یاغرب بناکرد که این جهت قرارگیری بویژه در مورد ساختمان هایی باپلان مستقیم و کشیده مشکلات فراوانی از نظر ایجادسایه ی موثر بر روی پنجره های این دوسمت ایجاد می کندبه همین دلیل در این مناطق بهترین جهت قرار گیری ساختمان در ارتباط با وزش باد و تابش آفتاب با هم مغایرت دارند و نتایج فوق نشان می دهد که در مناطقی که باد های مطلوب از سمت غرب یا شرق می وزد با۴۵ درجه چرخاندن نمای اصلی ساختمان به طرف جنوب شرقی یا غربی می توان تهویه ی طبیعی مناسبی در داخل اتاق ها ایجاد کرد. در این جهت قرا گیری با استفاده از سایبان های کم عمق می توان از تابش مستقیم آفتاب به پنجره های جنوب غربی یا شرقی ساختمان جلوگیری کرد.اگر بادهای مطلوب از شمال غربی ،جنوب غربی، شمال شرقی یا جنوب شرقی بوزد با انتخاب جهت شمالی جنوبی برای ساختمان می توان تهویه ی مطلوب را در آن ایجاد کرد.این جهت از نظرکنترل تابش آفتاب بر پنجره های جنوبی بسیارمناسب است.

                                                                                                                                         ایجاد کوران در اتاق هایی با یک پنجره در دیوارخارجی

در شرایط معمولی اگر پنجره های اتاق تنها در یک دیوار خارجی آن تعبیه شود.میزان تهویه ی طبیعی در این اتاق بسیارکم است.تا تعبیه دو پنجره که اگریک طرف سطح خارجی هریک ازدو پنجره یک تیغه ی عمودی کشیده شود بطورمصنوعی می توان منطقه ی فشار و مکش ایجاد کردو بدین وسیله سرعت جریان هوا در داخل اتاق را تا حد مطلوبی افزایش داد.وجود چنین تیغه هایی در یک طرف هریک ازاین دو پنجره باعث می شود هواازیک پنجره ی اتاق وارد و از پنجره ی دیگر خارج شود بدین طریق در داخل اتاق کوران ایجاد می شود.برای مثال در مورد درها وپنجره ها می توان ایوانک هایی طراحی کرد که با استفاده ازتیغه های عمودی شرایط مناسبی برای ایجاد کوران بوجود آید.

تاثیر اندازه ی پنجره

تاثیر اندازه ی پنجره های اتاق در شرایط تهویه داخل آن تاحدزیادی بوجود یا عدو وجود کوران بستگی دارد.در اتاق هایی که پنجره های آن فقط دریک طرف دیوار قراردارند اندازه ی پنجره ها تا حدبسیارکمی در سرعت جریان هوا در آن اتاق تاثیر دارد.فقط در مواردی که باد بصورت مایل به سمت پنجره می وزد افزایش اندازه ی پنجره باعث افزایش سرعت عوای داخل اتاق می شود. در اتاق هایی که در آن کوران ایجاد شده افزایش اندازه ی تنها یک پنجره تاثیر بسیارکمی در سرعت هوای داخل اتاق دارد حتی وقتی اندازه ی پنجره ی ورود و خروج هوا هر دو بیشتر شود افزایش سرعت هوا به سمت افزایش اندازه ی پنجره ها نیست اگر پنجره های این اتاق به این گونه های تغییر یابد که پنجره پشت به باد بزرگتر از پنجره های رو به باد باشد حداکثر و میانگین سرعت جریان هوای داخلی تا حدزیادی افزایش می یابد.حال آنکه حداکثرسرعت جریان هوای داخلی به نسبت اندازه ی پنجره ی خروجی به پنجره ورودی بستگی داردو افزایش این نسبت باعث افزایش حداکثرسرعت هوای داخلی می شود.در این مورد باید به این موضوع نیز توجه داشت که ترکیب یک پنجره ی رو به باد کوچک و یک پنجره ی رو به باد بزرگ باعث می شود حداکثر سرعت هوا در منطقه ی کوچکی از اتاق متمرکز می شود و در بقیه ی نقاط اتاق سرعت جریان هوا کاهش می یابد.

تاثیر محل عمودی پنجره در شرایط تهویه ی طبیعی

تغییر جهت باد ها در سطح عمودی نسبتا کمتراست. با دقت در طرح و تعیین ارتفاع کف پنجره های یک اتاق می توان سرعت هوا در سطح عمودی داخل آن اتاق را به بهترین نحو کنترل کرد.

ارتفاع کف پنجره و نوع بازشوی پنجره ی رو به باد اهمیت بیشتری در تعیین جهت وسرعت حرکت باد در داخل اتاق داردتا مشخصات محل خروج باد تغییر ارتفاع کف پنجره ممکن است تا حد زیادی سرعت جریان هوای داخلی اتاق تاثیرچندانی ندارد.

تاثیر جهت و نوع بازشوی پنجره

نوع نحوه ی باز شدن ارتفاع محل نسب همچنین نوع و محل سایه بان پنجره ها تاثیر فراوانی در شکل و سرعت هوا در داخل اتاق دارد اگر پنجره ی رو به باد در وسط دیوار و پنجره ی پشت به باد در قسمت فوقانی دیوار قرار داشته باشد هوا پس از ورود به اتاق به طرف بالا هدایت شده از پنجره ی پشت به باد خارج شود. در نتیجه ، جریان هوا در منطقه ای که ساکنین اتاق حضور دارند تاثیری نخواهند داشت . ولی اگر در این حالت در قسمت فوقانی دیوار یک سایه بان افقی تعبیه شود به دلیل ایجاد منطقه ی پرفشارتری در بالای پنجره جریان هوا به طرف پایین رانده شود.حال اگر در قسمت فوقانی پنجره یک نقاب افقی متمایل به پایین نصب شود دوباره جریان هوا به طرف سقف منحرف می شود با حفظ این شرایط اگر محل پنجره خروجی باد را ازبالا به پایین تغییر دهیم هوا پس از برخورد به سقف از قسمت انتهایی اتاق به پایین هدایت شده از پنجره ی خرروجی خارج می شودیعنی تغییری در شکل حرکت هوا در اتاق ایجاد نمی شود.حال اگر سایه بان و نقاب پنجره را برداریم و پنجره ی رو به باد را به طرف پایین انتقال دهیم، جریان هوا به طرف کف اتاق و سپس به طرف پنجره خروجی هدایت می شود.

نوع بازشوی پنجره ها نیز در چگونگی حرکت هوا در داخل اتاق تاثیر می گذارد و قتی بازشوی پنجره ایی لولایی را ریلی باشددر سطح افقی بازشود این بازشو هیچ تغییری در شکل اصلی حرکت هوا که در اثر اختلاف فشار درسطح دیوار روبه بالا بوجود می آید نخواهد داشت.ولی پنجره هایی که حول یک محور افقی بازمی شوند هوا را به طرف بالا هدایت می کنند مگر آنکه بازشوی آنها کامل بصورت افقی قرار داده شود. بنابراین مناسب ترین محل نصب این پنجره ها قسمت هایی پایین تر از مکانی است که ایجاد هوا در آن مورد نیاز است.

                                                                                                                                              تاثیر محوطه ساختمان در کنترل جهت و سرعت باد

حرکت توده های بزرگ هوا را که در اثر اختلاف فشار هوابوجود می آید نمی توان تغییر داد ولی سرعت و جهت حرکت بادهایی که نزدیکی سطح زمین جریان دارند تاحدودی قابل کنترل است در این موارد اسطکاک مقاومت و ممانعتی که درختان و دیوارها در مقابل وزش باد بوجود می اندازد بطورکاملا موثری می توان مورد استفاده قرارگیرد.

بادشکن ها

بادشکن جریان هوا را به طرف بالا منحرف می کند و در فاصله ای که این جریان هنوز بطرف زمین برنگشته است، محوطه ی نسبتا آرام و حفاظت شده ای را بوجود می آورد.نوع بادشکن، درجهت و شکل جریان هوا و مساحت منطقه ای حفاظت شده تاثیر دارد.چرخش و پیچیدگی جریان هوا در قسمت فوقانی بادشکن های جامد و یکپارچه یا دیوارها کاریابی این بادشکن ها را کاهش می دهد و بطور کلی کمربند ضخیم و متراژکمی از درختان از نظر حفاضت در برابر باد دارد. اگر چه با استفاده از درختان نمی توان ۷۵ درصد ازسرعت باد را کاهش دارد،ولی هنگامی که درخت بعنوان بادشکن مورد استفاده قرار می گسرد وسعت محدوده ی حفاظت شده در برابر باد بیشتر است. پس از درخت صفحات عمودی بهتریت نوع بادشکن محسوب می شود.

میزان کاهش سرعت باد در محدوده ی رو به باد تمامی باد شکن ها تقریبا یکسان و بطور کلی ناچیز است. کاهش سرعت باد هنگام برخورد با بادشکندر زاویه ی مایل است. اگر ساختمانی عمودبر جهت باد قرار گیرد باد با حداکثر سرعت خود به دیوار های آن می وزد. ولی اگر باد بازاویه ۴۵ درجه با ساختمان بوزد سرعت آن در محل برخورد آن تا حدود ۵۰ تا ۶۶ درصد سرعت باد اصلی کاهش می یابد.

تاثیر عنوان بادشکن ها در الگوی حرکت باد در نزدیکی ساختمان

امکان استفاده ازتاثیر محیط اطراف ساختمان بر نحوه ی حرکت سرعت باد پیرامون ساختمان های یک طبقه باعث می شود در انتخاب جهت قرارگیری ساختمان، آزادی عمل بیشتری داشته باشیم.

هنگام انتخاب و جایگزینی این عناصر مانند بوته ها،دیوارها ، نرده ها باید توجه داشتکه در فصل تابستان مانع به جریان افتادن نسیم ها و جریان های خنک کننده به طرف ساختمان نشوند.


تقسیمات اقلیمی در ایران

فصل ۴

روش کوپن

اقلیم بارانی استوایی: در این اقلیم، فصل سرد وجود ندارد ومعدل دمای هوا در سردترین ماه سال بیش از۱۸ درجه سانتی گراد است. اقلیم گرم و خشک: در این مناطق به دلیل آنکه میزان بارندگی سالانه بخار آب مورد نیاز جهت رطوبت هوا را تامین نمی کند؛ هوا بطور کلی خشک است.

اقلیم گرم- معتدل: معدل دمای هوای سردترین ماه سال در این مناطق بین ۱۸ و ۳ – درجه سانتی گراد و معدل دمای هوا در گرمترین ماه ساال بیش از۱۰ درجه سانتی گراد است. در این مناطق، زمستان کوتاه است ولی ممکن است هدود یک ماه یا بیشتر؛ زمین یخ بسته یا پوشیده ازبرف باشد.

اقلیم سرد و برفی: در این اقلیم معدل دمای هوا در گرمترین ماه سال بیش از ۱۰ در جه و در سردترین ماه سال کمتر از۳- درجه سانتی گراد است. بارندگی در این مناطق معمولا بصورت برف است و در طول چند ماه از سال زمین پوشیده از برف و یخ می شود.

اقلیم قطبی: در این اقلیم معدل دمای هوا در گرم ترین ماه سال کمتر از ۱۰ درجه سانتی گراد است و در اینجا- برخلاف اقلیم بارانی استوایی –فصل گرم وجود ندارد.

تقسیمات اقلیمی در ایران

۱ – اقلیم معتدل و مرطوب (سواحل جنوبی دریایی خزر)

۲ – اقلیم سرد(کوهستان های غربی)

۳- اقلیم گرم و خشک ( فلات مرکزی)

۴- اقلیم گرم و مرطوب ( سواحل جنوبی)

اقلیم معتدل و مرطوب

سوحل دریایی خزر با آب و هوای معتدل و بارندگی فراوان رطوبت زیاد هوا و اعتدال درجه حرارت آن است.دمای هوا در روزهای تابستان معمولا بین ۲۵ تا ۳۰درجه سانتی گراد و شب ها بین ۲۰ تا ۲۳ درجه سانتی گراد و در زمستان معمولا بالای صفر است. در تابستان به صورت رگبار است شهرهای رشت،بندر انزلی،بابلسر و گرگان در این منطقه قرار دارند.

                                                                                                                                                                                                                        اقلیم سرد

کوهستان های غربی –که دامنه های غربی رشته کوه های مرکزی ایران شامل می شوند- با توجه به اینکه میانگین دمای هوا در گرمترین ماه سال در انهابیش از ۱۰ و میانگین حداقل دمای هوا در سردترین ماه کمتراز۳- درجه سانتی گراد است. گرمای شدید دره ها در فصل تابستان زیاد و در فصل زمستان بسیارکم است. زمستان های طولانی، سردو سخت بوده، چندین ماه از سال زمین پوشیده از برف و یخ است.میزان بارندگی در تابستان کم و در زمستان زیاد است.فصل بهار کوتاه است و زمستان و تابستان را ازهم جدا می کند. شهرهای تبریز، ارومیه، سنندج و همدان در این اقلیم قرار دارند.

 اقلیم گرم و خشک

در این اقلیم که بیشترمناطق نیمه استوایی را شامل می شود، به دلیل وزش بادهوا بسیارخشک است. تابش مستقیم آفتاب در این مناطق شدید است. آسمان این مناطق ، در بیشتر مواقع سال بدون ابراست. ولی معمولا بعد ازظهرها در اثر گرم شدن و حرکت لایه های هوای نزدیک به زمین ،مه و طوفانگردوغبارپدید می آید.

رطوبت کم و نبودن ابر در آسمان باعث می شود دامنه تغیرات دمای هوادر این مناطق بسیار زیاد شود.در تابستان،، تابش آفتاب در طول روز سطح زمین تا ۷۰درجه سانتی گراد گرم می شود.در حالی که در هنگام شب،به ۱۵درجه سانتی گراد یا پایین ترمی رسد. زمستان های سخت و سرد و تابستان های گرم و خشک است.یعنی بیابانی و نیمه بیابانی را در آن تشخیص داد.

منطقه نیمه بیابانی:

دامنه هاو کوهپایه های ارتفاعات شمالی،غربی و جنوبی ازرطوبت بادهای مرطوبی که از فراز انها می گذردتاحدودی استفاده می کنند.البته هرچه از غرب به شرق نزدیک می شویم،اثربادهای مرطوب کاهش و خشکی هوا افزایش می یابد.

منطقه بیابانی:

چاله های پست مرکزی، شرقی و جنوب شرقی ایران دارای آب و هوای خشک بیابانی است.اختلاف زیاد درجه حرارت هوای تابستان و زمستان،همچنین اختلاف درجه حرارت هوای شب و روز در تابستان است.منطقه دشت لوت،کمتریت میزان رطوبت نسبی در ایران را داردکه احتمال قریب به یقین ،گرمترین منطقه آن نیز محسوب می شود.

تهران،مشهد،اصفهان و شیراز ازجمله مناطق نیمه بیابانی و شهرهایی چون زاهدان و یزد ازجمله مناطق بیابانی محسوب می شود.

اقلیم گرم و مرطوب :

سواحل جنوبی ایران که بوسیله ی رشته کوه های زاگرس از فلات مرکزی جداشده اند،تابستان های بسیارگرم و مرطوب و زمستان های معتدل است.مناطق،حداکثر دمای هوا در تابستان به ۳۵ تا ۴۰ درجه سانتی گراد و حداکثررطوبت نسبی آن به ۷۰درصدمی رسد.در این اقلیم رطوبت هوا در تمام فصل های سال زیاد است و به همین دلیل، اختلاف درجه حرارت هوا در شب و روزو در فصل مختلف کم است.

این مناطق، تفاوت دمای هوای سطح خشکی و سطح دریا باعث بوجودآمدن نسیم های دریا و خشکی می شود.تابش آفتاب زیاد است.شهرهای بندرعباس،جاسک،آبادان و اهواز ازجمله شهرهای این اقلیم است.به طورکلی ، میزان بارندگی در سواحل خلیج فارس بیشتر منظم تر است.درحالی که سواحل دریایی عمان که تحت تاثیر بادهای موسمی اقیانوس هند قرار دارد،داردای باران های نامنظم و خشک سالی های فراوان است.

ویژگی های معماری بومی مناطق معتدل و مرطوب

۱ – برای حفاظت ساختمان از رطوبت بیش از حد زمین،خانه ها بر روی پایه های چوبی ساخته شده اند. ولی در دامنه های کوه ها که رطوبت کم تر است معمولا خانه ها برروی پایه های ازسنگ و گل

۲ – برای حفاظت اتاق ها ازباران،ایوانک های عریض و سرپوشیده ای در اطراف اتاق ها ساخته اند.

۳- بیشتر ساختمان ها با مصالحی با حداقل ظرفیت حرارتی بناشدند و درصورت استفاده از مصالح ساختمانی سنگین ضخامت آنهاحداقل میزان ممکن حفاظت شده است. زمانی که نوسان دمای روزانه هوا کم است ، ذخیره حرارت هیچ اهمیتی ندارد و علاوه بر این، مصالح ساختمانی سنگین تا حدود زیادی تاثیر تهویه و کوران را که یکی از ضروریات در این منطقه است کاهش می دهند.

۴ – در تمام ساختمان های این منطقه، بدون استثنا از کوران و تهویه طبیعی استفاده می شود بطورکلی پلان ها گسترده و باز و فرم کالبدی انها بیشتر شکل های هندسی،طویل و باریک است. بمنظور حداکثر استفاده از وزش باد در ایجاد تهویه طبیعی در داخل اتاق ها،جهت قرار گیری ساختمان ها با توجه به جهت وزش نسیم های دریاتعیین شده است.در نقاطی که بادهای شدید و طولانی می وزد ، قسمتهای رو به بادساختمانها کاملا بسته است

۵ – ساختمان ها بصورت غیر متمرکز و پراکنده در مجموعه سازماندهی شده است

۶ – بدلیل بارندگی در این مناطق؛بام ها شیب دار است و شیب بیشتر آنها تند است.

ویژگی های معماری بومی مناطق گرم و خشک

۱ – ساختمان ها با مصالحی از جمله خشت و گل که ظرفیت حرارتی زیادی دارند بناشده اند

۲- پلان ساختمان ها تا حدامکان متراکم و فشرده است و تلاش شده سطح خارجی ساختمان نسبت به حجم آن کم باشد. این تراکم میزان تبادل حرارت از طریق جداره های خارجی ساختمان را چه در تابستان و چه در زمستان به حد اقل می رساند و در نتیجه، تا حد زیادی از نفوذ حرارت در تابستان و اتلاف آن جلوگیری می کند.

۳- تلاش شده است بیشترین سایه ممکن بر سطوح خارجی ایجاد شود.

۴- نتیجه کم بود چوب ، سقف ساختمان ها به شکل خرپشته، تاق یا گنبد و بدون هیچ اسکلتی از خشت خام و گل ساخته شده است البته در مناطق نیمه بیابانی به اعتدال نسبی هوا و وجود چوب نسبتا کافی، بیشتربام ها از چوب و به شکل مسطح ساخته شده است.

۵- معمولا سطح خارجی سفیدکاری شده است.

۶- در این مناطق،تعد اد و مساحت پنجره ساختمانها به حد اقل میزان ممکن کاهش یافته و برای جلوگیری از نفوذ پرتوهای منعکس شده از سطح زمین اطراف،پنجره ها در قسمتهای فوقانی دیوارها تعبیه شده است.

۷- ازایجاد کوران و ورود هوای خارج به داخل ساختمان جلوگیری شود.تدابیراز جمله ایجاد بادگیری برای خنک سازی هوای داخلی به صورت طبیعی اندیشه شده که بسیارموثر است.

۸- استفاده از حیاط های داخلی که شامل درخت،حوض و سطح گیاه کاری شده است، یکی از موثرترین عوامل ایجاد رطوبت محسوب می شود.

۹- جهت قرارگیری ساختمانها در این مناطق ، جنوب تا جنوب شرقی است.

ویژگی های معماری بومی مناطق سرد

بطورعمده شبیه به اصولی است که در معماری مناطق گرم و خشک مورد توجه بوده است. با این تفاوت که در مناطق سرد منابعی ایجاد حرارت در داخل ساختمان است

۱ – استفاده از پلان های متراکم فشرده

۲ – به حداقل رساندن سطح خارجی در برابر حجم مورد پوشش

۳ – استفاده از مصالحی با ظرفیت و عایق حرارتی

۴- به حداقل رساندن میزان تعویض هوای داخلی و تهویه طبیعی و در نتیجه، جلوگیری از ایجاد سوز در داخل و خروج حرارت داخلی به خارج از ساختمان

۵- انتخاب بام های مسطح و نگهداری برف روی بام ها بعنوان عایق حرارتی

تنها تفاوت بین معماری این مناطق و مناطق گرم وخشک، تمایل و ضرورت استفاده از حرارت ناشی از تابش آفتاب در داخل ساختمان در فصل زمستان است ولی در هرصورت برای استفاده از انرژی حاصل از تابش آفتاب پوشش سطوح خارجی به رنگ تیره انتخاب شده م ابعاد پنجره ها نیز نسبت به مناطق گرم و خشک افزایش یافته است.

ویژگی های معماری بومی مناطق گرم و مرطوب

مانند اصول مطرح شده برای مناطق معتدل و مرطوب است.

۱ – استفاده از مصالح ساختمانی با ظرفیت حرارتی کم

۲ – قرار دادن ساختمان در سایه کامل.در این جا نیز، ایوان های عریض و سرپوشیده ای که هم از نفوذ باران به داخل جلوگیری می کنند و هم سایه کاملی بر روی اتاق ها می اندازند،مورد استفاده قرار گرفته است.

۳ – در مناطق نزدیک به دریا، برای استفاده از نسیم های خنک دریا از بادگیرهای بزرگ استفاده شده است.

۴ – در این مناطق به دلیل گرما ورطوبت زیاد هوا،میزان تهویه طبیعی اهمیت چندانی ندارد.

 روش اولگی

اگر دما و رطوبت ماهانه هوای منطقه ای را در طول یکسال بر روی جدول زیست – اقلیمی منتقل کنیم، می توان شرایط حرارتی هوای آن منطقه را مشخص نموده شرایط بحرانی هوا یا دوام سرما و گرمای سالانه هوا در منطقه موردنظر را بدست آوریم.

 

نوع رنگ خارجی بافت مجموعه میزان استفاده ازتهویه طبیعی سطح وتعداد پنجره نحوه ی ارتباطساختمان بازمین جهت قرارگیری نوع بام نوع پلان نوع مصالح نوع اقلیم
       روشن            تت متراکم کم کم روی زمین جنوب تاجنوب شرقی گنبد فشرده ظرفیت حرارتی زیاد گرم وخشک
تیره متراکم کم کم روی زمین جنوب شرقی تاجنوب غربی مسطح فشرده ظرفیت و مقاومتحرارتی زیاد سرد
تیره پراکنده زیاد زیاد روی پایه شرق تا غرب شیبدار گسترده ظرفیت حرارتی کم معتدل
روشن پراکنده کم تا زیاد متوسط روی زمین جنوب تاجنوب شرقی     مسطح گسترده ظرفیت حرارتی کم گرم و مرطوب
فقط با توجه به تابش آفتاب

 

 

محدودیت های روش اولگی

اگرچه جدول فوق برای مشخص مناطق اقلیمی کاملا قابل استفاده است، ولی کاربرد آن در طراحی ساختمان محدود است. زیرا براساس شرایط هوای خارج تنظیم شده و در آن، ویژگی طرح و مصالح ساختمانی در نظرگرفته نشده است.

                                                                                                                                                                                        روش گیونی

در این روش، ویژگی هایی که یک ساختمان دارا باشد تا هوای داخلی آن تحت تاثیر شرایط اقلیمی در منطقه آسایش قرار گیرد، در ارتباط با شرایط و تغییرات شرایط پیرامون ساختمان مشخص شده است.

 

معماران زیادی در اسکیس و خلاصه برداری صاحب سبک هستند. گوردون کولن تصویر ساز انگلیسی و مشاور طراحی شهری، تاثیر عمده ایی بر استفاده از اسکیس های تحلیلی داشته است. کتاب منظره شهری اثر این مولف، مجموعه ایی عالی از ادراکات بصری محیط شهری است. در این اسکیس ها ارتباط کلامی و گرافیکی همگام با هم کار می کنند. اینها اسکیس های پیچیده ایی نیستند، اغلب طراحان می توانند به این سبک اسکیس بزنند. برای آنکه بتوانید به سادگی اسکیس بزنید به توصیه های ما توجه کنید:

  • یک دفترچه اسکیس همیشه به همراه داشته باشید.
  • در دفتر یادداشت کوچکی اتفاقات روزانه را یادداشت کنید، این کار به  قوی شدن قوه ادراک شما کمک می کند.
  • طرح های خود را نیمه کاره رهانکنید.
  • از سوژه های ساده و در دسترس در شروع تمرینات استفاده کنید.
  • طرح های قبلی خود را نقد کنید و نقاط قوت و ضعف طرح های خود را بررسی کنید.
  • از شکست نهراسید و اعتماد به نفس داشته باشید.

هر سوژه می تواند روشهای جدیدی از مشاهده را آشکار سازد. آگاهی نسبت به مجموعه عناصر و شرایط خاصی که در محیط است می تواند تجربه بصری جالبی را جزء به جزء به وجود آورد.

اسکیس از داخل یک کلیسای جامع می تواند از بازی مهیج مقیاس و مواد پرده بردارد. طراحی کردن می تواند حساسیت بصری شما را بالا ببرد.


نادر اردلان

مبانی نظری سنتی ایران ، از موضوعات مورد پژوهش و کنکاش نادر اردلان همواره بوده است . وی در سال ۱۳۱۸ در تهران متولد شده و در هفده سالگی به همراه خانواده اش به امریکا مهاجرت کرد . او تحصیلات خود را در رشته معماری در دانشگاه تکنولوژی پیتسبورگ پنسیلوانیا و هاروارد به اتمام رساند . او در کارنامه خود چندین مقاله و کتاب ارزشمند از جمله کتاب حس وحدت : سنت عرفان ایران چاپ دانشگاه شیکاگو به سال ۱۳۵۲ را دارد .

  • اندیشه های نادر اردلان در حیطه مبانی نظری معماری تحت اندیشه های افرادی نظیر یان مکهارگ ، لوئی کان و نقش پر رنگ سید حسین نصر صورت گرفته است . او معتقد است که طرح خوب در تطبیق اکولو ژیکی با محیط و ارتباط فرهنگی با مردم ، قوانین و تشریفات آن ها و نظام های اعتقادی شان ریشه دارد .

یکی از موفق ترین کارهای اردلان ، طراحی و اجرای مرکز مطالعات مدیریت دانشگاه هاردوارد ( دانشگاه امام صادق فعلی ) است .


آموزش اسکیس و راندو-ساختمان یک اسکیس

ریچارد داونر در کتاب ساختمانها را تصویر کنید، موثرترین روش اسکیس زدن را  اینگونه بیان می کند:

  • اولین و مهمترین شرط کشیدن ساختمانها این است که بفهمیم چیزی را که قصد داریم از آن اسکیس بزنیم باید به عنوان یک سوژه برای ما جالب باشد.

حال سه مرحله را برای اسکیس بیان می کنیم:

  • خطوط اصلی
  • سایه روشن
  • جزییات

مرحله خطوط اصلی از همه مراحل مهمتر است. اگر بخش هایی در جای مناسب و با تناسبات صحیح نشان داده نشود دیگر تفاوتی ندارد که که ار آن به بعد چه چیزی ترسیم شود: چنین اسکیسی همیشه غلط به نظر می رسد. بنابراین عجله نکنید به موضوع با دقت نگاه کنید، وبه طور مداوم اسکیس خود را با آن چیزی که می بینید مقایسه کنید: بعد از آن سایه روشن ها را اضافه کنید. سایه روشن ها، عوامل تعیین کننده فضا یعنی نور، سایه، رنگ است. دوباره با دقت به سوژه نگاه کنید ببینید روشنترین قسمت ها و تاریکترین آنها در کجا قرار دارند و همان ها را در اسکیس پیاده کنید. با این کار اسکیس واقعی تر می شود.در مرحله آخر جزییات اضافه می شوند.در این موقع که مراحل را به درستی انجام دادید، همه چیز در سر جای خود قرار گرفته است.این کار می تواند به قوی شدن دست و ذهن شما بسیار کمک کند. پس تخته شاسی و کاغذ و مداد را بردارید و یک سوژه از پیرامون خود انتخاب کنید و اسکیس را به سادگی آغاز کنید.

  • در بخش دپارتمان اسکیس ارشد و دکتری، برای افزایش اطلاعات فنی داوطلبین،تا بتوانند در آزمون نظری در بخش فن ساختمان که دارای ضریب بالایی در میان منابع ارشد است،و همچنین اعمال این مطالب به صورت دیاگرام و مبانی طراحی اسکیس ارشد، ان جزوات آماده گردید تا با توجه به حجم بالای منابع معرفی شده از سوی سازمان سنجش کشور، منابع مهم خلاصه و نکات کلیدی آنها ارائه شده است.این جزوات در ۴ بخش گردآوری گردیده است.

  • بخش پنجم
  • داوطلبین گرامی مباحث ارائه شده در این جزوه ارشد به مباحث مربوط به تنظیم شرایط محیطی و اقلیم و معماری  می پردازد با توجه به حجم زیاد منابع معرفی شده از سوی سازمان سنجش، به تلفیق و خلاصه مطالب این کتب پرداخته شده است.

فصل ۵

انرژی خورشیدی جذب شده در دیوارها

مقدار انرژی خورشیدی جذب شده به رنگ سطح خارجی دیوار های آن بستگی دارد.سطوح سفیدو براق،فقط حدود ۱۵ درصد از انرژی خورشیدی را جذب می کنند.رنگ های معمولی روشن مانند کرو یا خاکستری روشن حدود ۴۰ تا ۵۰درصد، رنگ تیره مانند خاکستری تیره،سبزو قرمز حدود ۶۰تا ۷۰درصد و رنگ سیاه ۸۰تا ۹۰ درصدانرژی خورشیدی دریافت شده را جذب می کنند.

انرژی خورشیدی جذب شده از طریق پنجره ها:

مقدار انرژی خورشیدی که از شیشه ها یا سطوح شیشه خور به داخل ساختمان نفوذ می کندبه نوع سایه بان ها و تا حدکمی به جنس شیشه بستگی دارد.سایبان های خارجی تیره رنگ ، فقط از پرتوهای خورشیدی تابیده به پنجره را به داخل هدایت می کنند. ولی سایبان های داخلی (پرده های کرکره)۴۰ تا ۷۰درصد از پرتوهای خورشیدرا به داخل هدایت می کنند.در صورت عدم استفاده از سایبان حدود۹۰ درصد پرتو های خورشید به داخل نفوذ می کند.

                                                                                                                                                                                          دمای داخلی

رابطه ی بین دما و هوا و سطوح داخلی ساختمان و دما هوا و سطوح خارجی آن، به رنگ دیوارهای خارجی،نوع مصالح مورد استفاده ابعاد پنجره ها و کیفیت سایبان ها بستگی دارد.می توان دامنه ی نوسان هوای داخلی راکاهش داد. درصورت استفاده از دیوارهای تیغه ایبا مقاومت و ظرفیت حرارتی کم و رنگ سطح خارجی تیره یا استفاده از پنجره های بزرگ بدون سایبان، دمای هوای داخلی بیشتر از دمای هوای خارج است.

سرعت جریان هوای داخلی

با ایجاد کورانی مناسب در داخل اتاق می توان میانگین سرعت جریان هوای داخلی را به ۶۰درصد افزایش دادولی اگر در اتاق کوران ایجاد نشود، حتی وقتی پنجره ها کاملا باز باشد،میانگین سرعت هوای داخلی ممکن است به ۱۵ درصد کاهش یابد.

فشاربخار هوای داخلی

اگر ساختمان به صورت طبیعی تهویه شود، فشاربخارهوای آن برابر فشاربخارهوای خارج خواهدبود.در ساختمان های پرجمعیت و درفصل زمستان،هنگامی که پنجره های ساختمان در تمام روز بسته باشد، فشار بخار هوای داخل ممکن است نسبت به فشاربخارهوای خارج افزایش یابد.

انتخاب مصالح مناسب با اقلیم

در مناطقی که در طول سال فقط یک فصل بحرانی وجود دارد و شرایط حرارتی هوای سایر فصل ها در محدوده ی منطقه آسایش است، ویژگی مصالح باید براساس فصل بحرانی تعیین شود.ولی وقتی در منطقه ای دو فصل بحرانی وجود دارد ( مثلا زمستان های بسیارسرد و تابستان های بسیارگرم)، مقاومت وظرفیت حرارتی مصالح باید بگونه ای باشدکه نیازهای هر دو فصل راتامین کند.

روش اولگی

۱ – در مناطق مرطوب استوایی بهتر است مصالح ساختمانی مورد استفاده از نوع سبک بوده،مقاومت حرارتی کمی داشته باشد.

۲ –در جزایر استوایی،مقدارکمی عایق حرارتی برای ساختمان کافی است.ولی به دلیل نوسان زیاد دمای روزانه ی هوا، اگر توده ای سنگینی از مصالح ساختمانی در قسمت های داخلی بنا در نظر گرفته شود،وضعیت حرارتی هوای داخلی ثابت می ماند.

۳- در مناطق گرم و مرطوب که میزان نوسان دمای روزانه ی هوا کم است، مصالحی با مقاومت حرارتی زیادو بدون ظرفیت حرارتی، مناسب ترین نوع مصالح ساختمانی است.

۴- در مناطق گرم و خشک، بدلیل اختلاف زیاد دمای هوای شب و روز، مصالح ساختمانی باید با دقت بیشتری انتخاب شود.در این مناطق،بهترین نتیجه زمانی حاصل می شود که قسمت هایی از ساختمان که هنگام روز مورد استفاد قرار می گیرد، با مصالح ساختمانی سنگین و قسمت های مورد استفاده هنگام عصر و شب، با مصالح سبک و با ظرفیت حرارتی کم ساخته شوند.

۵- در مناطق معتدل، قسمت های غربی ساختمان باید ازمصالح سنگین باظرفیت حرارتی زیاد ساخته شود تا ازانتقال حرارت ناشی از تابش آفتاب بعد از ظهر به داخل ساختمان جلوگیری کنند. در حالی که دیوار سایر قسمتها باید از مصالحی با مقاومت حرارتی کافی ساخته شود.

۶- در مناطق سرد، برای ثابت نگه داشتن شرایط مطلوب فضای داخلی ساختمان باید مقاوم حرارتی مصالح را افزایش داد و دیوارهای غربی و قسمت های داخلی ساختمان را با مصالح سنگین بنا کرد.

۷- در مناطق بسیار سرد، استفاده از دیوارهای سنگین برای برقراری تعادل حرارتی هوای داخلی ضروری است استفاده از عایق حرارتی در سطوح خارجی دیوارهای جانبی نیز،برای جلوگیری از انتقال حرارت از داخل ساختمان به خارج آن لازم است.

۸- از آنجا که در عرض عای جغرافیایی بسیارزیاد، نوسان دما هوا در مقایسه با بوردت و انحراف آن از منطقه آسایش بسیار ناچیز است،استفاده از مقاومت حرارتی مصالح تنها راه کنترل هوای داخلی است.

روش گیونی

انتخاب مصالح

در این روش، مصالح ساختمانی مناسب برای مناطق سرد و گرم بصورت جداگانه و با درنظرگرفتن عواملی که در هریک از این مناطق اهمیت دارد،انتخاب می شود.بدین صورت که نخست، حادترین شرایط هوای خارج و پس از آن دمای مطلوب هوای داخلی ساختمان مشخص شده، سپس با استفاده از این دو عامل مناسب ترین نوع مصالح محاسبه و انتخاب می شود.

شرایط بحرانی هوای خارج

منظوراز شرایط بحرانی هوای خارج، درجه حرارتی است که به عنوان حداقل دمای هوا در محاسبات مطرح می شود. پس از مشخص کردن شرایط بحرانی هوای خارج بایدشرایطی که آسایش فیزیکی انیان را تامین می کند،مشخص شود.

بنابراین، برای ایجاد و حفظ شرایط حرارتی مطلوب در داخل ساختمان بایدعلاوه بردما و رطوبت هوای داخلی به دمای سطوح داخلی نیز توجه داشت.حداکثراختلاف بین دمای سطوح و هوای داخلی درحد۲درجه سانتی گراد ( حدمطلوب ) و ۵ درجه سانتی گراد (حداکثرقابل قبول) حفظ شود.

انتخاب مصالح در مناطق سرد

د رمناطق سرد هدف اصلی حفظ حرارت در داخل ساختمان است و عمده ترین عامل در این مورد، مقاومت حرارتی دیوارهای جانبی ساختمان است.البته این روابط برای محاسبه ی مقاومت حرارتی دیوارهای ساختمانی به شکل بلوک های بزرگ و طویلی پیشنهادشده است که سطح خارجی آپارتمان ها یا واحدهای داخلی آن کم است.برای بدست آوردن مقاومت حرارتی دیوار ساختمان های کوچک یا آپارتمان هایی با سطح خارجی زیاد باید مقدار به دست آمده را به میزان ۱۰درصد افزایش داد همچنین برای محاسبه مقاومت حرارتی بام ها باید مقدار بدست امده را به میزان ۲۰درصد افزایش دهیم.

انتخاب مصالح در مناطق گرم

مهمترین عوامل تعیین کننده ی ویژگی مصالح ساختمانی مناسب برای مناطق گرم، حداکثر دمای روزانه هوا و دامنه نوسان آن است. مقدارپرتوی خورشید جذب شده در دیوار نیز،از عوامل مهم دیگری است که به جهت قراگیری و رنگ سطح خارجی دیوار بستگی دارد.مهمترین ویژگی مصالح ساختمانی، به مقاومت حرارتی (R) و ظرفیت حرارتی (Q) آن بستگی دارد.

مقاومت حرارتی دیوار،در تعدیل انتقال حرارت ازسطح خارجی به سطح داخلی آن موثراست.البته میزان انتقال حرارت، به حداکثر دمای سطح خارجی دیوار- که خود تابع دما هوا و مقدار پرتوی خورشید جذب شده بر دیواراست بستگی دارد.ولی تاثیرافزایش این دو دما – دمای سطح و دمای هوا- یکسان نیست. چون دوره ی نوسان دمای هوا۲۴ساعت است،ولی دوام تابش آفتاب بر دیوارها بسیارکمتر است. درنتیجه،تاثیر افزایش دمای سطوح ناشی از تابش آفتاب، در شرایط حرارتی هوای داخلی ساختمان کمتر از تاثیری است که همان مقدارافزایش دمای هوای خارج در شرایط حرارتی هوای داخلی دارد.

ظرفیت حرارتی مصالح دیوارهای ساختمان، در تعدیل نوسان هوای داخلی آن – که با افزایش دمای سطوح خارجی در اثرتابش آفتاب مربوط می شود.بسیار موثراست.در نتیجه مقدار ظرفیت حرارتی مصالح دیوارها،بیشتربا افزایش دمای سطوح ناشی از تابش آفتاب و دامنه نوسان هوا ارتباط دارد تابا حداکثر دمای هوا هرچه دامنه نوسان دمتی هوا ی خارج افزایش یابد،ظرفیت حرارتی مصالح دیوارها تاثیربیشتری درتعدیلدمای هوای داخلی ساختمان خواهدداشت.

البته در تعیین مصالح ساختمانی مناسب در این مناطق باید به این نکته توجه کرد که انتخاب مصالح مناسب برای ساختمان، به اندازه ی پنجره ها و کیفیت سایبان آنها بستگی دارد.

اگر پنجره ها کوچک وسایبان آنها موثرباشد، حرارت کسب شده ساختمان معمولا نتیجه انتقال از دیوارهای آن است و در نتیجه ، مقاومت حرارتی مصالح نسبت به ظرفیت حرارتی آن در به حداقل رساندن حرارت اضافی هوای داخلی،اهمیت بیشتری می یابد.در این شرایط مصالحی ازقبیل بتن سبک باضخامتی مناسب براساس شرایط اقلیمی محل،ساده ترین و باصرفه ترین مصالح ساختمانی است.

وای اگر مساحت پنجره ها نسبتا زیادباشد یا سایبان ها بطور مناسب پنجره ها را دربرابرتابش آفتاب محافظت نکند، در این حالت، ظرفیت حرارتی نسبت به مقاومت حرارتی اهمیت بیشتری دارد.درچنین شرایطی، آجر،بتن متراکم یا خشت باضخامتی حدود۲۰ تا ۴۰سانتی مترمفید است.بنابراین نتیجه می گیریم که بهترین نوع دیواردر مناطق گرم،دیوارهای ترکیبی شامل یک لایه عایق نزدیک به سطح خارجی و یک لایه مصالح سنگین در قسمت داخلی است.

به طورخلاصه،مصالح مفیدبرای خنک نگه داشتن به صورت طبیعی عبارتند از: دیوارهای بتنی با ظرفیت زیادکه سطح خارجی آن ها به وسیله یک عایق حرارتی مانند پشم سنگ یا پلاستیک منبسط شده که خود بوسیله مصالح ضد رطوبت پوشانده.

فرم مصالح و اقلیم

سردی هوا باعث فشردگی فرم ساختمان و شدت زیاد تابش آفتاب باعث کشیدگی آن در جهت محورشرقی – غربی می شود.

پلان مربع بهترین فرم ساختمان محسوب می شود.زیرا با وجودبیشتریت حجم،کمترین سطح خارجی را داردالبته این مسئله در مورد ساختمان های قدیمی که معمولا پنجره های کوچکی داردو به همین دلیل می توان نفوذبسیارکم آفتاب درداخل آنها نادیده انگاشت،صدق می کنند.ولی در مورد ساختمان های امروزی که دارای قسمت های شیشه خوربزرگی است، این مسئله صادق نیست.

یعنی اگر مقدارحرارت انتقال یافته از اضلاع یک ساختمان با اندازه اضلاع آن رابطه معکوس داشته باشد،فر م ساختمان مطلوب خواهدبود به عبارت ساده تر،در یک فرم مطلوب،اضلاعی که بیشتر در معرض تاثیرتابش آفتاب و دمای هوا قراردارند،کوچک ترند.

ساختمان هایی که به طور کامل و با دقت عایق کاری شده اندیا ساختمان هایی که نمای جنوبی آن ها سایبان دارد، با توجه به اقلیمشان نیازبیشتری به تغییر شکل داشته است.برعکس،ساختمان های که پنجره های تقریبا کوچکی دارندیا کاملا در سایه هستند،نیاز کمتری به کشیدگی در طول محور شرقی – غربی دارند.

قلیم سرد

ساختمان فشرده و پلان آن مربع باشد.ساختمان های دو طبقه ایی که فرم آنان شبیه به مکعب است،بهترین نوع ساختمان از نظر کنترل گرمای هوای داخلی در زمستان است.

اقلیم معتدل

گسترش پلان در طول محور شرقی- غربی لازم به نظر می رسد. در این مناق می توان از فرم های آزادو حتی صلیبی شکل استفاده کرد.

اقلیم گرم و خشک

می تواند در طول محور شرقی – غربی گسترش یابد.ولی با توجه به شرایط تابستانی، ساختمانها باید فشرده و مکعبی شکل باشد.در هر صورت،با بریدن قسمتی از این مکعب و پرکردن حفره ایجادشده با سایر (سایه دیوار، درخت، پیچک و چفته مو) و هوای خنک شده به وسیله تبخیر آب سطح چمن،برگ درختان، حوض و فواره می توان فضای نسبتا مناسبی در ساختمان ایجاد کند.

اقلیم گرم و مرطوب

فرم ساختمان باید کشیده باشدو به شکل مکعب مستطیل در امتداد محور شرقی – غربی درآید. اگر دراین مناطق ساختمان در سایه کامل قرارگیرد، پلان آن می تواندآزاد و بازباشد.تعیین فرم ساختمان های بزرگ بررسی تاثیر افزایش حجم یک فرم در کاهش تاثیرعوامل اقلیمی در آن در مناطق چهارگانه اقلیمی نشان می دهدکه اگرچه این تاثیر در مناطق سرد و مناطق گرم و خشک اهمیت فراوانی دارد، در مناطق گرم و مرطوب چنین نیست. بطورکلی در ساختمان های بزررگ، فرم و جهت قرارگیری درمرحله دوم اهمیت قرار دارد.

۱ ) در مناطق سرد،فرم های بسته و فشرده و ساختمان های مکعبی شکل یا ساختمان های بهم چسبیده پشت به پشت در جهت محور شمالی جنوبی ارجحیت دارند.در این مناطق بهتر است ازساختمان هامرتفع باشد.

۲ ) در مناطق معتدل، آزادی بیشتری در انتخاب وجود داردو لی در هرصورت فرم های قرار گرفته در جهت محور شرقی – غربی مناسبترتد.

۳ ) در مناطق گرم وخشک بهتر است از شکل های توپر و فشرده استفاده شود. فرم های مکعبی شکل یا فرم هایی که با ظلع های شمالی – جنوبی آن ها بزرگتر از ظلع های شرقی – غربی آنهاست، مناسب تراست.ساختمان های مرتف نیز نسبت به ساختمان های کوتاه ترجیح داده می شوند .

۴ ) در مناطق گرم و مرطوب، ساختمان هایی که بطور آزاد در جهت محورشرقی- غربی کشیده شده باشندمناسب تراند. ولی ساختمان هایی در جهت محور شمالی – جنوبی، چون در معرض تابش شدید آفتاب قرار دارندمناسب نیستند.

انتخاب جهت قرارگیری ساختمان

۱ ) برای ایجاد بهترین شرایط حرارتی در داخل ساختمانباید نمای اصلی ساختمان رو به جنوب باشد.

۲ ) اگرچه نماهای جنوب شرقی و جنوب غربی آفتاب را بطور یکنواخت تر دریافت می کنند، ولی در تابستان گرمتر و در زمستان سردتر ازنمای جنوبی می شوند.

۳ ) دیوارهای شرقی و غربیدر تابستان گرمتر و در زمستان سردتر از دیوارهای جنوبی،جنوب شرقی و جنوب غربی می شوند.بطورکلی ، در مناطق سردسیر و در عرض های جغرافیایی زیاد که هوا معمولا سرد است،ساختمان باشد در جهتی قرارگیرد که حداکثرانرژی خورشیدی را در طول سال دریافت نماید.

نکته ی مهم

ساختمانی که دارای اتاق هایی در جهت های مختلف،دیوارهایی با مقاومت حرارتی متوسط تازیاد، سطح خارجی سفید و پنجره هایی مجهز به سایبان های موثر است و در مجموعه ای قراردارد که سطح خارجی تمام ساختمان هایآن نیز سفید است.حتی دیوارهایی که در سایه قرار دارند، مقدار زیادی پرتو خورشید را که از سطوح اطراف منعکس می شود، دریافت می کند.ولی از آن جا که رنگ سفید انرژی خورشیدی کمتری را کسب می کندو جهت دیوارها تاثیرکمی در تعیین دمای آن ها دارد.این تاثیر اندک را می توان با عایق کاری دیوارهااز بین برد. ولی اگر این پنجره ها باز باشند، باعث ورود هوای خارج به داخل و در نتیجه تعویض هوای داخل می شوند.البته این تعویض هوا ارتباطی به جهت ساختمان نداردو جهت قرارگیری ساختمان هیچ تاثیری در آن ندارد.

ولی اگر رنگ سطح خارجی دیوارهای این ساختمان تیره باشد،دمای این سطوح به میزان تابشی که دریافت می کند بستگی دارد. دراین حالت، جهت قرار گیری تاثیرزیادی دارد.

هرچه ظرفیت و مقاومت حرارتی دیوارها کمتر باشد،تغیرات دمای سطح داخلی آنها به تغییرات داخلی سطح خارجی نزدیک تر و در نتیجه،تاثیر جهت ساختمان در تعیین شرایط حرارتی هوای داخلی بیشترمی شود.ولی اگر کمیت این دو عامل – به ویژه مقاومت حرارتی – زیادباشد، تاثیر جهت ساختمان در تعیین دمای سطح داخلی دیوارهای خارجی کمتر می شود.

با توجه به مطالب فوق در می یابیم که جهت قرارگیری ساختمان را نمی توان بدون در نظر گرفتن رنگ سطوح خارجی تعیین کرد.

سفید کردن دیوارها، هم میزان جذب انرژی خورشیدی در آنها و هم تاثیر کمی تابش آفتاب در گرم کردن ساختمان را به حداقل می رساند و حداکثر و حداقل دمای فضای داخلی را کاهش می دهد.ولی افزایش مقاومت و ظرفیت حرارتی دیوارهای خارجی، انتقال حرارت از سطوح گرم شده خارجی به سطوح داخلی را کاهش می دهد.در نتیجه،حداکثر دمای هوای داخلی کاهش و حداقل دمای آن افزایش می یابد.

بنابراین، استفاده از رنگ های روشن برای سطح خارجی دیوارهادر مناطق گرم و عایق کاری حرارتی دیوارهای خارجی در مناطقی که هوا در زمستان سرد است، مفید خواهد بود.

تهویه موردنیاز اقلیم

طرح ساختمان دراین مناطق باید بگونه ای باشد که در آن ساختمان بتوان تهویه ی طبیعی ایجاد کرد. ولی در ماه های سرد زمستان – که فصل بحرانی مناطق سرد است- به دلیل سرمای شدیدو رطوبت کم هوا باید ورودهوای خارج به داخل ساختمان را به حداقل میزان ممکن رساند. یکی از مشکلات عمده در فصل زمستان، جلوگیری از ایجاد تعریق بر روی سطوح داخلی است؛زیرا با استفاده از تهویه طبیعی نمی توان از ایجاد تعریق جلوگیری کرد. برای جلوگیری از ایجاد تعریق باید رطوبت ایجاد شده در داخل را بدون کاهش دمای هوا از ساختمان خارج کرد.بهترین راه حل،نصب هواکش های برقی در قسمت هایی است که بخار آب تولیدمی شود.البته جلوگیری از ایجاد تعریق در سطح شیشه ی پنجره ها تقریبا غیر ممکن است. از این رو برای جلوگیری از خیس شدن دیوارزیر پنجره ها،در قسمت کف پنحره باید تدابیری جهت دفع آب حاصل از این تعریق اندیشید.بنابراین تنها وظیفه تهویه ی طبیعی این مناطق در فصل زمستان تعویض هوای داخلی ساختمان به میزانی است که از ایجاد بوی بدجلوگیری کند.

مشکل عمده در این مناطق،رطوبت زیاد هوا در تمام فصل های سال است.از این رومهمترین عامل ایجاد آسایش در ساختمان های این مناطق،برقراری و تداوم کوران در فضای داخلی است.

۱ )ارتفاع ساختمان از سطح زمین،یکی از عوامل تعیین کننده میزان فشار باد برساختمان و در نتیجه ، میزان استفاده از باد در ایجاد تهویه طبیعی در آن است.ساختمان هایی که بلندتر از درختان و ساختمان های اطراف خود هستند،نسبت به سایر ساختمان ها شرایط بهتری برای تهویه طبیعی دارد.ولی این ساختمان ها،در زمستان در معرض شدید باد و بارندگی قرار دارند و به همین دلیل باید تدابیری اندیشید که نفوذ آب باران به داخل دیوارها جلوگیری شود.

۲ )بطور کلی در مناطق مرطوب به دلیل اهمیت ایجاد کوران، جهت ساختمان باید با توجه جهت وزش بادهای مطلوب ب عمل آید.البته اگر رنگ سطوح خارجی تیره یا پنجرهابزرگ و بدون سایبان موثر باشد،توجه به تابش آفتاب و انرژی حاصل از آن در جهت های مختلف اهمیت فراوانی دارد. هرچه پنجره هابزرگتر باشد.توجه به تابش آفتاب اهمیت بیشتری می یابد.

۳ ) در مناطق مرطوب،طرح ساختمان باید امکان کوران در تمام اتاق ها را فراهم سازد.

۴) افزایش اندازه پنجره ها بیش از حداقل اندازه مشخص،تا حدی که بطور موثر در برابرتابش آفتاب محافظت شود،اهمیت چندانی ندارد. حتی با استفاده از پنجره های کوچکی با توجه به وزش باددر محل مناسبی قرارگیرد،می توان در داخل ساختمان کوران ایجاد کرد.ولی اگر امکان ایجاد کوران وجود نداشته باشد،پنجره های بزرگ در خنک سازی هوای داخلی هنگام عصرتاثیر یسزایی خواهد داشتو البته ایجاد سایبان های موثر برای این پنجره ها اهمیت زیادی دارد.

ولی چنانچه اشاره شد،ایجاد سایه برروی پنجره های بزرگ – بویژه در دیوار های شرقی یا غربی – دشوار است.

در مناطق گرم و خشک باید میزان تهویه طبیعی هنگام روز را به حداقل ممکن رساند. زیرا در اثر ورود هوای گرم خارج به داخل، دمای هوا و سطوح داخلی نیز افزایش می یابد.دمای سطوح و نفوذ هوای خارج به داخل از طریق درز پنجره هادر هوای اتاق به وجودمی آیدو بدین ترتیب نیازی به باز بودن پنجره هانیست.هنگام عصرو شب،به دلیل پایین بودن هوای خارج نسبت به دمای هوای سطح داخلی ، تهویه طبیعی امکان سریع خنک شده هوای داخلی را بوجود می آوردونیاز به کوران هنگام عصر و شب،وجود پنجره های بازشوراضروری می سازد.پنجره ها می توان اندازه ی آنها را به قدری کوچک انتخاب کرد که حرارت جذب شده ازطریق آنها به حداقل برسد و درعین حال امکان تهویه ی موثر فراهم شود.همچنین بایدبه مسئله ی ورود گرد وغبار به داخل ساختمان نیز توجه کرد.

بطورکلی ، مهمترین عامل ناراحتی انسان در مناطق مرطوب، خیس ماندن پوست بدن است رعایت اصولی که اقلیم معتدل و مرطوب مطرح شد،الزامی است.البته تفاوت عمده این دو منطقه،گرمای شدید هوا در مناطق گرم و مرطوب و اعتدال آن در مناطق آن در مناطق معتدل و مرطوب است.برای منترل هوای داخلی باید از دستگاه تهویه مطبوع استفاده شود.بدیهی است در این شرایط باید ازورود هوای گرم خارج به فضای داخلی جلوگیری کرد.در هرصورت، اگر شرایط حرارتی هوا بگونه ای باشد که بتوان از تهویه طبیعی در کنترل و کاهش دمای داخلی استفاده کرد،بهتراست نکات زیر رعایت شود:

۱ ) ضرورت ایجاد کوران موثر در منطقه ای که افراد حضوردارند.

۲ ) پلان های بازو فضاهای عریض و آزاد بین ساختمان ها،در ایجاد کوران موثر در ساختمان ها نقش عمده ای دارد.در این مناطق بهتر است ساختمان ها بر روی پیلوتی قرار گیرد.

در اتاق هایی که معمولا قسمت باریکی از فضای آن مورد استفاده قرارمی گیرد(مانند اتاق خواب)، با انتخاب پنجره ی کوچکتر برای قسمت رو به باد می توان جریان هوا را درمنطقه موردنظر متمرکز ساخت. در این مناطق،استفاده از درها و پنجره های بزرگ بسیارسودمند است،البته در صورتیکه در برابر تابش آفتاب،نفوذ باران و ورود حشرات محافظت شود.مناسبترین ارتفاع کف پنجره،۵/۰تا ۵/۱ متر از کف اتاق است و اگر به دلایلی پنجره باید در ارتفاع بالاتری قرارگیرد، بهتراست از پنجره های افقی که بازشوی آنها لولایی و به طرف بالاست، استفاده شود تا باد را به طرف پایین و منطقه مورد استفاده هدایت کند. در مناطق گرم و مرطوب ، نصب توری پنجره برای جلوگیری از ورود حشرات به داخل اتاق ها تقریبا ضروری است. ولی این توری ها،میزان تهویه طبیعی و سرعت جریان داخل اتاق را کاهش می دهند.به منظور کاهش این تاثیربهتر است توری ها با کمی فاصله نسبت به سطح پنجره و در سطحی بیش از مساحت پنجره نصب شود.در بیشتر موارد، با گسترش بام در سطحی بیش از سطح زیر بنا می توان از امکان محافت پنجره ها و دیوارهادر برابرتابش آفتاب و ریزش باران – هر دو –برخوردار شد.

انتخاب مصالح مناسب با اقلیم و فرم مصالح و اقلیم

  • در بخش دپارتمان اسکیس ارشد و دکتری، برای افزایش اطلاعات فنی داوطلبین،تا بتوانند در آزمون نظری در بخش فن ساختمان که دارای ضریب بالایی در میان منابع ارشد است،و همچنین اعمال این مطالب به صورت دیاگرام و مبانی طراحی اسکیس ارشد، ان جزوات آماده گردید تا با توجه به حجم بالای منابع معرفی شده از سوی سازمان سنجش کشور، منابع مهم خلاصه و نکات کلیدی آنها ارائه شده است.این جزوات در ۴ بخش گردآوری گردیده است.

 

  • بخش اول
  • داوطلبین گرامی مباحث ارائه شده در این جزوه ارشد به سه درس ایستایی ، عناصر و مصالح ساختمانی  می پردازد با توجه به حجم زیاد منابع معرفی شده از سوی سازمان سنجش، به تلفیق و خلاصه مطالب این کتب پرداخته شده است.

فصل اول

بررسی موردی بناها :

  • برج مخابراتی ترنتو ، جان اندروز : ارتفاع ۵۵۳ متر ( بلند ترین برج مخابراتی جهان )

برج بتنی با آنتن دکل فولادی

–         پایه اصلی مقطع شش ضلعی بتنی میان تهی در بردارنده ( آسانسور و راه پله )

–         – پی بتن مسلح عمیق ( پی های شمعی )

کامرز بانک  نورمن فاستر :

–         با دیدگاه اکوتک

–         برج مثلث شکل بر روی سه پایه عظیم در گوشه های مثلث که در بردارنده آسانسورها ، پلکان های عمودی و مارپیچ هستند .

–         پوشش سقف از خرپای قابی

  فصل دوم

  • تاریخچه بتن و ساختمان های بتن آرمه :

۱)     دوران نخستین : اولین کاربرد نوع خاصی از بتن در خاورمیانه ( ۵۶۰۰ ق . م )

رومی ها اولین بتن را با مخلوط کردن بتون آهک + گرد آجر + خاکستر آتش فشانی به دست آوردند و به همراه سنگ برای ساخت راه ، کانال آب و ساختمان استفاده کردند .

در ساخت پانتئون و کلوزیوم از پوزلان ( یک نوع کمیاب ماسه است که با مخلوط کردن آهک و آب بوجود می آید ، که از لحاظ شیمیایی واکنش نشان می دهند و سخت می شوند ، دارای سیلسیوم و آلومینیوم و با کلسیم هیدروکسید واکنش می دهد و ترکیبات سیمان دار به وجود می آورد ) استفاده کردند .

  • کلسیای نوتردام : ماسه پوزولاتی در ملات جرزها

برج دریایی ادی استون در کورنوال : استفاده از مناسب ترین ترکیب سیمانی هیدرولیکی

.کلکسیون اولین ساختمان ساخته شده از بتن مسلح را بنا کرد یک کلبه دو طبقه کوچک از بتن که کف و سقف با تیرهای آهنی و مفتول فلزی تقویت شده است .

  • برج های دوقلوی پتروناس ، مالزی ، سزار پلی ( ۴۵۲ متر )

استفاده از بتن مسلح با نمای فولاد و شیشه ، دارای عمیق ترین پی در دنیا

دارای هسته پرشی در مقابل نیروهای خراجی

ساختمان هر برج شامل ستون های متعددی در اطراف است که مثل یک لوله عمل می کنند .

  •  برج دوبی ( برج خلیفه ) آدریان اسنیت ،۸۱۸ متر

سازه لوله ای از بتن مسلح ( هسته مرکزی و دیوارهای پرشی بتنی ) و در قسمت فوقانی دارای اسکلت فلزی فوندانسیون پی گسترده و ۱۹۲ شمع اصطکاکی

دیوارهای برشی مقاومت در برابر بارجانبی و تحمل بار ثقلی

هسته شش ضلعی وظیفه کاهش پیچش طبقات پایین را دارد .

مصالح مصرفی سازه بتن مسلح و فولاد

مصالح نما آلومینیوم و شیشه

  • بررسی موردی بناها :

 

  • مارپیچ شیکاگو ، کالاتراوا :

دومین ساختمان بلند مسکونی رعایت الگو های معماری پایدار در جهان

( الهام گرفته از مارپیچ دود و شبیه به پحلزون )

به منظور پایداری سازه هر طبقه با گوشه های طره شده و چهار ضلع مقعر احاطه شده است .

هسته بتنی باریک شونده و ۱۲ دیوار برشی و نیز شکل منحنی مارپیچ برج هر سه برای مقابله با نیروهای جانبی باد طراحی شده اند .


برج بیونیک ؛ شانگهای چین :

تمام طبقات ملهم از طبیعت

پی های ملهم از ریشه درختان تنومند برای مقابله با نیروهای باد و زلزله

سیستم سازه ای آوندی ، شامل ۹۲ عنصر ستونی که با غشای نازک پیچ و تاب خورده شکل گرفته و اطرافش با بتن خاص پوشیده شده و شکلی کپسول مانند به خود گرفته است .

برج بیوتیک از همسایگی های عمودی تشکیل شده است و مشابه این حلقه های متمرکز عمل می کنند و در حقیقت مانند تشک های هوایی هستند که آتش وارد آن ها نمی شود و خروج از بنا را برای ساکنان آن میسر می سازد .

 

 

تاریخچه بتن و ساختمان های بتن آرمه

 

شرکت معماری آرتور و همکاران (AOA)
تلفن: ۲۲۹۸۳۳۸۵ و ۲۲۷۰۶۶۳۱
آدرس: فرمانیه، بلوار اندرزگو، خیابان وطن پور شمالی، بن بست هنگامه، پلاک ۳