این تختخواب ها و شاید باید گفت اتاق خواب های دوبلکس راه حل مناسبی برای اتاق خواب های کوچک هستند که اتفاقا باید دو خواهر یا دو برادر به طور مشترک از این فضای کوچک استفاده کنند . این سبک طراحی در واقع با دو طبقه کردن تختخواب ها،  فضا را دو برابر می کند تا بچه ها بتوانند جایی را هم به گذاشتن دیگر وسایل اختصاص دهند .

طراحی دکوراسیون اتاق خواب دوبلکس

طراحی دکوراسیون اتاق خواب دوبلکس

طراحی دکوراسیون اتاق خواب دوبلکس

دکوراسیون داخلی، دکوراسیون منزل، دکوراسیون اتاق خواب مرکز تخصصی معماری و دکوراسیون ایران

با در اختیار داشتن کادری مجرب و متخصص، و با استفاده از جدیدترین متدها و استانداردهای روز دنیا و بکارگیری مصالحی با بهترین کیفیت در امر طراحی معماری، طراحی داخلی و اجرا ، موفق شده گامی مؤثر در راستای صرفه جویی در هزینه و زمان برداشته تا آنچه را که در رویاهایتان بدنبالش هستید در کمترین زمان و مناسب ترین قیمت در محیط کار و منزل شما اجرا نماید.

خدمات ما عبارتند از:

طرح و اجرای انواع دکوراسیون داخلی از جمله :

دکوراسیون خانه و دکوراسیون منزل شامل ساخت وتخریب ، بازسازی داخلی خانه ، مدرن سازی دکوراسیون داخلی منزل و بهینه سازی فضاهای قدیمی و فرسوده شامل:

نما ساختمان

بازسازی و مرمت

طراحی دکوراسیون داخلی فروشکاه

طراحی دکوراسیون اداری

طراحی سه بعدی و طراحی ۳D دکور

نور پردازی با مدرن ترین متدهای روز دنیا

چیدمان دکوراسیون بصورت کاربردی و دکوراتیو

لازم به ذکر است که شرکت مذکور دارای امتیاز نمایندگی های انواع مواد و مصالح روز دنیا شامل انواع متریال و برند های معتبر از جمله کوبیاکس می باشد.

ارائه طرح پیشنهادی به صورت سه بعدی

ما با ارائه تصاویر سه بعدی این امکان را به شما می دهیم تا فضای خیالی خود را قبل از اجرا ببینید تا در صورت عدم پسند، اصلاح و از اتلاف هزینه های زیاد جلوگیری گردد.

مدیران مجرب و با تجربه مرکز تخصصی معماری ، با بیش از ۱۵ سال سابقه در تولید و طراحی و با جمع آوری زبده ترین طراحان و مهندسین ساختمانی و تأسیسات سعی در ارائه بهترین مجموعه تخصصی نموده اند.

طراحان ما با در اختیار گرفتن انواع تکنولوژی وتخصص ، نمایشی از هماهنگی در برابر چشمان شما قرار می دهند تا از محیطی که همیشه جویای آن بودید بهره ببرید.

آرزوی ما ایجاد محیطی زیبا، متفاوت و آرام با استفاده از وسایل هماهنگ با نوع فعالیت شما و همچنین استفاده بهینه از فضا می باشد تا بازدهی در محیط کارمان را افزایش دهیم.

برای مشاوره رایگان و خدمات مهندسی با دفتر مرکزی تماس بگیرید   ۲۲۹۸۳۳۸۵-۰۲۱

طراحی معماری فضای سبز مجموعه که از آن به عنوان پارکی در مقاس محله نیز استفاده می شود بسیار ساده و جالب توجه است. معماری و فرم ساختمان و نماهای صیقلی آن نیز مجموعه را حقیقتاً به نامش The Whale ( نهنگ ) شبیه می سازد.

طراحی معماری بسیار زیبا مجتمع مسکونی  The Whale

نام پرژه : The Whale Housing

معمار :  فریتز ون دونگن Frits Van Dongen

موقعیت بنا : Amesterdam – Netherland

زمان ساخت : ۱۹۹۸

04_whale_طراحی معماری بسیار زیبا مجتمع مسکونی  The Whale

“فریتز ون دونگن” در سال ۱۹۸۰ از دانشکده تکنولوژی و معماری شهر ولف در هلند فارغ التحصیل شد و در سال ۱۹۸۵ دفتر شخصی خود را تاسیس و در سال ۱۹۸۸ به همراه چهار معمار هلندی دیگر شرکت deArchitecture  را تاسیس کرد. که اکنون بیش از ۱۲۰ کارمند و معمار در آن مشغول به کار هستند. انطباق اصول معماری ، شهرسازی و تکنولوژی از ایده های اصلی این دفتر است.

04_whale_طراحی معماری بسیار زیبا مجتمع مسکونی  The Whale

ساختمان The Whale  در منطقه بندرگاهی Barnea Sporenburg  در امتداد سواحل حاشیه شهر آمستردام واقع شده است که طراحی طرح جامعی برای این جزایر بندرگاهی بر عهده دفتر شهرسازی West 8  بوده است.

طراحی معماری بسیار زیبا مجتمع مسکونی  The Whale

این مجتمع شامل ۱۲۴ واحد آپارتمانی است که اکثر واحدها دوبلکس و فاقد تراس یا بالکن می باشد.تاب خوردگی قطری ساختمان Whale سبب می شود تا نور روز به شکل عادلانه تری میان پنجره های رو به حیاط مرکزی تقسیم شده، حیاط مرکزی نیز دلبازتر و پرنورتر به نظر آید و در عین حال در نقاطی که حجم از زمین فاصله گرفته است، ورود به حیاط مرکزی و طبقات مجموعه نیز ممکن می باشد.به همین منظور راه پله ای شیشه ای به همراه آسانسور در این نقاط قرار گرفته است. این تاب خوردگی در حجم منجر به پیدایش واحدهایی متنوع در طبقات مجتمع شده و دسترسی به این واحدها نیز توسط راهروهایی که در نماهای رو به حیاط مرکزی مشاهده می شود، میسر می باشد.

04_whale_طراحی معماری بسیار زیبا مجتمع مسکونی  The Whale

راهروها به صورت یکنواخت و تکراری پیرامون حیاط مرکزی نمی چرخند و هر راهرو در سطوح مختلف توسط پلکانی شکسته شده، به سطحی دیگر می رود که این امر در نما نیز به نمایش گذاشته شده است. این ارتباط میان راهروهای طبقات غالباً در داخل و در بعضی نقاط بیرون از حجم ساختمان و در فضای آزاد شکل گرفته است.

04_whale_طراحی معماری بسیار زیبا مجتمع مسکونی  The Whale

در این بندرگاه مجتمع های مسکونی بسیاری در ابعاد مختلف به اجرا در آمده است اما از لحاظ مقیاس ، ساختمان The Whale  چندین برابر بزرگتر و مرتفع تر از توده های پیرامون خویش است. این تفاوت مقیاس به همراه فرم خاص و شناور ساختمان سبب شده تا این مجتمع به عنوان شاخصی در مقیاس شهر نیز شناخته شود.

04_whale_طراحی معماری بسیار زیبا مجتمع مسکونی  The Whale

طراحی فضای سبز مجموعه که از آن به عنوان پارکی در مقاس محله نیز استفاده می شود بسیار ساده و جالب توجه است. فرم ساختمان و نماهای صیقلی آن نیز مجموعه را حقیقتاً به نامش The Whale ( نهنگ ) شبیه می سازد.

 

04_whale_طراحی معماری بسیار زیبا مجتمع مسکونی  The Whale

04_whale_طراحی معماری بسیار زیبا مجتمع مسکونی  The Whale

 

 

04_whale_طراحی معماری بسیار زیبا مجتمع مسکونی  The Whale

 

طراحی معماری بسیار زیبا مجتمع مسکونی  The Whale

 

 

 

نگاهی به طراحی داخلی در معماری سنتی ایران

معماری داخلی به عنوان طراحی هدفمند فضاهای داخلی و ساماندهی آنها به منظور استفاده بهینه کاربران،از زمان های دور با آدمی همراه بوده است .
مصریان باستان همواره توجه ویژه ای به ارایه بندی فضاهای داخلی داشته اند و با استفاده از نقاشی و تندیس ها بر غنای فضای داخلی معابد و مقابر خود می افزودند.از دوران رنسانس نیز که معماران همراه و همگام با سایر هنرمندان به دنبال تولید فضاهای معماری متفاوت بودند،توجه به فضاهای داخلی اهمیتی کمتر از کلیت بنا نداشته است.نقاشی های میکل آنژ مانند آنچه در سینسیناتیدیده می شود از این قبیل طراحی های داخلی است که هنرمندی نقاش سعی بر فضاسازی داخلی کرده است.

نگاهی به طراحی داخلی در معماری سنتی ایران

در ایران نیز توجه به فضاهای داخلی جدای از نماهای خارجی همواره مورد توجه معماران قرار داشته است.در مجموعه عظیم تخت جمشید که برای ساخت آن تمام هنرمندان و صنعتگران خیره دنیا به ایران آورده شدند، حجاری ها،جزئی تحکیم کننده در فضاهای داخلی است .کاخ های بزرگ همخامنشی در پاسارگاد،تخت جمشید و شوش علاوه بر اینکه شاهکار معماری هستند از نظر هنرهای تزئینی اهمیت فوق العاده دارند.حجاری های این کاخ ها در کمال دقت و ظرافت انجام گرفته و کلیه جزئیات بر روی سنگ حجاری شده است. برای نمونه باید از نقش داریوش بزرگ و خشایار شاه بر دیوار بنای خزانه داریوش در تخت جمشید نام برد.این نقش، داریوش در حالیکه بر تخت نشسته و گل نیلوفر در دست و دو بخور دان در جلو او قرار دارد نشان می دهد. در مقابل داریوش مردی با لباس مادی ایستاده و پشت سر داریوش خشایارشاه ولیعهد او ایستاده است.
علاوه بر حجاری از کاشی مینایی نیز در تزیین کاخها استفاده شده است که نمونه آن نقش سربازان جاوید در شوش است.ستون های بلند و سر ستون های عظیم هخامنشی نیز کاملا جنبه تزئینی داشته اند.

قسمت جالب حجاری ،نقش خنجری است که به کمر اسلحه دار مخصوص شاه بسته شده است غلاف این خنجر بهترین معرف هنر تزئینی در ایران باستان است .

نگاهی به طراحی داخلی در معماری سنتی ایران

نگاهی به طراحی داخلی در معماری سنتی ایران

در مساجد ایران نیز توجه به تمام جزئیات فضای داخلی مثل رنگ ،آرایه و میزان نور به دقت مورد توجه بوده است..طراحی هر فضا به تناسب عملکرد فضا صورت می گرفته است .شبستان های جنوبی با ارتفاعی معمولا کمتر و طراحی متفاوت از سایر شبستان ها بوده اند و ایوان ها و ورودی ها معمولا با دقت کاشیکاری می شدند .کاربرد آجر در معماری سلجوقی بسیار رواج پیدا کرد و از انواع طرح های هندسی در آجر استفاده می شد.هنر آجر تراشی و تزئینی بنا با آجر های تراشیده، از قرن پنجم قمری در ایران معمول بوده است .در کنار این تزئینات بسیار زیبای آجری ،کتیبه ها و خطوط تزئینی ،با استفاده از آجر تراشیده ،یکی از ویژگی های معماری سلجوقیان است.شیشه های دوره اسلامی که آغاز آن قرن هفتم و هشتم میلادی (قرن اول هجری) است، از آمیختگی میان تمدن های امپراتوری روم شرقی (بیزانس)و پارت و ساسانی در ایران حاصل شده است .با توجه به اشیاء شیشه ای کشف شده این هنر سمرقند ، شهر ری ،جرجان و نیشابور رونق بسزایی داشته است. وجود اشیاء متعلق به سده پنجم تا اوایل سده هفتم قمری حکایت از رونق صنعت شیشه گری در دوره سلجوقی می کند و با کشف اشیای شیشه در جرجان و نیشابور می توان نواحی خراسان و گرگان را از جمله مراکز ساخت اشیای شیشه ای دانست.در اوایل دوران اسلامی کاربرد گچ در تزئینات معماری،از جایگاه والایی بر خوردار بود به طوریکه اغلب سطوح بناها را با آن اندود می کردند و روی آن را با گچ بری رنگی تزئین می کردند.

نگاهی به طراحی داخلی در معماری سنتی ایران

در قرن پنجم هجری قمری، تغییراتی در ظاهر گچ بری ها پدیدار گشت که محصول خلاقیت و ابتکار بود.در این دوره گچ بری از نظر تنوع اجرا به مرتبه حیرت انگیزی دست یافت و در اغلب موارد و در نحوه استفاده از گچ بری نیز تغییراتی پیدا شد به گونه ای که کم کم بطور موقت ،گچ بری جای خود را به رشد عظیم آجر کاری دوره سلجوقی داد .اما این بدان معنا نبود که گچ بری جایگاه والای خود را بطور کلی از دست بدهد چرا که وجود گچ بری های بسیار غنی همچون گنبد علویان همدان موید این نکته است که گچ بری به موازات آجر کاری به پیشرفت و تکامل خود ادامه داد.
در دوره صفوی ،تزئینات چوبی در بناهای غیر مذهبی دارای نقش اصلی بود و در آنها میزان بیشتری از تذهیب کاری و نقاشی های لاکی استفاده می شد.طرح های آنها با هنر مینیاتور دارای رابطه نزدیکی بود.کنده کاری و خراطی به ویژه در درها و سقف ها خود هنر خاصی در این دوره بوده است.نقاشی های دیواری (فرسک) در کاخ های عالی قاپو ،قصر اشرف و چهلستون و همچنین آیینه کاری به عنوان نوعی تزئین جدید در بناها ،مانند آیینه خانه ،مورد استفاده قرار گرفته است.

نگاهی به طراحی داخلی در معماری سنتی ایران

هنر کاشی کاری و همچنین شاهکارهای درخشان و پرجاذبه هنر گچبری پس از اسلام در ایران که از بناهای دوره سلجوقیان و ایلخانان رواج یافت ،در دوره صفویه به آخریت حد زیبایی و تکامل رسید.

سه قسم کاشی کاری مهم در تزئین بناهای این دوره چشمگیر هستند:
کاشی یکرنگ
کاشی موزائیک یا معرق
کاشی هفت رنگ

بناهای دوره صفوی که با این نوع کاشی کاری آرایش شده اند،در هیچ جای دنیا نظیر ندارند .نکته قابل توجه در تزئینات داخلی و خارجی بناهای سنتی ایران این است که تزئینات جزئی از بنا بوده و هیچ گاه به صورت بزک و عنصری اضافی نبوده است حتی در دوره ای سفت کاری و تزئینات هم زمان اجرا می شد.این میزان توجه به آرایه و تزئینات سبب ارتقای کیفیت فضا های مورد استفاده بوده است. معماری کویری ایران به ویژه در خانه ها ،به علت ماهیت درونگرای آن سرشار از نمونه های بدیع و زیبای طراحی داخلی است که در آن ایجاد فضایی در تضاد با محیط کویری و القای حس زندگی و سر سبزی درون بنا از مهمترین اهداف معماران سنتی در طراحی داخلی بوده است .استفاده از شیشه ،آیینه ،گچ کاری و هنر های ظریف دیگر در تزئین و آرایه بندی فضا ،تمام ملاحظات زیبایی شناسی،اقلیمی و حتی شرعی را نیز شامل می شده است به عنوان مثال شکل گیری آیینه کاری یه عواملی زیر بستگی داشته است.

این عوامل عبارتند از:
۱-نیاز به روشنایی موجب شد تا از آیینه برای تزئین استفاده شود. زیرا در این صورت با حداقل نور می‌توان روشنایی زیادی ایجاد کرد.
۲ – چون طبق دستورات دینی هنگام عبادت نباید چهره خود را در آیینه دید، آیینه‌ها به حال شکسته قرار گرفتند به نحوی که‌اگرچه در مقابل آن قرار گیرید نمی‌توانید چهره خود را ببینید..
۳- علاقه به تزئین زیارتگاه‌ها موجب شد تلاش برای تزیین بکار رود.
۴-چون بکارگیری تصاویر موجودات زنده‌اعم از انسان و حیوان در محل عبادت در اسلام در مقابل نماز گذار مجاز نیست تزئینات شکل هندسی بخود گرفت .
در دوران قاجاریه که سبب تعاملات فرهنگی و مراودات سیاسی ،معماری اروپایی به جای معماری ایرانی در ساختمان های دولتی و برخی کاخ ها الگو قرار گرفت،توجه به هنرهای ظریفه افزون شد .نمونه های زیبایی از پنجره های رنگی و آیینه کاری را می توان در خانه های به جا مانده از دوران قاجار به ویژه در کاشان یافت .خانه بروجردی ها به عنوان یکی از بهترین آثار معماری ایران سرشار از خلاقیت های هنرمندان سنتی ایران است.

معماری داخلی

معماری داخلی که به عنوان یک حرفه، یک هنر و یک صنعت در دنیا شناخته شده، معماری داخلی آفرینش فضاست، فضایی که در عین زیبا یی و خاطره انگیز بودن عملکرد گرا و کارآمد نیز باشد.در واقع طراح با تنیدن اصول فنی و تخصصی معماری داخلی با حس زیبایی شناسی، فضایی را طراحی می کند که بیانگر هویت، نیاز، درک و خواسته های مخاطبش است. حلقه اتصال میان معماری و طراحی داخلی است. این رشته از طرفی همانند معماری با ساختمان و اجزا و عناصر سازنده ساختمان سروکار دارد و از طرفی مانند طراحی داخلی بر فضاهای داخلی تاکید دارد اگر بگوییم معماری با مسائلی با مقیاس بزرگ شهری در تماس است تخصص معماری داخلی در مقیاس انسانی و ارتباط با فضاهای عمومی و شخصی است. و ماحصل آن ارتباط انسان با جهان پیرامون است. معماران داخلی علاوه بر داشتن دانش کافی در زمینه معماری به توسعه و دریافت حس دریافتی از فضاهای معمارانه می پردازند به گونه ای که حس تعلق و یکپاچگی را در فضا به وجود می آورد و به عبارت دیگر به معماری فضا از نقطه نظر ساکنان یا استفاده کنندگان آن می پردازد.

بهینه سازی فضاهای داخلی ساختمانها به منظور انجام فعالیتهای روزمره یعنی زندگی و کار است  و براساس معنی مندرج در لغت نامه آکسفورد، دکوراسیون داخلی عبارت است از :« هماهنگ سازی طراحی شده برای به جلوه درآوردن رنگ‌ها، اثاثیه و سایر اشیاء در یک اتاق یا ساختمان به صورت هنرمندانه ».

معماری داخلی چیست ؟

بخش اعظم عمر ما در فضاهای داخلی بناها سپری میشود. این فضاها محیطی را ایجاد میکنند که پاسخگوی نیازهای اساسی ما نظیر نیاز به سرپناه بوده و بسیاری از فعالیتهای ما در آن صورت می­گیرد. همچنین آنچه به یک بنا روح میبخشد، فضای داخلی آن است. بنابراین میتوان گفت کیفیت فضای داخلی از یک طرف تأثیر مستقیمی بر نحوه انجام فعالیتهای ما در آن دارد و از طرف دیگر نگرش، احوال و شخصیت ما را تحت تأثیر قرار میدهد. بر این اساس، هدف معماری داخلی، بهبود عملکرد فیزیکی و روانی فضا برای راحت سازی زندگی در آن است. فضای معماری بدون معماری داخلی یا اصلاً قابل استفاده نیست و یا در صورت قابل استفاده بودن، کارآیی لازم و بهینه را نخواهد داشت.

معماری داخلی زندگی همه آحاد جامعه را تحت تأثیر قرار میدهد و تأثیرات آن در زندگی به وضوح قابل مشاهده است. از اینرو موضوع معماری داخلی به هیچ وجه محدود به اقشار مرفه و خانه های اعیانی نیست. معماری داخلی میتواند برای کل جامعه و طبقات کم درآمد هم مفید باشد. اگر قناعت را اصل اساسی امروز جامعه بدانیم و قصد داشته باشیم امکان زندگی راحت را در فضای ۴۰ یا ۶۰ متری آپارتمان­ها فراهم کنیم، معماری داخلی یک ضرورت گریزناپذیر خواهد بود. طراحی داخلی میتواند به ما نشان دهد که در این فضای کوچک چطور و با چه وسایلی باید زندگی کنیم.
از آنجا که معماری داخلی در ارتباط مستقیم با ویژگیهای روحی ـ روانی انسان قرار دارد، بایستی برای نیل به یک طرح مطلوب، ویژگیهای رفتارهای انسانی در فضاهای داخلی زیستی اعم از عمومی و خصوصی، در طراحی به دقت مورد توجه قرار گیرد. از اینرو طراح به هنگام طراحی فضای داخلی با دو مقوله سروکار دارد: کاربرد آن فضا، و احساس و تأثیری که میخواهد آن فضا بر استفاده کننده داشته باشد.

معماری داخلی طیف گوناگونی از عناصر و مؤلفه ها از قبیل فرم، نور، رنگ، بافت، کف، سقف، دیوار، عناصر کارکردی و تزیینی و مبلمان را در برمیگیرد. این عناصر ابزارهای کار طراح هستند که همگی باید بطور هماهنگ و متناسب در یک طرح مرتبط و خوشایند قرار گیرند. معماری داخلی که در حد واسط میان معماری و طراحی قرار میگیرد، به همان میزان که شامل جنبه­های کاربردی، ساختاری و فنی میشود، طراحی تجسمی و جنبه های بصری و زیبایی شناسانه را نیز در بر دارد. از اینرو معماری داخلی اغلب در ردیف هنرهای تجسمی به حساب آمده است و برای موفقیت در آن، بایستی تا حد نسبتاً زیادی با عناصر و اصول طراحی تجسمی و مبادی سواد بصری آشنا بود.

معماری داخلی چیست ؟

ازطرف دیگر با توجه به اهمیت مسائل مالی و اقتصادی ، هنر یک مهندس معمار اینست که بهینه ترین و زیباترین فضا را با حداقل هزینه ها فراهم کند تا مراجعه به او نتنها هزینه ای بر کارفرما تحمیل نکند بلکه باارائه  راهکارهای کارشناسانه وعلمی ازهدر رفتن منابع مالی جلوگیری کرده و آنها را به بالاترین بازدهی برساند .نکته ظریف دیگری که نباید ازخاطردور داشت اینست که برای فروش یک واحد مسکونی مهمترین عامل تاثیرگذاربر خریدار پیشتر و بیشتر از اسکلت بندی  و زیرکار خانه، ظاهر آنست که میتواند حس راحتی و خوشایند بودن خانه را به او القا کند یا فضایی دلگیر و ناخوشایند را دربرابر اوقرار دهد. گاه یک کاغذدیواری شیک یا یک نورپردازی مناسب چنان جلوه ای به یک مکان می بخشد که تردید درخرید را ازدل هرخریداری میزداید.

درمورد فروشگاهها ورستورانها نیز معماری ودکوراسیون داخلی ازاهمیت بسیاربالایی برخورداراست چراکه القای یک فضای دلپذیر وخوشایند میتواند تاچندین برابر فروش آن فروشگاه یا رستوران راافزایش دهد و باایجاد روحیه ای شادوفعال ،کارمندان را به بالاترین بازدهی برساند . رنگ آمیزی ، دکوربندی ، نورپردازی و ایجادفضاهای مناسب برای جلوه بخشیدن به کالاها یا خدمات ارائه شده در فروشگاه چنانچه تابع اصول فنی و روانشاسی باشد میتواند یک فروشگاه درحال ورشکستگی را به یکی ازپردرامدترین فروشگاهای آن منطقه تبدیل کند. لذا هزینه کردن در دکوراسیون بهترین سرمایه گذاری برای هرفروشگاه است . برای اثبات این مدعاکافیست پرفروش ترین فروشگاهها و رستورانها را مورد توجه قراردهید و به احساسی که ازرفتن به آنجا به شما دست میدهد توجه کنید. بی آنکه متوجه باشید رنگ قرمز و نارنجی فروشگاه فست فود موردعلاقه شما اشتهای شما را تحریک میکند. و شاید توجه نکرده باشید که فروشگاههای فست فودی که به رنگ آبی رنگ آمیزی شده اند به اندازه فروشگاههای با دکوراسیون قرمز رنگ شلوغ نیستند. اینها ظرافتهایی است که بصورت شانسی و بی توجه به اصول علمی و روانشناسی محقق نمیشود ،ولی  متاسفانه اغلب افراد از آنها غافلند و فکر میکنند چرا بیهوده برای انتخاب رنگ یا طراحی دکور و نورپردازی فروشگاهشان به  یک متخصص هزینه بپردازند ؟   تنها انسانهای موفق هستند که به آنها توجه دارند و برای هر کار به متخصص آن مراجعه میکنند هرچند که از چگونگی آن کار چندان هم بی اطلاع نباشند.

طراحی منظر باغ طبیعت اسکاتلند

این باغ حاصل تلاش مبتکرانه شخصی است بنام چارلز جنکس . چارلز معماری است توانمند و ساکن لندن که برای گذراندن تعطیلات و استراحت به اقامتگاه خود در اسکاتلند میرفته . زمانی که فرزندان وی کوچک بودند همسرش به وی پیشنهاد میدهد که برای آب تنی بچه ها یک حوضچه در باغ ایجاد کنند . چارلز شروع به طراحی می نماید و با همسرش حوضچه ای را در باغ ایجاد می کنند . نتیجه تلاش آنها را در عکس زیر می بینید .
خلاصه این زن زوج خوشبخت بعد از ایجاد این حوضچه تصمیم می گیرند اشکال را با الهام گرفتن از امواج در فضای اطراف حوضچه خود ایجاد کنند و بدین صورت باغ طبیعت خودشان را پایه گذاری کردند . تمامی اشکال اطراف حوضچه که به شکل مواج می باشد حاصل تلاش و خلاقیت این زوج است . مرد با استفاده از دانش خود در زمینه معماری و بهره گیری از اساتید علم فیزیک و دانشمندان نامی ساکن در بریتانیا و زن با الهام از دانش شرق شناسی و بواسطه آشنایی با سبک هنر چینی و زندگی زمان تجرد که همراه پدرش که بازرگان معروفی بوده و در شرق زندگی میکرده ، دست به ابتکار بی نظیری می زنند .

طراحی منظر باغ طبیعت اسکاتلند

طراحی منظر باغ طبیعت اسکاتلند

طراحی منظر باغ طبیعت اسکاتلند

طراحی منظر باغ طبیعت اسکاتلند

طراحی منظر باغ طبیعت اسکاتلند

طراحی منظر باغ طبیعت اسکاتلند

طراحی منظر باغ طبیعت اسکاتلند

طراحی منظر باغ طبیعت اسکاتلند

طراحی منظر باغ طبیعت اسکاتلند

خلاصه  کتاب بوطیقای معماری

این متن خلاصه ای است از کتاب بوطیقای معماری (poetics of architecture) جلد اول، کتابی که توسط یک استاد کهنه کار معماری نوشته شده و حاصل سالها تمرین در کنار دانشجویانی از سراسر دنیا و نیز در عرصه حرفه ای است. مطالعه این کتاب را به تمام افرادی که دغدغه طراحی معماری دارند توصیه میکنم … و اما دانشجویان ، اگر مطالعه این کتاب شروعی باشد بر راه بی پایان ساختن ،مسلما خوب است… اما پیمودن راه طراحی خصوصا راههای توصیه شده در این کتاب بدون راهبر و استاد را بسیار مشکل میدانم. اگر راهبردهای کتاب را به کار می گیرید برای یافتن و درک مصادیق واقعی آن بسیار تلاش کنید. و اگر در سالهای اولیه دانشکده هستید، همانند اولیس[i] خود را به دکل کشتی یادگیری ببندید و آوای زیبای راهبردها را از دور بشنوید و پیش از هر چیز خود را در ترسیم معماری قوی کنید. هنوز هم ،و شاید همیشه اولین و قوی ترین ابزار معمار ، دست اوست … بنابراین تا می توانید کار ببینید، از روی طرح هایی که شما را جذب خود کرده اند، ترسیم کنید، عین آنها را ،این ذهن شما را قوی می کند. یک شطرنج باز قوی، هر روز بازی های قوی انجام گرفته قبلی مسابقات را مرور می کند ولی این کار نه او را دنباله رو می کند و نه مقلد… وجود دغدغه به خودی خود خوب و ارزشمند است. چرا که ما را به کاوشگری وا می دارد. پروسه طراحی معماری، شاید عجیب ترین و پیچیده ترین پروسه های خلق اثر باشد، ولی من آن را لذت بخش ترین نیز می دانم. لذت بخش و غم انگیز. این باعث نمی شود که، این را ه را دست نیافتنی ، نیاموختنی، غیر قابل تحلیل و افسانه ای بدانیم.

214263476008021678222520121236786_400

فرایند تولید در شرکت های معماری و یا نوشته بهروز پاکدامن در مجله معماری و شهرسازی ۵۵-۵۴ ص۵۴ با عنوان روش طراحی ، نشان می دهد که در کنار راه میرمیران ، راه های سیستماتیک نیز وجود دارند که کاملا هم اصولی و صحیح هستند… نویسنده کتاب پروفسور آنتونی سی آنتونیادلس، استاد دانشگاه تگزاس و عضو AIA و AICP و مترجم دکتر احمدرضا آی که به حق کتاب را به صورتی عالی برگردان کرده است. رویکرد کتاب در کوتاه ترین سخن : راهبردهایی به سوی خلاقیت معماری است. در دو جلد، یکی راهبردهای نامحسوس و در دیگری راهبردهای محسوس را بیان کرده است. اینکه خلاصه اش را میخوانید جلد اول است یعنی راهبردهای نامحسوس … “من نمیتوانستم به عنوان عاشق کنش خلاقه و منتقد صادق معماری ، نسبت به آثار درخور توجهی که در بعضی از آتلیه های همکاران پست مدرن من و در فضای دانشگاهی به وجود می آمد ساکت بمانم ، و از سوی دیگر احساس میکردم که بسیاری از دانشجویان آنها که به تقلید بی چون و چرای مجلات پرداخته اند ، عموما سردرگمند و قادر به تشخیص اهداف و مقاصد تلاشهای خود نیستند و اغلب نمیتوانند خود را با دیگر واقعیتها و انتظارات محسوس تر و در عین حال حرفه ای تر تطبیق دهند (ص۱۵)” نکته ارزشمند کتاب این است که مطالب ارائه شده به صورت عملی در آتلیه های طراحی مولف مورد آزمایش قرار گرفته است و بیان تئوری صرف نیست. همچنین در جای جای آن، حاصل تفکرات و نتیجه کارهای دانشجویی آتلیه مولف ارائه شده است. تعریف بوطیقا به عنوان جایگزینی برای معنی لفظی poetics صرفا به معنی شعر نیست بلکه ” ساختن اثر هنری از دیدگاه زیبایی شناسانه” است. پیش از خروج از مقدمه ، اشاره به نکته ای لازم است که مضمون یکی از سوال های ما نیز قرار گرفته بود: بحث مطلوبیت ، از کجا بدانم کارم، مطلوب و صحیح است؟ اما پرداختن به آن خیلی ظریف و آگاهانه است : ” آنچه در معماری مطلوب است به وضوح از دشوار ترین امور برای ارزیابی است … مفهوم مطلوب همواره دلمشغولی اصلی زیبایی شناسی بوده است … این مفهوم، شدیدا نسبی است : “مطلوب” برای معمار؟ “مطلوب” برای کاربر؟ یا “مطلوب” برای جامعه؟… (ص۲۰)” مطلوبیت در رعایت بیشترین پارامترها و پرهیز از تک بعدی بودن است ،رعایت مثلا عملکرد و ساخت ، داخلی و خارجی و پرهیز از سطحی نگری، مثلا معمار نماساز یک سطحی نگر است. چرا که فقط به یک پارامتر پرداخته در حالیکه معماری جامع نگر از “کلیت به مثابه یک سمفونی (ص۲۱) ” حمایت میکند. حال آیا باید معماری تک بعدی را کنار گذاشت؟ البته که نه ، معمار جامع نگر همه پارامتر ها را مورد نظر قرار میدهد ، مثلا ماحصل تلاش در حوزه انرژی و معماری پایدار، حتما مورد توجه معمار جامع نگر خواهد بود … جامع گرایی امری بسیار مهم است ” جامعیت به معنی رویکرد کشف ایده ها و ساختن اثری است که با دیدگاهای متعدد ژرف اندیشانه (نه تنها عملکردی،شکلی یا معنوی و نه تنها به عنوان بخشی از محیط تاریخی – سنتی یا معاصر) نسبت به رویکردهای محدود یا یک جانبه گذشته، ایجاد شده باشد.(ص۲۲) ” بررسی جامعیت از چند طریق امکان پذیر است :۱- از طریق بازخورد های استفاده کننده (مردم) ۲- از طریق پرداختن به دیدگاه های مطلوب ( محققان) ۳- از طریق پرداختن به روش های مفهومی ( معمار ) فرایند جامع گرایی معماری فرایندی مادام العمر است ، نیازمند به سرشت چند بعدی آموزش انتقادی است. دانشکده های معماری باید برنامه طراحی خود را وسعت داده و راهبردهای خلاقیت را به دانشجویان ارائه دهند ، همچنین ابتدا راهبردهای محسوس (فرم – عملکرد – تناسبات – مقیاس ) و در مراحل پایانی تحصیل راهبردهای نامحسوس (استعاره – شعر – تاریخ و …) مد نظر قرار گیرند. و در عین حال دانشجویان به جای اینکه سالها در انتظار “معنای طراحی” باشند به موقع با مباحث نظری آن آشنا شوند. بخش اول: راهبردهای نامحسوس به سوی خلاقیت. گفتار اول : فرایند خلاقیت (این بخش از کتاب آنقدر ارزشمند است که به جای مطالعه خلاصه ، توصیه میکنم حتما متن کامل را از خود کتاب مطالعه کنید) برای توضیح فرایند خلاقیت سه مفهوم بیان شده است : تخیل ، تصور و واقعیت. تخیل، با قوه خیال ، تجسم ذهنی مسایلی که وجود ندارند و نمیتوانند وجود داشته باشند و خیالی هستند سرو کار دارد مثل قالیچه پرنده و … رویاها و خیالها اجزایی از تخیل هستند. در عوض تصور دلالتی حتمی و عملگرا دارد. مثلا وقتی کسی به شما آدرسی بدهد و شما همزمان آنرا تصور کنید … خیابان روبرو، کوچه بن بست دست چپ … این قوه تصور ماست. تصور با واقعیتها سر و کار دارد. واقعیت یعنی آنچه وجود دارد. حال اگر ما امری را تصور کنیم که وجود ندارد ولی میتواند وجود داشته باشد ، به کنشی میان تصور و تخیل دست یافته ایم. مثلا درختی که هنوز نکاشته ایم را در حال میوه دادن تصور کنیم. خلاقیت در لحظه ای رخ میدهد که امری از سوی تخیل به سمت تصور سوق داده شود . آنرا بارور کند و بتواند راهی به دنیای واقعیت بیابد : “…تخیل عامل تسریع کننده تصور است ، در حالی که تصور نوعی صافی است که تخیل برای پیوستن به واقعیت باید از آن بگذرد. (ص۳۰) ” خیلی مهم : ” باور ما این است که غایت معماری ساختن است. پس واقعیت به گونه ای انکار نا شدنی با این هدف معماری مرتبط است (ص ۳۳) ” خلاقیت به عنوان فرایندی که به واسطه آن قوه تصور شکل می گیرد. میتواند آموزش داده شود و تقویت شود ، خلاقیت ذاتی نیست بلکه آموزش دادنی است. و در ادامه “معماری حتی در معنوی ترین شکل خود هنری کاربردی است، به همین دلیل معماری نمیتواند از حیطه عمل گرایی خارج گردد و به هنری خالص، تک بعدی، جزمی و صرفا شکل گرا تبدیل شود (ص ۳۸)” در مقابل این دیدگاه ، تفکری وجود دارد که پرداختن به این مساله را یا ناممکن میدانند و یا ناپسند… ولی ما خلاقیت و لحظه طراحی را امری قابل توصیف ، بیان و تقویت میدانیم ذکر این نکته ضروری است که آیا معماری “خلاقانه” لزوما معماری “مطلوب” و پسندیده است یا نه؟ و آیا معماران را میتوان به دو دسته هنرمند خلاق و معماران حرفه ای تقسیم کرد ؟ از دیدگاه ما باید به این مساله به دیده تردید نگریست و این را مد نظر قرار داد که معماری خلاق آن است که جامع نگر بوده و به بیشترین امور پرداخته باشد. در حیطه خلاقیت معماری دو نکته مهم را باید همیشه در نظر داشت یکی اینکه طرح خلاق لزوما عجیب و غریب نیست و خلاقیت لزوما خرق عادت نیست. و دوم اینکه هنرمند خلاق لزوما فردی بی خیال ، و عاشق تفنن و سرگرمی نیست ، همانطور که یک فرد حرفه ای لزوما یک فرد جدی و سهامدار یک شرکت معماری نیست! میس واندر روهه از جدی ترین و خلاقترین معماران بود. خلاصه گفتار دوم : استعاره استعاره در زبان به معنی استفاده از کلمه ای به جای کلمه دیگر به دلیل مشابهتی در یک بخش (از معنی) مثلا استفاده از خانه به جای شهر : خانه شهری کوچک است. استعاره در معماری سه گونه است : نامحسوس ، وقتی که سرچشمه طرح یک مفهوم ، ایده و یا کیفیتی ویژه است. (مثل فردیت ، طبیعی بودن ، عمومیت و غیره) محسوس ، وقتی که سرچشمه یک ویژگی بصری یا مادی است (خانه ای شبیه قلعه یا گنبدی شبیه آسمان) ترکیبی ، ترکیبی از موارد بالا هر چه ما از استعاره های مناسب تری استفاده کنیم و از سمت محسوسات به سمت نامحسوسها حرکت کنیم ، از معماری سطحی به سمت معماری با مفاهیم عمیق حرکت کرده ایم ، این دلیل نامناسب بودن و سطحی بودن استفاده از شکل اردک برای فرم ساختمان فروش ماکیان است. ” موزه آلمانی ماری تایم در برمرهاون (۱۹۶۹-۷۵) اثر هانس شارون، بسیار شبیه به قایق به نظر میرسد. این موزه مصداقی از برداشت سطحی از ویژگیهای بصری رزمناو است و به همین دلیل نمونه ای نامناسب از به کار گیری استعاره به شمار میرود. اگر معمار به جای قناعت به جاذبه های رمانتیک ویژگیهای بصری یک قایق ، بر ویژگیهای مفهومی و استعاری (مثل یکپارچگی و استحکام) تاکید کرده بود، قطعا به نتیجه ای بهتر دست می یافت… برداشتهای سطحی از استعاره ها دارای نیرومندی و غنای نتایج مبتنی بر برداشتهای استعاری بنیادین نخواهد بود. اما از آنجا که برداشتهای سطحی سهل الوصول ترند ، همگان – و به ویژه دانشجویان – آنها را مورد استفاده قرار میدهند. (ص ۷۱)” رهیافت به استعاره : ” راهبرد استعاری تبعات مثبت و منفی خاص خود را دارد، و این وابسته به نوع رویکرد ما به آن است… رازگرایی افراطی (رویکردی که متفاوت و پیچیده جلوه میدهد) به همراه تلاش در جهت فوق عقلانی گری ساختن زبان و اصطلاحات جدید برای استعاره ها، کمکی به شخص خلاق نمیکند. این شیوه میواند شکافی بین افراد مستعد خلاقیت … ایجاد کند (ص ۸۵)” خلاصه گفتار سوم : پارادوکس و متافیزیک ، بخشی که صرفا با مطالعه کامل کتاب میتوان به گوشه ای از مطلب عمیق آن پی برد. پارادوکس به معنی قول مطلبی برخلاف عقاید عمومی با قطع نظر از اینکه صحیح باشد یا نباشد – نیز به معنی مساله بی راه حل و یا دارای تناقض منطقی ، مثلا یک طرف کاغذی نوشته شده آنچه پشت صحفه نوشته دروغ است و پشت صفحه نوشته شده ، آنچه روی صفحه نوشته شده راست است. متافیزیک : علومی که به هستی و مسایل الهی مربوطند و یا علومی که نمیتواند جزو شعبی از علوم فلسفی باشد (روانشناسی و منطق و علوم اخلاق و غیره … ) استفاده از پارادوکس یعنی جستجوی غیر قابل ساختها و متناقضها برای رسیدن به قابل ساختها ، مثل کارهایی که آیزنمن میکند … “بنابراین پارادوکس راهبردی بسیار طاقت فرسا و پر مشقت به خلاقیت است، چرا که برای فردی که میخواهد این روش را دنبال کند انضباط، رسایی و گویایی در بیان و دانش بیش از حد متعارف مورد نیاز است تا وی بتواند از مواضع و عقاید خود دفاع کند. (ص ۹۵)” متافیزیک با ناشناخته ها سر و کار دارد … فراسوی قلمرو فیزیکی ، البته از معمار انتظار متافیزیسین شدن نمی رود بلکه معمار گاهی ناممکن ها را میبیند و تنها تلاش برای ممکن کردن آن او را خوشحال میکند. ” توانایی فعالیت خارج از چارچوبهای موجود و مقابله دائم با باورهای غالب، نیازمند نیرویی خارق العاده است …اینها خصایصی هستند که در حوزه تجربه صرف ، شاید چندان مورد نیاز نباشند.( ص ۱۰۰)” ” این توان معماری سامان مند است که باید در نهایت تمامی کاوشهای ذهنی را از اقیانوس پارادوکس و متافیزیک به لنگرگاه واقعیات عمل پذیری مثل سازه، نظم، ریتم، تناسب، مقیاس و …هدایت کند. به دلیل این پیچیدگی است که استفاده از راهبرد پارادوکس و متافیزیک زمانی پیشنهاد میشود که شخص دوره آموزشی را به پایان میبرد، با تجربه تر میشود و از لحاظ طراحی بالغ می گردد… کاوشگری پارادوکسی و تعمق متافیزیکی … دو مسیر سخت و خطرناک هستند … چه سعادتمند هستند دانشجویانی که یک معلم متافیزیک واقعی داشته باشند…( ص ۱۰۹)” خلاصه گفتار چهارم : راهبرد تغییرپذیری فرم برای تغییرپذیری فرم سه شیوه متفاوت وجود دارد: ۱- تغییرپذیری بر اساس محدودیت های خارجی ( سایت ، دید ، شیب و…) و داخلی ( عملکرد ، برنامه فیزیکی و…) و عوامل هنری ( توانایی ، اراده و رویکرد معمار به دستکاری فرم ) ۲- اقتباس ، امکان اقتباس حرکتهای فرمی از نقاشی ، مجسمه سازی و حتی از طبیعت و یا سایر کارهای معماری ۳- ساختار شکنی یا ترکیب شکنی تغییر پذیری فرمی از یک سو ریشه در زیست شناسی دارد .وقتی در خصوص تکامل موجودات صحبت می کنیم به نوعی تغییرپذیری آن موجود می پردازیم مثلا نوزاد قورباغه مراحل مختلفی را طی می کند تا مبدل به یک قورباغه بالغ شود. اینها از یک سو و نظریات دوارسی تامپسون در خصوص فرم های مرتبط و فرم های نا مرتبط مبنای شناخت تغییرپذیری فرمی قرار گرفته است . یک پای شکسته فرمی نامرتبط است . با همین نگرش ، ساختمان های شکسته شامل بخش های نا تمام و تنگ و تاریک با اینکه محصول تغییرپذیری فرم است اما پذیرفته نیست. همچنین برای تحلیل و قضاوت معماری ، باید آنرا ترسیم کرد نه روایت .” ما به پیتر آیزنمن و هر هنرمند سخت کوشی که برای آفریدن چیزهایی تلاش میکند که پیش از این دیده نشده اند ، آری میگوییم و از تلاش ایشان استقبال میکنیم. این روشی است که از طریق آن ما چیزها را می آموزیم و خرد بنیادین و تاریخ خویش را مشترکا ارتقا میبخشیم (ص۱۲۴)” تلاشهایی از قبیل تلاش زاها حدید و دانشجویان آتلیه او نیز ارزشمند است، اما باید بسیار مراقب بود که به افراط و در نهایت تفسیرهای خود سنجیده دانشجویان کشیده نشود.اینجا مستقیما ر.ک. به صفحه ۱۲۵ کتاب بوطیقا … جایی که هدف اصلی تغییر پذیری فرم را بالاتر از توان دانشجویان سال چهارم و پنجم میداند و اینکه تصاویر حاصل از این تلاش میتواند بسیار تکان دهنده و در عین حال بی اعتبار باشد. کار بر روی بحث تغییرپذیری فرم از راه های مختلفی امکان پذیر است: ۱- تمرین هایی که با یک کار خوب معماری آغاز می شود ۲- آغاز با باغ یا شهر ۳- حرکت از آثار هنری ۴-حرکت از ساختمان های ساخته شده قبلی طراح. تغییرپذیری فرم می تواند باعث ایجاد کارهای تقلیدی و یا سطحی شود،(وقتی نقطه شروع اثر معمار دیگر و رویکرد تغییر پذیری رویکردی سطحی باشد) اگر نقطه شروع ، کاری از خود طراح باشد ، طرح نهایی به کامل ترین شکلی اصیل است و هیچکس نمی تواند طراح را به تقلید و یا ایده دزدی محکوم کند .” مزایای راهبرد تغییر پذیری فرم به اندازه معایب بالقوه آن است. وقتی که تغییر پذیری مرزهای نهایی را لمس می کند ممکن است تاثیر منفی بر دانشجویان بگذارد، مگر اینکه آموزگار بسیار مجرب و هوشیار باشد و آنها را در طول فرایند خلاقیت راهنمایی کند و از خطرهای موجود آگاه سازد.( ص۱۲۸)” خلاصه گفتار پنجم : ابهام ازلی و دست نیافته نفس موضوع مبهم می تواند دستمایه بسیاری از هنرها قرار گیرد ،موضوع مبهم موضوعی است که اطلاعات موجود برای احاطه ذهنی بر آن ناکافی است .ابهام ازلی شامل موضوعات مبهمی است که در حافظه فردی و جمعی برای همیشه مبهم بوده مثل اساطیر، مسایل مذهبی ، عشق و مانند آن . دستمایه قرار گرفتن این ابهامات برای طراحی نیاز به تمرین و بررسی مصداقها و نمونه های آن دارد که برخی از نمونه ها در کتاب ذکر شده است . همچنین فضاهایی که مرتبط با آیین های فکری و یا مذهبی هستند مثل اتاق چای. دریافت احساس مبهم درونی فرد(کارفرما) از مذهب یا هر موضوع فردی و جمعی مبهم دیگر ،باید از توانایی های معمار باشد :”معمار خلاق باید موقع شناس و دقیق و هشیار باشد تا بتواند احساسات … نهفته ای را که غالبا به وضوح بیان نمیشوند را دریافت کند.( ص۱۶۱) “و ” از کارفرما بخواهید تا خاطرات کودکی خود،جایی که در آن بازی میکرد … خاطرات مثبت و منفی از دوران کودکی … را برای شما توصیف کند(ص۱۶۳)” ابهام دست نیافته پنهان (untouched) ، ابهامی است که در موضوعاتی موجود ولی مبهم نهفته است ، موضوعاتی که می تواند توسط معمار کشف شده و دستمایه طراحی معماری قرار گیرد . مثل لحظه مبهم طلوع و غروب خورشید. یکی از خوبی های بزرگ کتاب بوطیقا ، ذکر مصداق های ساده ای برای همه موارد گفته شده مثال های ملموس از تلاش خود مولف و یا شاگردان آتلیه او ذکر شده است. این خیلی مهم است چرا که در معماری حرف زدن آسان ولی ارائه مصادیق واقعا مشکل است. تلاش برای یافتن نحوه تاثیرگذاری موضوعاتی قدیمی که همیشه با انسان بوده اند مثل ” عشق و معماری… معماری و حس بویایی … معماری و شب … معماری و ترس … و … (ص۱۶۷)” از جمله تلاش های ارزشمند در این زمینه است . خلاصه گفتار ششم : شعر و ادبیات اشعار و نوشته ها می توانند بر معمار تاثیر گذارند و دستمایه طرح های معماری شوند، این مبدا می تواند سطحی یا مستقیم باشد مثلا طراحی فضایی که در نوشته به آن اشاره شده و یا غیر مستقیم و پویا باشد هنگامی که جوهره مطالب بر طرح معماری اثر گذارد. ( ر.ک. به تاثیر شعر ، میرمیران چگونه طراحی میکرد.) در این میان شعر معمولا تاثیر قویتری دارد. الهام بخشی مرکب لحظه ای رخ میدهد که معمار تحت تاثیر متنی ادبی خود شروع به نوشتن کند و یا بسراید و طراحی پس از آن صورت بگیرد. رویکرد معمار و مردم به افسانه ها نیز جالب توجه است “افسانه ها گواه تمایل به واقعیتی دیگرند…در آنجا نیروی انگیزه بخش در این است که باعث شویم خواننده آرزو کند که آنچه را متصور شده است … آیا ما نمیخواهیم آنچه که تا کنون وجود نداشته به وجود آید؟( ص۱۷۷)” “هایکو (شعر سه سطری ژاپنی) یا هر فرم دیگر از هنر که قوه تصور را به جنبش وادارد و طراح را به تمرین دادن توانایی های ذهنی و انتقادی خود ترغیب کند، “ابزار استعاری مناسبی برای معماری است.( ص۱۸۹ )” یک هایکوی خیلی قدیمی : The old pond…a frog jumps in…plop! برکه ای کهن…غوکی در آن می جهد…آوای آب! خلاصه گفتار هفتم : بیگانگی و چند فرهنگی به طور کلی ، تجربه طراحی در فرهنگهای کاملا متفاوت از فرهنگ معمار، میتواند باعث خلاقیت و ظهور ایده ها و اندیشه های نو شود. طراح محدودیتهای ظاهری (اقلیم ، ضوابط و …) را در می یابد ولی از قیودی که بر دست و پای تفکر بومی در طی سالها گذاشته شده آزاد است. لذا طرح های خلاقانه تری زاده می شود. طرح سفارت یک کشور در کشوری دیگر و همچنین شرکت در مسابقات بین المللی معماری نمونه هایی عملی از این دست است.

 

پاویون سبز؛ جعبه های شیر روینده

اگر شما سعی در خنک نگاهداشتن خودتان در تابستان امسال در نیویورک دارید، میتوانید به ساحل نرفته و مستقیما عازم جزیره گاورنورز Governors شوید! اگرچه بسیاری سال اغاز احیا زیست محیطی جزیره را ۲۰۱۲ پیش بینی کرده اند،مسئولین جزیره این روند را با نصب پروژه برنده مسابقه پاویون شهر رویاها افتتاح کردند، پاویون زنده Living Pavilion ، سازه ایی است موقتی با تکنلژی ساده و ارزان و از نظر تاثیرات زیست محیطی بی نهایت محدود که از جعبه های شیر تعمیر شده ساخته شده است و به مرور به یک سطح قابل رویش برای بوستان تبدیل خواهد شد.

249634199345179833750201037139839_400

طراحان پاویون Ann Ha و بهرنگ بهین Behrang Behin بر این نکته تاکید می گذارند که پاویون رویهم رفته به مانند پمپ خنک کننده ایی در تابستان های نیویورک عمل می کند .شکل جعبه های شیر متناسب با موج غلتان زندگی و رشد اصلاح شده است. شکل موج مانند جهت های مختلف را برای قرار گرفتن در معرض خورشید فراهم می کند و برای انواع زیادی کشت با نیازهای منحصر بفرد تیز مناسب است. پاویون برای پیدا کردن سایه در ماههای تابستان گرم شهر یک جایی عالی خواهد شد. تبخیر و تعرق ازسطوح کاشته شده کمک خواهد کرد که ساکنان را خنک نگهدارد. مصالح شامل آیتم های ساختمانی معمولی مانند بسته بندی تسمه های مخصوص کارهای سنگین می باشد. طراحان با کاری کاتزاندرKari Katzander از دفتر طراحی مینگو Mingo برای اجرای تکنولوژی دیوار سبز و انتخاب گیاه و با یونلو شن Yunlu Shen از دفتر بورو هاپولد Buro Happold برای تحلیل سازه ایی پاویون همکاری کردند . شرکت کنندگان ملزم به در نظر گرفتن کامل چرخه ی حیات در پیشنهاداتشان بودند از دیگر مسائلی که طراحان ملزم به رعایتش بودند در نظر گرفتن منابع، مصالح، مکان قرار دادن پاویون، چگونگی پیاده سازی و امکان استفاده های آینده از پاویون بود. رقابتها بوسیله ی فایگمنت FIGMENT ، کمیسیون معماران نوین نیویورک ENYA و انجمن مهندسان سازه ی نیویورک SEAoNY سازمان دهی شده بود. پاویون سبز در محوطه ای از سالن لیگت Liggett در جزیره ی گاورنورز Governors در این تابستان ساخته شد.

249634199345574833750201017134839_400

249634199345376083750201057136089_400

طراحی شهری بسیار زیبا بر فراز آسمان

برخی بر این باورند که آسمان محدودیتی ندارد؛ پروژه مگاتروپولیس (Megatropolis)   چند ایده جالب را جمع‌ آوری کرد که تأکید آن بر زندگی شهری در در آینده بود.
یکی از این نظرها متعلق به TsvetanToshkov معمار است که شامل یک شهر پیشرو الهام گرفته شده از نیلوفر آبی در بالای آسمانخراش‌هایی است که بشر با آن آشناست: «شهری در آسمان مفهومی از واحه‌ای آرام در بالای شهر آلوده و مگا توسعه‌یافته است که می‌توان از هیاهو، هوای آلوده و گرد و غبار روزانه به آنجا پناه برد.
این طرح از گل نیلوفر آبی الهام گرفته شده که تواناییش در رشد و نمو در بالای آب‌های تیره و کدر معروف است.

طراحی شهری بر فراز آسمان

طراحی شهری بر فراز آسمان

طراحی شهری بر فراز آسمان

طراحی شهری بر فراز آسمان

پیچیدگی در معماری و شهر سازی

تاریخ هر یک از نظریات پیچیدگی معماری و پیچیدکی علمی از اوایل دهه ۶۰ آغاز میشود.آنها شاید بر هم تاثیر گذاشته اند و با هم رشد کرده اند ولی در هر حال تا آن حد از یکدیگر جدا هستند که به طور جداگانه مورد مطالعه قرار گیرند.

ونچوری در کتاب “پیچیدگی و تضاد در معماری”از آگوست هکشر نقل میکند: تغییر نگرش نسبت به زندگی اساسا ساده و منظم به دیدگاه پیچیده و طعنه آمیز چیزی است که هر فرد از آن عبور میکند تا پخته شود.ولی بعضی از دوره ها این نوع نگرش را بسط و توسعه میدهد.در این دوره ها دیدگاههای متناقض شورانگیز در مقابل نظریات روشنفکرانه قرار میگیرد.از میان سادگی و نظم خرده گرایی زاده میشود اما عقل باوری در تمام مراحل تحول کافی به نظر نمیرسد.در نتیجه باید از تظادها_تعادل و توازن به وجود آید.این آرامش درونی که انسان آنرا به دست می آورد باید کشش بین تظادها و عدم قطعیت ها را نشان دهد …احساس تضاد وجود چیزهای ظاهرا نا همگون را در کنار هم مجاز می سازد و هر نابرابری به نوعی حقیقت فرض میشود.

توسعه و الحاق قسمتی به نگارخانه لندن این پختگی را نشان میدهد.این ساختمان بهصورت واسطه ای است بین عوامل متضادی که در سایت وجود دارد برای طرح بنا هیچ راه حل ساده ویا سبک واحدی وجود ندارد.این ساختمان باید در حدود سه میلیون جهانگرد و علاقه مند به آثار هنری را هر ساله پذیرا باشد.این ساختمان درگیر با سه زمینه و بافت متفاوت در کنار خود است که باید با آنها تطبیق پذیرد و به احتیاجات و عملکردهای داخلی نیز پاسخگو باشد.

این عمل به دو روش انجام میگیرد:کلاسیسیسم جدید مدرنیسم منسوب به میس.کتاب ونچوری به این دلیل “پیچیدگی و تضاد”نامیده شد که نظام متقابل بین معماری وشهرسازیرا عیان نمود.یک تقابل اساسی که باید با آن مواجه شد نه آنکه آنرا پنهان نمود.

نظریه ونچوری اولین مرحله پیچیدگی در معماری بود:پیچیدگی به عنوان تکه چینی راه حلهای موجود و قابل قبول_پیچیدگی به صورت تدبیر کلاسیسم مدرنیسم ویا هر زمینه آشکار دیگر.ولی این روش بیشتر در ارتباط با در کنار هم قرار دادن عناصر موجود و ساکن در کنار یکدیگر است و ظهور کلیتی جدید و نو ظهور را نوید میدهد.

 

خلاقیت و اصول شهر سازی در فضا سازی شهری جایی ندارد

شهرسازی و معماری ایرانی که سال‌های طولانی سازنده و صادرکننده الگوهای معماری منحصر به فرد به دنیا بوده، در جریان الگوبرداری از نمونه‌های غربی محدود شده و در فرایند رشد شتابان شهر‌ها ارزش‌های معماری رنگ می‌بازند. هرچند با توجه به سابقه طولانی معماری ایرانی و اسلامی ظرفیت‌های ویژه‌ای برای بهره‌گیری از اصول معماری و شهرسازی کهن کشور وجود دارد اما به گفته کارشناسان بی‌توجهی به طراحی فضاهای شهری با کیفیت معمارانه نه تنها شهر‌های کشور را به مجموعه‌ای از ساختمان‌های بی‌قواره تبدیل کرده، بلکه انگیزه‌های لازم برای توجه معماران به اصول معماری ایرانی و اسلامی را برای طراحی فضاهای شهر به شدت تنزل داده است. «محمدرضا حائری»، استاد دانشگاه در رشته معماری با بیان اینکه در این دریای متلاطم رشد شهری، قطره‌های معماری و شهرسازی به ندرت یافت می‌شود، گفت: «هر اقدامی در حوزه معماری چندین انعکاس فضایی ایجاد می‌کند و نمی‌توان یک اثر معماری را به تنهایی و جدا از اثری که بر کلیت فضاهای یک شهر می‌گذارد بررسی کرد اما این مهم در ایران جدی گرفته نشده است.»

چنانچه حائری می‌گوید اکنون در شهر‌ها و بناهایی زندگی می‌کنیم که حاصل عکس‌العمل‌های فضایی، اقدامات و ایدئولوژی‌های گوناگون هستند و تناسبی بین معماری و طراحی فضاهای آنها وجود ندارد. وی افزود: «نقش متخصصان در چگونگی سازمان‌یابی‌ فضاها، تعیین‌کننده است.آنها باید آگاهی داشته باشند تا شهرهای ما بی‌قواره و تهی از ایمنی نباشد و این امر مستلزم شناخت دقیق فضاها است.» به گفته این استاد دانشگاه طی دهه‌های اخیر بیش از آن که معماران و شهرسازان در طراحی فضاهای شهری تاثیرگذار بوده باشند، این نقش و مسئولیت به عهده کسانی گذاشته شده که نگاه سودجویانه بر عملکرد آنها در شهرسازی حاکم بوده و این امر از مهم‌ترین ریشه‌های نابودی هویت شهر‌های کشور است. وی تاکید کرد: «معمار و شهرساز کسی است که فضــاهای شهری را به صورت خلاقانه و مبتنی بر روش‌های عقلانی سامان دهد.» حاکمیت الگوهای کپی‌برداری شده غربی در اصول شهرسازی و معماری کشور به گفته دیگر کارشناسان ناشی از ضعف شناخت بدنه کارشناسی کشور نسبت به اصول معماری ایرانی و اسلامی است. چنانچه « محمد صابر »، معمار و شهرساز در این باره می‌گوید دانشجویان معماری در دانشگاه‌های کشور به درستی با اصول معماری ایرانی آشنا نمی‌شوند. وی تصریح کرد: « دانشگاه‌های ایران دانشجویانی را تربیت می‌کند که با ورود به بازار کار کپی برداری‌های ناشیانه از الگوهای معماری غربی را بر معماری ایرانی ترجیح می‌دهد و از آنجا که ورود الگوهای معماری غربی به طور ناقص و بدون تلفیق یا حتی شناخت ارزش‌های معماری ایرانی صورت می‌گیرد، جز افزایش بی‌هویتی سهم دیگری در طراحی فضاهای شهری از خود برجای نمی‌گذارد. »

وی همچنین تجاری شدن هنر معماری را از بزرگ‌ترین آفت‌های دوران حاضر در ایران شمرد و افزود: «وجوه هنر معماری به شدت تحت تاثیر سودای سرمایه و تجارت قرار گرفته است و این بزرگترین خسارتی است که نسل امروز در سایه غفلت مسئولان به معماری و حمایت از آن می‌پردازند.» به اعتقاد «صابر» شهر‌های ما به این دلیل بی‌هویت شدند که نطفه آنها در تصمیمی ‌که توسط قدرت و سرمایه ابلاغ می‌شود، بسته شده و خلاقیت و رعایت اصول شهرسازی در فضاسازی شهر‌ها، جایی ندارد.

تهران از روستا تا کلان شهر

فقدان تمایز و تفکیک اساسی بین ساختارهای اجتماعی ـ اقتصادی (شهری و روستایی) در جامعه ایرانی از دیرباز تاکنون یکی از مسائل مهم در شکل‌گیری و فرایند توسعه اجتماعی ـ اقتصادی بوده است. عدم تفکیک جامعه روستایی و شهری و درهم‌پیچیدگی‌های روابط بین آن‌ها، تنها به زمینه‌های اجتماعی و اقتصادی منحصر نمی‌شود، بلکه انواع فضاهای ساخته شده را نیز در بر می‌گیرد و در زمینه بسیاری از شاخص‌های فضایی و کالبدی می‌توان بازتاب این در هم تنیدگی را مشاهده کرد.

به عبارت دیگر بسیاری از شهرها و فضاهای شهری در ایران از ساختارهای روستایی تأثیر می‌پذیرند. این پیوستگی و ارتباط از مرحله نخستین شکل‌گیری شهر آغاز می‌شد و گاه تا مراحل توسعه نهایی ادامه می‌یابد. به همین سبب است که بسیاری از شهرهای بزرگ ایران در پی توسعه یک روستا پدید ‌آمده‌اند و شمار شهرهایی که از آغاز به‌عنوان یک شهر طراحی و ساخته ‌شده‌اند بسیار اندک است.

تهران نیز روستایی در دامنه البرز و بین شهر تاریخی ری و آبادی‌های شمیرانات بود که در قرن دهم هجری، در دوره صفویه، به‌عنوان یک شهر توسعه یافت و پیرامون آن حصاری کشیده شد. تا اواخر دوره صفویه شهر به صورتی نسبتاً معمول توسعه یافت اما از هنگامی که تهران به‌عنوان پایتخت حکومت قاجار مورد استفاده قرار گرفت، به‌صورتی بی‌قاعده گسترش پیدا کرد و جمعیت آن به گونه‌ای روز افزون افزایش یافت.

از یک سو افزایش سریع جمعیت و توسعه فضای تهران و از سوی دیگر گسترش روابط بین‌المللی در زمینه‌های سیاسی و اجتماعی موجب آشنایی ایرانیان با جوامع غربی شد. در مرحله بعد، اعزام عده‌ای از دانشجویان ایرانی به کشورهای غربی و سپس رفت و آمد عده‌ای از رجال و درباریان به غرب موجب آگاهی بیشتر مردم از مظاهر فرهنگ و تمدن غربی شد، به‌گونه‌ای که در پی یافتن راه‌حل برای مسائل و مشکلات اجتماعی به پدیده‌ها و الگوهای غربی توجه کردند و تلاش نمودند که با تقلید از ساختار و روابط اجتماعی و فرهنگی در جوامع غربی در راه توسعه سیاسی و اجتماعی گام بردارند. این رویکرد سرانجام منجر به شکل‌گیری انقلاب مشروطیت و سپس تشکیل سه قوه مقننه، قضاییه، و مجریه و نهادهای اجتماعی و اداری مربوط به آن شد. در آن هنگام عده‌ای گمان می‌کردند که تقلید و تبعیت کامل و مطلق از نهادها و الگوهای غربی می‌تواند موجب پیشرفت سریع و همه جانبه جامعه ایرانی شود.‌اما در تجربه‌ای طولانی که تقریباً یک قرن و نیم طول کشید، آشکار گردید که نمی‌توان بدون توجه به خصیصه‌های منطقه‌ای و بومی و تنها با تقلید از مظاهر فرهنگ و تمدن سایر کشورها به توسعه‌ای پایدار دست یافت.

به‌نظر می‌رسد که در زمینه جنبه‌های کالبدی و معمارانه شهر در ابتدا مسائل ساده‌تر بود. توسعه و کاربرد سلاح‌های آتشین و به‌ویژه توپ سبب شد که کارکرد دفاعی حصار پیرامون شهر از میان برود و به همین سبب در طرح توسعه شهر تهران که در دوره ناصرالدین‌شاه روی داد تنها به ساختن خندقی در پیرامون شهر اکتفا شد و دیگر حصاری ساخته نشد.

برتری سلاح‌های آتشین نسبت به سلاح‌های سرد و در نتیجه افزایش توان نیروهای نظمیه و تأمین امنیت شهری بیشتر نسبت به گذشته به همراه کاربرد برخی از وسایط از جمله کالسکه و هم‌چنین طراحی و اجرای طرح‌های شهری در زمینه گسترش شبکه ارتباطات شهری منجر به احداث خیابان‌هایی مستقیم و عریض شد. ساختن این خیابان‌ها در مدتی کوتاه و در پی استفاده از وسایل نقلیه موتوری به سرعت گسترش یافت و بافت کهن شهر را دگرگون کرد.

در نخستین وهله، الگوی تقسیم زمین برای احداث واحدهای مسکونی از شکل و امتداد خیابان تأثیر پذیرفت. سپس ایجاد نوعی امنیت نسبی و اهمیت یافتن دسترسی سواره موجب شد که زمین‌های واقع در کنار خیابان‌ها و سایر معابر اصلی اهمیت بیشتری نسبت به زمین‌های واقع در درون بافت شهری یافتند. به همین ترتیب بسیاری از فضاهای تجاری و خدماتی به تدریج به کنار خیابان‌ها انتقال یافتند و مهم‌تر از آن این‌که همه فضاهای متعلق به نمادهای جدید مانند ساختمان‌ بانک‌ها، وزارت‌خانه‌ها، شهرداری‌ها و سایر مراکز اداری و خدماتی در کنار خیابان‌ها استقرار یافتند.

این تحولات بر ساختار فضاهای معماری نیز تأثیر گذاشت و معماری درون‌گرای تهران را به گونه‌ای خاص از معماری برون‌گرا تبدیل کرد که با الگوهای رفتاری و فضاهای شهری هیچ‌گاه به‌صورتی مناسب سازگاری نیافت و هنوز نیز تهران فاقد ساختار شهری برای زندگی سالم و آرام ساکنان شهر است.

اگر بسیاری از مسائل تهران از نگرشی واقع‌بینانه مورد بررسی قرار گیرند، تنها مسائل این شهر به‌شمار نمی‌آیند، بلکه برخی از آن‌ها جنبه‌ای ملی و منطقه‌ای دارند. یکی از این‌گونه مسائل، موضوع مرکزیت اداری ـ اقتصادی تهران است که جنبه‌ای فراشهری دارد و بدون توجه به مسائل ملی کشور و ایجاد دگرگونی‌های لازم در آن نمی‌توان به حل آن پرداخت.

 

طراحی بهترین سازه برای دفتر معماری

دفاتر Atlassian

شرکت Atlassian طی یک طراحی معماری  جسورانه و طراحی سازه ای  آگاهانه کاری کرد که در شهر و نزدیک به نیروی کارش باشد و به همین جهت فضای باز بزرگ و متنوعی را ارائه می‌دهد.
در حالی که دیگر دفاتر نرم‌افزاری همانند جایگاه‌های سرپوشیده تماشاگران، خانه‌های درختی و همه شبیه به یکدیگر می‌باشند، مشتریان Atlassianو کارمندان آن در محیطی متفاوت قدم گذاشته و کار می‌کنند.
در حال حاضر Atlassian به ۸۱ شرکت از ۱۰۰ شرکت Fortuneخدمات‌رسانی می‌کند. دفتر جدید ۴۲۰۰۰ فوت مربعی بازتاب موفقیت کمپانی در ارتقا و نوآوری در محصول است.

دفاتر Atlassian

قوانین Atlassian به این صورت است که با کارمندان، مشتریان و شرکا بسیار شفاف و باز برخورد می‌کند.
در واقع بیشترین هزینه در بودجه ساخت و ساز در بخش استفاده از تعداد قابل توجهی شیشه بود تا در طول روز و به منظور ایجاد محیط کار مشارکتی و باز ، تابش نور طبیعی در حالت تعادل باشد.

Atlassian_office3

چندین اتاق کنفرانس نورگیر و بخش‌های مختلف برای کار گروهی ، فضای کاری تساوی‌طلب را تقویت می‌کند. فضای موجود در خرپا با دو برابر ارتفاع از انبار از میدان شهر و آمفی‌تئاتر الهام گرفته است: فضایی برای جلسات کارکنان، سخنرانی‌ها و راه‌اندازی محصول.
از جمله امکاناتی که برای کارمندان در اداره در نظر گرفته شده می‌توان به یک آشپزخانه بزرگ و کافه تریا، اتاق سرگرمی، مکان‌های مختلف برای استراحت و پارکینگ وسیع دوچرخه اشاره کرد.

دفاتر Atlassian

طرح فضای دفتر Atlassianفرهنگ محیط کار روشن و باز را به خوبی نشان می‌دهد: اتاق کار مهندسان نرم‌افزار نزدیک به دفتر مدیرعامل شرکت می‌باشد. اتاق‌های کنفرانس شیشه‌ای همه را به همکاری می‌خوانند و فضای عمومی، کارمندان را به کار گروهی تشویق می‌نماید.

دفاتر Atlassian

Atlassian در ارائه محصولات نرم‌افزاری نوآور است؛ می‌توان گفت Atlassian تنها دفتر کاری است که می‌توانید سگ‌هایتان را با خودتان سر کار بیاورید، راحت به سراغ یخچال بروید، با دوچرخه به محل کار خود بروید و همگام با فرهنگ شرکت پیش روید.

دفاتر Atlassian

تدوین ضوابط سیما و منظر شهری، وظیفه وزارت راه و شهرسازی است

ضوابط سیما و منظر شهری

مدیرکل معماری و ساختمان شهرداری تهران به این موضوع اشاره کرد که برابر ماده ۱۶۹ برنامه پنجم توسعه، وزارت راه و شهرسازی مکلف به تدوین ضوابط مربوط به سیما و منظر شهری و معماری ایرانی اسلامی و ابلاغ آن به شهرداری‌ها، پس از تصویب در شورای عالی شهرسازی و معماری است. وی در این باره گفت: شهرداری تهران فراتر از وظیفه خود عمل کرده و تدوین ضوابط و مقررات نمای ساختمان را در دستور کار خود قرار داده است، چراکه این وظیفه اساسا بر عهده وزارت راه و شهرسازی است. اما با توجه به خلاء موجود و نیز ابلاغ طرح تفصیلی جدید تهران که به موضوع پیش‌بینی ضوابط نمای ساختمان پرداخته، شهرداری به حوزه ورود کرده است. کریمیان اقبال خاطرنشان کرد: علی‌رغم اینکه کمیته‌ای برای این منظور در وزارت راه و شهرسازی تشکیل شده، اما تاکنون هیچ ضابطه مصوبی از سوی این وزارت‌خانه به شهرداری تهران ابلاغ نشده است.

 

استادیار دانشکده معماری دانشگاه تهران در گفتگو با پیام ساختمان

آرزو افشارزاده : معماری یا مهرازی یعنی ارائه بهترین راه حل چه استفاده از راه حل های گذشته ، چه خلق راه حل جدید برای رسیدن به هر هدفی . معماری اجتماعی ترین هنر انسانی است که با فضای اطراف انسان در ارتباط است . به عبارت دیگر معماری فرایند طراحی و اجرای ساختمانها با سبک های متفاوت با احترام به دوره زمانی ، مکان و فرهنگ است . در رابطه با معماری در دوران خوب و شیوه آموزش معماری در ایران با خانم دکتر کتایون تقس زاده ، استادیار دانشکده معماری دانشگاه تهران و مدیر گروه معماری پردیس بین المللی کیش گفتگویی انجام داده ایم که می خوانید .

 

 

معماری معاصر ایران دارای چه ویژگیهایی است و چه سبکی را دنبال می کند ؟

به اعتقاد اکثر صاحبنظران ، طی دوران معاصر تحولات بنیادین و تاثیرگذاری در معماری ایران ، چه از نظر شکلی و چه از نظر مفهومی ، روی داده است . از این رو معماری معاصر ایران در سال های اخیر بحث های فراوانی را در مجلات و محافل معماری و شهرسازی کشور به خود اختصاص داده و همواره این سئوال در میان اساتید معماری مطرح بوده است .

معماری ایران در دو دهه اخیر معماری بدون مکتب ، سبک یا نظریه ای مشخص و مدون بوده و قادر به رقابت با آثار برجسته جهانی و حتی قابل قیاس با آنها نیست . یکی از مسائلی که این شرایط نا مناسب را ایجاد کرده قطعا تکنولوژی ضعیف و اجرای نامناسب ساختمان هاست . گرایش اصلی معماری ایرانی در دو دهه بعد از انقلاب ، معماری در راستای میراث فرهنگی و معماری سنتی ایران بوده است . این معماران ما درصدد برآمدند که به معماری معاصر ایران ، چهره جهانی ببخشند . عمده دغدغه معماران پس از انقلاب ، آشتی دادن سنت با مباحث و تحولات معماری مدرن بوده است .

گرایش های معماری امروز ایران را می توان با توجه به رویکرد معماران به بستر تاریخی و جغرافیایی فرهنگ معماری ایرانی – اسلامی و اصول و مبادی آن یا تبعیت از الگوهای دیگر به دو دسته اصول گرا و تجددگرا تقسیم کرد . در این دسته بندی گونه ای که به بستر و زمینه طبیعی و فرهنگی انسان توجه دارد اصول گرا و گونه متقبل آن را که از الگوهای غربی و بدون توجه به متن معماری و افراد استفاده کننده از استفاده کننده از آن تقلید می کنند ، تجدد گرا می نامند . در واقع در معماری معاصر ایران سبک خاصی به چشم نمی خورد و غالب ترین سبک ، سبک بازاری است که با توجه به علایق کارفرمایان و استفاده کنندگان و همچنین مصالح موجود در بازار کارهای معماری انجام می شود . شاید در این میان بتوان به معدود معماران پیشکسوت و معماران جوانی اشاره کرد با توجه به فرهنگ ایرانی و مبانی معماری گذشته و با توجه به شرایط اقلیمی ، اجتماعی و اقتصادی فضاهای معماری را طراحی و اجرا می کنند .

چگونه می توان به خانه خوب و معماری خوب دست پیدا کرد ؟

معماری تامین نیازهای انسانی است . معماری خوب پیروزی یا شکست در تامین این نیازهاست . اگر شما بتوانید نیازهای روزانه و فعالیت های تمام افراد را که با آنچه که شما ایجاد کرده اید تعامل دارند ، تامین کنید یک معماری خوب دارید .

اگر خانه ای ساخته اید که در آن افراد درصدد ملاقات یکدیگر و ارسال پیامک برای همسایگان خود هستند ، یک خانه خوب دارید . معماری خوب یعنی شما برای ۵۰ سال آینده پیش بینی کنید که نیازهای افراد استفاده کننده از آنچه شما خلق کرده اید چیست و معماری شما چگونه به آن پاسخ می دهد . از سوی دیگر به نظر می رسد بسیاری از معماری هایی که امروزه به عنوان معماری خوب شناخته می شوند در زمان ساخت خود این عنوان را نداشته اند . برج ایفل در پاریس در ابتدا بدون اهداف عملکردی و صرفا برای یک نمایشگاه جهانی ساخته شد و توسط بسیاری از نخبگان آن دوره مورد انتقاد قرار گرفت . ولی آیا می توان گفت که برج ایفل معماری خوبی نیست ؟

این برج که به یک نماد شهری تبدیل شده است نشان دهنده فرهنگ و حافظه جمعی دوره ای است که در آن ساخته شده است . معماری خوب ناشی از آموزش خوب ، فکر خوب ، طراحی خوب و اجرای خوب است . برای دستیابی به معماری خوب که خانه خوب هم بخش مهمی از آن است ، باید از دانشگاه ها شروع کرد . باید دفاتر معماری به مراکز تحقیقاتی تبدیل شوند . به این معنی که برای هر طرح و پروژه جدید در ابتدا تحقیقات و مطالعات همه جانبه ای در مورد طرح ، سایت ، مسائل اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی ، فنی و … انجام و سپس فرایند طراحی آغاز شود .

معماری نمادی از زندگی جمعی است و برای برقراری روابط درست باید مبتنی بر قراردادهایی باشد . معماری خوب در صورتی می تواند مفاهیمی چون احترام ، مشارکت ، انضباط ، نظم ، عدالت و … را به کاربران منتقل کند که خود از این خصلت ها برخوردار باشد . امروزه معماری خوب بسته به اینکه در چه منطقه و چه کشوری زندگی می کنید یک بوم خالی است که با آموزش خوب می توان آن را دوباره خلق و ابداع کرد .

شیوه آموزش معماری در کشور ما نسبت به کشورهای پیشرفته چه تفاوتی دارد؟

در شرایطی که در کشورهای پیشرفته به ویژه اروپا بیش از دو قرن است که آموزش آکادمیک درباره معماری برقرار است و در بسیاری از مراکز آموزشی و حرفه ای همزمان به دو زمینه نظری و اجرایی برای توسعه دانش و حرفه معماری توجه می شود و از آن مهم تر تلاش می شود از طریق همکاری های میان رشته ای میان معماری و سایر دانش ها و هنرها مانند فلسفه ، علوم اجتماعی و علوم کامپیوتر و تکنولوژی های ارتباطی و اطلاعاتی نوعی تعامل علمی و نظری به وجود آید ، متاسفانه هنوز در ایران سرمایه گذاریهای لازم برای توسعه دانش و حرفه معماری صورت نمی گیرد و بسیاری از دانشگاه ها و دانشکده ها به مراکز ساده آموزشی تبدیل شده اند که حتی در بالاترین سطوح نیز فعالیت های پژوهشی کافی و مناسب انجام نمی دهند .

امروزه آموزش معماری به دلیل دسترسی بسیار زیاد دانشجویان به منابع اطلاعاتی از طریق اینترنت و منابعی که به سهولت در اختیار دارند دچار مشکل شده است ، زیرا دانشجویان در بعضی از زمینه ها از معلم ها نیز جلوتر هستند ولی نمی دانند که چگونه از این منابع استفاده کنند ، برای اینکه دانش خود را از منابعی می گیرند که هیچ ارتباطی با فضای فرهنگی – اجتماعی ایران ندارد و با محیط زندگی بی رابطه است .

از سوی دیگر به دلیل پذیرش دانشجو در بسیاری از دانشگاه های کشور بدون آزمون ورودی و افزایش ظرفیت بسیاری از دانشگاه ها بدون در نظر گرفتن تعداد اعضای هیات علمی که در برخی موارد به ۸۰۰ نفر در یک دوره می رسد ، متاسفانه کیفیت آموزش معماری در وضعیت مطلوبی نیست و بسیاری از فارغ التحصیلان معماری هیچگاه با مفهوم خلاقیت و ارائه طرح مطلوب خود چه در دانشگاه و چه در دفاتر طراحی و بازار کار آشنا نمی شوند و همواره سعی دارند لباس معماری غربی و جدید را بدون در نظر گرفتن شرایط ایران بر تن معماران ایرانی بپوشانند .

امروزه سبک های جدید و نوین معماری که اکثر آنها در جهت پیاده کردن معماری سبز است در دنیا به وجود آمده است . به طور مثال معماری ارگانیک یا معماری پرش کیهانی ، این سبک ها آیا در کشور ما به کار برده شده اند و اگر نه دلیل آن چیست ؟

با توجه به رشد روز افزون تکنولوژی و شهرنشینی هر روز شاهد به وجود آمدن سبک ها و موج های جدیدی در معماری هستیم که به صورت بناها و فرم های متفاوت خود مطرح می کنند . با کمی مطالعه مشخص می شود که خیلی از بناهای سنتی ایران به صورت نسبی معماری پایدار به حساب می آیند . چون عواملی مانند فرهنگ ، اقلیم ، مصالح منطقه و روابط عملکردی مناسب در این بناها تاثیرگذار بوده اند .

تحولاتی که در فیزیک ذرات بنیادین ، نجوم ، ژنتیک ، ریاضی ، تکامل ، فضا و زمان در سنوات اخیر رخ داده ، موضوع مکتب معماری جدید قرار گرفته است . بر اساس فرضیات جدید در ریاضی و فیزیک ، عالم مکانیکی نیوتن دیگر نمی تواند شرایط امروز جهان را تبیین کند . اگر گالیله در چهارصد سال قبل اعلام نمود که جهان با قوانین ریاضی نگاشته شده است ، این نیز بر اساس قوانین جدید فیزیک قابل قبول نیست . با مطرح شدن این مباحث در نیمه اول قرن بیستم جهان مکانیکی قرن نوزده به یک جهان ارگانیک تبدیل شد که در آن فضا – زمان و اجسام به صورت متحول ، فعال ، سیال، درگیر با یکدیگر و در ارتباط غیر خطی هستند . در واقع معماری پایدار یا سبز که دارای شش اصل بوده و یکی از اصول آن احترام به کاربر است کاملا در بناهای سنتی ایران به چشم می خورد ، عاملی که امروز شاهد آن نیستیم و استفاده کنندگان از فضاها دچار مشکل هستند و احساس آسایش ندارند . از دیگر اصول معماری پایدار استفاده از مصالح بوم آورد است که بازهم در معماری سنتی به خوبی به چشم می خورد . این عامل امروزه به استفاده از مصالح تقلیدی در معماری های جهانی تبدیل شده است و مصالح بدون در نظر گرفتن شرایط تولید و بومی بودن آن استفاده می شود که خود مستلزم صرف هزینه و زمان زیادی است که کاملا بر خلاف معماری پایدار است .

امروزه در طرح های دانشجویی و مسابقات معماری رویکردهای جدید و نوین معماری به طور قابل توجهی مشاهده می شود و می توان ادعا کرد که این طرح ها در حد معماری های جهانی است ، اما متاسفانه در مرحله اجرا و ساخت از ایده های طراحی بسیار عقب هستیم و محصول نهایی طراحی کاملا با مبانی نظری تفاوت دارد .

 

گروه مهندسین ایران معماری با مدیریت آرشیتکت آرتورامید آذری

در این بخش تحت عنوان مقالات در معماری بر آن شده ایم تا مجموعه ایی از مقالات ،گفتارها و نظریات موجود در جامعه معماری ایران و جهان را ارائه دهیم، تا سرآغازی نوین در عرصه بحث مبانی و مفاهیم نظری معماری باشد.

 

شماره تماس برای کسب اطلاعات بیشتر: ۰۲۱۲۲۹۸۳۳۸۵

شهرسازی

شهرسازی واژه ای است که در دهه بیست خورشیدی در برابر یک واژه آلمانی وارد ادبیات حرفه ای ایران شد. این واژه در واقع ترجمهٔ نه چندان صحیحی است از برنامه‌ریزی شهری و به مفهوم مداخله در شهر از طریق تنظیم فضا و فعالیت به منظور بهبود کیفیت زندگی ساکنان است.

شهرسازی

شهرسازی

شهرسازی واژه ای است که در دهه بیست خورشیدی در برابر یک واژه آلمانی وارد ادبیات حرفه ای ایران شد. این واژه در واقع ترجمهٔ نه چندان صحیحی است از برنامه‌ریزی شهری و به مفهوم مداخله در شهر از طریق تنظیم فضا و فعالیت به منظور بهبود کیفیت زندگی ساکنان است.

شهرسازی

مجموعهٔ روش‌ها و تدابیر ارزشمند و مفیدی که متخصصین امور شهری به وسیلهٔ آن شهرها را بهتر می‌سازند، به شهرسازی یا علم تنسیق شهرها شهرت دارد.[۱] شهرسازی عبارت است از مطالعهٔ طرح‌ریزی و توسعهٔ شهرها با در نظر گرفتن احتیاجات اجتماعی و اقتصادی با توجه به حداقل رساندن مشکلات شهری و پاسخ‌گویی به نیازهای عمومی جمعیت شهری.[۲]

برنامه‌ریزی شهری

برنامه‌ریزی شهری به دنبال مشکلات نشأت‌گرفته از انقلاب صنعتی مطرح شد؛[۳] هرچند پیشینهٔ برنامه‌ریزی برای شهر به گذشته‌های بسیار دورتر و شکل‌گیری نخستین تمدن‌های بشری در هند، میان‌رودان و مصر برمی‌گردد. هدف برنامه‌ریزی شهری توسعهٔ شهر و منطقه‌است. در ابتدا حل مشکلات صنعتی‌شدن -همچون کمبود مسکن و بهداشت محیط- در مداخلات کالبدی دیده می‌شد؛ اما از اواسط دههٔ ۱۹۶۰ میلادی و با بروز ناکارآمدی این‌گونه مداخلات، برنامه‌ریزی به سوی مسایل اقتصادی و اجتماعی روی آورد و مباحث عدالت و دموکراسی و جلب مشارکت مردم در فرآیند برنامه‌ریزی مطرح گشت. ابزارهای کالبدی برنامه‌ریزی شهری عبارت‌اند از شبکهٔ معابر، کاربری اراضی، تراکم، محدوده‌ها و حریم‌ها.

در حال حاضر بسیاری از بیانیه‌های سازمان ملل متحد و دستورالعمل انجمن‌ها و سازمان‌های غیردولتی دخیل در امور برنامه‌ریزی شهری با استفاده از تعریف واژهٔ «رشد هوشمند» به دنبال ارتقای محیط زندگی از طریق گسترش حرکت افراد پیاده هستند.[۴] کاهش آلودگی هوا، افزایش بلندمرتبه‌سازی، نزدیکی و در دسترس‌بودن خدمات شهری، عدم نیاز به توسعهٔ سطحی زیرساخت‌ها و خدمات شهری، عدم تخریب فضاهای سبز و کمربندهای سبز در اطراف شهرها، از مزایای حرکت به سوی رشد هوشمند و در نهایت دست‌یابی به شهر کامل است.[۵]

منابع

  1. ↑ اسماعیل شیعه، اصول و مبانی برنامه ریزی شهری.
  2. ↑ اسماعیل شیعه، اصول و مبانی برنامه ریزی شهری.
  3. ↑ فرانسوا شوای، شهرسازی از تخیلات تا واقعیات، ترجمهٔ محسن حبیبی، انتشارات دانشگاه تهران.
  4. ↑ انجمن شهرسازان آمریکا، ۲۰۱۰.
  5. ↑ سعادتیان، امید؛ ۲۰۱۱؛ کیفی‌سازی مسکن اقشار کم‌درآمد؛ بازار مسکن و آنالیزهای مربوطه.

مقاله عناصر معماری

مقاله عناصر معماری

نویسنده :مهندس آرتور امید آذری


عناصر معماری

هر فرم تصویری با یک نقطه آغاز می شود که متحرک می شود. و خط زاده می شود. اگر خط به حرکت درآید تا یک سطح را بوجود آورد، آنچه به چنگ ما می آید یک عنصر دو بعدی است. در حرکت از سطح به فضا در اثر گردش و برخورد سطوح آنچه حاصل می شود، کالبد است یعنی بعد سوم. این است جمع بندی انرژی های جنبشی که نقطه را به خط و خط را به سطح و سطح را تبدیل به بعد فضایی می کند (چشم متفکر، پاول کلی، ۱۹۶۱)

عناصر بدوی و هنرهای بصری

هر بشر در طول تاریخ همواره به تلاشهای گوناگون دست زده تا باورها و آرمانهای انسانی خویش را در قالب اشکال مختلف به دیگران منتقل کند و از انزوای فردیت خویش راهی به سوی جامعیت یابد. «او هنر را وسیله ای جهت سهیم شدن در احساس و پندار دیگران می بیند، عواطف و احساسات و ذهنیات خویش را توسط مواد به حیطه «بیان» می کشاند و از این راه، پیوند های حسی خویش را با دیگران محکم می سازد.» در این رهگذر با آفرینش گونه های بیشمار هنری در زمینه های مختلفی چون نقاشی، معماری، موسیقی، عکاسی علاوه بر انتقال فرهنگ و تمدن بشری، دانش و اشتیاق خود را نیز بارور نموده و به پرورش و تعالی روح پرداخته است. او، همواره برای بیان ایده‌ها، آرزوها و آرمانهای ذهنی خویش، زبان‌های مختلفی را به کار گرفته است، که هنرهای بصری یکی از زنده‌ترین و گویاترین این زبان‌ها است. زمانی که بشر، هنوز موفق به اختراع خط نشده بود، تنها وسیله بیان مفاهیم ذهنی او، خطوط تصویری بود. تصویر‌هائی که بشر برای ابراز عقاید و اندیشه‌های خود، بر صخره‌ها و دیواره غارهای محل زندگی خود حک کرده است، نمادهائی هستند، که با کشف معانی آنها، به راز زندگی بشر اولیه و چگونگی ارتباط‌هایشان با یکدیگر، پی می‌بریم. اولین‌بار، در حدود ۴۰۰۰ سال پیش، مصری‌ها، خط هیروگلیف  «شکل ۱» و چینی‌ها، خطی را که ترکیبی از واژه‌ها و نمادهای تصویری بودند، به وجود آوردند.بعدا سومریها خط میخی را ابداع کردند و سپس در حدود سال ۱۵۰۰ قبل از میلاد،حروف الفبا توسط فنیقی ها پی ریزی شد و بعد از چندی یونانیها با استفاده از حروف الفبای فنیقی‌ها و اضافه کردن و تغییر شکل دادن بعضی از این حروف،  آن را کامل کردند. در قرن هفتم قبل از میلاد،با پیدایش الفبای اتروسکی، که بر اساس الفبای یونانی به وجود آمده بود مقدمات پیدایش  الفباهای لاتین فراهم آمد، و از این رهگذر بود، که بشر توانست به کمک نوشتن و سخن گفتن، اساس «زبان»  را پی‌ریزی کند، و دیگران را از ایده‌‌ها، آرمانها و تمایلات ذهنی و عواطف و احساسات خویش مطلع سازد. زبان، که وسیله ارتباط بین افراد بشر را فراهم می‌سازد، بر اساس «کلمه» استوار است، و از طریق درک معانی کلمات، انتقال مفاهیم امکان‌پذیر می‌شود. اما بسیاری از ما، در جریان مکالمه با دیگران، مفاهیم بی‌شماری را بیشتر از طریق حالات و رنگ چهره، حرکات دست و صورت و دیگر اعضای بدن طرف مقابل، دریافت می‌کنیم تا از راه درک کلمات و جملات او.

New Picture

«هنرهای بصری» یکی از مهمترین زبان‌های بی‌کلام است، که از طریق آن، بیشترین و گسترده‌ترین مفاهیم،‌توسط افراد جوامع مختلف انسانی، از نژادها و ملیت‌های گوناگون، دریافت می‌گردد. مفاهیمی که از طریق هنرهای بصری،  قابل درک و دریافت می‌باشند، توسط عناصر بصری مانند: خط، نقطه، سطح، شکل، رنگ، بافت و غیره، ابراز می‌گردند. هنرمند با انتخاب بعضی از این عناصر بصری،  و آرایش آنها به گونه‌ای زیبا و با بهره گیری از مواد و مصالح و ابزار کار، اثری می‌آفریند، و از این طریق مفاهیم ذهنی و عواطف و احساسات خویش را در رابطه با جهان پیرامون خود، به دیگران انتقال می‌دهد و این اصلی است که در کلیه فعالیت‌های خلاقه هنرهای بصری، اعمال می‌گردد. نقاشان، مجسمه‌سازان، معماران، گرافیست‌ها و دیگر هنرمندان هنرهای بصری(تجسمی)، هر یک بنا به اقتضای مواد و مصالح مورد مصرفی خود، بعضی از عناصر بصری را در ترکیبی خوش آیند و روابطی زیبا، ‌در قالب یک اثر هنری، عرضه می‌کنند. هنرهای بصری، تجلیات متعالی زبان بصری هستند و از با ارزش‌ترین ابزارهای آموزشی به حساب می‌آیند. شناخت و درک مبانی هنرهای بصری، انسان امروز را از اسارت قالب‌های پیش ساخته زیباشناسی و از تفسیرهای کلیشه‌ای عامیانه رهائی بخشیده و برای او این امکان را فراهم می‌آورد تا تصویر را به عنوان خودِ تصویر، تجربه کند.

هنرهای بصری

کلیه هنرهائی که در جریان آفرینش آنها، حس بینائی، عامل اصلی باشد، آنها را هنرهای تجسمی و یا هنرهای بصری می‌نامیم. هنرهای بصری آن گروه ازهنرهای مبتنی بر طرح است که مشخصاًحس بینایی را مخاطب قرار می‌دهند. هنرهایی چون نقاشی، مجسمه‌سازی، طراحی، عکاسی، گرافیک، طراحی صنعتی، معماری و طراحی داخلی و همچنین هنرهای مشتق از آن‌ها از این دسته‌اند. همان گونه که از نام این هنرها برمی‌آید، ادراک و احساس آنها، توسط انسان، بیشتر از طریق حس بینائی انجام می‌گیرد،  اگر چه حواس دیگر نیز در دریافت و ادراک این گونه هنرها، سهم مهمی دارند. گفتگو و مبادله مفاهیم از طریق سخن گفتن و نوشتن، همواره با تجسم و نمایش تصویر مکمل بوده و از تمام امکانات بصری بهره گرفته است. مفاهیم بصری، اساسی‌ترین مفاهیمی هستند که درک آنها از طریق شکل و تصویر اشیاء و اجسام صورت می‌پذیرد و بدین لحاظ مجموعه دانش ما را از کل جهان شکل می‌بخشند و از اصلی‌ترین و مهمترین اسباب لذت و انگیزش‌های احساسی ما نیز به شمار می‌روند. با بیان تصویری می توان یک عبارت را مستقیما بیان کرد، یا به وسیله ادراکات بصری معنای آنچه را که دیده میشود بلافاصله دریافت. در یک تصویر واحدها و اجزای مستقل بصری در کنار یکدیگر، مانند نقوش کاشیکاری با یکدیگر ادغام میشوند و معنای خاصی به وجود می آورند. دریافت و فهم این نوع معانی به مراتب سهلتر از فهم معانی در جملات زبان است، زیرا نیازی به ترجمه ذهنی آنها نیست و معنا مستقیما قابل دیدن است. حس «دیدن» یکی از قوی‌ترین و مهمترین حواس انسانی است. در یک جریان واقعی دیدن، حواس شنوائی و تا حدودی، دیگر حواس ما، متفقاً شرکت دارند، تا جریان دیدن  را امکان‌پذیر سازند. از آنجا که نقش ویژه عمل دیدن و مشاهده کردن، در ارتباط با هنرهای بصری، از اهمیت زیادی برخوردار است،‌ توضیح بیشتر در این زمینه، ضروری به نظر می‌رسد. هنر، به طور کلی کوششی است از طرف هنرمند، برای آفرینش شکلها و تصاویر لذت بخش که از طریق این شکلها و صورت‌ها، پیام‌های ذهنی و اندیشه و تفکرات فردی خود را به دیگران، انتقال می دهد. این شکل‌ها که در قالب یک اثر هنری عرضه می‌شود، حس زیبائی ما را ارضاء می‌کنند. چگونگی ارضاء حس زیبائی ما، بستگی کامل به چگونگی روابط موجود بین عناصر و شکل‌های تشکیل دهنده اثر هنری دارد. هر چقدر وحدت یا هم آهنگی بین شکل‌ها و صورت‌های یک اثر هنری، بیشتر باشد،  حس زیبائی‌ ما را بیشتر راضی می‌کند. انسان در برابر اشیاء موجود در طبیعت  و در برابر شکل‌ها، سطح‌ها، حجم‌ها، رنگ‌ها و بافت‌های گوناگون، واکنش نشان می‌دهد. در بعضی  از موارد، ترکیب و آرایش و تناسبات، شکل، سطح، حجم، رنگ و بافت اشیاء به گونه‌ای است، که در چشم بیننده، احساس زیبائی  و لذت می‌آفریند،  در حالی که عدم وجود این گونه روابط زیبا،  منجر به بی‌تفاوتی و ناخوش آیندی می‌گردد. عناصری که آنها را «عناصر بصری» می‌نامیم در حقیقت عوامل بنیادی ساخت هر اثر تجسمی است و چگونگی روابط موجود بین این عناصر و نحوه برقراری نظامی خوش آیند و زیبا بین آنها، در چهارچوب ضوابط و اصولی قرار دارند. کلیه این عناصر و بسیاری از نیروهای بصری دیگر موجود در طبیعت،  الفبای هنرهای تجسمی و عوامل بنیادی در آفرینش آثار هنرهای بصری، به شمار می آیند و هنرمندان با توجه و نگرش ویژه به این عناصر و درک روابط موجود بین آنها و با بهره‌گیری از ویژگی‌های ذهنی و احساسی خویش،‌ در رابطه با جهان پیرامون خود، به آفرینش آثار هنری می‌پردازند، و در این جریان، هنرهای تجسمی با بهره‌وری از عناصر بصری، قادر است همچون هنر موسیقی، دریافت‌ها و تجربیات هنرمند را، که هرگز قابل ترجمه به وسیله کلمات نیستند، به بیننده القاء نماید. هربرت رید معتقد است: هنر همواره پرسشی زنده است که توسط حس بصری، از جهان مرئی پرسیده می شود و هنرمند فقط شخصی است که توانایی و علاقه آن را دارد که ادراک بصری خود را به صورتی مادی مبدل کند. نخستین بخش عمل ادراکی است و دومین بخش آن، بیانگرانه، اما در عمل ممکن نیست که بتوان این دو را از هم تفکیک کرد، هنرمند آنچه را ادراک می کند بیان می دارد، آنچه را که بیان می دارد، ادراک می کند.

عناصر مفهومی و بصری در معماری

از آنجا که عناصر مفهومی همچون نقطه، خط و سطح و حجم مرئی نیستند و بجز با چشم ذهن نمی توان آنها را مشاهده کرد و در عالم عمل موجودیت ندارند، ما هیچ وجه از حضور آنها را احساس خالص نمی کنیم. تنها قادر هستیم به وجود آمدن یک سطح را از کشیدن عرضی خط احساس کنیم و همچنین می توانیم منتج شدن حجم از سطح را تصور کنیم و حجمی را در نظر آوریم که فضا را موجویت می دهد.

عناصر ایجاد کننده فرم، عبارتند از:

نقطه، خط، سطح و حجم که در ادامه به تعریف انها در معماری می پردازیم.

نقطه

نقطه نشان دهنده موقعیت در فضا بشمار می رود. نقطه هندسی نهادی تصوری است در فضا که به خودی خود وسعت و اندازه‌ای ندارد. نقطه اساس زبان هندسه‌است و شکل‌هایی مثل خط، مثلث، مربع و غیره از به هم وصل کردن نقطه‌ها به وجود می‌آیند.

خط

خط را می‌توان یک خم کاملا راست، با پهنای صفر و بطور بی نهایت دراز و نابسته فرض کرد. به عبارت دیگر خط عبارت است از تعداد بی‌نهایت نقطه که در کنار هم در یک مسیر قرار گیرند. این به این معنی است که اگر نقطه را به عنوان یک مفهوم، و تعریف‌نشده بپذیریم، خط به مجموعه نقاطی گفته می‌شود که در راستایی مشخص بدون فاصله به هم چسبیده باشند و تا بینهایت ادامه داشته باشند. در واقع خط مجموعه بیشمار نقطه به هم چیبسده در راستایی ثابت است. اگر این راستا ثابت نباشد، منحنی پدید می‌آید. در هندسه اقلیدسی خط عبارت است از کوتاه ترین مسیر بین دو نقطه.

نیم خط

نیم خط، خطی است که از یکسو نامتناهی (بی پایان) و از سوی دیگر محدود (متناهی) به یک نقطه باشد. هر نقطه بر روی خط، آن را به دو نیم خط تقسیم می‌کند.

پاره خط

در هندسه، پاره‌خط به جزئی از خط اطلاق می‌شود که به دو نقطه انتهایی محدود شده، و تمامی نقاط مابین آندو را در بر بگیرد. در مورد چندضلعی‌ها، پاره‌خط را ضلع می‌نامند هرگاه که دو نقطهٔ انتهایی آن در حکم دو رأس مجاور چندضلعی باشد، و در غیر این صورت، به آن قطر گفته می‌شود.

New Picture (1)

تبدیل نقطه به سطح

یک نقطه با کشیدن تبدیل به یک خط با مشخصات زیر می شود:

الف- درازای خط

ب- راستای خط

ج- موقعیت خط

سطح

سطح با کشیدن عرضی یک خط بوجود می آید که شامل مشخصات زیر است:

۱٫ طول سطح

۲٫ عرض سطح

۳٫ شکل سطح

۴٫ راستای سطح

۵٫ موقعیت سطح

حجم

چند وجهی را هنگامی منتظم نامند هر گاه مساحت وجوه یا رخهای آن چند ضلعیهای منتظم برابر و کنجهای آن هم برابر باشند. گر چه چند ضلعیهای منتظم ار هر مرتبه ای موجودند، ولی تنها پنج چند وجهی منتظم متفاوت وجود دارند چند وجهیهای منتظم از روی تعداد وجود آنها نامگذاری می شوند. مثلا چهار وجهی با چهار وجه مثلثی، شش وجهی، یا مکعب، با شش وجهی مربعی، هشت وجهی با هشت وجه مثلثی، دوازده وجهی با دوازده وجه پنج صلعی، و بیشت وجهی با بیست وجه مثلثی را داریم. تاریخ نخستین این چند وجیهیهای منتظم در تاریکی فراموشی روزگار گذشته از یاد رفته است. بررسی ریاضی آنها در ماله هشتم اصول اقلیدس آغاز شد. اولین حاشیه بر این مقاله خاطر نشان می سازد که این مقاله اجسام موسوم به افلاطونی را بررسی می کند، که به غلظ چنین نام یافته اند، زیر سه تا از آنها، یعنی چهار وجهی، مکعب، و دوازده وجهی منسوب یه فیثاغورسیان است، در حال که هشت وجهی و بیست وجهی و بیست وجهی به تئایتتوس منسوب می باشد. این مطلب می تواند حقیقت داشته باشد. به هر حال، افلاطون توصیفی از هر پنج چند وجهی متنظم داده است؛ وی در کتاب تیمایوس خود نشان می دهد که چگونه می توان نمونه هایی از اجسام توپر را با ترکیب مثلثها، مربعها، و پنج ضلعیهایی که وجوه آنها را تشمیل می دهند، ساخت. تیمایوس افلاطون همان تیمایوس لوکریسی پیروفیثاغورث است که از قرار معلوئم افلاطون وی را به هنگام دیدار از رم دیده است. در این اثر افلاطون، تیمایوس چهار جسم توپز را که به آسانی می توان ساخت- چهار وجهی، هشت وجهی، بیست وجهی، و مکعب- را به صورت رمز گونه ای با چهار عنصر نخستین کلیه اجسام مادی- آتش، باد، آب و خاک- مربوط می سازد اینکه همه اجسام جهان زیر قمر از چهار یا پنج عنصر ساخته شده است ظاهرا از هندیها گرفته شده است. اشکال مربوط به توجیه جسم توپزر پنجم، دوازده وجهی، با انتساب آن به جهان پیراموان حل می شود.

یوهان کپلر اخترشناس، ریاضیدان، و عالم معانی باطنی اعداد توضیح استادانه ای برای انتسابهای تیمایوس ارائه کرد. وی به طور شهودی پذیرفت که از بین اجسام توپر منتظم، چهار وجهی کوچکترین حجم را نسبت به سطح خود محصور می کندشف در حالی که بیست وجهی بیشترین حجم را در بر م گیرد. حال این نسبتهای حجم به سطح به ترتیب کیفیتهای خشکی و تری هستند، و چون آتش خشکترین این چهار عنصر و آب نمناکترین آنهاست، چهار وجهی باید مظهر آتش و بیست وجهی مظهر آب باشد.

مکعب با خاک مربوط است زیرا مکعب، که استوار بر یی از وجوه مربع شکل خود تکیه می کند، بیشترین پایداری را دارد. از سوی دیگر، هشت وجهی وقتی که دو راس متقابل آن به آرامی بین دو انگشت سبابه و شست نگهداشته شود، به آسانی می چرخد و ناپایداری باد را دارد.

حجم و احراز حجم

حجم با کشیدن عرضی سطح بوجود می آید که مشتمل بر مشخصات زیر است:

۱٫ طول حجم

۲٫ عرض حجم

۳٫ ارتفاع حجم

۴٫ فرم و فضا در حجم

۵٫ راستای حجم

۶٫ موقعیت حجم

نقطه در معماری

یک نقطه نشان دهنده یک موقعیت در فضا است. قابل درک نیست چراکه نه طول، نه عرض و نه عمق دارد؛ از این رو ساکن، متمرکز و بی راستا می باشد.

 

احراز نقطه در معماری

به عنوان ابتدایی ترین عنصر در واژگان فرم معماری، نقطه می تواند مطرح باشد. شرایط احراز نقطه عبارتند از:

۱٫ دو سر یک خط

۲٫ نقطه تلاقی دو خط

۳٫ نقطه تلاقی در گوشه های سطح یا حجم

۴٫ نقطه مرکزی یک میدان یا دایره

مرکز گرایی و احراز نقطه در معماری

هرچند از نظر تئوری، یک نقطه نه دارای شکل است و نه فرم، اما هرگاه در یک میدان دید بصری قرار گیرد، حضور آن محسوی می شود. در مرکز یک محیط، یک نقطه ساکن وجود دارد که عناصر بوجود آورنده محیط را سامان و سازمان می دهد و بر میدان احاطه دارد.

ادراک بصری نقطه

هرگاه نقطه از مرکز خارج گردد، تمرکز و میدان نامانوس می گردد و می توان گفت به علت این عدم تمرکز یک تنش بصری بین نقطه و میدان آن حاصل می آید.

یک نقطه دارای راستا نیست. برای نمایش دادن بصری یک موقغیت در فضا یا در سطح زمین، باید نقطه را بر روی یک حط عمودی به صورت خطی همانند آنچه در یک ستون یا برج دیده شود، تصور کرد. در پلان هر عنصری که اینگونه دیده شود، یادآور خصوصیات یک نقطه است. دیگر فرم های زاده شده از فرم که می توانند چنین کیفیتی را حاصل کنند، عبارتند از:

دایره

اشکال هندسی در زندگی همیشه دارای کاربردهای فراوان بوده و برای فعالیتهای انسان الهام بخش و سمبل نیز شده است. دایره یکی از این اشکال است. ابتدایی‌ترین کاربرد دایره ، چرخ و چرخ‌دنده‌ها هستند که از قدیم‌الایام بکار رفته و می‌روند. همچنین ابزار آلات زینتی چون تاج ، گردبند ، خلخال و حلقه‌ها ، کاربردی به اندازه تاریخ بشری دارند. نمونه مثال زدنی حلقه ازدواج است که بین زوجین مبادله می‌شود و این برگرفته از حلقه‌ای است که در دست اهورامزدا در پیکره‌ها و مجسمه‌ها دیده می‌شود. با توجه به قرینه مذهبی قداست و پاکی ازدواج در ایران باستان را نشان می‌دهد که اکنون فرهنگی جهانی گشته است. دایره در فرهنگها، انجمنها، شهرسازی، اندیشه‌های هنری و ریشه‌دار بخصوص در ابزار آلات نجومی جایگاه نمادین و کاربردی دارد. در فرهنگ و ادیان قدیم ازجمله بودا، نماد آسمان، جهان پاک، افلاک گردنده و غیر دنیاست در حالی که در مقابل دنیا چهار گوشه و مربع است که به وضوح در بیان اشعار و ادبیات ایرانی بویژه غزلیات عرفانی مشاهده می‌شود.

دایره در هنرهای اسلامی ایران

در هنرهای اسلامی ایرانی دایره‌ها، به شکل شمس و حلقه نورانی در اطراف سرائمه و بزرگان دین دیده می‌شود. همچنین با توجه به کراهت صورتگری و مجسمه سازی در اسلام و ظریف اندیشی شیعه، هنرهای اسلامی به شکلهای اسلیمی، گل و بوته، نقشهایی ختایی سوق داده شد. اشکال و خطوط و ترکیب رنگ در مینیاتورها، تذهیبها و فرشها با زینت و ترکیب و نقش نگار پخته‌تری تکامل یافتند.

دایره به شکل شمسه‌های زیبایی تزیین داده شد و شمسه‌ها به صورت منفرد یا در سایر هنرها کاربرد یافت. در خطوط گل و بوته و اشکال اسلیمی و ترکیب رنگ دایره به عنوان پایه‌ای‌ترین ، اصلی‌ترین و اساسی‌ترین شکل بکار گرفته می‌شود. و سیر کلی به سوی مرکز برای وصل فنا نقطه‌ای (سیاه) است. که اختیار را از چشمان بیننده گرفته و با سیر در تابلو به مرکز هدایت می‌کند.

دایره و نقطه سیاه و قرمز

در میان قبایل بدوی و بسیاری از انجمنها و دسته‌های سری قدیم، سمبل مفاهیمی چون ابدیت، جاودانگی و مرگ بوده است و دایره سیاره و دوایر متحدالمرکز در تمرینات اساسی ماینه‌تیستها، هیپنوتیستها و درمانگران حرفه‌ای می‌باشد. دایره و نقطه سرخ که اغلب نشان آفتاب می‌باشد در پرچم و سمبل ملل شرق آسیا نیز مشاهده می‌شود.

بطلیموس در دو قرن پیش از میلاد بر اساس تفاوت حرارت، سرزمینهای شناخته شده آن روزگار را به هفت اقلیم تقسیم کرده است از آنجا که تقسیم بندی بطلیموس بر اساس دایره‌های مداری است اقلیمهای هفت گانه را اقلیمهای هندسی نیز نامیده‌اند. به نظر صاحبنظران، اصطلاح هفت شهر، هفت اقلیم و هفت وادی که در ادبیات و حکمت ایرانی وارد شده است الهامی از نظریات بطلیموسی را در خود دارد. اجرام آسمانی به دو دسته ثوابت و اجرام متحرک و متغیر تقسیم بندی شد و اجرام متغیر شناخته شده آن روز، خورشید، زمین، بهرام، تیر  عطارد، مشتری و زحل هر کدام در مداری و آسمانی تصور شدند. آسمان اول، آسمان دوم … تا هفت آسمان.

توسعه شهری و الگوهای برگرفته از دایره

توسعه شهرها، تامین نیازمندیهای آنان، چاره‌جویی برای توسعه‌های آینده شهر، اتخاذ تصمیماتی که بتواند مشکلات شهری را به حداقل برساند و بالاخره آنکه چگونه رابطه منطقی بین انسان با محیط طبیعتش حفظ شود، به تحولاتی در امر شهرسازی منجر شد. نخستین نظریه در زمینه شهرسازی شخصی به نام هیپوداموس ۴۸۰ سال قبل از میلاد بود و بعد از آن نظریات و راهکارهای متفاوت شهرسازی بوجود آمد. ولی پیدایش دانش امروزی شهرسازی به قرن نوزده میلادی می‌رسد. از میان نظریه‌های شهرسازی می‌توان نظریه‌های زیر را نام برد.

نظریه دوایر متحدالمرکز

در این نظریه الگوی ساخت شهر بر این اصل استوار است که توسعه شهر از ناحیه مرکزی به طرف خارج شهر صورت گرفته و تعداد مناطق متحدالمرکز را تشکیل می‌دهد. این مناطق با ناحیه مشاغل مرکزی شروع شده و بوسیله منطقه در حال تحول احاطه می‌شود.

نظریه دوایر متحد المرکز به وسیله افرادی به نام «ارنست برگس و رابرت پارک» در سال ۱۹۲۰ میلادی پیشنهاد شد. این دو از بنیانگذاران «مکتب شیکاگو» در سال ۱۹۱۶بودند. مکتب شیکاگو در سال ۱۹۱۶ در مطالعات شهری بوجود آمد که رابرت پارک، ارنست برگس و رودریک مکنزی از بزرگان این مکتب در آن زمان هستند. بر پایه این نظر الگوهای مکانی شهر دایره های هم مرکزی هستند که از ۵ دایره تشکیل شده اند:

الف) بخش تجاری مرکزی. ب) بخش انتقالی که ناحیه عمده فروشی صنایع سبک و برخی زیستگاه های قدیمی است. پ) منطقه مسکونی طبقه کم درآمد. ت) منطقه مسکونی طبقه متوسط. ث) منطقه مسکونی طبقه بالا.

این طرح به عنوان نظریه ای متحد المرکزی شناخته شده است. الگوی ساخت شهر بر این اصل استوار است که توسعه شهر از ناحیه مرکزی به طرف خارج شهر صورت گرفته و تعدادی مناطق متحدالمرکز را تشکیل می دهد. این مناطق، با ناحیه مشاغل مرکزی شروع شده و به وسیله منطقه در حال تحول احاطه می شود، که خود در حال تبدیل به ادارات و صنایع سبک بوده و یا به واحدهای مسکونی کوچکتری تبدیل می شوند. این قسمت، ناحیه ای است که مهاجرین شهر به طرف آن جلب می گردند و به نوبه خود یا مسکن کارگران است یا محل بعضی از ساختمانهای قدیمی شهر، بالاخره منطقه سفرکنندگان در بیرون منطقه ساخته شده شهر قراردارد. قسمت اعظم منطقه سفرکنندگان، احتمالاً بصورت اراضی باز است اما دهکده هایی که در داخل آن وجود دارد، اغلب خصوصیات خود را تبدیل به سکونتگاههای خوابگاهی می نمایند.

این نظریه را درسال ۱۹۲۵ برگس  در ارتباط با شهرهای آمریکای شمالی پیشنهاد کرد. مبنای این نظریه را مطالعات برگس در رابطه با توسعه شهر شیکاگو و بررسی پروسه و مراحل متابولیسم و تجهیزات شهری که در ارتباط مستقیم با توسعه هستند، تشکیل می داد.

این طرح بر اساس الگوی ساخت زیر استوار است که توسعه شهر از ناحیه مرکزی به طرف خارج شهر صورت گرفته و تعدادی منطق متحد المرکز را تشکیل می دهد.

بر اساس این مدل، توسعه  شهر بصورت شعاعی از مرکز شهر شروع و به یکسری دوایر متحد المرکز  منجر می شود. در مرکز به علت دسترسی فوق العاده ، بخش مرکزی تجارت (C.B.D)  قرار دارد و بیشترین تمرکز فعالیتهای بازرگانی، بانکداری و سایر موسسات  مالی، مغازه ها، خرده فروشان و موسسات مربوط به اداره امورتجاری در این بخش یافت می شود. قیمت بالای زمین شهری موجب می شود که از آن به اقتصادی ترین نحوه ممکن استفاده شود. بنابراین بلندترین ساختمانها در مرکز شهرساخته می شود. ارنست برگس این منطقه را بخش مرکزی تجارت می نامد. حلقه یا ناحیه دوم، منطقه عبور (گذار) نامیده می شود. وجوه تمایز این منطقه، بناهای کهنه اختصاص یافته به تجارت وتولیدات سبک، نظیرعمده فروشی، انبارها وفعالیتهای اداری منطقه اول است. اینجا منطقه ای است که پایین ترین کیفیت مسکونی را دارد و اغلب گروههای مهاجر و کم درآمد را درخود جای می دهد.

منطقه سوم، منطقه مسکونی کارگران و منطقه کارخانجات نامیده می شود. در این منطقه کارگران کارخانجات در مجاورت محل کارخود سکونت یافته اند. مشخصه عمده این منطقه وجود آپارتمانهای بلند برافراشته با اجاره بهای نازل و سهولت دسترسی به محل کاراست.

بعد از این منطقه، منطقه مسکونی طبقات مرفه با ساختمانهای مجزا و تفکیک یافته (۳) حلقه چهارم را به خود اختصاص داده است و سرانجام حلقه یا منطقه پنجم (۴) منطقه حومه شهری و محل سکونت افرادی است که برای انجام کارهای روزانه به مرکز شهر عزیمت و عصرها به محل مسکونی خویش مراجعت می کنند.

مشخصه اصلی نظریه دوایر متحد المرکز عبارت از این است که در جریان توسعه شهر، هرمنطقه ، سیطره خود را با اشغال منطقه یا حلقه بعدی گسترش می دهد، از طرف دیگر، اگر کاهش در جمعیت صورت گیرد، نواحی برونی بی تغییرمی ماند در حالیکه منطقه تحول به طرف هسته اصلی عقب نشینی می کند؛ در نتیجه محلات فقیر تجاری یا مسکونی ایجاد می شود.

انتقاداتی که براین مدل وارد شده، عبارتنداز:

۱٫  هر چند شهرها از مرکز شروع به رشد می کنند، ولی توسعه و رشد، هیچ وقت در تمام جهات یکسان نبوده است. این  امر موجب رشد بخشهایی در یک منطقه خاص می شود که در زمانهای متفاوت زیرساخت رفته است.

۲٫ در نظر برگس همواره گسترش حومه های مسکونی (منطقه پنجم) زمینهای کشاورزی را در برمی گیرد. در حالیکه زمین کشاورزی ممکن است هم به سکونت و هم به استقرار صنایع و غیره اختصاص داده شود.

۳٫ برگس شهر را با یک مرکزیت واحد در نظردارد، در حالیکه در واقع ممکن است بیش از یک مرکز عملکردی در شهر وجود داشته باشد.

۴٫ فرم توسعه متحدالمرکز در جاهایی که ملاحظات توپوگرافیک و شبکه های حمل و نقل منظور شوند وجود ندارد. در حالت دومی کاربرد زمین و جمعیت به مثابه عوامل فشار عمل می کنند و با جهت دادن توسعه در مسیرراههای ارتباطی شکل دایره ای را بصورت ستاره ای به هم می زنند. به هر صورت تا زمانی که این نظریه به مثابه اصول زیربنایی و نه نمایانگر ساخت دقیق فضایی شهر منظور شود، انتقادات فوق از اعتبارات کلی آن نمی کاهد.

نظریه قطاعی

تعدیل و تغییر در جهات مختلف این نظریه است. شهرها برای همیشه نمی‌توانند حالت متحدالمرکزی مناطق را حفظ کنند. در این نظریه اجازه خانه به عنوان راهنما مطالعه شهر را عملی می‌سازد. ساخت واحدهای گرانقیمت از کانون اصلی در طول شبکه‌های رفت و آمد، ساخت واحدهای مسکونی دیگر و ارزان‌تر به سوی فضاهای باز و جابجایی ساختمانهای اداری و تجاری، توسعه واحدهای مسکونی گرانقیمت را در جهت عمومی عملی سازد. آپارتمانهای لوکس در مجاورت بخشهای تجاری و مسکونی قدیمی بوجود آمده و واحدهای گرانقیمت شهر بطور اتفاقی و نامنظم جابجا نمی‌شوند. راههای شعاعی از مرکز شهر به اطراف کشیده می‌شود و عامل دسترسی به این راهها و قیمت زمینها را در مناطق مختلف شهر تعیین می‌کند.

مدل حلقه‌ای

در این مدل به جای آنکه خطوط اصلی حمل و نقل به صورت خطی گسترش یابد به شکل دایره‌ای و به موازات مرکز شهر، حواشی ناحیه مرکزی و بافتهای اطراف آن را احاطه می‌کند. و دور تا دور بافت را گره‌های شهری بوجود می‌آورد و فعالیتها شکل حلقه‌ای یا زنجیره‌ای به خود می‌گیرند.

طرح مکمل مدل کهکشان

بر اساس نظریه ویکتورگروئن در بیشتر شهرهای بزرگ کاربرد دارد. شهر از مراکز متعددی تشکیل یافته و هر کدام واحدهای دیگری را بوجود می‌آورد و بوسیله شبکه‌های ارتباطی مشترک و مستقل و منطقه‌ای بافتها به همدیگر مرتبط می‌شوند. مجموعه این بافتها و شبکه‌ها یک شبکه کهکشانی را بوجود می‌آورد. خدمات مرکزی در وسط بافت و جایگاه صنایع در نواحی اطراف شهر و در خارج از بافت اصلی پیش‌بینی شده است.

استوانه

اُستوانه یک شکل هندسی فضایی است که از دو دایره در قاعده‌های بالا و پایین ساخته شده که با خطهای عمودی به هم پیوند خورده‌اند و حجمی را در فضا اشغال کرده‌اند. همچنین می‌توان گفت که استوانه یک شکل فضایی شبیه منشور است که قاعده‌های آن به جای چند ضلعی دو دایرهٔ همنهشت هستند.

خط

دو نقطه توصیف کننده خطی است که ما بین انها است. این نقاط می توانند یک خط محدود و معین را بوجود اورند اما با عبور خط از محدوده نقاط می توان یک پاره خط نامحدود حاصل کرد. به علاوه، بر خط میان دو نقطه می توان یک خط نیمساز آورد تا دو طرف نقاط قرینه شود. از آنجا که این محور یعنی خط نیمساز می تواند دارای طول نامحدود باشد، چه بسا اهمیت آن از خط یاد شده بیشتر باشد.

پلان و عنصر خط در معماری

در پلان، دو نقطه می تواند دال بر راه ورود نشان دهنده گذرگاهی از یک مکان دیگر باشد. اگر این دو نقطه بطور عمودی بسط داده شود، هم بیانگر سطح ورود و هم راه عمود بر آن می باشد.

تبدیل نقطه به خط

هرگاه یک نقطه کشیده شود، تبدیل به خط می شود. از نظر درکی یک خط دارای طول است اما هیچگونه عرضی و ارتفاعی ندارد. یک نقطه از نظر ویژگیها، ساکن است اما یک خط که مسیر حرکت یک نقطه را معلوم می کند، قابلیت شرح بصری راستا، حرکت و رشد را دارا است.

قابلیت های خط در معماری

خط دارای این قابلیت است که:

۱٫ پیوند دهد، متصل کند، احاطه کند یا دیگر عناصر رویت پذیر را تلاقی کند.

۱٫ لبه سطوح را توصیف کند و به سطوح شکل دهد.

۲٫مفصل بندی و پیوستگی سطوح را پدید آورد.

ادراک بصری خط در معماری

اگرچه یک خط تنها دارای یک بعد است ولی باید دارای حدی از ضخامت باشد تا مرئی گردد و آن هنگام خط محسوب می شود که در ازای آن بر عرض آن غالب باشد. خصوصیت خط، چه نازک و چه ضخیم، چه کمرنگ و چه پر رنگ، بواسطه درکی که ما از نسبت طول و عرض، شکل و مقدار کشیدگی آن داریم، آشکار می گردد.

خط و تکرار عناصر خاص

حتی تکرار عناصر تشابه اگر به اندازه کافی مستمر و ممتد باشد، می تواند به عنوان خط تلقی شود.

خط و راستای خط

راستای یک خط بر نقش آن بر ساختار بصری تاثیر می گذارد. یک خط عمودی می تواند بیانگر حالتی از موازنه در رابطه با نیروی ثقل باشد، وضعیت انسان را نمادینه کند و یا موقعیتی را در فضا نشان دهد، یک خط افقی می تواند نماینده تثبیت باشد، سطح زمین، افق یا یک پیکر خفته را نشان دهد.

خط مورب و اعوجاج

یک خط مورب یا کج، انحراف از خط افقی یا عمودی را نشان می دهد. این خط مورب را می توان یک خط عمودی در حال افت و یا یک خط افقی در حال خیز تصور کرد. در هر دو حالت، این خط پویا است و در حالت نامتوازن خود از نظر فعال است.

خط و ستون ها و برجها و گلدسته ها در معماری

عناصر خطی عمودی مانند ستونها و برجها و گلدسته ها نقش یادبود از وقایع مهم را در طول تاریخ ایفا کرده اند و هدف از آنها نشان دادن نقطه خاصی در فضا است.

خط و ماهیت خیالی آن

یک خط بیش از آنکه یک عنصر مرئی باشد، می تواند یک عنصر خیالی باشد. یک مثال آن در معماری، محور است که خطی است که حد فاصل دو نقطه را پر و عناصر طرفین آن را بصورت قرینه سامان و ترتیب می دهد.

فرم های خطی در ساختمان

ساختمانها نیز در فرم می توانند خطی باشند بخصوص هنگامیکه فضاهای تکراری قرار است در طول مسیر گردش یا سیرکولاسیون سامان بخشی شوند. فرمهای ساختمان های خطی قابلیت محور کردن فضاهای بیرونی و همچنین انطباق دادن شرایط محیطی سایت را دارا هستند.

خط و ماهیت مفصل بندی

در مقایس کوچکتر، خط، لبه و حجم سطحها، مفصل بندی می کند. این خطوط می توانند توسط مفصل های داخلی یا مابین مصالح ساختمانی مانند چارچوب های در و پنجره، گشودگی درها و تیرها و ستونها بیان شوند.

دو خط موازی

دو خط موازی دارای این قابلیت هستند که سطح را بگونه ای توصیف کنند که قابل ذرک برای بین معمارانه شوند. یک غشاء فضایی نورگذر را می توان بصورتی در میان آنها کشید که روابط قابل درک بصری را حاصل آورند. هرچه فاصله خطوط کمتر باشد، حس قوی تری از ایجاد سطح را تحویل و نشان می دهد.

یک سری خط های موازی

یک سری خطوط موازی به واسطه تکراری بودن خود، سطحط را توصیف می کنند که برای ادراک ما قابل قبول تر باشد. به محض بسط دادن خطوط در طول سطح، سطح متاثر از آنان واقعیت می یابد و فواصل تهی مانده بین خطوط حالت سطح واقعی می گیرند.

ستون و خط های در معماری

ستون یک تکه خاص و مستحکم از دیوار است که عمودا از همان فونداسیون تا بالا کشیده می شود. ردیفی از ستونها در واقع همان دیوار هستند که در برخی جاها باز و ناپیوسته اند.

ستون

سُتون نوعی سازه است به شکل عمودی که برای انتقال بار ساختارهای فوقانی به ساختارهای زیرین ایجاد می‌شود. ساختارهای مهندسی با هدف مشابه عبارتند از تاق و فرسب. البته ستون ممکن است وزن هیچ ساختاری را تحمل نکند و تنها جنبه تزیینی داشته باشد. در مهندسی سازه، ستون به عضوی گفته میشود که نیروی فشاری را تحمل کند. بنابراین در ستون ها، بحث کمانش مطرح و عاملی تعیین کننده است. رفتار کمانشی ستون با پارامتری بنام ضریب لاغری تعریف می شود. در معماری مصر باستان ایمهوتپ معمار ۲۶۰۰ سال پیش از میلاد از ستون‌های سنگی استفاده کرد که سطح کنده‌کاری شده آنها نمایش دهنده دسته‌های نی بود. بعضی از زیباترین نمونه‌های ستون دنیای باستان در ایران روزگار هخامنشیان و در تخت جمشید دیده می‌شود.

 

پلان و جزئیات ستون‌های تخت جمشید

New Picture (2)

سطح

هرگاه خطی در راستایی غیر از راستای ذاتی و اصلی خود گسترش داده شود، تبدیل به سطح می شود. یک سطح، از نظر ادراکی دارای درازا و پهنا می باشد اما دارای ارتفاع نیست.

شکل

شکل در ابتدا، معرف خصایص یک سطح است و با نمایه خطی که لبه سطح را تعریف و احراز می کند، تعیین می شود. از انجا که درک ما از شکل ممکن است دستخوش تغییر حالتهایی شود که پرسپکتیو را به وجود می آورد، ما فقط ان هنگام شکل را واقعی در می یابیم که آن را از نزدیک مشاهده کنیم.

خواص تکمیلی سطح

خواص تکمیلی سطح را می توان چنین مورد اشاره قرار داد:

رنگ، سطح، الگوی آن و بافت آن که هرکدام از اینها بر ثقل و تثبیت بصری آن اثر می گذارد.

ترکیب سطح

در ترکیب سطوح ساختمانی از سطح برای توصیف حدود حجم معماری استفاده می شود. اگر معماری به عنوان یک هنر دیداری درباره شکل گیری احجام سه بعدی توده و فضا در نظر گرفته شود، آنگاه سطح را باید به عنوان یک عنصر کلیدی در واژگان طراحی معماری بشمار آورد.

خواص تکمیلی سطح

این خواص بنا به ماهیت خواص تکمیلی مفهوم سطح در معماری نامیده می شوند که عبارتند از:

۱٫ اندازه

۲٫ شکل

۳٫ رنگ

۴٫ بافت

بافت

بافت نمود و ظاهر یک سطح است از جنبه کیفیت قابل لمس آن. به سخن دیگر، بافت تنها عنصر بصری است که از طریق دیدن، احساس لمس کردن را در بیننده بر می انگیزد. در آ‏ثار هنری چهار نوع بافت قابل تشخیص اند:

۱٫ واقعی،

۲٫ ساختگی،

۳٫ انتزاعی،

۴٫ ابداعی.

بافت واقعی، کیفیتی است در رویه شیء که از طریق حس لامسه تجربه می شود. این نوع بافت، عمدتا ً به حوزه مجسمه سازی تعلق دارد، ولی هنرمندانی چون ونگوگ آن را در نقاشی نیز به کار بردند. بعدا ً پیکاسو و براک با ابداع اسلوب تکه چسبانی -در واقع با چسباندن شیء بافت دار بر روی سطح نقاشی – بهره گیری هنری از بافت واقعی را متداول کردند.

هر رویه ای، به لحاظ روشنی – تیرگی و انعکاس های نور، دارای ویژگی هایی است. هر گاه این ویژگی ها توسط نقاش عینا ً تقلید شوند، بافت ساختگی حاصل می آید.  نقاشان فلاندری و هلندی سده هفدهم در بازنمایی دقیق بافت و جنس موادی چون پارچه، شیشه، چوب، فلز و غیره استاد بودند.

بافت انتزاعی فقط اشاره ای به بافت واقعی و اصلی دارد. به سخن دیگر، هنرمند بنا بر ضرورت صوری و بیانی خاص، بافت اصلی را ساده تر و انتزاعی تر می نمایاند. این نوع بافت، معمولا ً در آثار انتزاعی به کار برده می شود و عاملی موثر در ترکیب بندی است. پیکاسو در بسیاری از نقاشی های خود از چنین بافت هایی استفاده کرده است.

تفاوت بافت ابداعی با بافت انتزاعی در این است که با آنکه اساسا ً از چیزی بر گرفته شده، سابقه ای برای آن نمی توان یافت. چنین به نظر می آید که هنرمند بافت خاصی را برای مقاصد خود آفریده است. سوررئالیست ها از این نوع بافت برای ایجاد جلوه های شگفت انگیز و تکان دهنده بهره می گرفتند.

انواع سطح

سطح بالا سری

سطح بالاسری می تواند سطح بام باشد که فضاهای داخلی ساختمان را از عناصر اقلیمی و آب و هوایی پوشش می دهد. یا می تواند سطح سقف باشد که سطح محصورکننده یک اطاق است.

سطح دیوار

سطح دیوار به علت راستای عمودی خود، نقش فعالی را در زمینه دیداری ما بعهده دارد و در شکل دادن و احاطه فضای معماری حیاتی است. دیوار یکی از کهن ترین عناصر معماری است.به عبارت دیگر بشر زمانی معماری را خلق کرد که توانست نخستین بار دیوار را خلق کند. حال این آفرینش با کندن صخره ها و کوه ها همچون کندوان تبریز یا کاپادوکیه در ترکیه بوده و یا با چیدن چینه های خشتی در گنج دره در هزاره هشتم پیش از میلاد و یا چیدن تکه های عظیم الجثه سنگ در استون هنج انگلستان بوده، بشر توانست با خلق دیوار یا کاملتر بگویم، مفهومی به نام چهار دیواری، معماری را خلق کند.

 

نقش تاریخی دیوار در معماری

اکنون ببینیم که نقش تاریخی دیوار در معماری چگونه بوده و ضرورتهای تاریخی و پیشرفتهای تاریخی،چه نقشهایی نوینی بر عهده آن نهاده است و نیز نظریات جدید و نظریه پردازان جدیدتری که معماری را سراپا دگرگون می خواهند و البته می خواهند با حذف تمام عناصری که یاد از آنها شد، فضایی جدید را خلق نمایند!!! نقشهای تاریخی دیوار عبارتند از:

۱٫حفاظ و حصار و دفاع در مقابل هجوم دشمنان که البته با اختراع سلاحهای آتشین به ویژه توپ، دیوار این کارکرد خود را تا حد زیادی از دست داد و امروزه این کارکرد تنها برای جلوگیری از ورود بیگانگان به بنا به کار می رود.

۲٫ محدود کننده مالکیت.

۳٫پوشش بیرون ساختمان(نما).

۴٫ نگهدارنده وزن سقف و نقش سازه ای که البته این نقش نیز با پیشرفتهای تکنولوژی ساختمان و ابداع اسکلت فولادی و بتن آرمه در سده ۱۹ میلادی، تا حد زیادی کم رنگ شد. هرچند گاهی اوقات امروزه نیز از دیوارهای باربر آجری یا سنگی یا دیوار از جنس بتن مسلح به این منظور استفاده می شود.

۵٫  تقسیم و ایجاد فضا و نقش زیبایی شناختی آن که در این مورد باید گفت، یکی از مهم ترین کارکردهای دیوار تیز همین مقوله است، چراکه در بیشتر موارد تعیین کردن محدوده فضا بر عهده دیوار است.

۶٫عایق در برابر حرارت و برودت و رطوبت که در این مورد باید گفت نیاکان هنرمند و خردمند ما با ایجاد دیوارهایی که در تابش سوزنده تابستان گرم ایران زمین، فضایی خنک و دلنشین و در زمستان سرد آن به ویژه در مناطق کویری و نیز آذربایجان و نواحی غربی و شرقی و شمال شرقی ایران زمین (همچون افغانستان و تاجیکستان کنونی)، دمایی معتدل و آرامش بخش را برای ساکنان خانه ها و کاخها و مساجد و بازارهای ایران آن روزگاران به ارمغان می آوردند، سرآمد همتایان خود در جهان در استفاده از این ویژگی دیوار بودند.

سطح کف

سطح کف هم می تواند سطح زمین باشد که ایفاگر نقش فونداسیون فیزیکی است که از نظر دیداری در شکل ساختمانها و معماری وجود دارد و یا سطح کف است مانند سطح کف اطاقی که ما بر روی آن راه می رویم.

سطح زمین

در نهایت سطح زمین، نگهدارنده کل ساختمان معماری است. همراه با سماله آب و هوا و دیگر شرایط محیطی سایت، پلان و خصوصیات توپوگرافی سطح زمین بر فرم ساختمانی که از آن سر می افرازد، موثر است. ساختمان هم می تواند طوری ساخته شود که هم سطح زمین باشد یا بر روی زمین یا زیر آن ساخته شود.

صفه و سطح زمین

سطح زمین را می توان مرتفع کرد تا مکانی مقدس و درخور اهمیت بر آن قرار گیرد. می توان آن را به صورتی در آورد که بیانگر فضاهای بیرونی باشد، زمین را می توان حفر یا تراس بندی کرد تا سکوئی مناسب برای ساخت بر روی آن فراهم آورد یا می توان آن را پله بندی کرد تا در ارتفاع تغییراتی حاصل اورد و به آسانی قابل تردد گردد.

سطح داخلی دیوار

سطوح داخلی دیوارها قسمتی از فضا را ایزوله می کنند تا محیط داخلی کنترل شده ای را حاصل اورند. ساخت آنها هم آرامش داخلی و هم حفاظت در برابر عناصر اقلیمی را برای فضاهای داخلی یک ساختمان بوجود می آورد. گشودگی های مابین دیوارها پل ارتباطی را با محیط بیرون برقرار می کند. دیوار بیرونی، شکل فضای داخلی را قالب بندی می کند. شکل دهنده فضای بیرونی بشمار می رود و بواسطه آنها، فرم، حالت حجمی و تصویر یک ستختمان در فضا را توصیف می کند.

سطح بیرونی دیوار

سطح بیرونی یک دیوار عنصری در طراحی است که می تواند همچون نمای شهر یا نمای معماری را مفصل بندی کند. در ساختار شهری، این نماها به عنوان دیوارهایی مانند حیاط، خیابان و محل تجمع عمومی مانند میدان و بازار عمل می کند.

دیوار عمودی و حائل و سطح در معماری

یکی از روشهای قابل استفاده از سطح دیوارهای عمودی همانند عنصری سات که سیستم دیوارهای حایل بکار می رود. هنگامی که این دیوارها بصورت موازی چیده می شوند تا بعنوان حائل بام مورد استفاده قرار گیرند، دیوارهای حائل معرف شکافهای خطی در فضا می شوند که کیفیت های نیرومند راستایی را تعریف می کنند. این فضاها را می توان تنها با ایجاد گشودگی در دیوارهای حائل به هم مرتبط کرد تا ایجاد مناطق متقاطع فضا را فراهم کند.

کف یک سطح در معماری

هنگامی که بر روی یک کف راه می رویم و دارای تماس فیزیکی با دیوار هستیم، معمولا سطح سقف دور از دسترس ما خواهد بود و می توان گفت که همیشه یک واقعه دیداری در فضا است. این سقف می تواند سطح زیرین یک بام یا کف دیگر باشد و بیانگر فرم ساختمان از نظر حائل بودن و نگهداری سقف بر روی دیوارها باشد و یا حتی می تواند بعنوان سطح معلق محصورکننده فوقانی یک اطاق یا هال انگاشته شود.

سقف یک سطح در معماری

به عنوان یک پوشش مجزا، سطح سقف می تواند طاق آسمان را نمادینه کند و یا می تواند بعنوان اولین عنصر پناه دهنده ای در نظر گرفته شود که قسمت های مختلف یک فضا را وحدت می دهد. سطح سقف می تواند جایگاهی برای گچکاری و نقاشی های سقفی و دیگر وسایل هنری باشد و همچنین می تواند پایین تر یا بالاتر قرار گیرد که مقیاس فضا را تغییر دهد.

سطح بام

سطح بام را می توان بگونه ای به طرف بیرون بسط داد که یک بام معلق یا یک تراس را بوجود اورد و درها و گشودگی های پنجره را از آفتاب و باران محافظت کند و یا می تواند بصورت شیب دار تا نزدیکی سطح زمین ادامه یابد. در اقلیم های گرم، سطح بام می تواند مرتفع ساخته شود تا عبور جریان های خنک هوا را از میان فضاهای داخلی ساختمان فراهم کند.

سطح و گشودگی های ساختمان

فرم یک ساختمان را می توان از نظر سطوح مجزا بگونه ای تعبیه کرد که گشودگی های ان در محل برخورد لبه سطوح عمودی و افقی ساختمان قرار گیرد. این سطوح را می توان بعدا مجزا کرد و با تغییر در رنگ، بافت و مصالح، آنها را نمایان تر کرد.

حجم

یک سطح اگر در جهت ناموافق با راستای طبیعی خود گسترش یابد، تبدیل به حجم می شود. از نظر ادراکی یک حجم دارای سه بعد است:

۱٫ طول

۲٫ عرض و

۳٫ ارتفاع.

تحلیل حجم

همه احجام را می توان بگونه ای تجزیه و تحلیل کرد که مشتمل بر اینها می شود:

۱٫ نقاطی که چند سطح با هم برخورد می کنند.

۲٫ خطوط یا لبه هایی که دو سطح با هم تلاقی دارند.

۳٫ سطوح و یالهایی که حد و حدود یک حجم را تعریف می کنند.

رابطه فرم و حجم

فرم معرف اولیه خصوصیات یک حجم است. فرم بر اساس شکل و روابط مابین سطوحی که حدود حجم را تعیین می کنند، حاصل می شود.

انواع حجم

بنابر تعریفی که از حجم در واژگان طراحی معماری شده است، یک حجم می تواند توپر باشد یعنی فضای داخلی با توده پر شده باشد، یا می تواند تهی باشد یعنی سطوحی اطراف فضا را محدود کرده باشد. پس دارای دو نوع حجم می شویم:

۱٫ حجم توخالی و

۲٫ حجم توپر.

حجم و فضای معماری

در معماری، یک حجم را می توان به گونه ای دید که یا تکه ای از فضا شامل سطح دیوار، کف، سقف یا بام باشد و یا کمیتی از فضا باشد که توده ساختمان آن را اشغال کرده باشد. درک این دوگانگی اهمیت دارد، بخصوص هنگامیکه قرار است پلانها، نماها و مقاطع به صورت ارتوگرافیک درک شود.

سطح و پلان و مقطع در معماری

پلان و مقطع در واقع فضایی هستند که بواسطه دیوار، کف و سقف یا سطوح بام تعریف شده باشند.

نما و سطح بیرونی ساختمان

سطحی است که حجم ساختمان از خلال آن رویت می شود.

اشغال فضا و حجم در معماری

فرمهای ساختمانی که به صورت اشیائی در محیط قرار می گیرند می توانند همچون احجامی که فضا را اشغال کرده اند، دیده شوند.

رابطه حجم و توده در فضای معماری

فرم های ساختمانی که به صورت ظرف هستند می توانند بصورت توده هایی که حجم فضا را تعریف می کنند، عمل کنند.

 

عناصر معماری

عناصر معماری ایران

هر بناى دورهٔ اسلامى چه بناى مذهبی، مانند مسجد و مدرسه و چه غیرمذهبی، مانند کاروانسرا و کاخ از فضاهاى گوناگون تشکیل مى‌شود و گاهى ممکن است فضاى تازه‌اى به‌صورت الحاقى به بناهاى دیگر اضافه شود؛ مثلاً مناره در مسجد که جزیى از بناست و به‌طور مجزا هم کاربرد دارد.

حیاط و صحن

میانسرا – حیاط و صحن – یکى از ویژگى‌هاى معمارى اسلامى است. مساجد، مدارس و کاروانسراها عمدتاً داراى صحن یا حیاط مرکزى هستند. میانسرا بنا را از سروصدا و فعالیت زندگى روزمره و عادى جدا مى‌کرد و هم نیاز مسلمانان به وضوخانه و محل تطهیر در مساجد و مدارس و نیاز مسافران را به استراحت، بارگیرى و باربندى در حیاط کاروانسرا تأمین مى‌کرد. میانسرا معمولاً به شکل مربع یا مستطیل بود. راه دسترسى به شبستان و راه‌پله‌ها، اتاق‌ها و … از میانسرا مى‌گذشت و داراى دو یا چهار ایوان بود.

 

ایوان

از دوره اشکانى ایوان مورد استفاه قرار گرفته است و معمولاً از یک طاق آهنگ تشکیل مى‌شوند از سه طرف بسته و به طرف میانسرا باز مى‌شود. ایوان‌ها از اجزاى مهم معمارى بنا هستند. و موجب شکوه بنا مى‌شوند و امکان ایجاد تزئین در بنا را فراهم مى‌سازند. ایوان‌ها، فضاهاى ورودى و خروجى هستند و از تابش آفتاب جلوگیرى مى‌کنند.

رواق

رواق فضاهاى سرپوشیدهٔ ستوندار است و یا از چشمه طاق‌هایى تشکیل یافته که در طرفین سحن یا میانسراى مسجد یا اماکن مذهبى ساخته مى‌شود. دهانهٔ اینگونه فضاها رو به صحن است و در ورودى مسجد را به شبستان یا گنبدخانه متصل مى‌کند.

گنبد

گنبد از مهم‌ترین عناصر معمارى است که از قبل از اسلام بکار مى‌رفته است. گنبدهاى ایرانى داراى اشکال مختلفى است که برخى از آنها عبارتند از: گنبد مخروطى یا رُک، گنبد یک پوش، گنبد دوپوش و سه‌پوش، گنبد پیوسته و گسسته. معماران ایرانى روى بناهاى گوناگونى مثل مساجد، مدارس و مقبره‌ها، گنبدهاى زیبایى ساخته‌اند. در دورهٔ اسلامی، گنبدها اغلب با کاشى‌کارى معرق تزئین یافته‌اند، مانند مسجد شیخ لطف‌الله در اصفهان.

شبستان‌هاى ستون‌دار

این شبستان‌ها در طرفین گنبدها به ‌گونه‌اى ساخته شده‌اند که مى‌توان با افزودن یا برداشتن دهانه‌هایی، آنها را توسعه داد یا کوچک کرد.

حجره

حجره یا اتاق در اطراف حیاط مرکزى یا میانسرا بصورت مربع، مستطیل یا چند ضلعى ساخته مى‌شد. در مدارس این حجره‌ها براى استفادهٔ طلاب و در کاروانسراها براى استراحت مسافران و گاه چله‌نشینى و غرلت‌گزینى درویشان بنا مى‌شد.

مناره

مناره یا منار، بنایى کشیده و بلند است که در کنار بناهاى مذهبى مثل مدارس و مساجد و مقبره‌ها ساخته مى‌شدند. قبل از اسلام مناره‌ها براى راهنماى بکار مى‌رفتند و یا معرف آتشکده و آتشگاه‌ها بودند و به آن میل مى‌گفتند. در دورهٔ اسلامی، احداث این بناها گسترش یافت.

در ایران منارهٔ مسجد جامع سمنان و دامغان از قدیمى‌ترین مناره‌هاست. از دورهٔ سلجوقى به بعد بود که مناره‌ها به صورت زوج به سردر ورودى یا بر ایوان اصلى احداث شدند. مناره شامل پایه، ساقه و کلاهک یا تاج و بخش‌هاى پلکان و نورگیر مى‌باشد. مناره‌هاى اولیه ساده بودند اما بتدریج با تزئیناتى چون آجرکاری، کاشى‌کاری، مقرنس و کتیبه آراسته شدند.

بادگیر

با توجه به شرایط اقلیمى و جغرافیایى مناطق گوناگون ایران، معماران ایرانى شیوه‌هاى مختلف را در شهرهاى گوناگون توسعه بخشیدند. بادگیرها در مناطق کویرى بدلیل گرما رواج داشته است. هر بادگیر شامل برج‌هاى تهویه بر فراز ساختمان است. در بالاى هر برج یک رشته دهانه‌هاى عمودى وجود دارد که در مقابل بادهاى وزان قرار گرفته و براى گرفتن نسیم و هدایت آن به اتاق همکف یا زیرزمین، تعبیه شده است. در شهرهاى کویرى مانند کاشان، یزد و کرمان از بادگیر در بناهاى مختلف به نحو مطلوب استفاده شده است.

پله

راه‌پله‌هاى مارپیچ مناره‌ها و پله‌هایى که به فضاهاى داخلى و خارجى بنا یا به پاشیرهاى سراشیبى آب‌انبارها منتهى مى‌شوند، اهمیت ویژه‌اى در معمارى دارند. بعضى مواقع پله‌ها وسیلهٔ سبک کردن حجم‌هاى ساختمانى نیز هستند.

مدرسهٔ غیاثیهٔ خرگرد، هشت دستگاه پله دارد. مسجد کبود تبریز نیز پله‌هایى در شش قسمت دارد. در ساختن پله‌ها اغلب از آجر استفاده مى‌شود.

سردابه

در تعدادى از آرامگاه‌ها، محل تدفین در طبقه‌اى پایین‌تر از سطح زمین ساخته مى‌شد. احداث سردابه بیشتر در آرامگاه‌هاى شمال و آذربایجان مرسوم بوده است. در این بناها طبقه همکف محلى براى زیارت یا مراسم مذهبى بوده است.

عناصر معماری - یزد www.arturarch.com

 

گروه مهندسین ایران معماری با مدیریت آرشیتکت آرتورامید آذری

در این بخش تحت عنوان مقالات در معماری بر آن شده ایم تا مجموعه ایی از مقالات ،گفتارها و نظریات موجود در جامعه معماری ایران و جهان را ارائه دهیم، تا سرآغازی نوین در عرصه بحث مبانی و مفاهیم نظری معماری باشد.

 

شماره تماس برای کسب اطلاعات بیشتر: ۰۲۱۲۲۹۸۳۳۸۵

تعاریف معماریArchitecture Definition

معماری نقش جهان

معماری ( مهرازی ) هنر و فن طراحی و ساختن بناها، فضاهای شهری و دیگر فضاهای درونی و بیرونی برای پاسخ هم‌آهنگ به نیازهای کارکردی و زیباشناسانه معمارانه است.

باید معماری را از مهندسی سازه و ساخت و ساز جدا کرد. گرچه بسیاری از بناها (نظیر خانه‌ها و مکان‌های عمومی) کاملا در حیطهٔ علم معماری‌ست، برخی سازه‌ها و بناهای دیگر (مثل یادمان‌ها، پل‌ها، کارخانه‌ها و غیرو) وجود دارند که در مرزی بین معماری و مهندسی یا معماری و هنر قرار می‌گیرند.

تعریف معماری

بس‌گونه‌گی معماری

هر فرهنگ دارای معماری مختص به خود است. دورافتاده‌ترین قبایل نیز چادرها، کلبه‌ها، تزیینات و شیوهٔ مجتمع‌سازی مربوط به خود را دارند.

شکل نهایی معماری هر فرهنگ و تمدن نتیجهٔ عوامل اقلیمی (آب و هوا، پستی‌ها و بلندی‌ها و مصالح موجود)، پیشرفت‌های تکنیکی، وجود نیروی کار و نهادهای اجتماعی، عقاید مذهبی و نظریه‌های علمی است. با این حال برخی عوامل در بیش‌تر جوامع وجود دارند. عواملی که معمولا با نیازهای بدن انسان مرتبطند.

محافظت در برابر اتفاقات هواشناختی، مقیاس خاص عناصر معماری -در تناسب با بدن انسان-، منبع گرما، مکان مناسب برای دخیره غذا و پیش‌بینی نیازهای بهداشتی از عواملی‌ند که در فرهنگ‌های مختلف وجود دارند. ولی هر فرهنگ با توجه به اولویت‌هایش، رابطه‌اش با طبیعت و درکش از بدن انسان به این نیازها پاسخ می‌دهد.

معماری چیست ؟

معماری و هنر

معماری یک هنر اجتماعی‌ست. معماران گاه بناهایی را با ایده‌های شخصی طراحی می‌کنند و حتی می‌سازند، ولی بیشتر ساختمان‌ها با توجه به نیازهای اجتماعی طراحی می‌شوند. معمولا از معماران انتظار می‌رود که یک ساختمان مشخص را در یک مکان مشخص طراحی کنند. در روند ساخت یک ساختمان افراد زیادی درگیر می‌شوند؛ به مقدار زیادی سرمایه و منابع و به تخصص‌های دیگری به جز معمار نیاز است. هم‌چنین قوانین و آیین‌نامه‌های ساختمانی تصمیم‌گیری‌های معمار را محدود می‌کنند.

در طراحی یک ساختمان معمار تصمیم‌گیرندهٔ نهایی‌ست؛ ولی خواست جامعه، قوانین و درخواست‌های کارفرما بر تصمیم‌های او اثر می‌گذارند. اتفاقی مشابه نیز در مورد ظاهر و نمای ساختمان‌ها می‌افتد. حتی امروزه که از تجربه‌های جدید و ناآشنای ظاهری استقبال می‌شود، در بسیاری از شهرها به ویژه شهرهای تاریخی مقرراتی وجود دارد تا ساختمان‌های جدید در قالب شهری جا بیافتند و از یک زبان مشترک ظاهری پیروی کنند.

گرچه محدودیت‌هایی که توسط عوامل بیرونی بر تصمیم‌گیری معمار اثر می‌گذارد در میان بیشتر معماران یک واقعیت پذیرفته شده‌است، ولی در تاریخ معمارهای مهم و معروفی نیز وجود داشته‌اند که بر روی کاغذ و بدون توجه به نیازهای جامعه یا حتی قوانین فیزیک کار کرده‌اند؛ مانند جیوانی باتیستا پیرانسی و آنتونیو سنت-الیا. این نوع معماران گاه به تمسخر معمار کاغذی نامیده می‌شوند.

با این همه نباید خواست اجتماع را به دیدهٔ یک مانع در برابر اهداف هنرمندانهٔ معمار نگریست. بیش‌تر معمارها به این درخواست‌ها به عنوان شرایط طبیعی یک مسیر هنری نگاه می‌کنند.

معماری و مهندسی www.arturarch.com

معماری و مهندسی

همان‌گونه که معماری رابطه‌ای مشخص با هنرهای زیبا دارد، رابطهٔ مشخصی هم با مهندسی دارد. معمار می‌تواند نقش یک مهندس را بازی کند اما نباید فراموش شود که هر یک از این دو حرفه تعریف مشخصی دارند. بیش‌تر ساختمان‌های تاریخی که مورد تحسین واقع شده‌اند به دست اشخاصی ساخته‌شده‌اند که هم معمار و هم مهندس بوده‌اند. هر بنا نیاز به پیش‌بینی‌های تکینیکی دارد که کار مهندس است. در حالی‌که معمار علاوه بر دیدن این نیازها، باید فراتر رود و معنا، حس یا ایده‌ای را منتقل کند. برای مثال یک بنای مذهبی مثل کلیسا باید بیان کنندهٔ یک نظم کیهانی، منتقل‌کنندهٔ احساس ایثار و حتی آموزش‌دهندهٔ ایمان و فلسفهٔ مذهبی از لابلای ریختها و تزیینات باشد. یک ساختمان حکومتی هم باید دارای شخصیت خاص باشد و بازدیدکنندگان (یا شهروندان) را به یک رفتار مورد انتظار وادارد. خانه ها نه تنها عمل‌کردی و ایمن بلکه باید دارای شخصیتی گرم و خانگی باشند. این اهداف و سیاست‌ها توسط فرهنگ یا حتی خود شخص سازنده تعریف می‌شوند و در حوزهٔ کاری معمار (و نه مهندس) قرار دارند.

برخی معماران بارها عنوان کرده‌اند که یک بنای کارکردی و ایستا ذاتا زیبا و مطلوب است و معماری باید تنها به عنوان شاخه‌ای از مهندسی شناخته شود. با این همه این دیدگاه منتقدان بسیاری دارد و بناهای کمی واقعا با در نظر داشتن این تئوری طراحی و ساخته می‌شوند.

معماری و هنر architecture - art

ویترویوس: ایستایی، کارایی، زیبایی

ویترویوس کتاب “درباب معماری” به امپراتور آگوستوس تقدیم می‌کند.

حدود ۲۰ سال قبل از میلاد، ویترویوس معمار رومی چیزی را که امروز نخستین کتاب باقی‌مانده در باب معماری شناخته می‌شود را نوشت. این کتاب به عنوان تنها نوشته دربارهٔ معماری یونان و روم باستان از اعتبار والایی در میان معماران بهره‌مند بوده و برای قرن‌ها ماخذ اصلی بیش‌تر نظریه‌های معماری به شمار می‌رفته‌است.

در این کتاب ویتروویوس کیفیت‌های لازم معماری را در سه ردهٔ اصلی ایستایی (به لاتین: firmitas)، کارایی (به لاتین: utilitas) و زیبایی (به لاتین: venustas) تقسیم‌بندی کرد. این رده‌بندی برای قرن‌های زیادی بین معماران کاملا پذیرفته شده بود. هر کدام از این عبارت‌ها به اشکال گوناگون ترجمه و تفسیر شده‌اند؛ معنای آنها در طول زمان تغییر کرده و اهمیت آنها به چالش کشیده شده‌است تا جایی که برخی پیش‌نهاد کرده‌اند یکی از این سه کیفیت می‌تواند نتیجهٔ طبیعی دوتای دیگر باشد. با این همه این سه کیفیت برای قرن‌ها اصول معماری و به ویژه معماری غربی را تبیین کرده‌اند و هنوز از آنها به عنوان چارچوبی برای بررسی خوب یا بد بودن معماری استفاده می‌شود.

ایستایی

ایستایی روشن‌ترین مشخصه از بین سه عبارت ویتروویوس است.

هر بنا بایستی ایستا باشد: وزن خود، بارهای زنده، نیروهای زلزله و باد و دیگر نیروها -که قابلیت تخریب ساختمان را دارند- را مهار کند. انتظار می‌رود یک بنای خوب ایستایی لازم و کافی را با به کار بردن مصالح و شیوهٔ ساخت مناسب و بدون هدر دادن بی‌مورد منابع تامین کند.

در نظر ویتروویوس، ایستایی شامل معنای پایداری (به لاتین: Peranitas) نیز بوده‌است. بناها باید قابلیت عمر طولانی (چندین قرن در برخی موارد) را داشته باشند. این معنا امروز تغییر یافته‌است. به عنوان مثال بناهای موقتی و قابل جابجایی در بسیاری از موارد معماری خوب به شمار می‌رود. از سوی دیگر به نظر می‌رسد برای سازه‌های موقتی و قابل جابجایی بایستی معیارهای پایداری دیگری جدیدی در نظر گرفت. حتا یک بنای موقتی که تنها یک‌بار مورد استفاده قرار می‌گیرد و سپس تخریب می‌شود باید قابل بازیافت باشد و ازین لحاظ با اصول و محدودیت‌هایی در طراحی مواجه‌است.

ایستایی یک بنا به مصالح و شیوهٔ ساخت آن بستگی دارد. تفاوتی بنیادین را در ساخت جرزهای باربر به وسیلهٔ روی هم قرار دادن بلوک‌ها (سنگی، خاکی یا مصالح دیگر) و استفاده از قاب‌ها یا اسکلت‌هایی که با عناصر غیر باربر پوشیده می‌شود می‌توان مشاهده کرد. در تاریخ معماری غرب معمولا روش اول روش غالب ساخت بوده‌است. در معماری ژاپنی، معماری چینی و معماری عشایری روش دوم بیش‌تر مشاهده می‌شود.

در ایران، تا پیش از حملهٔ اسکندر و در شیوهٔ معماری پارسی با الهام از معماری تمدن اورارتو شیوهٔ دوم رواج بیش‌تری داشته‌است که این را می‌توان در تخت جمشید ناظر بود. از شیوهٔ معماری پارتی به بعد، در دوران ساسانیان با الهام از معماری عیلام و در معماری دوران اسلامی، روش اول تبدیل به روش رایج ساخت‌وساز شد.

در یک رده‌بندی دقیق‌تر می‌تواند مصالح ساختمانی را دستکم در پنج رده تقسیم کرد. هم‌چنین می‌توان چهار روش بنیادین در ساخت را نام برد.

مصالح

سیمان

انواع سیمان وکاربرد آنها

۱ – سیمان پرتلند نوع ۱ ( سیمان پرتلند معمولى ) – ( P.C-type I ) در مواردى به کار مى رود که هیچ گونه خواص ویژه مانند سایر انواع سیمان مورد نظر نیست.

۲- سیمان پرتلند نوع ۲ – ( P.C-type II ) براى استفاده عمومى و نیز استفاده ویژه در مواردى که گرماى هیدراتاسیون متوسط مورد نظراست.

۳- سیمان پرتلند نوع ۳ – ( P.C-type III ) براى استفاده در مواقعى که مقاومت هاى بالا در کوتاه مدت مورد نظر است.

۴ – سیمان پرتلند نوع ۵ – (P.C-type V) در مواقعى که مقاومت زیاد در مقابل سولفات ها مورد نظر باشد استفاده مى شود.

۵- سیمان سفید – ( White Cement ) براى استفاده در سطح ساختمان ها و مواقعى که استفاده از سیمان هاى بدون رنگ با مقاومت هاى بالا مورد نیاز باشد از این سیمان در تولید انوع سیمان هاى رنگى استفاده مى شود.

۶- سیمان سرباره اى ضد سولفات – ( SR.slag Cement ) در مواقعى که مقاومت متوسط در مقابل سولفات ها و یا حرارت هیدراتاسیون متوسط مورد نظر است استفاده مى گردد.

۷ – سیمان پرتلند – پوزولانى – ( P.P. Cement )در ساختمان هاى بتنى معمولى و بیشتر در مواردى که مقاومت متوسط در مقابل سولفات ها و حرارت هیدراتاسیون متوسط مورد نظر باشد استفاده مى شود.

۸ – سیمان پرتلند – آهکى – ( P.K.Z. Cement ) این نوع سیمان در تهیه ملات و بتن در کلیه مواردى که سیمان پرتلند نوع ۱ بکار مى رود قابل استفاده است . دوام بتن را در برابر یخ زدن ، آب شدن و املاح یخ زا و عوامل شیمیایى بهبود مى دهد.

۹ – سیمان بنائى – ( Masonry Cement ) براى استفاده در مواقعى که ملات بنائى با مقاومت هاى کمتر از سیمان پرتلند نوع ۱ مورد نیاز است.

۱۰ – سیمان نسوز ۴۵۰ – ( Rf Cement 450 ) حاوى بیش از %۴۰ Al2O3 با اتصال هیدروکسیلى و فازهاى کلسیم آلومینات ، براى مصرف به عنوان ماده نسوز در صنایع حرارتى استفاده مى شود .

۱۱ – سیمان نسوز ۵۰۰ – ( Rf Cement 500 ) حاوى بیش از %۷۰ Al2O3 با اتصال هیدروکسیلى و فازهاى CA2 ، CA براى مصرف به عنوان ماده نسوز با درصد خلوص بالا در صنایع حرارتى و اتمسفرهاى CO.H2 به کار مى رود.

۱۲-  سیمان نسوز ۵۵۰ – ( Rf Cement 550 ) حاوى بیش از %۸۰ Al2O3 با اتصال هیدروکسیلى و آلومینات کلسیم به عنوان ترکیب اصلى، داراى نسوزندگى و خواص ترمومکانیکى بالا و کاربردهاى ویژه نسوز مانند اتمسفرهاى احیاى هیدروژن .

۱۳- سیمان هاى چاه نفت این سیمان ها براى درزگیرى چاه هاى نفت به کار مى روند . عمده این نوع سیمان ها دیرگیر بوده و در برابر دماها و فشارهاى بالا مقاوم مى باشند . این سیمان ممکن است در حفر چاه هاى آب و فاضلاب نیز به مصرف برسد .

۱۴ – سیمان هاى پرتلند ضد آب این سیمان به رنگ سفید ، خاکسترى تولید مى شود . این نوع سیمان ، انتقال مویینه آب را تحت فشار ناچیز یا بدون فشار ، کاهش مى دهد ولى جلوى انتقال بخار آب را نمى گیرد.

۱۵ – سیمان هاى با گیرش تنظیم شده سیمان با گیرش تنظیم شده به گونه اى کنترل و ساخته مى شود که مى تواند بتنى با زمان هاى گیرش از چند دقیقه تا یک ساعت تولید کند.

۱۶ – سیمان هاى رنگى این سیمان ها بیشتر جنبه تزئینى و آرایشى دارند و در نماسازى سیمانى و تولید بتن نمادار به مصرف مى رسند.

گچ

از مهمترین مصالح ساختمانی است. گچ از ابتدای کار که تعیین حدود زمین است تا انتهای کار که سفید کاری، نصب سنگ و حتی نقاشی است کاربرد دارد. سنگ گچ از گروه مصالح کلسیم دار و سنگی رسوبی است. در طبیعت به علت میل ترکیبی شدیدی که دارد بطور خالص یافت نمی‌شود بطوریکه بیشتر بصورت ترکیب با کربن یا اکسیدهای آهن یافت می‌شود. البته بیشتر سنگ گچ‌ها با آهک و خاک رس مخلوط است. انواع سنگ گچ یا به شکل سولفات کلسیم بدون آب است که به آن انیدریت می گویند و یا به شکل سولفات کلسیم آبدار است که به آن گچ خام گویند و بصورت‌های مختلفی وجود دارد: الف- سنگ گچ مرمری: مصرف گچ پزی نداشته و جز سنگ‌های زینتی است. به علت نرمی، کار کردن با آن و تراشیدن آن بسیار آسان است و نیز برای ساختن وسایل زینتی مانند قاب عکس استفاده می‌شود. در ایران این سنگ و صنعت آن بیشتر در خراسان است. ب- سنگ گچ مطبق: لایه لایه می‌باشد و یا سنگ گچ خوشه‌ای که مانند تارهای ابریشم بهم چسبیده‌اند. این نوع سنگ گچ نیز مصرف گچ‌پزی ندارد. ج- سنگ گچ معمولی: غیر بلوری بوده و فراوان‌ترین نوع سنگ گچ است. مصرف گچ‌پزی دارد و موضوع همین مطلب است. سنگ گچِ خالص بی‌رنگ است، اگر با کربن مخلوط باشد به رنگ خاکستری است و اگر با اکسید‌های آهن مخلوط باشد بسته به نوع اکسید به رنگ‌های زرد روشن، کبود، سرخ و یا بی‌رنگ است. مصارف در ساختمان سازی عبارتند از: تعیین حدود زمین و پیاده کردن نقشه، ملات سازی، گچ و خاک، سفید کاری، سنگ کاری (بطور موقت) و سیمان پزی.

روش‌ها

کارایی

کارایی یک بنا شامل عمل‌کرد (به انگلیسی: Function) و هم‌چنین نقش آن به عنوان پناه‌گاه‌است. عمل‌کرد یک ساختمان تاثیر عمیقی بر شکل‌گیری فضاهای مختلف و اندازه و ریخت آنان می‌گذارد. نقش پناهگاهی نیز گاه روی جهت‌گیری و شکل ساختمان اثر گذار است، ولی بیش‌ترین اثر آن را در پوستهٔ ساختمان – حد فاصل آن با فضای بیرون- می‌توان مشاهده کرد. نقش پناه‌گاهی یک ساختمان بر روی سیستم‌های مکانیکی درون ساختمان هم اثرگذاری ویژه‌ای دارد.

مفهوم عمل‌کرد بیش از آن‌که به نظر می‌رسد مورد مناقشهٔ منتقدان بوده‌است. بحث در مورد عمل‌کردگرایی (نظریه‌ای که بیان می‌دارد ریخت یک معماری می‌تواند تنها با توجه به عمل‌کردش ساخته شود) ایدهٔ محوری معماری قرن بیستم بود. در برخی موارد منتقدان پست مدرنیست معماری عمل‌کردگرا را با معماری مدرن یکی دانسته‌اند -و هر دو را رد کرده‌اند-. امروزه عمل‌کردگرایی معمولا یک تفکر ارتجاعی و متعلق به گذشته تلقی می‌شود و حتا گفته می‌شود نمی‌توان بنایی را یافت که تنها با توجه به عمل‌کردش شکل گرفته باشد. با این همه از کتاب‌های راهنمای عمل‌کردگرایی چون اطلاعات معماری نویفرت به وفور در تمرین‌ها و مدارس معماری استفاده می‌شود.

عمل‌کردگرایی در طراحی کارخانه‌ها و خانه‌سازی‌های انبوه اصالت خاصی یافت. در کارخانه‌ها، هدف چیدمان فضاها با توجه به روند تولید، کاهش جابجایی‌ها و در نهایت افزایش بهره‌وری موجب این اتفاق شد. در مورد خانه‌سازی مساله، ساخت خانه‌های انبوه، ارزان و باکیفیت بود. با برنامه‌دهی فضا با توجه به عمل‌کرد می‌شد بهینه‌ترین اندازهٔ لازم برای هر اتاق را به دست آورد و بنابرآن خانه‌هایی حداقلی ساخت. با ارزان‌تر شدن هزینهٔ و کاهش مدت زمان ساخت، امکان ساخت خانه‌های بیش‌تر فراهم می‌آمد. این مساله در میانهٔ دههٔ ۱۹۲۰ -که کمبود خانه یک مشکل حاد بود- مورد توجه معماران اروپا (به ویژه معماران آلمانی) قرار گرفت و باز پس از جنگ جهانی دوم به عنوان یک مساله مهم مطرح شد. در دهه‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ با افت نیاز به خانه‌سازی‌های انبوه، عمل‌کردگرایان به تدریج مورد انتقاد قرار گرفتند. عمدهٔ محورهای انتقاد از عمل‌کردگراها آثاز مخرب روان‌شناختی – و جامعه‌شناختی وقتی که بحث شهرسازی پیش می‌آید- و زیبایی شناسی ضعیف این نوع معماری است.

در یک نگاه تاریخی می‌شود گفت عمل‌کرد -با تعاریف مدرنیست‌ها- اثر کمی بر ریخت‌شناسی معماری داشته‌است. ساختمان‌ها را می‌توان با توجه به عمل‌کردشان به ساختمان‌های مذهبی، حکومتی، اقامتی، تولیدی، آموزشی، تفریحی و غیرو رده‌بندی کرد. ولی نمی‌توان به آسانی پذیرفت که شکل یک ساختمان بر اثر عمل‌کرد آن ساخته می‌شود. یک خانه با نیاز به خوابیدن، پخت و پز، ذخیرهٔ غذا و گاهی کارکردن تعریف می‌شود ولی مفهوم خانواده و روابط بین زن و مرد نیز بر ریخت آن تاثیر به سزایی دارد. امروزه این یک اصل پذیرفته شده‌است که در همهٔ فرهنگ‌ها فضای داخلی خانه در به شکل مردانه یا زنانه‌است و روابط بین این دو نوع فضا، یک عامل بنیادی در برنامه‌دهی معماری به شمار می‌رود.

زیبایی

برخی تعریف‌های معماری

– معماری بر سه قسم است. یکی ساخت بناها و دیگری ساخت ساعت‌ها و سوم ساخت ماشین‌آلات. بناها خود بر دو نوعند: بناهایی که برای استفاده همگان و استحکام بخشیدن به شهرها در مکان‌های عمومی ساخته می‌شوند و بناهایی برای استفادهٔ شخصی افراد. هر سه این‌ها باید با توجه به دوام ٰ راحتی استفاده و زیبایی ساخته شوند

– معماری چیست؟ فرم مجسم اصیل‌ترین اندیشه‌های انسانی! شوق او! انسانیت او! ایمان او! دین او! این چیزی‌ست که روزی معماری بود

– معماری ارادهٔ سالیان است که در زبان فضایی بیان می‌شود.

– وظیفهٔ معماری برقرار کردن ارتباط حسی‌است به وسیلهٔ مصالح خام.

– معماری بازی احجام است در زیر نور

معماری و ایستایی

معماری

پیوست ها

– والتر گروپیوس، ۱۹۱۹

– لوکوربوزیه، ۱۹۲۳

– لوکوربوزیه، ۱۹۲۳

-ویتروویوس، تقریبا ۲۰ سال قبل از میلاد

– میس وان‌در روهه، ۱۹۲۳

منابع

گزاره‌های این مقاله از منابع ذیل برداشته شده‌اند، مگر آن‌که در پانویس ذکر شده باشد.

  • Addis, Bill (2007) Building: 3000 Years of Design Engineering and Construction, London, Phaidon. 978-0-7148-4146-5
  • Ching, Francis D. K. , Mark M. Jarzombek & Vikramaditya Prakash (2007) A Global History of Architecture, New Jersey, Wiley. 0-471-26892-5
  • Conrads, Ulrich (ed) (1970) Programs and Manifestoes on 20th-century Architecture, Cambridge, MIT Press. 0-262-53030-9
  • Deplazes, Andrea (2006) Constructing Architecture: Materials, Processes, Structures, A Handbook, Basel, Birkhäuser. 978-3764371906
  • Forty, Adrian (2000) Words and Buildings: A Vocabulary of Modern Architecture, London, Thames & Hudson. 0-500-28470-9
  • Kostof, Spiro (1995) A History of Architecture: Settings and Rituals, New York, Oxford University Press. 0-19-508379-2
  • Kruft, Hanno-Walter (1994) A History of Architectural Theory from Vitruvius to the Present, New York, Princeton Architectural Press. 1-56898-010-8
  • Summers, David (2003) Real Spaces: World Art History and the Rise of Western Modernism, London, Phaidon. 0-7148-4244-3
  • حجت، عیسی (۱۳۸۸)، مشق معماری، انتشارات دانشگاه تهران
  • سیمون آنوین (چاپ فارسی۱۳۹۰)، بیست بنا که هر معماری باید بشناسد، نشر پشوتن، مترجم مسعود حبیبی، حسین محمدرسولی
  • زیگفرد گیدیون (چاپ فارسی ۱۳۵۵)، فضا، زمان و معماری: رشد یک سنت جدید، نشر علمی و فرهنگی، مترجم منوچهر مزینی
  • وین اتو(چاپ فارسی ۱۳۸۴)، معماری و اندیشه نقادانه، ناشر فرهنگستان هنر، مترجم امینه انجم شعاع

گروه مهندسین ایران معماری با مدیریت آرشیتکت آرتورامید آذری

در این بخش تحت عنوان مقالات در معماری بر آن شده ایم تا مجموعه ایی از مقالات ،گفتارها و نظریات موجود در جامعه معماری ایران و جهان را ارائه دهیم، تا سرآغازی نوین در عرصه بحث مبانی و مفاهیم نظری معماری باشد.


شماره تماس برای کسب اطلاعات بیشتر: ۰۲۱۲۲۹۸۳۳۸۵

معماری منظر و محوطه سازی

معماری منظر (محوطه‌سازی) تلفیقی از علوم مهندسی شهرسازی و مهندسی معماری است که به طراحی و فضاسازی در محیط باز می‌پردازد. معماری منظر می‌تواند مربوط به یک بنا، بوستان و غیره باشد.

معماری منظر همان طراحی شهری ولی در سطح پایین است. معماری منظر در مورد انسان و نحوهٔ آرامش آن بحث می‌کند؛ یعنی هرچه‌قدر معماری منظر ما بهتر باشد، منظر ما در همهٔ زمینه‌ها -چه در زمینهٔ فرهنگی و چه در زمینهٔ اجتماعی- پیشرفت خواهد کرد.

معماری منظر و محوطه سازی

 

در تعاریف کنونی معماری منظر به خصوص به عنوان هنر ایجاد ارتباط میان انسان و طبیعت بیش ازهر چیز به خلق و آماده‌سازی زمینه های درک زیبایی در محیط انسانی و به عبارت دیگر به بخش وسیعی از محیط طبیعی و باز توجه می شود. لذا این دانش و حرفه با هنرمندی زمینه ساز طراحی و پردازش زمین و به ویژه نمایش خوانا و پایدار جلوه های بصری در فضاهای باز است، بعلاوه نقش بسیار مهمی را نیز درمدیریت به تعادل رسانیدنمجموعه عوامل و عناصر طبیعی و مصنوع در جوامع زیستی ایفا می کند. مجموعه فعالیت هایی که در مقیاس های متفاوت و با هدف خلق مکان هایی لذت بخش، فضاهایی تماشائی و احساس برانگیز صورت می پذیرد.” (منبع:تقوائی،۱۳۸۳)

بوستان یا پارک به مکانی محفوظ می‌گویند که به صورت طبیعی یا نیمه طبیعی توسط دولت به وجود آمده‌است، و در کنار آن برای تفریح و لذت بردن انسان، یا برای حفاظت از حیات وحش یا زیستگاه طبیعی. بوستان‌ها ممکن است شامل سنگ، فواره، خاک، آب و قسمت‌های چمن باشد. بسیاری از پارک‌ها قانونا حفاظت شده و محفوظ اند.

بیابان‌ها پارک‌های دست نخورده و توسعه نیافته‌ای هستند که به طور عمده توسط حیوانات وحشی مورد استفاده قرار می‌گیرند. بیابان توسط قانون حفاظت شده‌اند تا گونه‌های وحشی زنده بمانند. بیابان‌ها تمرکز زیادی برای زنده ماندن جانوران دارند و برای بقاء جانوران تلاش می‌کنند که به طور مثال می‌توان به گوریل‌ها و شامپانزه‌ها اشاره کرد.

 

اولین پارک‌ها، پارک‌های گوزن بودند، که زمین آن‌ها در کنار مکان‌های شکار بود و توسط اشراف در زمان قرون وسطی ایجاد شده بود. آن‌ها دیوار بلند داشتند و هم چنین هجز در اطراف آن بود تا بتوانند در داخل آن بازی کنند و مردم بیرون پارک باشند.

این بازی‌ها به تکامل سرزمین پارک‌ها کمک می‌کردند و از آن پس در اطراف قصرها پارک‌های بزرگی ساخته شد. پس از آن خانه‌های اطراف شهر از قزن شانزدهم دارای پارک شد. پارک‌ها ممکن بود برای شکار ساخته شوند ولی هم چنین آن‌ها ثروت و وضعیت مالک آن را هم نشان می‌دادند. زیبایی پارک‌ها و چشم انداز آن‌ها در آغاز فقط برای خانه‌های با شکوه بود ولی چشم انداز پارک‌ها نشان گر هنر معماران نیز بود. وقتی که استقبال پارک‌ها زیاد شد، مکان‌های شکار خصوصی هنگامی که شلوغ شد، زمینه ایجاد پارک‌ها برای عموم به ارمغان آمد.

با انقلاب صنعتی پارک‌ها معنی جدیدی پیدا کردند و حفظ حس طبیعت در شهرستان‌ها و شهرها بودند. لوازم فعالیت‌های ورزشی به طور عمده در پارک‌های سطح شهر فراگیر شد. مناطق زیبایی برجسته طبیعی بودند، هم چنین در کنار مجموعه پارک‌های ملی، از آلودگی هوا جلوگیری می‌کرد.

اداره پاک‌های متعلق به دولت

پارک‌های ملی

یک پارک ملی معمولا برای ذخیره زمین است، و همیشه اعلام نشده که متعلق به یک دولت ملی خاص است، هم چنین محفوظ است از توسعه انسانی و آلودگی. هر چند که ممکن است برای دولت خاصی نباشد ولی در مکانی وجود دارد که صاحب آن یک دولت خاص است. پارک‌های ملی مناطق حفاظت شده‌ای از دسته انسان‌ها هستند.

 

طراحی به دانش ایجاد یک طرح یا نمایه از هر تصویر ذهنی یا واقعی گفته می‌شود.

در هنرهای تجسمی، طراحی یا به‌صورت یک اثر مستقل و یا به‌عنوان پیش‌طرحی برای اثر اصلی انجام می‌شود که در این صورت طرح مقدماتی[۱] نیز خوانده می‌شود. طراحی به دو حوزهٔ کلی تقسیم می‌شود. یکی حوزهٔ drawing (رسم) است که شامل برداشت‌های شخصی یا تجربه‌های آزاد طراح از موضوعات گوناگون با بیان مستقل و به روش‌های متنوع می‌باشد و دیگری حوزهٔ design (طراحی) است که شامل مراحل ترکیب عناصر بصری و فضا بر پایهٔ اصول طرح است و جنبهٔ کاربردی دارد، مانند رشته‌های طراحی صنعتی، طراحی معماری و طراحی لباس.[۲]

نقشی که فقط با خط رسم شود و سایه‌روشن یا لکه‌های رنگی نداشته باشد طرح خطی[۳] نامیده می‌شود. مهم‌ترین موضوع در طرح‌های خطی، خطوط پیرامونی اشیاء است.[۴]

طراحی فنی و مهندسی با خط‌کش، پرگار، گونیا و ابزارهایی مانند آنها انجام می‌شود.[۴]

 

 

معماری نوگرای ایرانی . برج آزادی

رابطه بین فرم و عملکرد و معنی ، بایدبر خاسته از کد های معنایی عامه مردم باشد تا محصول بدست آمده از قابلیت بالایی برخوردار شود و تاثیر متقابل ادراک و رفتار در فضا ایجاد شود تا بدین ترتیب از فهم شخصی یا نخبه گرایی به فهم عامه استفاده کنندگان بدل شود . ایده های مفهومی و ایده های فضایی ،ممکن هم محسوب می شوند عدم رسیدگی به انطباق ادراکی ذهنی مردم و این دو ضمانت ،مقبولیت عام را از بین می برد و فقط در نگاهی خوشبینانه پذیرش عده ای خاص را در پی خواهد داشت.

 

 

 

 

 

مفهوم در معماری به عنوان ایده اولیه ،همان چیزی که تمام مراحل بعدی طرح را هدایت می کند و درپایان نیز کاملا قابل رویت است ،به صورت گذشته مورد استفاده قرار نمی گیرد .مفهوم ،امروز دارای ابعاد پیچیده تری است و می توان در خود معماری و یا خارج از آن جستجو شود .معماری اثری است باز و هر چیزی می تواند آغاز ی برای آن بشمار رود : موج های اقیانوس،صفحات سیال ،کریستالهای مایع ، حرکت موجی پرندگان و مانند اینها .و پایانی هم نمی توان برایش متصور گردید .روند طراحی در هر لحظه می تواند منجمد شود و اثر حادث گردد.

از زمان ورود معماری غرب به ایران و یا به عبارتی از اوایل سلطنت ناصر الدین شاه قاجار ،تلاش تعدادی از معماران مطرح کشور ما بومی کردن و ایرانی نمودن این سوغات فرنگ بود .یکی از دورانهای شاخص تلفیق معماری غرب و ایران از آغاز دهه های سی و عمدتا در دهه ۴۰و ۵۰ شمسی در زمان سلطنت پهلوی دوم بوده است .در این زمان تعدادی از معماران برجسته همچون هوشنگ سیحون ،نادر اردلان ،کامران دیبا ،حسین امانت ،کوروش فرزامی ،علی سردار افخمی ،غلامرضا فرزانمهر ،ساختمانهای مهم و ارزشمندی را طراحی کردند که در آن به شیوه ای بدیع و ترکیبی زیبا ،تلفیق این دو معماری کاملا متفاوت صورت گرفت .

۱-  تئاتر شهر ، علی سردارافخمی.      ۲- سردردانشگاه تهران ، کوروش فرزامی.

۳- برج آزادی ، حسین امانت.

فرم آوانگارد در معماری را در این دوره هوشنگ سیحون -فارغ التحصیل دانشکده هنرهای زیبای تهران و بوزار پاریس و سومین رئیس دانشکده هنر های زیبا -بدین گونه توضیح می دهد

((سعی کردیم که در ایران معماری مدرن داشته باشیم ،ولی مدرنی که حال و هوای گذشته ایران در آن تبلور داشته باشد )) .

بدین ترتیب حتی قبل از آنکه معماری پست مدرن در غرب و نهایتا در کشورهای دیگر گسترش یابد ،نوعی معماری مدرن ایرانی که توجه به تمدن ،فرهنگ و تاریخ ایران داشت در کشور ما رشد نمود .

از این جهت آقای دکتر وحید قبادیان برای این سبک نام معماری نوگرای ایرانی را انتخاب کرده است که از طرفی در ساختمانهای این سبک نوگرایی عصر مدرن دیده می شود و از طرف دیگر استمرار سنت معماری ایران بصورت شفاف و هنرمندانه ای در شکل کالبدی بنا ملحوظ شده است .می توان بیان نمود که اصول نظری و شکلی این سبک معماری بر دو پایه زمان _عصر مدرن _ و مکان _سرزمین ایران _استوار است .این دورکن اساسی ،همتراز یکدیگر در ترکیب کالبدی ساختمان نشان داده شده است .

در این دوره فرم های سنتی و معماری گذشته ایران به عنوان زینت برای ساختمان های مدرن مورد استفاده قرار نگرفت .بلکه معمار از ابتدای طرح سعی در تلفیق و نمایش هر دو جنبه فرهنگ بومی ایران و خصوصیات جهانی عصر مدرن در کالبد فیزیکی بنا داشت .این مطلب بر خلاف قالب بناهای جدید است که یا شکل ساختمان بکلی مدرن و یا به کلی سنتی و یا طرح سنتی به عنوان بزک ساختمان های مدرن مورد استفاده قرار می گیرد .

هوشنگ سیحون را باید بانی، سردمدارو پیشکسوت این جنبش دانست .طرح او برای مقبره ابو علی سینا در همدان نقطه آغازاین سبک است .سیحون برای طرح این مقبره ،از طرح مقابر زمان ابو علی سینا ،مانند گنبد قابوس و مقابر سلاطین و نامداران عصر سامانی و سلجوقی الهام گرفت .اوگذشته را تکرار نکرد ،بلکه ترکیب سنتی مقبره را بصورتی جدید ،با استفاده از امکانات ساختاری مدرن و تلفیق با اشکال معماری مدرن به نمایش گذارد )).

۴- نمای ورودی اصلی آرامگاه ابوعلی سینا                                               ۵- گنبد قابوس

آیا با این تفاسیر می توان عنوان کرد که سیحون دست به دامن گنبد قابوس و یا مقابر سلاطین عصر سامانی و سلجوقی شده است ؟

اگر معمار انی چون سیحون ،امانت و ….. در دهه ۴۰و۵۰با بومی کردن و ایرانی کردن مدرن اینگونه برخورد کرده اند آیا در دهه ۸۰ و در شرایطی که شهرهای بزرگ کشور مان مملو از ساختمانهاو برجها ی بی هویت به اصطلاح مدرن شده است ،می توان تنها بدلیل قرار گرفتن لباس زن قشقایی به عنوان ایده طرح در یک برج تجاری و اداری لقب کاریکاتور برای آن در نظرگرفت ؟

ایده لباس زن قشقایی را که ریشه در فرهنگ اصیل ایرانی دارد و مربوط به پوشش قومی از اقوام این سرزمین می شود ،همسنگ آشیانه پرندگان یا شکل خروس به عنوان ایده قرار داد؟

به حقیقت دادن لقب کاریکاتور سزاوار برجها و ساختمانهایی است که در دهه اخیر به تقلید از ساختمانهایی نظیر برج العرب در شهرهای بزرگ کشور مان سر به فلک کشیده اند .

۶- برج العرب – دبی

نگاهی جدید در برخورد با ایده و کانسپت به دور از بحثها و شعار های زوال هویت در ارتباط با موضوعی که _ برج _هیچ پیش زمینه و مرجعی در ارتباط با آن در معماری ایرانی وجود ندارد نگاه هر معمار و شهر ساز دلسوزی را به خود جلب می کند .ضمن اینکه افقهای جدیدی را در برخورد با موضوع طراحی با نگاه به باورهای مردمی یک سرزمین می گشایدو با نگاهی ظریف ، ارزشهای قومی و اجتماعی را مد نظر دارد.

در همین رابطه از جمله کارهای موفقی که با توجه به ویژگی های قومی و منطقه ای طراحی شده است و برخوردی جدید با موضوع طراحی را به همراه داشته ، می توان به کار معمار ایتالیایی – رنزو پیانو – اشاره کرد.

((در پروژه مرکز فرهنگی جیبائو در نومئا اثر رنزوپیانو ،که قرار بود سمبل استقلال قوم کاناک باشد ،طبیعتا رجوع به سنت بومی پیش نیاز مهمی بود .معماری این قوم به کلبه های چوبی _پو شالی منحصر می شود و این خود محدودیتی بزرگ از نظر انتخاب الگو یی برای تغییر است .محدودیت دیگر بی دوام بودن این کلبه هاست که چنانچه پیانو می گوید ،باعث می شود معماری بومی کاناک نه از طریق حضور آثار تاریخی ،بلکه از طریق تداوم یک شیوه ساختمان سازی مشخص حفظ شود .پاسخ پیانو به این مسئله نوعی معماری است که در آن تک بنا عرض اندام نکند . تصویر مجموعه از دور یک نشان بارز محیطی است که مکمل و متمایز کننده منظره ساحل از دور است .این تصویر از ده سازه کلبه مانند در ابعاد مختلف بوجود آمده است که نظیر مجسمه های اسرار آمیز جزیره ایستر ،گویی هنرمندان بومی ناشناسی آنها را کنار یکدیگر ساخته اند .منتها بنای اصلی مرکز فرهنگی از یک ساختمان تشکیل نشده،بلکه کل مرکز نیز از سه بخش بوجود آمده که هر بخش به مثابه یک دهکدهبومی و مستقل است .))

پیانو در این کار سیمای جزیره ، خط آسمان ، مصالح و … را به عنوان پتانسیلهای موجوددرک کرده و نهایتا به ترکیبی زیبا و نو در ارتباط با حل مسئله بر آمده است .

۷- مرکز فرهنگی جیبائو در نومئا ، کالدونی نو

۸-   دور نمای مرکز فرهنگی

۹ – دورنمای مرکز فرهنگی متمایز ازفضای اطراف

۱۰- کلبه های چوبی و پوشالی قوم کاناک

می بینیم که روش طراحی واحدی وجود ندارد .هر بنا روش خاص خود را ایجاب می کند .بر خلاف گذشته که معماران در پیشنهاد روشهایی می کوشیدند که قابلیت بهره گیری در مقیاس جهانی داشته باشد امروزه هر معمار درهر  بنا به روش ویژه ای متوسل می گردد.ابداع روشهای طراحی بخشی ازخود خلاقیت معماری به شمار می رود .

در نظر گرفتن شهر کرج به عنوان شهری مهاجر پذیر که آن را به ایران کوچک مبدل ساخته است ، و استفاده از ایده لباس زن قشقایی برای کرج به عنوان مظهر و نمادی از هویت بومی و فرهنگی ،نوعی برخورد متفاوت و مستقل و بدور از تقلید های سطحی و کورکورانه می باشد . این برخورد راهکاری را ارائه می دهد که با نقدهای سازنده بجای برخورد های سلیقه ای می توانیم در جهت ساماندهی فضا در معماری و شهر سازی در شهر ها یمان ،بر اساس الگو های نا شناخته هنر و معماری ایرانی عمل نماییم .

در اینجا بد نیست نگاهی به برخورد با مسئله نسبت و تناسب داشته باشیم که از عوامل ایجاد هماهنگی در طراحی فضاهای شهری بوده و از نکات ویژه کنترل کننده طرح به حساب می آید .

هماهنگی در معماری و طراحی شهری عبارتست از ترکیب و تنظیم و ارتباط متناسب و متوافق اجزا و عناصر کالبدی فضایی .به گفته ماتین در معماری غرب دو نگرش نسبت به تنظیم و ترتیب اجزاو عناصر معماری وجود دارد :یکی مکتب طراحی کلاسیک که حاصل نظریات طراحان یونانی است و ویتروویوس (معماری رومی )و پیروان وی در دوره رنسانس تفسیر کرده اند ودیگری مکتب استادان قرون وسطی است اما مباحث نظری هماهنگی در معماری اغلب از نویسندگان کلاسیک دوره رنسانس است .

۱۱- درک نسبت وتناسبات زیبا ریشه در فرهنگ بشری دارد ،در

۱۲- سر در قصر قاجار پنج دری وسط و سه دری های

آلبرتی و دیگر نظریه پردازان دوران باستان زیبایی را هماهنگی ذاتی بنا می دانستند ،بنایی شامل مجموعه ای از نسبتها.نسبتهایی که زاییده هوس طراحان نیست بلکه مبتنی بر استدلال عینی است .کلید فهم نسبت برای طراحان کلاسیک سیستم هماهنگی موسیقی فیثاغورث است و در دوران رنسانس آلبرتی از چنین مفاهیمی نتیجه ساده و موثر ی می گیرد .

بدین معنی :قطعاتی (فواصلی )که تنظیم اصوات گوشنواز حاصل وجود آنهاست ،همانهایی هستند که به چشم نیز خوشاینداند .بنابراین همه قواعد نسبت در معماری و فضای شهری همان است که در موسیقی می بینیم . از  دیگر نسبتهایی که در نظریه معماری رنسانس به  عنوان نسبت خوشایند پذیرفته شده می توان به  مستطیل رادیکال ۲ اشاره کرد که در بعضی از نمونه های معماری دوره قاجار نیز قابل مشاهده است .

واما در ارتباط با ایده لباس زن قشقایی که عنصری بومی بوده و زیبایی موجود در آن برای هر ایرانی بصورت ذاتی از ویژگی های منحصربه فرد آن ائم از تناسبات ،هماهنگی ،رنگ بندی و ……ناشی می شود .ایده فوق که بصورت کانسپت شکل دهنده برای طرح نمای برج طالقانی مورد استفاده قرار گرفته بنا به آنچه گفته شد نه تنها ایده ای فاقد قابلیت های لازم جهت تبدیل شدن به فرم معمارانه نمی باشد بلکه نشان دهنده برخورد ایده آل در شرایطی است که در روند طراحی ساختمانهای بلند مرتبه، از نظر برخورد با موضوع ، هنوز با مشکل مواجه هستیم . برخورد فرمی با الگوبرداری از نمونه های خارجی باید توسط یک عامل درونی موثر جایگزین شود . عاملی درونی که خود جوهره معماری ایرانی در دوره معاصر را تشکیل دهد . اگر فرم کالبدی در ارتباط با موضوع پروژه موجود نباشد می توان مفهوم و معنا را درهنر ایرانی جستجو کرد .

۱۳-  هنر ایرانی نگاهی جدید درارتباط با ساماندهی فضا                 ۱۴- اسکیس طرح

۱۵-  برج (قبا)طالقانی در قالب فرم معماری  محمود نجاری سی سی

((فراموش نکنیم که دل مشغولی به باز نمود های فرهنگی که در دهه ۱۹۷۰به صورت کانون توجه همگان در آمد،همیشه با خطر نادیده گرفتن کیفیت معماری و اصالت آن مواجه بود .))

((رابطه بین فرم و عملکرد و معنی ، بایدبر خاسته از کد های معنایی عامه مردم باشد تا محصول بدست آمده از قابلیت بالایی برخوردار شود و تاثیر متقابل ادراک و رفتار در فضا ایجاد شود تا بدین ترتیب از فهم شخصی یا نخبه گرایی به فهم عامه استفاده کنندگان بدل شود .ایده های مفهومی و ایده های فضایی ،ممکن هم محسوب می شوند عدم رسیدگی به انطباق ادراکی ذهنی مردم و این دو ضمانت ،مقبولیت عام را از بین می برد و فقط در نگاهی خوشبینانه پذیرش عده ای خاص را در پی خواهد داشت.))

منابع و ماخذ :

۱ – شهاب کاتوزیان – فضا و آزادی آن در معماری آستانه هزاره سوم – مجله معماری و شهرسازی – دوره هشتم – آبان ۱۳۷۸ – ص۱۳ .

۲ – وحید قبادیان – معماری نوگرای ایرانی – مجله معماری و فرهنگ – شماره ۱۸و ۱۹ – تابستان و پاییز ۱۳۸۳ – ص ۴۲ .

۳ – کامران افشار نادری – رنتسو پیانو – مجله معمار – شماره ۸ – بهار ۱۳۷۹ – ص ۶۲ .

۴ – محمود توسلی – قواعد و معیارهای طراحی شهری – انتشارات مرکز مطالعات و تحقیقات شهرسازی و معماری ایران – ص۱۱۷ .

۵ – ویلیام ج . ر کرتیس ، مدرنیته سنت و جهان رو به توسعه – ترجمه سحر والازاده – از کتاب modern architecture since 1900 – انتشارات phaidon  – لندن – ۱۹۹۶ .

۶- کوپ هیمل بلاو – سرانجام معماری – ترجمه محمدرضا فاروقی – مجله معماری وفرهنگ – سال دوم – شماره ۵ – تابستان ۱۳۷۹ – ص۶۱ .

دینا صنیعی

 تاریخچه طراحی داخلی

طراحی داخلی صرفا مربوط به بهبود وضعیت بصری یا ظاهری یک فضای داخلی نیست بلکه هدف آن بهینه‌سازی و سازگارکردن استفاده‌های مورد نظر برای یک محیط ساخته شده‌است.
در واقع می‌توان از آن به روندی عملکردی، زیبایی‌شناختی و هدایت‌گر، برای رسیدن به‌اهداف مورد نظر از جمله پویایی، افزایش بازده‌ کاری و یا بهترکردن روش زندگی، یاد کرد. در این راستا، یک طراحی داخلی موفق، علاوه بر این آیتم‌ها باید پاسخگو در مقابل تغییرات اقتصادی، تکنولوژیکی، جمعیتی و اهداف تجاری سازمان یا نهادی که برای آن در نظر گرفته‌شده‌است، باشد.

به عنوان یک فعالیت انسانی، طراحی داخلی دارای پیشینه‌ای طولانی است اما به عنوان یک تخصص مجزا با عنوان «طراح داخلی»، اخیرا مطرح شده‌است. بسیاری از متخصصان آغاز آن را مربوط به ‌اوایل قرن ۲۰ام و مطرح شدن دکوراسیون داخلی به عنوان حرفه‌ای مجزا از معماری می‌دانند. در دهه‌های اخیر، این مبحث تمرکز زیادی روی فضاهای مسکونی داشته‌است. در دهه ۱۹۴۰ عناوین «طراحی داخلی» و «طراح داخلی» توسط برخی افراد که یک سری خدمات در این زمینه‌ارائه می‌دادند، مطرح شد. بعد از جنگ جهانی دوم، ادارات، هتل‌ها، فروشگاه‌ها و مدارس، همزمان با رونق اقتصادی کشورها، از لحاظ ساختار و ترکیبات فضایی، اهمیت زیادی یافتند.
به طور کلی می‌توان دو دسته بندی عملکردی مسکونی و خدماتی را برای طراحی داخلی در نظر گرفت. امروزه همانطور که ساختمان‌ها و مصالح رفته‌رفته متنوع‌تر و آمیخته با تکنولوژی پیشرفته‌تر و قوانین و استاندارد‌های مورد نیاز می‌شوند، طراحی داخلی نیز در حال تخصصی‌تر شدن است.

تاریخچه طراحی داخلی

تعریف تخصصی

طراحی داخلی یک تخصص چندجانبه ‌است که با استفاده ‌از راه‌حل‌های تکنیکی و خلاق در داخل یک ساختار، برای رسیدن به یک محیط داخلی مصنوع و جوابگو در مقابل نیازها و کارکردهای مختلف کاربران، عمل می‌کند؛ این راهکارها عملکردی هستند و به وضعیت زندگی و فرهنگ ساکنان بهبود می‌بخشند و از لحاظ زیبایی‌شناختی هم جذاب هستند.
طرح‌ها هماهنگ با پوسته بنا و با در نظر گرفتن موقعیت فیزیکی و بافت اجتماعی پروژه، ارائه می‌شوند؛ در واقع، این پروسه ‌از یک متدولوژی سیستماتیک و سازگار شامل تحقیق، تحلیل و مشارکت دانش در یک روند خلاق، پیروی می‌کند که به موجب آن تمام نیاز‌ها و امکانات مشتریان، برای تامین اهداف پروژه در نظر گرفته‌می‌شوند. طراحی داخلی شامل گستره‌ای از خدمات شکل گرفته توسط متخصصان حرفه‌ای دارای صلاحیت، تجربه و تحصیلات کافی است تا منجر به بهبود وضع زندگی، سلامت، امنیت و سعادت عموم جامعه شود.

نقش تخصصی طراحی داخلی در روند طراحی «کل ساختمان»

تخصص طراحی داخلی دارای اهمیت فوق‌العاده‌ای در روند طراحی «کل ساختمان» است و باید از آغاز پروژه به عنوان یک مرحله‌اساسی مورد توجه قرار گیرد. طراح داخلی نیازمند کار و همکاری نزدیک با کاربران نهایی، به منظور طراحی فضای متناسب با نیاز‌های آنها است. این در واقع می‌تواند به عنوان یک برنامه ‌استراتژیکی تلقی شود. این روند باید هم‌زمان با هدایت کارهای کلی ساختمان انجام گیرد و طراح در ارتباط کامل با برنامه و طرح کلی بنا و سیستم‌های موجود و معماری آن، برای جوابگویی صحیح به توقعات کاربر، باشد. بنابراین یک کار گروهی منسجم در اینجا بسیار مهم است و همکاری و هماهنگی تمامی ‌قواعد و ضوابط و برنامه‌ها برای رسیدن به راهکار‌های موفق ضروری است.

 تاریخچه طراحی داخلی

استراتژی‌های تخصصی برای دستیابی به نتایج مناسب
برای رسیدن به راهکار‌های بهتر و هوشمندانه، نیاز به یک تیم حرفه‌ای است که باید در ابتدای کار مشخص شود؛ طراح داخلی باید در اولین فرصت نقشه‌ها را برای طراحی فضا و انتخاب مصالح و مبلمان، از معمار دریافت کند. به عنوان مثال در این مورد، می‌توان به بررسی راهکارهای مناسب در مورد طراحی داخلی یک «فضای کار» پرداخت:
سلامت: ایجاد یک فضای کار سالم، تمیز و پایدار با رعایت نکات آکوستیکی و کیفیت مناسب نور پردازی و تهویه هوا.
امنیت: طراحی فضای کار با استفاده‌ از سیستم‌های امنیتی، به نحوی که‌از لحاظ فیزیکی، محافظ کاربران در مقابل خطرات و حوادث طبیعی و انسانی باشد.
راحتی: دسته‌بندی خدمات، سیستم‌ها و تجهیزات موجود در فضای کار برای تنظیم سیستم‌های گرمایی، نورپردازی، آکوستیکی و مبلمان برای جوابگو بودن به نیاز‌های متنوع افراد یا گروههای استفاده کننده.
انعطاف پذیری flexibility)): طراحی شرایط کاری مختلف برای فعالیت‌های متنوع موجود در یک مجموعه، طبقه‌بندی فعالیت‌ها و استفاده‌از مبلمان و تکنولوژی سیار و استفاده‌از تکنولوژی پیشرفته.

تاریخچه طراحی داخلی

ارتباط طراحی داخلی با سیستم‌های ساختمانی
طراح داخلی باید دارای معلومات کافی و قدرت تصمیم گیری در مورد سیستم‌های ساختمانی، به منظور تحقق اهداف پروژه باشد. به عنوان مثال ممکن است طراح داخلی از مهندس سازه بخواهد که یک کانال عبور هوا در زیر کف در نظر بگیرد، در این صورت کف باید بالا بیاید و این روی معماری طرح تاثیر می‌گذارد. یا در مورد نور پردازی باید اطلاعات کافی در مورد هماهنگی نور روز، دید‌ها و نور پردازی الکتریکی داشته باشد و این مسئله روی کار مهندس برق پروژه تاثیر می‌گذارد. یا ممکن است طراح داخلی پنجره‌ها را متناسب با تقسیم نور روز برای تمام فضای کار در نظر بگیرد و در چنین موردی با مشاوره با معمار طرح به نتیجه نهایی خواهند رسید. نظر معمار داخلی باید در تمام تصمیم گیریها مورد توجه قرار گیرد تا با آنالیز سیستمهای ساختمانی و با توجه خاص به مقوله طراحی پایدار و انتخاب مصالح و تکنیکهای مناسب در این زمینه، به طراحی محیط بپردازد.
شاید در نظر افکار عمومی‌ تصور شود که طراحی داخلی بیشتر در مورد فضاهای نمایشگاهی و فروشگاهی و یا برخی کاربریهای خاص دارای اهمیت است اما تمام کاربریها برای ایجاد شرایط مورد نیاز کاربران خود نیاز به طراحی داخلی دارند. در ادامه به عنوان مثال به بررسی طراحی داخلی در بیمارستان به عنوان یک فضای کاملا عملکردی می‌پردازیم.

تاریخچه طراحی داخلی

_تأثیر هنر و معماری اسلامی بر هنر و معماری اروپا و امریکا

جهانی شدن را با سه رویکرد مورد توجه و تأمل قرار داده‌اند. گروهی آن را معادل غربی شدن قلمداد کرده و چون این تمدن را فاقد صلاحیت‌های لازم برای جهانشمولی فرهنگ و اندیشه‌اش (به ویژه در ابعاد اخلاقی و آرمانگرایی) می‌دانند، جهانی شدن را خطری برای جهان معاصر ارزیابی می‌کنند و البته دلائل کافی  وافی برای اثبات مدعای خویش – در فقدان صلاحیت‌های لازم تمدن غربی – دارند. اما این که جهانی شدن کاملاً معادل غربی شدن باشد، فیه تأمل

گروهی دیگر جهانی شدن را تحقق رؤیاهای بشری در رسیدن به زبان و اندیشه‌ای مشترک دانسته و آن عاملی برای رسیدن به نوعی عدالت جهانی و توزیع همسان و یکسان ماده و معنا در سطح جهان می‌دانند. از دیدگاه اینان جهانی شدن فرصتی طلایی برای رسیدن به سطحی از ترقی است که ضعف‌ها و قوت‌ها در هم آمیزند و حاصل این آمیختن، نوعی عدالت در بهره‌بری از امکانات مادی و معنوی زمین باشد و گروه سوم، صحت و واقع‌نگری هر دو دیدگاه فوق را در تبیین دقیق جهانی شدن، انکار، و آن رامحصول ذوق‌زدگی از یک سو و بدبینی مفرط از دیگر سو می‌دانند اینان عقیده دارند، جهانی شدن از برای ملت‌ها و تمدن‌هایی که صاحب ایده و اندیشه‌اند، یک فرصت است. جهانی شدن تنها فرصتی برای عرضه کردن استعدادها قابلیت‌های تمدن‌ها و فرهنگ‌ها – به ویژه معنایی و معنوی – در جهان آیینه‌گونی است که رسانه‌ها آن را ساخته و پرداخته‌اند و نه صرفاً بستری مطیع و مهیا برای سلطه‌گری جهانی تمدن‌هایی خاص. به یک عبارت از تصور جهانی شدن لزوماً استعداد جهانی بودن حاصل نمی‌گردد. لذا باید از این فرصت برای رسیدن به جهانی بهتر، عادلانه‌تر و بخردانه‌تر بهره جست‌ و این با شناخت جهان و فرهنگ‌هایش و نیز ایده‌ها و اندیشه‌هایش حاصل می‌شود. جهانی شدن پروسه‌ای است که می‌بایست مقدمه‌ای چون جهان‌شناسی داشته باشد. گروه سوم قبل از صدور حکم نفی یا قبول جهانی شدن، سعی بر آن دارند که جهان را با تمامی جلوه‌های فکری و فرهنگی و هنری‌اش بشناسند و خود را بشناسانند. این جهانی شدن مطلوب تمامی کسانی است که به کرامت، عزت و استعدادها و قابلیت‌های شگرف انسان اعتقاد دارند.

این مقاله از رویکردهای فوق، رویکرد سوم را برگزیده است و در همین راستا از قابلیت‌های تمدنی سخن می‌گوید که به دلیل اعتقاد به وحدانیت مصوری خالق و نیز کرامت انسان، زبان و بیانی جهانی دارد. و این جهانی بودن آن‌گاه بیشتر آشکار می‌شود که به نگره‌های شهودی و بنیان‌های اشراقی هنر این تمدن به دیده دقت و تأمل نظاره شود.

اندلس (یا همان اسپانیای امروزی)، حلقه واسط فرهنگ و هنر اسلام و غرب است. حضور هشتصد ساله مسلمین در این سرزمین و به بار نشستن عمیق فرهنگ و هنر اسلامی، اسپانیا را پلی میان دو تمدن تبدیل نمود. شاید اولین حاکم اسلامی که اندلس و به ویژه قرطبه را به مرکزی فرهنگی تبدیل و آن را مهمترین نقطه اتصال فرهنگ و هنر اسلامی با غرب قرار داد، عبدالرحمان دوم (متوفی ۲۳۸ هجری – ۸۵۲ م) باشد. در زمان وی اندلس به پیشرفت‌های فرهنگی، علمی، فنی و هنری شگرفی دست یافت و طلایه‌دار فرهنگی متعالی در رویارویی با تمدنی گردید که آغازین قرون دوره تاریکی خود را پشت سر می‌گذاشت.

شوق و ذوق او در تبدیل قرطبه به یکی از علمی‌ترین شهرهای جهان، سبب گسیل شاعر دربارش «عباس بن‌ناصح» به مشرق زمین شد. وی مأموریت داشت تا کتب با ارزش را خریداری و علوم ایران و یونان را استنساخ کند. تلاش‌های او در این مورد به خلق کتابخانه‌ای در قرطبه انجامید که به گفته «لویی پرونسال» چهارصد هزار کتاب در آن موجود بود. (بخش مهمی از این کتب پس از قدرت یافتن کاردینال خمینس در اندلس در جشن کتاب سوزان غرناطه سوزانده شد.)

(۱)حضور دانشمندان و ریاضیدانان مشهوری چون ابن‌فرناس، (اولین دانشمندی که در قرن نهم میلادی برنامه پرواز را با ساختن بال‌هایی برای خود و طی مسافتی، طراحی نمود) یحیی‌بن حبیب منجم، عبیدالله شمس و عبدالواحدبن اسحاق ضبی و نیز موسیقیدانان بزرگی چون زریاب (شاگرد اسحاق موصلی و یکی از مشهورترین موسیقیدانان دربار هارون‌الرشید که خود آغازی بر ورود هنر به نقطه اتصال دو تمدن اسلامی و غربی بود) بر اهمیت و شکوه علمی اندلس می‌افزود.

از دیگر سو بلند آوازه‌ای چون محی‌الدین ابن عربی که سلطان مباحث عرفان نظری تمدن اسلامی است، خود زاییده مرسیه اندلس و میراث بر فرهنگ غنی و عمیقی است که در آن سرزمین ریشه دوانیده بود. به عنوان مثال او در «فصوص» «و فتوحات» چه بسیار از «ابن مسره» (متوفی ۸۹۹ میلادی) به عنوان یکی از مهم‌ترین عرفای اندلس نام می‌برد که به تحقیق و تصدیق محققان، کاملاً مؤثر بر اندیشه‌های ابن عربی بوده است. دیدار مشهور ابن عربی با ابن رشد در مرسیه نیز خود بیانگر حضور فلاسفه و اندیشمندان مهم اسلامی در اقصی نقاط غربی تمدن اسلامی است. فلاسفه‌ای چون ابن باجه (متوفی ۱۱۳۸ میلادی) که او را در مقایسه با سایر فلاسفه مسلمان، به فارابی (معلم ثانی) شبیه کرده‌‌اند و صاحب کتاب مشهوری چون «تدبیر المتوحد» است (کتابی که به سبک جمهوری افلاطون، در پی بنیادگذاری تئوریک مدینه‌ای فاضله است) بر اهمیت علمی و فرهنگی اندلس می‌افزاید. این لغت‌شناس، شاعر، ادیب، حافظ قرآن«، ریاضیدان و منجم بزرگ، همچنین صاحب کتب دیگری چون «کتاب النفس» و «رساله الاتصال» علاوه بر تعلیقاتش بر آراء جالینوس، فارابی و ارسطو است. ابن طفیل، فیلسوف نامدار دیگری از اندلس است که در سال ۵۲۰ هجری (۱۱۰۶ میلادی) در شهر قادس به دنیا آمد و در اهمیت و نقش او همین بس که وی استاد ابن رشد، مهمترین مروج آراء فلسفی جهان اسلام در اروپاست.

علاوه بر فلسفه، در علوم دیگر نیز اندسل مسلمان، صاحب آوازه است. علومی چون ستاره‌شناسی، علم‌الافلاک و ریاضیات. به عنوان مثال مجریطی (متوفی ۱۰۰۷ م) که در مجریط (Madrid) دیده به جهان گشود و از سرآمدان روزگار خود و به تعبیر صاعد در «طبقات‌الامم» امام ریاضیدانان عصر خویش بود، زیج خوارزمی را که بر اساس تقویم ساسانی تنظیم گردیده بود به تقیوم هجری اسلامی تغییر داد و کتب مهمی در نجوم، ریاضیات و کیمیا تألیف نمود. ابوالحکم عمرو کرمانی، شاگرد مجریطی (۱۰۶۶ میلادی) و امیه ابن ابی صلت (ریاضیدان و مکانیک بزرگی که اولین دانشمندی است که چون یک کشتی باربری با محموله مس در دریای مدیترانه غرق شد با ساختن آلات و وسائلی کشتی را از کف دریا به سطح آب منتقل نمود) نمونه‌های برجسته دیگر اندلس در علوم ریاضی و نجوم هستند.

مسلمانان اندلس علاوه بر علوم فوق‌الذکر دیگر چون گیاه‌شناسی و داروسازی با دانشمندانی چون ابن سبعین (متوفی ۱۲۶۹ م) غافقی (متوفی ۱۱۶۵ م) و ابن بیطار (متوفی ۱۲۴۸ م)، در علوم پزشکی با طبیبانی چون الزهراوی (متوفی ۱۰۰۹) که تألیفاتش طی قرون متوالی مرجع دانشکده‌های پزشکی در اروپا بود، ابن زهر (متوفی ۱۱۶۲)، الباهلی (متوفی ۱۱۵۴ م به عنوان اولین کسی که بیمارستانی سایر با چهل شتر تأسیس نمود) و علی بن عباس (متوفی ۹۹۴ م) متبحر و صاحب سبک بودند. این علوم از طریق ترجمه (توسط مترجمانی چون «قسطنطین آفریقایی»، «جرارد کرمونی» و «فرج بن سلیم کلیمی») و نیز آشنایی اروپاییان با مسلمین از طریق جنگ‌های صلیبی به اروپا منتقل شده و سرآغاز بیداری اورپاییان گردید.

هنر و معماری، مظهر و مجلای دیگری برای ظهور نبوغ و استعداد شگرف مسلمین در اروپا از طریق اندلس بود. این حضور در رشته‌های مختلف هنری چون شهرسازی، معماری مساجد، کاخ‌ها، پارک‌ها و پل‌ها، ضرب سکه، خوشنویسی، زردوزی بر روی پارچه، نساجی و کاغذسازی، چشمگیر بود و در بطن خود دارای چنان روح زیباشناسانه و قدرتمندی بود که به همان صورت مورد تقلید اروپاییان قرار می‌گرفت.

در معماری، اولین نمونه شگفت‌انگیزی این حضور، مسجد جامع قرطبه است. مسجدی که یکی از معماری‌های شکوهمند جهان اسلام است و در سال ۱۶۸ هجری بنای آن توسط «عبدالرحمن داخل» آغاز شده و توسط هشام فرزندش در سال ۱۷۷ هجری به پایان رسیده بود. این مسجد دارای ۱۳۹۲ ستون ازسنگ مرمر بود که با طاق‌های نیم‌دایره مانندی به هم پیوند می‌خوردند در شب برای روشن کردن آن از ده هزار آویز و شمعدان بزرگ ساخته شده از مس استفاده می‌شد. (لازم به ذکر است که مسیحیان پس از تسخیر اندلس، با تخریب قبه‌های بزرگ مسجد و از بین بردن تزیینات دیوارها، محراب و منبر سعی کردند هویت اسلامی بنا را از بین ببرند گرچه حضور آیات قرآنی بر سنگ‌های محراب این هویت را حتی تا به امروز فریاد می‌کند.) عبدالرحمان دوم به تقلید از همین مسجد عظیم، مسجد جامع اشبیلیه را بنا نمود و با توسعه قصر قرطبه و نیز کشیدن دو خیابان در دو کناره رود «وادی کبیر»، گردشگاه بسایر زیبایی برای قرطبه فراهم نمود. این حاکم مسلمان، غرناطه را از حیث زیبایی و آبادانی بدان جا رساند که محققانی چون «مسیو سیمونه» و «اولوجیو»، غرناطه را شهر زیبایی و عظمت نامیدند

(۲) همچنین عبدالرحمن سوم (متوفی ۳۵۰ هجری ۹۶۱ میلادی) ملقب به «الناصر» پس از عبدالرحمن دوم، نقشی مهم و عظیم در فرهنگ و هنر اندلس دارد. یکی از مهمترین کارهای این حاکم، ساخت شهری تحت عنوان «الزهرا» (در سال ۳۲۴ هجری) بود. به نقل ابن خلدون، ناصر، با فراخواندن معماران، هنرمندان، معبدسازان، خطاطان و نقاشان از سراسر اندلس، بغداد، مصر و حتی قسطنطنیه، شهری بسیار زیبا با بناهایی باشوکه بنا کرد.

(۳) یکی از شکوه‌مندترین این بناها قصر الزهرا و به ویژه تالار پذیرایی آن بود. در وصف این تالار آورده‌اند: «این تالار زیر قبه‌ای مرتفع که دیوارهای آن از سنگ مرمر بنا شده و با طلا و شنگرف تزیین شده و حوضی بزرگ و زیبا را در میان داشت بنا شده بود. در وسط حوض مجسمه کم‌نظیر و زیبایی نصب شده بود که از دهانه‌های آن آب می‌پاشید و امپراتور روم این مجسمه را با در گرانبهای دیگر به خلیفه الناصر هدیه کرده بود. در این حوض از جیوه (زنبق) به جای آب استفاده شده بود که با وزش باد و یا ایجاد حرکتی، مایع جیوه به حرکت و جنبش درآمده و چون آیینه‌های شکسته و یا متحرک، نور و روشنایی را به اطراف منعکس می‌کرد، و گاهی چون درخشش برق در آسمان موجب لذت و خوشایند و یا ایجاد وحشت و رعب می‌کرد و گاهی حاضران در تالار دست‌های خود را در برار چشمان خود قرار می‌دادند که از فشار نور و شدت برق آن بکاهند.»

(۴) به نقل «ابن عذاری» که با دقت و وسواس تعداد ستون‌های کاخ‌های «الزهرا» را شمرده است، این کاخ‌ها ۴۳۱۳ ستون مرمرین داشتند.

(۵)باغ‌ها و پارک‌هایی که در الزهرا ساخته شد این شهر را به یکی از زیباترین شهرهای جهان تبدیل نمود به قسمی که برخی مورخان، این شهر و به ویژه قصر الزهرا رابا افسانه‌های هزار و یک شب مرتبط ساختند.تزیین هنری این قصر با نقش و نگار آیات قرآنی و گچ‌بری‌ها و نقاشیهای هنرمندانه‌ای همراه بود که به تعبیری تا آن زمان، و همو خیال هیچ بلند پروازی قتدر به آفرینش نظیر آن نبود. در کنار قصر مسجدعظیمی نیزساخته شد که یکی از بی‌نظیزترین معماری‌های اندلسی بود.

تمامی این هنرمندی‌ها و معماری‌های باشکوه، خود تمهید و مقدمه‌ای برای «الحمراء» بود. این «لؤلؤی نشانه در میان زمرد» (به تعبیر شاعران مراکشی)، «شاهکار بی‌رغیب هنراسلامی غربی» بود که مدتها چشم اروپا را خیره کرد. الحمراء که شهر پادشاهان بنی‌نصر بود به واسطه کاخهایش به شهرتی افسانه‌ای رسید و به جواهر نشانی پرشکوه تبدیل شد چنان‌ که ویکتور هوگو در مدحش سرود: «ای حمراء ای قصری که فرشتگان تو را چنان که در خیال آید تزیین کرده و نشانه‌‌ای دلفریب داده‌اند، ای قلعه با شکوه کنگره‌دار که با گل‌ها و بوته‌ها و شاخ و برگ پر نقش شده‌ای و اکنون به ویرانی می‌روی، شب هنگام که اشعه نقره فام ماه بر طاق نماها و دیوارهای تو پرده می‌افکند آواز دلربا و سحرانگیزی از تو به گوش می‌رسد»

(۶) شگفت‌انگیزی و بی‌همتایی الحمراء، محققان را به تلاشی رمزگشایانه در ادراک ماهیت این اثر برانگیخت و در این راه جهان‌بینی اسلامی همراه با آیات قرآن هزار توی هزار بطنش (ان للقرآن بطنا او سبعین بطون) و نیز عرفان رازورانه و عاشقانه‌اش، مبنا و مسند محققان و متفکران بسیار در رمزگشایی آثاری از این دست گردید. چنان که در شرح طاق منبت‌کاری الحمراء آورده‌اند: «گفته‌اند که طاق منبت‌کاری الحمراء می‌خواهد به هفت آسمانی اشاره کند که در کتبیه قرآنی همراه آن ذکر شده است: (بزرگوار و متعالی است آن‌که فرمانروایی به دست اوست و او بر هر چیزی تواناست … آن که هفت آسمان طبقه طبقه را بیافرید. در آفرینش خدای رحمان هیچ خلل و بی‌نظمی نمی‌بینی. پس بار دیگر نظر کن، آیا در آسمان شکاف می‌بینی؟ بار دیگر نیز چشم بگشا و بنگر. نگاه تو خسته و درمانده به نزد تو باز خواهد گشت). پس مطبق بودن این طاق با ردیف‌های روی هم نشسته و همنشینی شمسه‌ها و چند ظلعی‌های سازگار و بی‌هیچ رخنه را می‌توان مثالی از طرح شگفت آسمانها دانست که مخلوق حکمت الهی است. سخن قرآن بدین معناست که خلقت خداوند شبیه به آفرینش نقش پردازی است که با موضوع همنشینی دقیق و هماهنگ و متناسب اشکال سازگار و حجم‌هایی سر و کار دارد که سخت و بی‌هیچ رخنه‌‌ای به هم بسته‌اند. مبهوت ماندن ناظر خسته و درمانده در درک رمز نظم پنهان عالم مخلوق خدا همچون حال ناظر نقوش گره است که ستاره‌ها و چند ظلعی‌های درهم بافته‌‌‌‌شان گویی پیوسته به هم متبدل می‌‌‌شوند بی‌‌‌‌‌‌‌‌آنکه هندسه پنهان خود را بر ملا سازند. «گرابار» طاق مقرنس تالار دو خواهران را تجسم تعبیر «طاق دوار فلک دانسته که در شعر عربی کتیبه پای طاق آمده است. این شعر از شاعر اندلسی، ابن‌زمرک (۷۹۵  ۷۳۳/۱۳۹۳  ۱۳۳۳) است. روزنه‌هایی که لابه‌لای کتیبه گشوده‌اند موجب بازی سایه و نور می‌شود، و ردیف‌های مقرنس طاق، که ترکیبی ستاره‌‌گون و مطبق است، این نور را به ظرافت در مراتب طاق پخش می‌کند. گرابار نوشته است، «گویی این گنبد را گنبدی دوار می‌‌یافته‌اند که گردش روزانه نور و تاریکی و منازل متغیر بروج را باز می‌نماید.» بخش‌های ذیر‌‌بط شعر مذکور چنین است:«اینجا گنبدی است چندان رفیع که از حد دید برون است، حس آن هم پنهان باشد و هم پیدا. جوزا دست خود (بهر کمک) سوی آن گشوده است و ماه بدر به نجوا سر پیش آورده. کواکب دری خواهند که درآن مأوا گیرند تا همچنان در طاق فلک سرگردان نمانند… در طاق آنچه قوس‌ها بر افراشته‌اند، قوس‌ها‌یی استوار بر ستون‌هایی که شامگاهان به نور مزین می‌‌گردد! گویی کواکب آسمانی‌اند که در مداراتشان همی گردند، و استن‌‌فجر، که چون آسمان را پیمود اندک آشکار شدن گیرد، در پرتو ایشان رنگ ببازد.»

(۷)ارنست گامیبریچ نیز در کتاب پر نفوذ خود «تاریخ هنر»، نگاره‌های دل‌انگیز و نقوش پرمایه رنگین‌‌الحمرا را مدیون اسلام می‌داند: «که فضایی را به وجود آورد که در آن هنرمندان از مسائل دنیوی و امور واقع روی برگیرند و در سپهر رویایی و تخیلی خط و رنگ ناب سیر کنند.»

(۸)این جا مجال سخن نیست که از رازها‌ی پنهان و اسرار باطنی هنری سخن بگوییم که هنرمندش جهان را چون جلوه‌ای از جمال بی‌همتای وجود مطلقی واحد می‌‌انگارد و تمامی ذوق و استعداد خدادادش را در تصویر‌‌گری این جمال بی‌مثال به خدمت می‌‌گیرد که آن را باید در کتب و تألیفات مفصلی که از سوی متفکران نگاشته شده جست‌وجو نمود اما می‌توان از اثر شگفت‌‌انگیز این هنر بر تمدن‌های دیگر به ویژه تمدن غرب که از طریق اندلس با این رمز و رازها روبروگشت، سخن گفت: این مقاله تنها ذکر مصادیقی محدود از این تأثیر پذیری است.

«هلن گاردنر» که در کتاب «هنر در گذر زمان» خود، گچبری‌های الحمراء را همتای خیال‌‌پردازی‌‌‌های ظریف شاعران مسلمان می‌داند، در تأثیر سبک معماران الحمراء بر اروپا و آمریکا می‌آورد: «نفوذ این سبک بر هنر اسپانیا در سراسر سده‌‌‌‌های میانه همچنان قوی بود و تا دوره رنسانس نیز رسید و رگه‌هایی از آن را می‌توان حتی در هنر مستعمرات اسپانیا در قاره امریکا مشاهده کرد.»

(۹) البته در این جا ذکر نکته‌‌‌‌‌ای را ضروری می‌دانیم و آن عمد و قصد وسیعی است که در انکار یا دست کم، نادیده گرفتن) تأثیرات هنر، فرهنگ و معماری اسلامی بر غرب، مجموعه تحقیقات و مطالعات غریبان را در بر گرفته است. هنگامی که کتب تاریخ دوره‌های مختلف مدارس امروز اسپانیا، از حضور مسلمین در اسپانیا، تنها به دو صفحه بسنده می‌کنند و از محققان منصف غربی کسی چون «گانیگوس» مستشرق اسپانیایی در مقدمه ترجمه کتاب «نفخ‌‌الطیب» می‌نگارد: «ماریانا مورخ اسپانیایی و سایر مورخان بزرگ این کشور با احساسات ملی و تعصب دینی همراه با دشمنی و کینه‌توزی عمیق نسبت به عرب، همیشه تألیفات مورخان عرب را تحقیر کرده و ناچیز شمرده‌اند، در نتیجه روش علمی بحث و مقارنه اسناد تاریخی عرب با نوشتارهای مسیحی را رد کرده‌اند و ترجیح داده‌اند تألیفات خود را بر پایه دیدگاه مسیحیان از تاریخ گذشته تنظیم کنند، لذا تاریخ اسپانیای قرون وسطی با وجود تحقیقات مورخان معاصر، همچنان جولانگاه خرافات و تناقضات است»

(۱۰) بنابراین نمی‌توان انتظار داشت منابع مکفی و مستندی را در مجموعه آثار محققان غربی، (جز در موارد معدود و نادری) پیرامون بررسی این تأثیرات یافت. این وظیفه مراکز تحقیقاتی و مطالعاتی جهان اسلام است که با ارسال محققان و نیز اختصاص رساله‌های دکتری توسط دانشگاه‌های اسلامی و به ویژه ایرانی، این بخش از تاریخ غبار گرفته هنر و معماری اسلامی و به تعبیر جهانی را که قطعاً یکی از نابترین دوره‌های هنر و معماری اسلامی است، روشن سازند.

با این وجود خیره‌کنندگی این آثار و نیز انصاف برخی محققان، نمونه‌ها و مستندات تاریخی روشنی را از تأثیر هنر و معماری اسلامی بر غرب همچنان که «گاردنر» متذکر شده است – در برابر رویمان می‌نهد. به عنوان مثال «مارتین بریگز» در مقاله‌ای تحت عنوان «معماری و ساختمان» در کتاب «میراث اسلام» وجود خصوصیات معماری اسلامی در کلیای ژرمینی دوپره – که در قرن نهم میلادی ساخته شد – را به حضور معماران مسلمان در اسپانیا و تأثیر آنان بر معماری این کلیسا مرتبط می‌سازد. از دیدگاه وی یکی از نمونه‌های دیگر این تأثیرات کنار هم قرار دادن گنبد و مناره به تقلید از معماری مسمانان است: «شکی نیست که در نظر معماران و مهندسین اسلامی، ساختمان گنبد و مناره پهلوی هم بسیار مطلوب بوده و این قسمت در (رن) نفوذ نموده به طوری که در بنای سنت پا، گنبد و برج پهلوی یکدیگر دیده می‌شود»

(۱۱) وی همچنین متذکر می‌شود در ساخت برج و باروی نظامی، اروپاییان از سبک معماری مسلمین در ساخت کنگره‌هایی به نام Machicolation متأثر بودند: «در سوریه نظیر این کنگره‌ها که به دست مسلمین ساخته شده نیز کشف شده که متعلق به سال ۷۲۹ بعد از میلاد می‌باشد. یکی از دروازه‌های قاهره که به باب‌النصر معروف است (۱۰۸۷) و به وسیله معماران ارمنی ساخته شده دارای ماچیکولیشن می‌باشد.

این ساختمان‌ها از لحاظ تاریخی بر بناهای نظیر آن در اروپا از قبیل قصر گیارد (۱۱۸۴)، شاتیون (۱۱۸۶)، نورویچ (۱۱۸۷) و وینچستر (۱۱۹۳) تقدم دارد. بدین طریق واضح می‌گردد که جنگجویان جنگ‌های صلیبی در معماری این قسمت را از اعراب آموخته‌اند.»

(۱۲)ساختمان کلیسا (که در اندیشه و حکمت مسیحی به مثابه تن عیسی بود) نیز از الگوهای معماری مسلمین بهره‌های فراوان برد: «در سیسیل در سال ۱۱۳۲ کاپلاپالتینا، و در سال ۱۱۳۶ کلیسای مارتورانا و در ۱۱۵۴ لازیزا و در ۱۱۸۰ لاکوبا ساخته شد این بناها از حیطه تسلط مسملین خراج بو. ولی باید دانست که حتی اگر بناهای مذکور به وسیله نورمان‌ها ساخته شده باشد باز مشخصات ساراسنیک (عربی) که در امالفی و سالرنو در خاک ایتالیا مشهود می‌گردد در آن‌ها فراوان است.

(۱۳)نکته مهمتر در همین فضا تأثیر معماری اسلامی – به ویژه در استفاده از هلال‌های نوکدار – بر معماری گوتیک است. این نکته گرچه در اکثر تألیفات مورخان هنر معمولاً نادیده انگاشته شده و از آن ذکری به میان نمی‌آید اما شباهت فوق‌العاده برخی معماری‌های گوتیک با معماری اسلامی (که در تصاویر زیر مشهود است) تقریباً هرگونه تردیدی در این تأثیرگذاری را از بین می‌برد.

شرح مستند «بریگز» در این تأثیرگذاری چنین است: «سبک تزییناتی که در ساختمان برج و باروها بکار می‌رفت از بین‌النهرین به قاره و از آنجا به ایتالیا نفوذ نمود و بعداً یکی از مشخصات معماری گوتیک گردید. حروفی که بر روی سنگ و چوب کنده می‌شده و در قرن نهم در مسجد ابن‌طولون در قاهره مشهود می‌گردد بعداً در ساختمان‌های گوتیک دیده می‌شود بعلاوه نوشتن حروف کوفی هنگام اشغال ایالات جنوبی به وسیله مسلمین در فرانسه نفوذ نمود و در انگلستان نیز مواردی هست که نفوذ تزیینات ساختمانی عرب را در آن کشور مشهود می‌سازد از آن جمله بنای کلیسای «وست مینیستر» نشانه خوبی است. نقوشی که اعراب در چوب می‌کندند بعداً در انگلستان بر روی فلزات معمول شد. طرح عرسبک و استعمال نقوشی هندسی جهت تزئینات محققاً جزو دیون  ما به مسلمین محسوب می‌شود یعنی همان مسلمینی که خود مبدع اصول بسیاری در علم هندسه بودند. تمام آنچه گفته شد نکات بخصوصی بودکه مختصراً به ذکر آنها و بعداً به طور دوستانه در قرون وسطی در معماری‌های مغرب زمین نفوذ بسیار داشته که در این مختصر ذکری از آن نگردیده است. در اسپانیا سبک ساختمانی اعراب تا اواخر دوره تجدد به خوبی پیش می‌رفت و مطالعه در این قسمت بسیاری از نکات مبهم و عجیب معماری اسپانیایی گوتیک را مشهود می‌سازد. بالاخره باید دانست که معماری اسلامی هنوز در بعضی از ممالک که به نظر ما عقب مانده‌اند به نشو و نمای خویش ادامه می‌دهد.»

(۱۴)آنچه تحت عنوان تأثیرپذیری معماری اروپا، از معماری اسلامی ذکر شد، مختص همان قرون اولیه آشنایی غرب با جهان اسلام بود. این معنا در دوره‌های بعد حتی پس از فتح اندلس به دست مسیحیان و نیز نهضت رنسانس که در معماری احیای دوره کلاسیک یونانی (با ساختمان‌های پرشکوه و مجلل) را آرمان خود می‌دانست، ادامه یافت. اوج‌گیری سفر اروپاییان به شرق و شرح گزارشاتی که این مستشرقان و جهانگردان از زیبایی‌های رازگونه شرقی ارائه می‌کردند در الگوگیری معماری اروپا از مسلمین بسیار مؤثر بود. «شیلابلر» و «جاناتان بلوم» در کتاب ارزشمند خود «هنر و معماری اسلامی» با اختصاص بخشی تحت عنوان «تأثیر هنر اسلامی» از تداوم تأثیرپذیری معماری اروپا از معماری اسلامی و به ویژه اسپانیا، چنین سخن می‌گویند: «اسپانیا با آن بناهای چشمگیر، در دسترس‌ترین کشور برای اخذ الگو از سوی اروپاییان بود. پیش‌تر در نیمه دوم قرن ۱۸ م./۱۲ هـ. آکادمی سن فرنادو، دو معمار به نام «خوان دویلانو» و «پدروروآرنال» را فرستاده بود تا به نظارت «خوزه دهر موسیلا»، ترسیم‌هایی از غرناطه و قرطبه (گرانادا و کوردوبا) بکشند، این ترسیم‌ها در ۱۷۸۰ م./ ۱۱۹۵ هـ با عنوان (Antigvedades Qrabes de Espena) منشتر گردید. همچنان که این کشور با اقبال فزاینده جویندگان مناظر بدیع مواجه بود، الحمراء به تخیل کلامی و تجسمی غرب نفوذ پیدا کرد. «جیمزکاوانه»، مورخی که از ۱۸۰۲ تا ۱۸۰۹ م./ ۱۲۱۷ تا ۱۲۲۴ هـ در اسپانیا بسر برد، آثار عتیقه از دوران عربان (لندن ۱۸۱۳) را منتشر ساخت، و چندی نگذشت که ادبا و نجبای اروپایی و امریکایی چون «شاتوبریان»، «ویکتورهوگو»، «واشینگتن اروینگ» و «تئوفیل گوآتیه» با نگارش شرح مسافرت خود بدانجا کار او را پی گرفتند. همسو با این گزارش‌های کلامی گزارش‌های تجسمی هم ارائه گردید: در سال ۳ – ۱۸۳۲ م./ ۱۲۴۸ هـ «ژرالد پرانژه» از اسپانیا دیدن کرد و چهار سال بعد «سوغات‌ها، الحمراء غرناطه» (پاریس، ۷ – ۱۸۳۶)، و به دنبال آن «بناهای تاریخی مسلمانان و مورها در قرطبه و اشبیلیه و غرناطه» (پاریس ۱۸۳۹) را که در واقع فقط به قرطبه و اشبیلیه می‌پردازد، منتشر ساخت. چند سال بعد هم او رساله‌ای در باب معماری مسلمانان و مورها در اسپانیا و سیسیل و شمال آفریقا (پاریس،۱۸۴۱) نگاشت و در آن به معرفی بناهای تاریخی شمال آفریقا در تونس، الجزایر و «بون» پرداخت. «جول گوری» و «اون جونز» در ۱۸۳۴ م./ ۱۲۵۰ هـ، تصویر الحمراء را کشیدند، گوری درگذشت و جونز یک تنه کار را ادامه داد و در ۱۸۳۷ م./ ۱۲۵۳ تنها بازگشت. اثر آنان بنام نقشه‌های کف، نقشه‌های نما، برش‌های مقطعی و تفصیلات الحمراء (لندن، ۴۵ – ۱۸۳۶ م./ ۶۱ – ۱۲۵۲ هـ) که در دو اطلس انتشار یافت کتاب الگوی معماران تلقی شد.»

(۱۵)همچنین یکی دیگر از مواردی که در معماری غرب تأثیر گذاشت، الگوگیری از الحمراء در ساخت تاترها و تالارهای موسیقی است. جان سوییتمن در کتاب «شرق‌زدگی، الهامات اسلامی در هنر و معماری انگلستان و امریکا» (۱۵۰۰ – ۱۹۲۰) چاپ کمبریج (۱۹۸۷) از افتتاح بنایی تحت عنوان «رویال پانوپتیکون» در سال ۱۸۵۶ در میدان لیسستر لندن سخن به میان می‌آورد که متأثر از طرح‌های الحمرا بود و دو سال بعد از افتتاح، به «تالار موسیقی الحمرا» تغییر نام یافت. به زعم نویسندگان کتاب هنر و معماری اسلامی «بدون تردید این سبک به شیوه‌ای شرق‌گرایانه در بعضی دیگر از سالن‌های تئاترها و تالارهای موسیقی انگلستان و امریکا تثبیت گردید»

(۱۶) علاوه بر آن چه ذکر شد این نکته نیز لازم به ذکر است که در تاریخ هنر سبکی به نام سبک مد جنی (Mude jar) در معماری و هنرهای تزیینی وجود دارد که «در واقع دستاوردهایی بود که پس از فتح مجدد اسپانیا، از مسلمین به جای ماند، اصطلاح مدجنی اساساً برای توصیف آثاری است که صنعتگران دستی مسلمان برای اربابان مسیحی اجرا کردند و از آن هنگام این اصطلاح برای توصیف آثار متأخر اسپانیایی در سنت اسلامی، به ویژه آجرکاری، گچبری، آثار چوبی، و کاشیکاری که به شیوه مغربی انجام شده‌اند، گسترش یافته است.»

(۱۷)ادله و مصادیق پیرامون تأثیرپذیری معماری غرب از معماری اسلامی، بسیار فراتر از اسلام، مصادیق معدودی است که تا بدینجا ذکر شد و تفصیل آن را باید در منابع مستندی چون «میراث اسلام» (چاپ‌های جدید آکسفورد) و کتب ارزشمند دیگری چون «شرق‌زدگی، الهامات اسلامی در هنر و معماری انگلستان و امریکا» (۱۹۲۰ – ۱۵۰۰) جست‌وجو نمود (همچون بناهای تاریخی هند اسلامی که الهام‌بخش بسیاری از هنرمندان و معماران انگلیسی گردید) لیک پیش از اتمام این بخش ذکر نکته‌ای دیگر در این راستا خالی از لطف نیست که در سال ۱۹۷۶ موزه «مترو پولیتن» و کالج «هانتر» پروژه‌ای را هدف آموزش ریاضیات متوسطه از طریق هنر آغاز نمودند. اولین قسمت این پروژه تماماً به نقوش هندسی اسلامی (که از بنیان‌های تئوریک معماری و نیز اسلیمی‌های هندسی اسلامی است) اختصاص داشت. طراحان این پروژه محققان، مؤلفان و معلمان ریاضی امریکا را به استفاده از این نقوش هندسی تشویق کردند: «طرح‌هایی که تجرد، منطق ذاتی و کلیتشان، آنها را به ابزارهای بسیار ارزشمندی برای تدریس موضوعاتی چون معرقکاری، جبر و گسترش هندسی تبدیل کرده است.»

(۱۸)تزیین، محور مهم دیگری در تأثیر هنر اسلامی بر هنر غرب است. در این‌جا مراد ما از تزیین، صرفاً هنرهای زینتی یا آرایه‌ای نیست بلکه تمامی هنرهایی است که به نحوی با نقش سر و کار دارند (و البته یکی از کارکردهای این نقش تزیین است)

از جمله اولین مصادیق این تأثیر، ردای سلطنتی «روجر دوم» پادشاه رومانی است. در حاشیه خود کتابتی عربی با خطوط کوفی دارد و خود نشانگر تأثیر هنر و فرهنگ اسلامی بر هنر کشورهای اروپایی است. هنرمندان اندلسی پس از فتح اسپانیا توسط مسیحیان، برای ساخت لباس‌های پرابهت و جلال اسقفان، کشیشان و نیز پادشاهان به سراغ همان طرح‌ها و نقوشی رفتند که مسلمین در طول حضور خود در آندلس آن را باب کرده بودند.

این مسأله برای هنرمندان اندلسی از یک سو و بزرگان و اشراف آنجا از سوی دیگر چنان اهمیت داشت که از قرن ۱۴ تا ۱۶ میلادی بسیاری از کارگاه‌های نساجی در اروپا همچنان نقش و مهر عربی را بر حاشیه پارچه‌ها می‌زدند (امری که از قرن ۱۲ آغاز شده بود و هنرمندان، بسیاری از خطوط کوفی عربی را بدون توجه به معانی آن بر پارچه‌ها ترسیم می‌کردند.)

حضور نقوش اسلامی نه تنها در آثار تزیینی اروپاییان، که در کتب هنرمندان نقاش نیز حضوری بارز یافت، چنان‌که «ارنست کونل» در کتاب خویش تحت عنوان «هنر اسلامی» می‌نویسد: «نقوش اسلیمی در سرزمین‌های غرب اسلامی از محبوبیت زیادی برخوردار شد و در اواخر قرن پانزدهم وارد هنر اروپا گردید و در قرن شانزدهم در نقوش کتب هنرمندانی چون: فرانچسکو پله گرینو (Francesco Pellgrino) پیتر فلانتنر (peter Flontner)، و هانس هولباین (Hans Holbein) و غیره وارد گشت.»

(۱۹)رنسانس و تحولات فراگیر جامعه غربی که یکی از نتایج آن اوج‌گیری استشراق و شرق‌شناسی همراه با برگزاری نمایشگاه‌های مهم بین‌المللی در اروپا بود باب ارتباط و مراوده افزون‌تر هنری بین جهان اسلام و غرب را گشوده‌تر ساخت. این اوج‌گیری و تأثیر چنان شگرفت بود که به تعبیر «پی‌یر اشنایدر» در کتاب ماتیس (چاپ نیویورک ۱۹۸۴) «شرق‌شناسی جای خود را به شرقی شدن سپرد.»

(۲۰)از سوی دیگر باب گشوده برگزاری نمایشگاه‌های بزرگ هنری در نیمه دوم قرن نوزدهم و اوائل قرن بیستم، ذوق و نظر کنجکاو اروپاییان و امریکاییان را مستقیماً به شگفت‌انگیزی نقوش زیبای هنر شرقی و اسلامی متوجه و سبب تحولی عمیق در سبک و شیوه هنرمندان نام‌آوری چون «اوژن دلاکرو»، «فردریک چرچ»، «ویلیام دمورگان»، «گوگن»، «هنری ماتیس» و «ژرژ سورا» گردید.

یکی از این نمایشگاه‌ها، «نمایشگاه بزرگ» بود که در سال ۱۸۵۱ میلادی در «هاید پارک» لندن بزگزار شد و در آشنا ساختن اروپایان با آثار شگفت‌انگیز هنری مسلمین که بخشی از نمایشگاه را تشکیل می‌داد، بسیار مؤثر واقع گردید. البته همزمان با این نمایشگاه‌ها، تحقیقات و تألیفات گسترده‌ای از سوی برخی محققان غربی پیرامون هنر اسلامی، صورت گرفت. استاد دانشگاه هاروارد (گل رونجیب اوغلو) این شوق غربیان به تحقیق و تأمل در هنر اسلامی به ویژه نقوش تزیینی را چنین شرح می‌دهد: «علاقه اروپاییان به تزییات اسلامی ریشه در قرون وسطی و دوره رنسانس داشت، اما در قرن نوزدهم به اوج خود رسید. بعد از انقلاب صنعتی که نظریه‌پردازان به تأمل در ماهیت نقوش انتزاعی پرداختند و آن را زبان شکل و رنگ مطلق دانستند، بحث پرشوری درباره تزیین درگرفت. تزیین که نهضت مدرن آن را مرتبه بس نازل‌تری تنزل داد و سپس نهضت پست مدرنیزم احیائش کرد، در اروپای قرن نوزدهم در مباحث نقد طراحی حائز نقش اصلی شد. اروپاییان در آن زمان در پی نگاره‌های مناسب برای تولید انبوه بودند و چون مناسبت عملی نقوش انتزاعی اسلامی برای این منظور آشکار شد، انتشار مطلب در این‌باره به سرعت فزونی گرفت»

(۲۱) البته عامل دیگری نیز اروپاییان را به کاوش در هنر دیگر ملل برمی‌انگیخت و آن بیداری روح رومانتیک اروپایی در قرون ۱۸ و ۱۹ بود. بدین ترتیب آثار مهم و متفاوتی در معرفی و شناساندن هنر و معماری به غربیان، به رشته تحریر درآمد که برخی از آنها عبارتند از: «آثار باستانی عربی در اسپانیا (۱۸۱۶) اثر جیمز کاوانا مرفی، کتاب چند جلدی «وصف مصر» که در سال‌های ۱۸۰۹ الی ۱۸۲۸ به دستور ناپلئون نگاشته شد و شامل تصویر بناهای اسلامی در مصر بود، «معماری عرب یا بناهای باشکوه قاهره، طرح‌ها و نقوش، از ۱۸۱۸ تا ۱۸۲۶». اثر پاسکال کست، «طرح‌ها و نقوش بناهای عربی مصر و شام و آسیای صغیر از ۱۸۲۴ تا ۱۸۴۵» نوشته فیلیبه ژوزف‌گیر و دوپرنژی، «هنر عرب براساس بناهای باشکوه قاهره از قرن هفتم تاپایان قرن هجدهم»، نگاشته شده به سال ۱۸۶۹ اثر پریس دوان (این کتاب‌ها شامل تابلوهای رنگی از نقشه‌ها و پلان‌های معماری اسلامی همراه با نقوش بود) «هنر عرب» (۱۸۹۳) اثر آلبر گایه، «پلان‌ها و نماها و مقاطع و جزییات الحمراء» (۱۸۴۲) اثر جولز گوری و اون جونز»، «رساله در معماری عرب‌ها و مغربیان در اسپانیا و سیسیل و بربریه» (۱۸۴۱) و «گلچین تزیینات مغربی الحمراء» نوشته فیلیبه ژوزف‌گیر و دوپرنژی، «وصف آسیای صغیر» (در موضوع معماری اسلامی) و «وصف ارمنستان و ایران و بین‌النهرین» (۱۸۲۴) هر دو از شارل فلی ماری تکسیه، «بناهای جدید ایران» (۱۸۶۷) نوشته کست، «معماری و تزیین ترکان در قرن پانزدهم» (۱۸۷۴) اثر لئون پاروویله، «دستور زبان تزیین» (۱۸۵۱) اون جونز، «هنر عرب‌ها» (۱۸۷۳) و «عناصر هنر عربی: ویژگی در هم بافتگی» (۱۸۷۹) هر دو از ژول بورژون، «نقوش اصیل هندسی برای پارچه» (۱۸۸۴۴) اثر دیوید رمزی هی، «شیوه‌های سنتی طراحی نقش» اثر کریستی، «پژوهشی بر اساس نظریه گروه و تحلیل ساختاری درباره تزئینات مغربی الحمراء در غرناطه» (۱۹۴۴) ادیت مولر و …

آثار نسبتاً کثیر اروپاییان پیرامون هنر اسلامی از یک سو و تقلید نقوش اسلامی در تزیینات غربی توسط نقاشان از دیگر سو، یکی از مهمترین عوامل تأثیر مستقیم این هنر بر سبک‌های هنری مدرن گردید. به عنوان مثال «اوژن دلاکرو» (۱۸۳۶ – ۱۷۹۸) در نقاشی‌های خود شدیداً متأثر از نقشگری‌های شرقی در مدت حضور خود در مراکش و الجزایر بود. همچنین «فردریک چرچ» مشهورترین منظره‌پرداز امریکایی در نیمه دوم قرن نوزدهم، بعد از سفر به فلسطین و سوریه شیفته معماری اسلامی گردید و پس از بازگشت، عمارتی اعیانی ساخت و آن را «اولانا» نامید (این کلمه از واژه عربی علانا – مکان – رفیع ما – گرفته شده بود) «در این خانه نقش مایه‌های الحمراء، ریزه‌کاری‌های ساده شده هندویی و کاشیکاری ایرانی به هم آمیخته است وی نسخه‌ای از «بناهای تاریخی ایران» (پاریس ۱۸۶۷) نوشته «پاسکال ژاویه کاست» را در اختیار داشت، از این رو عناصر همچون ستون‌های ایوان بالا خانه اولانا و گرته‌برداری‌های کرت هال مبتنی بر نگاره‌های ایرانی است که از راه آثار کاست با آنها آشنا شده بود.»

(۲۲) بر تأثیرپذیری نقاشان و طراحان آمریکایی از نقوش اسلامی، نام ویلیام دمورگان یکی از مشهورترین طراحان امریکایی قرن نوزدهم را نیز باید افزود که نقش‌هایش تجسم مشرب اسلامی بود.

اما در اروپا، مشهورترین نقاشان (که روش و سبک کارشان بعدها خود به مکاتب هنری تبدیل شد) تأثیرپذیری کاملی از هنر اسلامی داشتند، همچون «هنری ماتیس» نقاش فرانسوی (۱۹۵۴ – ۱۸۶۹) که به تعبیری «اولین و احتمالاً بزرگ‌ترین هنرمندی بود که در کارهای خود انس بالنده غرب را با هنر اسلامی در هم آمیخت» وی به دیدار نمایشگاه‌هایی چون «۲۵۰۰ قطعه هنر اسلامی» در سال ۱۸۹۳، «نمایشگاه جهانی» ۱۹۰۰، «نمایشگاه ۱۹۰۳» و «نمایشگاه هنر اسلامی در مونیخ» ۱۹۱۰ رفت و به‌ویژه در این نمایشگاه آخر چنان شیفته و شیدای هنر اسلامی و شرقی گردید که ابراز داشت: «شرق ما را نجات داد». او که پس از این آشنایی، خود را رها شده از «فوویسم» می‌دانست

(۲۳) هدف اصلی در آثارش را کشف و یافتن نور می‌دانست. پس در همان سال به اسپانیا سفر کرد و مادرید، کوردوبا (قرطبه) سویل (اشبیلیه) و گرانادا (غرناطه) را از نزدیک دید. این سفر و بعدها سفر او به مراکش، تأثیرپذیری او از هنر شرقی و اسلامی را کاملتر نموده و در آثاری چون «خانواده نقاش» متجلی گردید.

از دیدگاه محققان، این اثر از قواعد هنر اسلامی و ایرانی تأثیر گرفته است. فرش پهن شده بر زمین، نیمکت‌های راحتی با بالش‌هایی در عقب، پرسپکتیو عمودی و ترکیب‌بندی سه جزیی (به تأثیر از نگارگری ایرانی) دلایل این ادعایند: «سفر ماتیس به مراکش در اوایل سال ۱۹۱۲ زمستان ۱۳ – ۱۹۱۲ م، سبب شکل‌گیری بعضی از بیادماندنی‌ترین آثار وی گردید که در عین حال برخی از برانگیزاننده‌ترین تمثال‌های معماری مغربی نیز هست. این علاقه به هنر اسلامی در سراسر عمر طولانی او ادامه داشت و آثاری همچون کتاب مصور جاز او که در سال ۱۹۴۷ منتشر شد متن و تصویر را به شیوه الهام گرفته از نسخ مصور، اگر نگوییم مستقیماً مبتنی بر آن، با هم ترکیب می‌کند.»

(۲۴) و این ماتیس همان است که اشنایدر در مورد او گفت: «با آمدن ماتیس شرق‌شناسی جای خود را به شرقی شدن سپرد.» و «آنباربر» تأکید کرد: «انسان می‌تواند بر وجود شباهت‌هایی میان تابلوی «قهوه‌خانه عربی» و مینیاتور «شاهزاده و آموزگارش» اثر یک هنرمند ایرانی قرن شانزدهم به نام «آقا رضا» اذعان کند. احتمالاً این اثر را ماتیس، کمی قبل از سفر دومش به تانجر، در نمایشگاه موزه هنرهای تزیینی پاریس در سال ۱۹۱۳ دیده بود»

(۲۵)هربرت رید نیز در کتاب «معنی هنر» ارتباط قوی میان مینیاتورهای ایرانی و آثار ماتیس چنین روایت می‌کند. «در مینیاتورهای ایرانی و آثار ماتیس می‌بینیم که رنگ‌ها به قوی‌ترین و خالص‌ترین کیفیت خود، به وسیله نقاش مشهور انتخاب می‌شوند و نقاش از آنها نقشی می‌سازد که از برابر نهادن قوت و ضعف نسبی رنگ‌ها و نواحی رنگین پدید می‌آید.»

(۲۶)همچنین تاریخ هنر، روایتگر آن است که «گوگن» نقاش فرانسوی (۱۹۰۳ – ۱۸۴۸) رساله‌ای را برای نقاش دیگر فرانسوی «ژرژ سورا (۱۸۹۱ – ۱۸۵۹) فرستاد که ترجمه رساله «کتابچه نقاش ترک» بود این کتابچه نوشته شاعر ترک سنبلزاده وهبی (متوفی ۱۸۰۹) بود که به نقاشان جوان توصیه می‌کند که «بهتر است از بر نقاشی کنید» و به احتراز تعمدی از ظواهر بیرونی سفارش می‌کند. سنبلزاده به متعلمان می‌‌‌آموزد که به طرح‌‌‌‌های مجرد و رنگ‌های اصلی خیالی «در قالب نظریه‌‌ای که از پیش در ذهنتان مهیاست» شکل ببخشد. این سخن به طرز عجیبی یادآور قول نویسندگان قدیمی‌‌تر مسلمان در باره قوالب انتزاعی است که در خاطر هنرمندان نقش می‌‌‌بندد. شایان توجه است که برای توجیه نقاشی انتزاعی مدرن به وجاهت سنتی بصری اسلامی متوسل می‌شده‌اند، که به نظر چیتمن دارای «معانی سرنوشت‌‌‌سازی برای ماهیت و گسترش هنر انتزاعی از زمان نخستین تجربه‌‌های گوگن تا قرن بیستم» است. چنان که هدسن نوشته است، ماهیت بسیار غیر شمایلی سنت بصری اسلامی به معماران و هنرمندان القا می‌کرد که «از قوه خیال عالمی جدید بیافرینند… که در بیان خاص خود آکنده از شگفتی و لذت باشد.»

( ۲۷) «هربرت رید» در کتاب «فلسفه هنر معاصر» به ذکر جمله‌ای از گوگن می‌پردازد که تأثیر کلام سنبلزاده بر گوگن را به کمال می‌توان در آن مشاهده کرد: «برای جوان‌ها خوب است که مدلی داشته باشند اما بگذارید موقعی که نقاشی می‌‌کنند رویش پرده بکشند. بهتر است با اتکا به حافظه نقاشی کنید چون در این صورت کارتان از آن خودتان خواهد بود. احساس، هوش و روحتان بر چشم هنرمند اماتور (تفنن کار) پیروز خواهید شد.»

(۲۸) گوگن خود تأثیر پذیری عمیقی از هنر شرقی داشت آن چنان که از سوی سزان هماره به دلیل تقلید از هنرهای ژاپنی تحقیر می‌شد

(۲۹) اما این اعتقاد وجود دارد که تأثیر‌‌پذیری هنرمندان بزرگی چون گوگن و ماتیس از هنر شرقی و به ویژه هنر اسلامی- ایرانی راه را برای بروز یک انقلاب هنری و رجعت از ایستایی هنری به پویایی هنری باز کرد. گوگن که در آثار خود به دنبال ایجاد ارتباط تنگاتنگ بین رنگ و فرم بود«درگفته‌هایش به صراحت اظهار داشت تصویر قبل از این که کشتزار یا یک درخت باشد سطح رنگین درخشانی است که ضرورتاً باید پیوند آن را با دیگر قسمت‌های تصویر یافت و هماهنگ کرد. چنین بیانی کیفیت ویژه نقاشی ایرانی را به ذهن متبادر می‌سازد که ضمن ایجاد دنیای مثالی، طراحی را در قالب تصویر عینیت می‌بخشد که مبانی نقاشی نو را در خود جای داده است. گوگن در جای دیگر می‌گوید اگر طالب هستید رابطه میان رنگ و فرم را بشناسید و فرا گیرید به بافته‌‌های ایرانی توجه کنید… در این جاست که به صراحت می‌توان عنوان کرد که هنرمندان پیشرو اروپایی با پشت کردن به معیارهای آکادمیسم ایستای غربی و رویکرد به ارزش‌های تصویر هنر مشرق زمین توانستند، در سده نوزدهم، راه را برای تکوین هنر نوین باز کنند. پویایی، نوآوری، تحرک و تحول از ویژگی‌های هنر نوین است. ریشه‌های آن را در تصویر سنتی ایران می‌توان یافت. در تصویر سنتی احساس می‌شود که هنرمند در حرکت است نگاهش متوقف نیست همزمان با آن، موضوع نیز به حرکت درمی‌‌‌آید. با چرخش این دو و دنیای خیال هنرمند، در تصویر، فضایی غیر متعارف و بدیع فراهم می‌آید که هنر نو پیوسته در جست‌وجوی آن است.»

در پیرامون تأثیر گذاری هنر و معماری اسلامی بر هنر غرب می‌توان بیش از این سخن گفت و مستندات افزونتر را مورد تحقیق و بررسی قرار داد، لیک به دلیل جلوگیری از تطویل کلام تنها به یکی دیگر از بارزترین و مشهورترین این تأثیرات که الگوگیری سکه‌های پادشاهان اروپایی از سکه مسلمین است اشاره می‌کنیم.

در آغاز این مقال از رشد علوم وفنون اسلامی در اندلس توسط امرایی چون «عبدالرحمن دوم» و «عبدالرحمن سوم» (الناصر) سخن گفتیم. از کارهای مهم عبدالرحمن دوم تأسیس دارالضرب و ضرب سکه‌های طلا و نقره بود. وی دستور ضرب نقش و نگاری جدید بر این سکه‌ها را صادر کرده و بدین ترتیب در یک روی سکه دو نوشته «قل اللهم مالک الملک الی بیدک الخیر» و «الهکم اله واحد لااله الا هو الرحمن الرحیم» ضرب می‌شد و روی دیگر سکه نام امیر در مرکز آن و جمله «لا غالب الا الله» در اطراف آن نقش می‌بست.

به گفته مورخان در همان دوران حضور مسلمین در اندلس و نیز پس از آن، این نقش و نگار حتی با همان آیه‌های قرآنی، مورد استفاده پادشاهان اروپایی و مسیحی بود. به عنوان مثال «آلفونسوی هشتم» (۱۱۵۸ – ۱۱۲۴) پادشاه کاستیل و لیون سکه‌ای را بنام خود ضرب کرده بود که بر آن چنین جمله‌ای نقش بسته بود. «Amir al katulagin»

(امیر الکاتولیکین) و نیز پاپ اعظم در روم سکه‌ای را ضرب نمود که به تقلید از مسلمین اسپانیا، جمله «IMAM AL BIAHAL MASIHIYAH» (امام البیعه المسیحیه) یعنی رهبر کلیسای مسیحیت را بر آن نقش زده بود. اما مهمترین این سکه‌ها سکه‌ای است که در تاریخ هنر به سکه «اوفا» پادشاه مرسیا (۷۹۶ – ۷۵۷) مشهور است و در آن «لااله الاالله و محمد رسول‌الله» کاملاً به چشم می‌خورد. متن و تصویر زیر که در سایت (googel) تحت عنوان (Offa Rex) قابل دسترسی است، مستند صریحی بر مطلب فوق است.

این سکه هم اکنون در موزه بریتانیا موجود است.

همچنین نمونه مشخص دیگر یک صلیب برنجی ایرلندی است که متعلق به قرن نهم میلادی است و در مرکز آن با خط کوفی جمله «بسم‌الله» کاملاً به چشم می‌خورد.

پانوشت‌ها:

۱- آل علی، دکتر نورالدین، اسلام در غرب (تاریخ اسلام در اروپای غربی)، تهران، نشر دانشگاه تهران، ۱۳۷۰٫

۲- همان، ص ۱۵۵٫

۳- همان، ص ۲۳۳٫

۴- اسلام در غرب، ص ۲۳۳ – ۲۳۴٫

۵- هیلن برند، روبرت، معماری اسلامی، ترجمه دکتر باقر آیت‌الله‌زاده شیرازی، ص ۴۴۴، تهران، نشر روزنه، ۱۳۸۰٫

۶- بلخاری قهی، حسن، سرگذشت هنر در تمدن اسلامی (معماری و موسیقی)، ص ۱۳۴، تهران، نشر حسن افرا، چاپ دوم ۱۳۸۳٫

۷- نجیب اوغلو، گل‌رو، هندسه و تزیین در معماری اسلامی، ترجمه مهرداد قیومی بیدهندی، ص ۱۶۲، تهران، نشر روزنه، ۱۳۷۹٫

۸- گامبریچ، ارنست، تاریخ هنر، ترجمه علی رامین، ص ۱۳۱، تهران، نشر نی، چاپ دون، ۱۳۸۰٫

۹- گاردنر، هلن، هنر در گذر زمان،ترجمه محمد تقی فرامرزی، ص ۲۶۲، تهران، انتشارات آگاه، چاپ پنجم،۱۳۸۱٫

۱۰- اسلام در غرب، ص ۳٫

۱۱- The Legacy of Islam, Edited by the late SIR THOMAS ARNOLD & ALFRED GUILLAUM. Pg158, oxford 1934.

۱۲- Ibid, 159.

۱۳- Ibid, 160.

۱۴- Ibid, 164 – ۱۶۵٫

۱۵- بلر، شیلا و ام‌بلوم، جاناتان، هنر و معماری اسلامی، ترجمه اردشیر اشراقی، صص ۳۴۶ – ۳۴۵، تهران، سروش، ۱۳۸۱٫

۱۶- چیلوز ایان و آزبورن، هارولد، سبک‌ها و مکتب‌های هنری، ترجمه فرهاد گشایش، ص ۱۴۷، نشر عفاف، تهران، ۱۳۸۲، چاپ دوم.

۱۷- هندسه و تزیین در معماری اسلامی، ص ۱۲۱٫

۱۸- کونل، ارنست، هنر اسلامی، ترجمه دکتر یعقوب آژند، ص ۷۱، نشر مولی، تهران، ۱۳۷۶٫

۱۹- هنر و معماری اسلامی، شیلابلر و …، ص ۳۵۰٫

۲۰- هندسه و تزیین در معماری اسلامی، ص ۸۷٫

۲۱- هنر و معماری اسلامی، شیلابلر و … ص ۳۴۷٫

۲۲- «سفر به مراکش این امکان را برایم فراهم ساخت که پیوند لازم را میان دنیای برون (طبیعت) و ذهنیاتم برقرار سازم و از نظریه‌پردازهای محدودی همچون فوویسم رهایی یابم» حسینی، مهدی، نقاشان نوین و مشرق زمین، ص ۱۸، جزوه درسی دانشگاه هنر.

۲۳- هنر و معماری اسلامی، شیلابلر و … ص، ۳۵۰٫

۲۴- به نقل از کتاب هنر مدرن (بررسی و تحلیل هنر معاصر جهان) مرتضی گودرزی دیباج، ص ۱۹۶، نشر سوره مهر، تهران ۱۳۸۱٫

۲۵- رید، هربرت، معنی هنر، ترجمه نجف دریابندری، ص ۴۱، نشر شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، تهران، ۱۳۷۴، چاپ پنجم.

۲۶- هندسه و تزیین در معماری اسلامی، ص ۲۸۷٫

۲۷- رید، هربرت، فلسفه هنر معاصر، ترجمه محمد تقی فرامرزی، ص ۳۹، نشر نگاه، تهران، ۱۳۴۷، چاپ دوم.

۲۸- «گوگن نقاش نیست بلکه فقط سازنده عروسک‌های ژاپنی است» ولار، آمبراز، زندگی و هنر سزان، ترجمه علی‌اکبر معصوم بیگی، ص ۱۹۸، تهران نشر نگاه ۱۳۶۹

(۲۹) اما این اعتقاد وجود دارد که تأثیر‌‌پذیری هنرمندان بزرگی چون گوگن و ماتیس از هنر شرقی و به ویژه هنر اسلامی- ایرانی راه را برای بروز یک انقلاب هنری و رجعت از ایستایی هنری به پویایی هنری باز کرد. گوگن که در آثار خود به دنبال ایجاد ارتباط تنگاتنگ بین رنگ و فرم بود«درگفته‌هایش به صراحت اظهار داشت تصویر قبل از این که کشتزار یا یک درخت باشد سطح رنگین درخشانی است که ضرورتاً باید پیوند آن را با دیگر قسمت‌های تصویر یافت و هماهنگ کرد. چنین بیانی کیفیت ویژه نقاشی ایرانی را به ذهن متبادر می‌سازد که ضمن ایجاد دنیای مثالی، طراحی را در قالب تصویر عینیت می‌بخشد که مبانی نقاشی نو را در خود جای داده است. گوگن در جای دیگر می‌گوید اگر طالب هستید رابطه میان رنگ و فرم را بشناسید و فرا گیرید به بافته‌‌های ایرانی توجه کنید… در این جاست که به صراحت می‌توان عنوان کرد که هنرمندان پیشرو اروپایی با پشت کردن به معیارهای آکادمیسم ایستای غربی و رویکرد به ارزش‌های تصویر هنر مشرق زمین توانستند، در سده نوزدهم، راه را برای تکوین هنر نوین باز کنند. پویایی، نوآوری، تحرک و تحول از ویژگی‌های هنر نوین است. ریشه‌های آن را در تصویر سنتی ایران می‌توان یافت. در تصویر سنتی احساس می‌شود که هنرمند در حرکت است نگاهش متوقف نیست همزمان با آن، موضوع نیز به حرکت درمی‌‌‌آید. با چرخش این دو و دنیای خیال هنرمند، در تصویر، فضایی غیر متعارف و بدیع فراهم می‌آید که هنر نو پیوسته در جست‌وجوی آن است.»

در پیرامون تأثیر گذاری هنر و معماری اسلامی بر هنر غرب می‌توان بیش از این سخن گفت و مستندات افزونتر را مورد تحقیق و بررسی قرار داد، لیک به دلیل جلوگیری از تطویل کلام تنها به یکی دیگر از بارزترین و مشهورترین این تأثیرات که الگوگیری سکه‌های پادشاهان اروپایی از سکه مسلمین است اشاره می‌کنیم.

در آغاز این مقال از رشد علوم وفنون اسلامی در اندلس توسط امرایی چون «عبدالرحمن دوم» و «عبدالرحمن سوم» (الناصر) سخن گفتیم. از کارهای مهم عبدالرحمن دوم تأسیس دارالضرب و ضرب سکه‌های طلا و نقره بود. وی دستور ضرب نقش و نگاری جدید بر این سکه‌ها را صادر کرده و بدین ترتیب در یک روی سکه دو نوشته «قل اللهم مالک الملک الی بیدک الخیر» و «الهکم اله واحد لااله الا هو الرحمن الرحیم» ضرب می‌شد و روی دیگر سکه نام امیر در مرکز آن و جمله «لا غالب الا الله» در اطراف آن نقش می‌بست.

به گفته مورخان در همان دوران حضور مسلمین در اندلس و نیز پس از آن، این نقش و نگار حتی با همان آیه‌های قرآنی، مورد استفاده پادشاهان اروپایی و مسیحی بود. به عنوان مثال «آلفونسوی هشتم» (۱۱۵۸ – ۱۱۲۴) پادشاه کاستیل و لیون سکه‌ای را بنام خود ضرب کرده بود که بر آن چنین جمله‌ای نقش بسته بود. «Amir al katulagin»

(امیر الکاتولیکین) و نیز پاپ اعظم در روم سکه‌ای را ضرب نمود که به تقلید از مسلمین اسپانیا، جمله «IMAM AL BIAHAL MASIHIYAH» (امام البیعه المسیحیه) یعنی رهبر کلیسای مسیحیت را بر آن نقش زده بود. اما مهمترین این سکه‌ها سکه‌ای است که در تاریخ هنر به سکه «اوفا» پادشاه مرسیا (۷۹۶ – ۷۵۷) مشهور است و در آن «لااله الاالله و محمد رسول‌الله» کاملاً به چشم می‌خورد. متن و تصویر زیر که در سایت (googel) تحت عنوان (Offa Rex) قابل دسترسی است، مستند صریحی بر مطلب فوق است.

The center text reads “There is no deity excepet Allah, He is the one and only, He has no partner.” The text around the circumference reads “Muhammad the Messenger of Allah, sent him with guidance and true religion to make it Victories over all (other) religions”. Obverse: The center text reads “Muhammad is the Messenger of Allah with the nam of the king Offa rex Weritten upside down within that text. The text around the circumference reads “In the name of Allah. This (coin) was minted in 157 A.H (1576.H. corresponds to 773 – ۷۷۴ C. E.).

این سکه هم اکنون در موزه بریتانیا موجود است.

همچنین نمونه مشخص دیگر یک صلیب برنجی ایرلندی است که متعلق به قرن نهم میلادی است و در مرکز آن با خط کوفی جمله «بسم‌الله» کاملاً به چشم می‌خورد.

پانوشت‌ها:

۱- آل علی، دکتر نورالدین، اسلام در غرب (تاریخ اسلام در اروپای غربی)، تهران، نشر دانشگاه تهران، ۱۳۷۰٫

۲- همان، ص ۱۵۵٫

۳- همان، ص ۲۳۳٫

۴- اسلام در غرب، ص ۲۳۳ – ۲۳۴٫

۵- هیلن برند، روبرت، معماری اسلامی، ترجمه دکتر باقر آیت‌الله‌زاده شیرازی، ص ۴۴۴، تهران، نشر روزنه، ۱۳۸۰٫

۶- بلخاری قهی، حسن، سرگذشت هنر در تمدن اسلامی (معماری و موسیقی)، ص ۱۳۴، تهران، نشر حسن افرا، چاپ دوم ۱۳۸۳٫

۷- نجیب اوغلو، گل‌رو، هندسه و تزیین در معماری اسلامی، ترجمه مهرداد قیومی بیدهندی، ص ۱۶۲، تهران، نشر روزنه، ۱۳۷۹٫

۸- گامبریچ، ارنست، تاریخ هنر، ترجمه علی رامین، ص ۱۳۱، تهران، نشر نی، چاپ دون، ۱۳۸۰٫

۹- گاردنر، هلن، هنر در گذر زمان،ترجمه محمد تقی فرامرزی، ص ۲۶۲، تهران، انتشارات آگاه، چاپ پنجم،۱۳۸۱٫

۱۰- اسلام در غرب، ص ۳٫

۱۱- The Legacy of Islam, Edited by the late SIR THOMAS ARNOLD & ALFRED GUILLAUM. Pg158, oxford 1934.

۱۲- Ibid, 159.

۱۳- Ibid, 160.

۱۴- Ibid, 164 – ۱۶۵٫

۱۵- بلر، شیلا و ام‌بلوم، جاناتان، هنر و معماری اسلامی، ترجمه اردشیر اشراقی، صص ۳۴۶ – ۳۴۵، تهران، سروش، ۱۳۸۱٫

۱۶- چیلوز ایان و آزبورن، هارولد، سبک‌ها و مکتب‌های هنری، ترجمه فرهاد گشایش، ص ۱۴۷، نشر عفاف، تهران، ۱۳۸۲، چاپ دوم.

۱۷- هندسه و تزیین در معماری اسلامی، ص ۱۲۱٫

۱۸- کونل، ارنست، هنر اسلامی، ترجمه دکتر یعقوب آژند، ص ۷۱، نشر مولی، تهران، ۱۳۷۶٫

۱۹- هنر و معماری اسلامی، شیلابلر و …، ص ۳۵۰٫

۲۰- هندسه و تزیین در معماری اسلامی، ص ۸۷٫

۲۱- هنر و معماری اسلامی، شیلابلر و … ص ۳۴۷٫

۲۲- «سفر به مراکش این امکان را برایم فراهم ساخت که پیوند لازم را میان دنیای برون (طبیعت) و ذهنیاتم برقرار سازم و از نظریه‌پردازهای محدودی همچون فوویسم رهایی یابم» حسینی، مهدی، نقاشان نوین و مشرق زمین، ص ۱۸، جزوه درسی دانشگاه هنر.

۲۳- هنر و معماری اسلامی، شیلابلر و … ص، ۳۵۰٫

۲۴- به نقل از کتاب هنر مدرن (بررسی و تحلیل هنر معاصر جهان) مرتضی گودرزی دیباج، ص ۱۹۶، نشر سوره مهر، تهران ۱۳۸۱٫

۲۵- رید، هربرت، معنی هنر، ترجمه نجف دریابندری، ص ۴۱، نشر شرکت انتشارات علمی و فرهنگی، تهران، ۱۳۷۴، چاپ پنجم.

۲۶- هندسه و تزیین در معماری اسلامی، ص ۲۸۷٫

۲۷- رید، هربرت، فلسفه هنر معاصر، ترجمه محمد تقی فرامرزی، ص ۳۹، نشر نگاه، تهران، ۱۳۴۷، چاپ دوم.

۲۸- «گوگن نقاش نیست بلکه فقط سازنده عروسک‌های ژاپنی است» ولار، آمبراز، زندگی و هنر سزان، ترجمه علی‌اکبر معصوم بیگی، ص ۱۹۸، تهران نشر نگاه، ۱۳۶۹٫

۲۹- حسینی، مهدی، نقاشان نوین و مشرق زمین، ص ۱۱، دانشگاه هنر

منبع: کتاب حکمت هنر، زیبایی (مجموعه مقالات)، چاپ اول، دفتر نشر فرهنگ اسلامی٫

نویسنده: حسن بلخاری

شرکت معماری آرتور و همکاران (AOA)
تلفن: ۲۲۹۸۳۳۸۵ و ۲۲۷۰۶۶۳۱
آدرس: فرمانیه، بلوار اندرزگو، خیابان وطن پور شمالی، بن بست هنگامه، پلاک ۳